مراد از مکتب سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
مراد از مکتب سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۶:۱۳
، ۱۸ دسامبر ۲۰۲۱جایگزینی متن - 'عین' به 'عین'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==)) |
جز (جایگزینی متن - 'عین' به 'عین') |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
:::::*'''امتزاج [[دین]] با [[سیاست]]''': یکی از بارزترین خصوصیات مکتب سیاسی اسلام، نسبت به سایر [[مکاتب سیاسی]] این است که عنصر دین و [[مذهب]] با سیاست امتزاج دارد؛ یعنی با هم ترکیب وجودی دارند و دارای یک ماهیت و [[هویت]] هستند و لذا با تفریق [[اسلام]] از سیاست، سیاست عبارت خواهد بود از: مجموعه شعبدهبازیهای [[اجتماعی]]، در جهت [[بردگی]] و بازیدادن [[انسان]]، و نیز اسلام منهای سیاست به عامل تخدیر تودهها توسط [[حکّام]] [[جبار]] و مزدور تبدیل خواهد شد؛ زیرا اسلام و سیاست با همدیگر “امتزاج” دارند و سیاست بُعدی از [[تشریع اسلامی]] است. امتزاج با “اختلاط” فرق دارد؛ اختلاط آن است که دو و یا چند جنس را در هم مخلوط کنیم به طوریکه قابل جدا کردن باشند؛ مانند اختلاط نخود با لوبیا که میتوان آنها را از هم جدا ساخت، بدون اینکه به ماهیت آن خللی وارد شود | :::::*'''امتزاج [[دین]] با [[سیاست]]''': یکی از بارزترین خصوصیات مکتب سیاسی اسلام، نسبت به سایر [[مکاتب سیاسی]] این است که عنصر دین و [[مذهب]] با سیاست امتزاج دارد؛ یعنی با هم ترکیب وجودی دارند و دارای یک ماهیت و [[هویت]] هستند و لذا با تفریق [[اسلام]] از سیاست، سیاست عبارت خواهد بود از: مجموعه شعبدهبازیهای [[اجتماعی]]، در جهت [[بردگی]] و بازیدادن [[انسان]]، و نیز اسلام منهای سیاست به عامل تخدیر تودهها توسط [[حکّام]] [[جبار]] و مزدور تبدیل خواهد شد؛ زیرا اسلام و سیاست با همدیگر “امتزاج” دارند و سیاست بُعدی از [[تشریع اسلامی]] است. امتزاج با “اختلاط” فرق دارد؛ اختلاط آن است که دو و یا چند جنس را در هم مخلوط کنیم به طوریکه قابل جدا کردن باشند؛ مانند اختلاط نخود با لوبیا که میتوان آنها را از هم جدا ساخت، بدون اینکه به ماهیت آن خللی وارد شود | ||
::::::اما امتزاج “ترکیب” است؛ مانند ترکیب شیمیایی ئیدروژن با اکسیژن که نتیجه آن [[آب]] - این مایه [[حیات]]- میشود و “آب” در صورتی آب است که این ترکیب به هم نخورد؛ زیرا اگر این ترکیب به هم بخورد دیگر در [[عالم]] خارج آبی وجود ندارد، و نیز مانند “آلیاژ” که همجوشی وجودی و [[همبستگی]] و ترکیب دو فلز را گویند؛ مانند: ترکیب طلا با مس، ترکیب نقره با مس و فلزات دیگر که از طریق ذوبکردن آنها انجام میگیرد، این امتزاج است. طلا و نقره هرچند خود به خود گرانبها و مورد توجه هستند، اما بدون مس نیز تاب و [[مقاومت]] [[خارجی]] ندارند و به زودی ساییده شده و از بین میروند. | ::::::اما امتزاج “ترکیب” است؛ مانند ترکیب شیمیایی ئیدروژن با اکسیژن که نتیجه آن [[آب]] - این مایه [[حیات]]- میشود و “آب” در صورتی آب است که این ترکیب به هم نخورد؛ زیرا اگر این ترکیب به هم بخورد دیگر در [[عالم]] خارج آبی وجود ندارد، و نیز مانند “آلیاژ” که همجوشی وجودی و [[همبستگی]] و ترکیب دو فلز را گویند؛ مانند: ترکیب طلا با مس، ترکیب نقره با مس و فلزات دیگر که از طریق ذوبکردن آنها انجام میگیرد، این امتزاج است. طلا و نقره هرچند خود به خود گرانبها و مورد توجه هستند، اما بدون مس نیز تاب و [[مقاومت]] [[خارجی]] ندارند و به زودی ساییده شده و از بین میروند. | ||
:::::: اسلام و سیاست نیز | :::::: اسلام و سیاست نیز عین ترکیبهای شیمیایی و ترکیبهای آلیاژی با هم امتزاج دارند؛ یعنی قابل تفکیک نیستند و برخی از شواهد این [[واقعیت]] را تاکنون ملاحظه کردهاید، اما برای دریافت هرچه عمیقتر این مسأله مروری در [[فقه]] [[اسلام]] و منابع آن بکنیم آنگاه ببینیم اسلام در واقع چگونه با [[سیاست]]، [[اجتماع]]، [[اقتصاد]]، [[حکومت]] و... [[جوش]] خورده و ترکیب پیدا کرده است. | ||
::::::یکی از کتابهای [[ارزشمند]] و مورد قبول [[شیعه]] و [[سنّی]] کتاب معروف الخلاف است که در فقه تطبیقی نوشته شده است و نویسنده آن شیخالطائفه [[طوسی]] از ارکان و بزرگان [[تاریخ]] [[فقاهت]] و [[حدیث]] و [[تفسیر قرآن]] است. | ::::::یکی از کتابهای [[ارزشمند]] و مورد قبول [[شیعه]] و [[سنّی]] کتاب معروف الخلاف است که در فقه تطبیقی نوشته شده است و نویسنده آن شیخالطائفه [[طوسی]] از ارکان و بزرگان [[تاریخ]] [[فقاهت]] و [[حدیث]] و [[تفسیر قرآن]] است. | ||
:::::: [[شیخ طوسی]] در کتاب الخلاف، ابواب (کتابهای) [[فقهی]] را در هشتاد و یک کتاب مستقل عنوانگذاری نموده و مورد بحث قرار داده است. ما فقط عناوین و نامهای آن فصول و کتابها را که تشکیل دهنده تار و پود [[شریعت اسلام]] هستنددر اینجا [[ذکر]] میکنیم و سپس [[قضاوت]] نهایی را به عهده خواننده محترم میگذاریم که بداند چند درصد فقه اسلام به مسائل و موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[تربیتی]] ([[احکام حکومتی]]) مربوط میشود و چند درصد به [[عبادات]] به معنای اخصّ آن؟ | :::::: [[شیخ طوسی]] در کتاب الخلاف، ابواب (کتابهای) [[فقهی]] را در هشتاد و یک کتاب مستقل عنوانگذاری نموده و مورد بحث قرار داده است. ما فقط عناوین و نامهای آن فصول و کتابها را که تشکیل دهنده تار و پود [[شریعت اسلام]] هستنددر اینجا [[ذکر]] میکنیم و سپس [[قضاوت]] نهایی را به عهده خواننده محترم میگذاریم که بداند چند درصد فقه اسلام به مسائل و موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[تربیتی]] ([[احکام حکومتی]]) مربوط میشود و چند درصد به [[عبادات]] به معنای اخصّ آن؟ | ||