پرش به محتوا

امام در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۲۴: خط ۲۴:
[[پرونده:600.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مرتضی مطهری]]]]
[[پرونده:600.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مرتضی مطهری]]]]
::::::آیت‌الله '''[[مرتضی مطهری|شهید مطهری]]''' در کتاب‌های ''«[[امامت و رهبری (کتاب)|امامت و رهبری]]»''؛ ''«[[حماسه حسینی (کتاب)|حماسه حسینی]]»'' و غیره در این‌باره گفته است:
::::::آیت‌الله '''[[مرتضی مطهری|شهید مطهری]]''' در کتاب‌های ''«[[امامت و رهبری (کتاب)|امامت و رهبری]]»''؛ ''«[[حماسه حسینی (کتاب)|حماسه حسینی]]»'' و غیره در این‌باره گفته است:
::::::«'''امام''' به معنای [[پیشوا]] است. کلمه پیشوا در [[فارسی]]، درست ترجمه تحت‌اللّفظی کلمه امام است در [[عربی]]. خود کلمه امام یا پیشوا مفهوم مقدسی ندارد. پیشوا یعنی کسی که پیشرو است. عدّه‌ای تابع و پیرو او هستند اعم از آنکه آن پیشوا [[عادل]] و [[راه]] یافته و درست رو باشد یا [[باطل]] و [[گمراه]] باشد. [[قرآن]] هم کلمه امام را در هر دو مورد اطلاق کرده است. پس کلمه امام یعنی پیشوا<ref>امامت و رهبری، ص۴۶.</ref>. یعنی آن کسی که قرآن می‌گوید [با [[انتصاب]] او] من [[دین]] را تکمیل کردم و نیز می‌دانیم که جزئیات مسائل در قرآن نیست و [[حقیقت اسلام]] نزد اوست<ref>امامت و رهبری، ص۱۹۸.</ref>.
 
«'''امام''' به معنای [[پیشوا]] است. کلمه پیشوا در [[فارسی]]، درست ترجمه تحت‌اللّفظی کلمه امام است در [[عربی]]. خود کلمه امام یا پیشوا مفهوم مقدسی ندارد. پیشوا یعنی کسی که پیشرو است. عدّه‌ای تابع و پیرو او هستند اعم از آنکه آن پیشوا [[عادل]] و [[راه]] یافته و درست رو باشد یا [[باطل]] و [[گمراه]] باشد. [[قرآن]] هم کلمه امام را در هر دو مورد اطلاق کرده است. پس کلمه امام یعنی پیشوا<ref>امامت و رهبری، ص۴۶.</ref>. یعنی آن کسی که قرآن می‌گوید [با [[انتصاب]] او] من [[دین]] را تکمیل کردم و نیز می‌دانیم که جزئیات مسائل در قرآن نیست و [[حقیقت اسلام]] نزد اوست<ref>امامت و رهبری، ص۱۹۸.</ref>.


امام یعنی همان [[حاکم]] میان [[مسلمین]]، فردی از افراد مسلمین که باید او را برای [[حکومت]] [[انتخاب]] کنند<ref>امامت و رهبری، ص۱۶۳.</ref>. امام یعنی کارشناس امر دین، کارشناسی [[حقیقی]] که به [[گمان]] و [[اشتباه]] نیفتد و [[خطا]] برایش رخ ندهد<ref>امامت و رهبری، ص۹۴-۹۵.</ref>. [[شیعه]] امام را در چنین مقامی تلقی می‌کند که [[حافظ]] و [[نگهبان شریعت]] و [[مرجع]] [[مردم]] برای شناساندن [[اسلام]] است<ref>امامت و رهبری، ص۹۶.</ref>. امام یعنی [[رهبر]]<ref>حماسه حسینی، جلد دوم، ص۲۴۸.</ref>. غالباً کلمه امام یا [[ائمه]] به [[پیشوایان]] [[عادل]] و [[صالح]] اطلاق می‌شود و در عرف [[شیعه]] کلمه امام بر پیشوایان بر [[حق]] و [[معصوم]] اطلاق می‌شود که فقط دوازده نفرند<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۸۴.</ref>.
امام یعنی همان [[حاکم]] میان [[مسلمین]]، فردی از افراد مسلمین که باید او را برای [[حکومت]] [[انتخاب]] کنند<ref>امامت و رهبری، ص۱۶۳.</ref>. امام یعنی کارشناس امر دین، کارشناسی [[حقیقی]] که به [[گمان]] و [[اشتباه]] نیفتد و [[خطا]] برایش رخ ندهد<ref>امامت و رهبری، ص۹۴-۹۵.</ref>. [[شیعه]] امام را در چنین مقامی تلقی می‌کند که [[حافظ]] و [[نگهبان شریعت]] و [[مرجع]] [[مردم]] برای شناساندن [[اسلام]] است<ref>امامت و رهبری، ص۹۶.</ref>. امام یعنی [[رهبر]]<ref>حماسه حسینی، جلد دوم، ص۲۴۸.</ref>. غالباً کلمه امام یا [[ائمه]] به [[پیشوایان]] [[عادل]] و [[صالح]] اطلاق می‌شود و در عرف [[شیعه]] کلمه امام بر پیشوایان بر [[حق]] و [[معصوم]] اطلاق می‌شود که فقط دوازده نفرند<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۸۴.</ref>.
خط ۳۸: خط ۳۹:
| پاسخ‌دهنده = محسن اراکی
| پاسخ‌دهنده = محسن اراکی
| پاسخ = آیت‌الله '''[[محسن اراکی]]''' در کتاب ''« [[گفتگوی دو مذهب (کتاب)|'''گفتگوی دو مذهب''']]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = آیت‌الله '''[[محسن اراکی]]''' در کتاب ''« [[گفتگوی دو مذهب (کتاب)|'''گفتگوی دو مذهب''']]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«واژه "[[امام]]" از ریشه "أَمَ" گرفته شده و معنای متعددی برای این ریشه در متون لغوی بیان شده است که جمع میان آنها چندان آسان به نظر نمی‌رسد؛ مثلاً ابن [[فارس]] با وجود آنکه تلاش کرده است تمام معانی این واژه را به یک ریشه برگرداند، به نظر می‌رسد در این امر موفق نبوده است. وی با تتبع در کاربردهای مختلف واژه "أَمَ" چهار اصل برای آن بیان می‌کند. ابن [[فارس]] بدون آنکه عنوانی خاص برای اصل اول ذکر کند، چهار باب با عناوین "اصل"، "[[مرجع]]"، "[[جماعت]]" و "[[دین]]" از آن متفرع می‌سازد. از دیدگاه وی سه اصل دیگر عبارت‌اند از: "القامة"، "الحین" و "القصد" که هر کدام کاربردهایی خاص دارد<ref>احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱.</ref>.
 
«واژه "[[امام]]" از ریشه "أَمَ" گرفته شده و معنای متعددی برای این ریشه در متون لغوی بیان شده است که جمع میان آنها چندان آسان به نظر نمی‌رسد؛ مثلاً ابن [[فارس]] با وجود آنکه تلاش کرده است تمام معانی این واژه را به یک ریشه برگرداند، به نظر می‌رسد در این امر موفق نبوده است. وی با تتبع در کاربردهای مختلف واژه "أَمَ" چهار اصل برای آن بیان می‌کند. ابن [[فارس]] بدون آنکه عنوانی خاص برای اصل اول ذکر کند، چهار باب با عناوین "اصل"، "[[مرجع]]"، "[[جماعت]]" و "[[دین]]" از آن متفرع می‌سازد. از دیدگاه وی سه اصل دیگر عبارت‌اند از: "القامة"، "الحین" و "القصد" که هر کدام کاربردهایی خاص دارد<ref>احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱.</ref>.


[[خلیل بن احمد فراهیدی]] نیز درباره نخستین معنای این ریشه چنین می‌گوید: {{عربی|اعلم أن كل شي‏ء يضم إليه سائر ما يليه فإن العرب تسمي ذلك الشي‏ء أمّا...}}<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۶؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱، ص۴۵۸.</ref>؛ "بدان که هر چیزی که سایر آنچه که از پی او می‌آید به او ضمیمه شود، پس همانا [[عرب]] آن چیز را امّ می‌نامد".
[[خلیل بن احمد فراهیدی]] نیز درباره نخستین معنای این ریشه چنین می‌گوید: {{عربی|اعلم أن كل شي‏ء يضم إليه سائر ما يليه فإن العرب تسمي ذلك الشي‏ء أمّا...}}<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۶؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱، ص۴۵۸.</ref>؛ "بدان که هر چیزی که سایر آنچه که از پی او می‌آید به او ضمیمه شود، پس همانا [[عرب]] آن چیز را امّ می‌نامد".
خط ۶۱: خط ۶۳:
| پاسخ‌دهنده = علی ربانی گلپایگانی
| پاسخ‌دهنده = علی ربانی گلپایگانی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی]]''' در مقاله ''«[[امامت (مقاله)|امامت]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی]]''' در مقاله ''«[[امامت (مقاله)|امامت]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«امام، فرد یا چیزی است که به او [[اقتدا]] می‌شود. در کتاب‌های لغت برای امام مصادیقی برشمرده شده است که عبارت اند از: [[قرآن کریم]]، [[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}}، [[جانشین]] [[پیامبر]]{{صل}}، امام در [[نماز جماعت]]، [[فرمانده سپاه]]، راهنمای مسافران، ساربان و راهنمای شتران، چوب و ریسمان، تراز در ساختمان، راه پهن و [[آشکار]]، دانشمندی که از او [[پیروی]] می‌شود <ref>معجم المقاییس فی اللغة، ص۴۸، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۱ ـ ۳۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷؛ المفردات فی غریب القرآن، ص۲۴، اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷؛ فرهنگ عمید، ص۱۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/69 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۶۹.]</ref>.
 
«امام، فرد یا چیزی است که به او [[اقتدا]] می‌شود. در کتاب‌های لغت برای امام مصادیقی برشمرده شده است که عبارت اند از: [[قرآن کریم]]، [[پیامبر|پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}}، [[جانشین]] [[پیامبر]]{{صل}}، امام در [[نماز جماعت]]، [[فرمانده سپاه]]، راهنمای مسافران، ساربان و راهنمای شتران، چوب و ریسمان، تراز در ساختمان، راه پهن و [[آشکار]]، دانشمندی که از او [[پیروی]] می‌شود <ref>معجم المقاییس فی اللغة، ص۴۸، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۱ ـ ۳۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷؛ المفردات فی غریب القرآن، ص۲۴، اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷؛ فرهنگ عمید، ص۱۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/69 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۶۹.]</ref>.


مجموع تعریف‌هایی که [[متکلمان اسلامی]] برای [[امامت]] بیان کرده‌اند دو دسته است: تعریف‌های عام که [[نبوت]] را نیز در برمی‌گیرد و تعریف‌های خاصی که شامل [[نبوت]] نمی‌شود. عبارت: "امام کسی که دارای رهبری عمومی در مسائل دینی و دنیوی است"<ref>{{عربی|« الإمام الذی له الریاسة العامة فی الدین والدنیا جمیعاً‏»}}؛ التعریفات، ص۲۸.</ref> و عبارت‌های دیگری همانند آن، تعریف‌های عام [[امامت]] است<ref>قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴؛ ارشاد الطالبین، ص۳۲۵، المسلک فی اصول الدین، ص۱۸۷؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۴؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۴۵؛ أبکار الأفکار، ج۳، ص۴۱۶)</ref>. در این تعریف‌ها به [[خلافت]] یا [[نیابت]] از [[پیامبر]]{{صل}} اشاره نشده است، بدین جهت، [[نبوت]] را نیز شامل می‌شود، ولی دسته دوم، تعریف‌هایی است که قید [[خلافت]] یا [[نیابت]] از [[پیامبر]]{{صل}} در آنها آمده است و بدین جهت شامل [[نبوت]] نمی‌شود. دو نمونه از این تعریف‌ها به قرار ذیل است.
مجموع تعریف‌هایی که [[متکلمان اسلامی]] برای [[امامت]] بیان کرده‌اند دو دسته است: تعریف‌های عام که [[نبوت]] را نیز در برمی‌گیرد و تعریف‌های خاصی که شامل [[نبوت]] نمی‌شود. عبارت: "امام کسی که دارای رهبری عمومی در مسائل دینی و دنیوی است"<ref>{{عربی|« الإمام الذی له الریاسة العامة فی الدین والدنیا جمیعاً‏»}}؛ التعریفات، ص۲۸.</ref> و عبارت‌های دیگری همانند آن، تعریف‌های عام [[امامت]] است<ref>قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴؛ ارشاد الطالبین، ص۳۲۵، المسلک فی اصول الدین، ص۱۸۷؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۴؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۴۵؛ أبکار الأفکار، ج۳، ص۴۱۶)</ref>. در این تعریف‌ها به [[خلافت]] یا [[نیابت]] از [[پیامبر]]{{صل}} اشاره نشده است، بدین جهت، [[نبوت]] را نیز شامل می‌شود، ولی دسته دوم، تعریف‌هایی است که قید [[خلافت]] یا [[نیابت]] از [[پیامبر]]{{صل}} در آنها آمده است و بدین جهت شامل [[نبوت]] نمی‌شود. دو نمونه از این تعریف‌ها به قرار ذیل است.
خط ۸۷: خط ۹۰:
| پاسخ‌دهنده = محمد تقی یارمحمدیان
| پاسخ‌دهنده = محمد تقی یارمحمدیان
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان]]''' در کتاب ''«[[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان]]''' در کتاب ''«[[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«واژه [[امام]] در لغت برای معانی گوناگونی به کار گرفته شده است؛ اما همگی در یک راستا بوده و جامع تمامی آنها معنای [[رئیس]]، [[رهبر]] و پیشوای هر گروه است<ref>فراهیدی، خلیل، العین، ج۸، ص۴۲۸؛ ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۸؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات، ص۸۷.</ref>. با وجود اندک اختلافی پیرامون اصطلاح‌شناسی [[امامت]] در [[علم کلام]]<ref>جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۴۱-۵۷؛ ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۲۳-۳۳.</ref>، [[متکلمان]] در مجموع، آن را به [[ریاست]] فراگیر در تمام مسائل [[دینی]] و [[دنیایی]]، به [[نیابت]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تعریف کرده‌اند<ref>مفید، محمد بن محمد، النکت الاعتقادیة، ص۳۹؛ طوسی، محمد بن حسن، الرسائل العشر، ص۱۰۳؛ ابن‌میثم بحرانی، میثم، النجاة فی القیامة، ص۴۱؛ سیوری، فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۳۲۵.</ref>. در مباحث [[معرفتی]]، گاهی سخن از امامت به معنایی فراگیر است که حتی [[پیامبران]] را هم در بر می‌گیرد و بار دیگر، تنها سخن از [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌باشد. در این صورت نیز، گاه سخن راجع به امامت [[جانشینان پیامبر]]{{صل}} به صورت مطلق است، اما گاه بحث ناظر به اشخاص ایشان می‌باشد»<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]] ص ۲۱.</ref>.
 
«واژه [[امام]] در لغت برای معانی گوناگونی به کار گرفته شده است؛ اما همگی در یک راستا بوده و جامع تمامی آنها معنای [[رئیس]]، [[رهبر]] و پیشوای هر گروه است<ref>فراهیدی، خلیل، العین، ج۸، ص۴۲۸؛ ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۸؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات، ص۸۷.</ref>. با وجود اندک اختلافی پیرامون اصطلاح‌شناسی [[امامت]] در [[علم کلام]]<ref>جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۴۱-۵۷؛ ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۲۳-۳۳.</ref>، [[متکلمان]] در مجموع، آن را به [[ریاست]] فراگیر در تمام مسائل [[دینی]] و [[دنیایی]]، به [[نیابت]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تعریف کرده‌اند<ref>مفید، محمد بن محمد، النکت الاعتقادیة، ص۳۹؛ طوسی، محمد بن حسن، الرسائل العشر، ص۱۰۳؛ ابن‌میثم بحرانی، میثم، النجاة فی القیامة، ص۴۱؛ سیوری، فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۳۲۵.</ref>. در مباحث [[معرفتی]]، گاهی سخن از امامت به معنایی فراگیر است که حتی [[پیامبران]] را هم در بر می‌گیرد و بار دیگر، تنها سخن از [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌باشد. در این صورت نیز، گاه سخن راجع به امامت [[جانشینان پیامبر]]{{صل}} به صورت مطلق است، اما گاه بحث ناظر به اشخاص ایشان می‌باشد»<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]] ص ۲۱.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۹۳: خط ۹۷:
  [[پرونده: 11412.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمدرضا مصطفی‌پور]]]]
  [[پرونده: 11412.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمدرضا مصطفی‌پور]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین'''[[محمدرضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور]]''' در مقاله ''«[[امامت (مقاله)|امامت]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین'''[[محمدرضا مصطفی‌پور|مصطفی‌پور]]''' در مقاله ''«[[امامت (مقاله)|امامت]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::'''«"امام"''' به معنای "[[پیشوا]]"، "پیشرو"<ref>فرهنگ فارسی، ج۱، ص۳۴۶ ـ ۳۴۷، «امامت».</ref>، "مقتدا"، "قیّم"، "[[مصلح]]"، "[[الگو]]"، "راه اصلی" و "[[راهنما]]" است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۵، «امم».</ref> کسی یا چیزی که مورد [[پیروی]] واقع می‌گردد، [[انسان]] باشد یا کتاب یا چیزی دیگر، به [[حق]] باشد یا بر [[باطل]] <ref>مفردات، ص ۸۷ ، «ام».</ref> امام است<ref>المنجد، ص ۱۷، «ام».</ref>ریشه این واژه "ا ـ م ـ م" و به معنای قصد<ref> لسان العرب، ج ۱، ص ۲۱۲.</ref> یا قصد با توجه خاص و این معنا در همه مشتقات آن محفوظ است.  
 
'''«"امام"''' به معنای "[[پیشوا]]"، "پیشرو"<ref>فرهنگ فارسی، ج۱، ص۳۴۶ ـ ۳۴۷، «امامت».</ref>، "مقتدا"، "قیّم"، "[[مصلح]]"، "[[الگو]]"، "راه اصلی" و "[[راهنما]]" است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۵، «امم».</ref> کسی یا چیزی که مورد [[پیروی]] واقع می‌گردد، [[انسان]] باشد یا کتاب یا چیزی دیگر، به [[حق]] باشد یا بر [[باطل]] <ref>مفردات، ص ۸۷ ، «ام».</ref> امام است<ref>المنجد، ص ۱۷، «ام».</ref>ریشه این واژه "ا ـ م ـ م" و به معنای قصد<ref> لسان العرب، ج ۱، ص ۲۱۲.</ref> یا قصد با توجه خاص و این معنا در همه مشتقات آن محفوظ است.  
::::::امام کسی است که همواره مقصود و [[هدف]] حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد، گرچه با [[اختلاف]] موارد و قصدکنندگان و جهات و اعتبارات، گوناگون می‌شود؛ مانند: امام [[جمعه]] و [[جماعت]]، امام [[هدایت]] و امام [[ضلالت]] <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۳۶ ـ ۱۳۷، «أمّ».</ref>، بر این اساس دیگر معانی این واژه و مشتقات آن از لوازم معنای ریشه است»<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۴، ص۲۱۹.]</ref>.
::::::امام کسی است که همواره مقصود و [[هدف]] حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد، گرچه با [[اختلاف]] موارد و قصدکنندگان و جهات و اعتبارات، گوناگون می‌شود؛ مانند: امام [[جمعه]] و [[جماعت]]، امام [[هدایت]] و امام [[ضلالت]] <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۳۶ ـ ۱۳۷، «أمّ».</ref>، بر این اساس دیگر معانی این واژه و مشتقات آن از لوازم معنای ریشه است»<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=4 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۴، ص۲۱۹.]</ref>.
}}
}}
خط ۱۰۰: خط ۱۰۵:
  [[پرونده:1100786.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مصطفی سلیمانیان]]]]
  [[پرونده:1100786.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[مصطفی سلیمانیان]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[مصطفی سلیمانیان]]''' در کتاب ''«[[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[مصطفی سلیمانیان]]''' در کتاب ''«[[مقامات امامان (کتاب)|مقامات امامان]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«واژه «[[امام]]» بر وزن فِعال اسم مصدر است و از سه حرف اصلی (أ م م) که مهموز و مضاعف است، گرفته شده و مصدر آن [[امامت]] و فعل آن «أمّ یؤمّ» به معنی قصد کردن و جمع آن «أئمه» (بر وزن أفعله) می‌باشد و در لغت به هرکس یا هر چیز که مورد [[تبعیت]] و [[پیروی]] قرار گیرد یا [[سرپرست]] و [[رهبر]] گروهی شود امام گویند<ref>مفردات، ص۲۴؛ لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴.</ref>.
 
«واژه «[[امام]]» بر وزن فِعال اسم مصدر است و از سه حرف اصلی (أ م م) که مهموز و مضاعف است، گرفته شده و مصدر آن [[امامت]] و فعل آن «أمّ یؤمّ» به معنی قصد کردن و جمع آن «أئمه» (بر وزن أفعله) می‌باشد و در لغت به هرکس یا هر چیز که مورد [[تبعیت]] و [[پیروی]] قرار گیرد یا [[سرپرست]] و [[رهبر]] گروهی شود امام گویند<ref>مفردات، ص۲۴؛ لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴.</ref>.


همچنین در [[قرآن کریم]] واژه امام ۱۲ بار و در مصادیق مختلفی استعمال شده است، مانند:
همچنین در [[قرآن کریم]] واژه امام ۱۲ بار و در مصادیق مختلفی استعمال شده است، مانند:
خط ۱۱۷: خط ۱۲۳:
| پاسخ‌دهنده = ابراهیم صفرزاده
| پاسخ‌دهنده = ابراهیم صفرزاده
| پاسخ = آقای '''[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده]]''' در [[کتاب ]]''«[[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = آقای '''[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده]]''' در [[کتاب ]]''«[[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«واژه [[امام]] در لغت به چند معنا استعمال می‌شود، از جمله: [[مقتدا]]<ref>تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۸ (الامام: الذی یقتدی به).</ref>، [[راه]] روشن و وسیع<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ العین ج۸، ص۴۲۸؛ جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵ (الامام: الطریق الواسع). </ref>، [[قرآن]]<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ العین ج۸، ص۴۲۸؛ الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۶ (الامام: القرآن). </ref>، [[نبی]] و [[خلیفه]]<ref>تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ لسان العرب، ج۱۲، ص۲۵؛ العین، ج۸، ص۴۲۸ (الامام: النبی والخلیفه).</ref>، زیربنای ساختمان یا خطی که برای ساختن ساختمان کشیده می‌شود<ref>تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳ (الامام: الخیط (الذی یمد علی البنا فیبنی علیه)).</ref>، [[وکیل]] و پیش‌کار<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۲۵؛ تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳ (امام کل شیء قیمة و المصلح له). </ref>.
 
«واژه [[امام]] در لغت به چند معنا استعمال می‌شود، از جمله: [[مقتدا]]<ref>تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۸ (الامام: الذی یقتدی به).</ref>، [[راه]] روشن و وسیع<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ العین ج۸، ص۴۲۸؛ جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵ (الامام: الطریق الواسع). </ref>، [[قرآن]]<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ العین ج۸، ص۴۲۸؛ الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۶ (الامام: القرآن). </ref>، [[نبی]] و [[خلیفه]]<ref>تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ لسان العرب، ج۱۲، ص۲۵؛ العین، ج۸، ص۴۲۸ (الامام: النبی والخلیفه).</ref>، زیربنای ساختمان یا خطی که برای ساختن ساختمان کشیده می‌شود<ref>تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳ (الامام: الخیط (الذی یمد علی البنا فیبنی علیه)).</ref>، [[وکیل]] و پیش‌کار<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۲۵؛ تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳ (امام کل شیء قیمة و المصلح له). </ref>.


امام، صفت مشبهه از ماده "اَمّ، یاُمُّ" و جمع آن [[ائمه]] یا [[ایمه]] است<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴-۲۶؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۸؛ تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۴، ص۷۷.</ref>. [[اهل]] لغت امام را در تمام مواردی که برای آن مصداق ذکر کرده‌اند به معنای مقتدا، پیشرو و کسی و چیزی معنا کرده‌اند که در جلو قرار دارد یا مورد اقتدای غیر است و جهت را معین می‌کند. قرآن نیز از آن جایی که مورد اقتدای همه [[مسلمین]] می‌باشد، به امام معروف است و اینکه به [[پیامبر اکرم]] و خلفای آن [[حضرت]] و رؤسای [[قوم]]، امام گفته می‌شود به جهت اقتدای [[اقوام]] و [[ملت‌ها]] از آنهاست.
امام، صفت مشبهه از ماده "اَمّ، یاُمُّ" و جمع آن [[ائمه]] یا [[ایمه]] است<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴-۲۶؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۸؛ تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۴، ص۷۷.</ref>. [[اهل]] لغت امام را در تمام مواردی که برای آن مصداق ذکر کرده‌اند به معنای مقتدا، پیشرو و کسی و چیزی معنا کرده‌اند که در جلو قرار دارد یا مورد اقتدای غیر است و جهت را معین می‌کند. قرآن نیز از آن جایی که مورد اقتدای همه [[مسلمین]] می‌باشد، به امام معروف است و اینکه به [[پیامبر اکرم]] و خلفای آن [[حضرت]] و رؤسای [[قوم]]، امام گفته می‌شود به جهت اقتدای [[اقوام]] و [[ملت‌ها]] از آنهاست.
خط ۱۲۸: خط ۱۳۵:
| پاسخ‌دهنده = سید احمد حسینی
| پاسخ‌دهنده = سید احمد حسینی
| پاسخ = آقای '''[[سید احمد حسینی|حسینی]]''' در کتاب ''«[[نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه (کتاب)|نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه]]»'' در این‌باره گفته است:
| پاسخ = آقای '''[[سید احمد حسینی|حسینی]]''' در کتاب ''«[[نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه (کتاب)|نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«واژه “امام” در لغت به معانی مختلفی آمده است که در معنای “مقتدا بودن” مشترک هستند. برخی از این معانی عبارت‌اند از:
 
::::::#امام کسی است که به [[پیشوایی]] او در [[قول و فعل]] [[اقتدا]] می‌شود و یا کتابی و چیزی است، چه بر [[حق]] باشد و چه بر [[باطل]]. جمع امام [[ائمه]] است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۷.</ref>؛
«واژه “امام” در لغت به معانی مختلفی آمده است که در معنای “مقتدا بودن” مشترک هستند. برخی از این معانی عبارت‌اند از:
 
#امام کسی است که به [[پیشوایی]] او در [[قول و فعل]] [[اقتدا]] می‌شود و یا کتابی و چیزی است، چه بر [[حق]] باشد و چه بر [[باطل]]. جمع امام [[ائمه]] است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۷.</ref>؛
::::::#کسی که عده‌ای به او [[اقتدا]] کنند، بر [[حق]] باشد یا [[باطل]]<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان‌العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج۱۶، ص۳۳. </ref>؛
::::::#کسی که عده‌ای به او [[اقتدا]] کنند، بر [[حق]] باشد یا [[باطل]]<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان‌العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج۱۶، ص۳۳. </ref>؛
::::::#کسی که به او [[اقتدا]] شده و در [[کارها]] مقدم می‌شود<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۸.</ref>.
::::::#کسی که به او [[اقتدا]] شده و در [[کارها]] مقدم می‌شود<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۸.</ref>.
خط ۱۳۸: خط ۱۴۷:


با مرور تعاریف متعددی که از [[متکلمان]] [[مسلمان]] درباره [[امامت]] وجود دارد، می‌توان گفت که در بیشتر این تعاریف، مؤلفه‌های زیر به کار رفته است<ref>ر.ک: محمود یزدی مطلق و دیگران، امامت پژوهی، ص۴۸-۵۱.</ref>:
با مرور تعاریف متعددی که از [[متکلمان]] [[مسلمان]] درباره [[امامت]] وجود دارد، می‌توان گفت که در بیشتر این تعاریف، مؤلفه‌های زیر به کار رفته است<ref>ر.ک: محمود یزدی مطلق و دیگران، امامت پژوهی، ص۴۸-۵۱.</ref>:
::::::#[[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}}؛
 
#[[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}}؛
::::::#[[ولایت]] و [[سرپرستی]] [[مکلفان]]؛
::::::#[[ولایت]] و [[سرپرستی]] [[مکلفان]]؛
::::::#[[وجوب]] [[پیروی از امام]]»<ref>[[سید احمد حسینی|حسینی، سید احمد]]، [[نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه (کتاب)|نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه]]، ص ۴۱.</ref>.
::::::#[[وجوب]] [[پیروی از امام]]»<ref>[[سید احمد حسینی|حسینی، سید احمد]]، [[نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه (کتاب)|نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه]]، ص ۴۱.</ref>.
خط ۱۴۷: خط ۱۵۷:
| پاسخ‌دهنده = محمد تقی فیاض‌بخش
| پاسخ‌دهنده = محمد تقی فیاض‌بخش
| پاسخ = آقایان '''[[محمد تقی فیاض‌بخش]]''' و دکتر '''[[فرید محسنی]]''' در کتاب ''«[[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
| پاسخ = آقایان '''[[محمد تقی فیاض‌بخش]]''' و دکتر '''[[فرید محسنی]]''' در کتاب ''«[[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]»'' در این‌باره گفته‌‌اند:
::::::«اصل این لغت، از ماده {{عربی|أَمَّ -ُ إماماً، إمامةً}} به معنای مقدم گروهی واقع شدن است و "[[امام]]" به معنای [[مقتدا]] قرار گرفتن توسط کسی است که قولاً و فعلاً [[پیشوا]] و الگوی [[مردم]] قرار می‌گیرد. معنای اصلی در امام، [[مرجع]] و مقصد است؛ بنابر نقل [[خلیل]] در لسان العرب، هر چیز که غیر به او متصل شوند و محور و مرجع بقیه واقع شود، امام نام دارد؛ مثل ام‌الرأس: مغز، [[ام‌القری]]: [[مکه]] وام‌الجیش: [[فرمانده]] در [[قلب]] [[لشکر]]. به این ترتیب، [[امت]] یعنی جماعتی که بر محوری خاص به دور یکدیگر جمع می‌شوند و امام محور [[اجتماع]] امت است<ref>معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ص۳۲.</ref>.
 
«اصل این لغت، از ماده {{عربی|أَمَّ -ُ إماماً، إمامةً}} به معنای مقدم گروهی واقع شدن است و "[[امام]]" به معنای [[مقتدا]] قرار گرفتن توسط کسی است که قولاً و فعلاً [[پیشوا]] و الگوی [[مردم]] قرار می‌گیرد. معنای اصلی در امام، [[مرجع]] و مقصد است؛ بنابر نقل [[خلیل]] در لسان العرب، هر چیز که غیر به او متصل شوند و محور و مرجع بقیه واقع شود، امام نام دارد؛ مثل ام‌الرأس: مغز، [[ام‌القری]]: [[مکه]] وام‌الجیش: [[فرمانده]] در [[قلب]] [[لشکر]]. به این ترتیب، [[امت]] یعنی جماعتی که بر محوری خاص به دور یکدیگر جمع می‌شوند و امام محور [[اجتماع]] امت است<ref>معجم مقاییس اللغة (ط. مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ ه.ق.)، ص۳۲.</ref>.


امام، به معنای [[الگو]] و پیشوا، ممکن است برای غیرذوی‌العقول هم به کار برده شود؛ مثل راه روشن و بدون اعوجاج که الگوی رونده است و او را مستقیم به مقصد می‌رساند؛ چنان که [[خداوند]] درباره راه روشن [[حجاز]] به [[شام]]، که ویرانه‌های [[قوم لوط]] واصحاب ایکه در کنار آن است، فرمود: {{متن قرآن|فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس از آنان داد ستاندیم و (نشانه‌های) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>.
امام، به معنای [[الگو]] و پیشوا، ممکن است برای غیرذوی‌العقول هم به کار برده شود؛ مثل راه روشن و بدون اعوجاج که الگوی رونده است و او را مستقیم به مقصد می‌رساند؛ چنان که [[خداوند]] درباره راه روشن [[حجاز]] به [[شام]]، که ویرانه‌های [[قوم لوط]] واصحاب ایکه در کنار آن است، فرمود: {{متن قرآن|فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس از آنان داد ستاندیم و (نشانه‌های) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش