پرش به محتوا

مقام وراثت پیامبر به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ')
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
خط ۱۹: خط ۱۹:
[[پرونده:260.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید احمد خاتمی|سید احمد خاتمی]]]]
[[پرونده:260.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید احمد خاتمی|سید احمد خاتمی]]]]
::::::آیت الله '''[[سید احمد خاتمی|سید احمد خاتمی]]''' در کتاب ''«[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::آیت الله '''[[سید احمد خاتمی|سید احمد خاتمی]]''' در کتاب ''«[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«"ارث"، "تراث" و "وراثت" هر سه، مصدر "وَرث یرث" و به معنای آن است که چیزی از آنِ کسانی باشد و بعد از مرگ، طبق احکامی خاص، بستگان نسبی و سببی، مالک آن گردند؛<ref>معجم مقاییس اللغه: ۱۰۵۰. [[ابی فارس]]، به مسأله مرگ در ارث تصریح ندارد، ولی از محتوای آن استفاده می‌شود، اما دیگر لغویین تصریح دارند؛ ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم: ۱۴ و ۱۳ / ۸۳- ۷۷؛ المفردات: ۵۱۸.</ref> بنابراین، درباره ارث چند مطلب نهفته است: #مورث از دنیا رفته باشد؛ #وارث، انتساب نسبی یا سببی با مورّث داشته باشد؛ #انتقال با مرگ باشد، نه داد و ستد و معامله. بنابر این، در مواردی که این واژه بدون ملاحظه سه مورد فوق به کار رفته، آنجا یا مجاز است یا استعاره و تذکّر این نکته مفید است که "مجاز" و "استعاره" موجب زیبایی و صفای معناست نه ایراد و اشکال یا تحریف؛ از زیبایی‌های قرآن و [[نهج البلاغه]]، به کارگیری همین مَجازات است تا جایی که بزرگانی همچون [[سید رضی]]، کتاب‌هایی به نام "مَجازات القرآن" و "المَجازات النبویّه" نوشته‌اند. واژه "میراث" در اصل "موراث" بوده، واوِ ماقبل مکسور، تبدیل به یاء شده است و به معنای مصدری است که گفتیم و اگر از ریشه ورث باشد به معنای مالی است که انسان با ارث به آن دست می‌یابد<ref>مجمع البحرین: ج۲، ص۲۶۸.</ref> واژه تراث در اصل وارث بوده، واوش تبدیل به تاء شده و به معنای مالی است که از مرده برای ورثه به جا می‌ماند.
 
«"ارث"، "تراث" و "وراثت" هر سه، مصدر "وَرث یرث" و به معنای آن است که چیزی از آنِ کسانی باشد و بعد از مرگ، طبق احکامی خاص، بستگان نسبی و سببی، مالک آن گردند؛<ref>معجم مقاییس اللغه: ۱۰۵۰. [[ابی فارس]]، به مسأله مرگ در ارث تصریح ندارد، ولی از محتوای آن استفاده می‌شود، اما دیگر لغویین تصریح دارند؛ ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم: ۱۴ و ۱۳ / ۸۳- ۷۷؛ المفردات: ۵۱۸.</ref> بنابراین، درباره ارث چند مطلب نهفته است: #مورث از دنیا رفته باشد؛ #وارث، انتساب نسبی یا سببی با مورّث داشته باشد؛ #انتقال با مرگ باشد، نه داد و ستد و معامله. بنابر این، در مواردی که این واژه بدون ملاحظه سه مورد فوق به کار رفته، آنجا یا مجاز است یا استعاره و تذکّر این نکته مفید است که "مجاز" و "استعاره" موجب زیبایی و صفای معناست نه ایراد و اشکال یا تحریف؛ از زیبایی‌های قرآن و [[نهج البلاغه]]، به کارگیری همین مَجازات است تا جایی که بزرگانی همچون [[سید رضی]]، کتاب‌هایی به نام "مَجازات القرآن" و "المَجازات النبویّه" نوشته‌اند. واژه "میراث" در اصل "موراث" بوده، واوِ ماقبل مکسور، تبدیل به یاء شده است و به معنای مصدری است که گفتیم و اگر از ریشه ورث باشد به معنای مالی است که انسان با ارث به آن دست می‌یابد<ref>مجمع البحرین: ج۲، ص۲۶۸.</ref> واژه تراث در اصل وارث بوده، واوش تبدیل به تاء شده و به معنای مالی است که از مرده برای ورثه به جا می‌ماند.


اینجا باید به این پرسش پاسخ داد که [[امامان معصوم]]{{عم}} از چه ناحیه {{عربی|" وَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ "}} هستند؟ بی‌تردید [[انبیاء]]{{عم}} مثل همه انسان‌ها دو شخصیّت دارند: یکی: شخصیّت حقیقی و دومی: شخصیّت حقوقی.
اینجا باید به این پرسش پاسخ داد که [[امامان معصوم]]{{عم}} از چه ناحیه {{عربی|" وَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ "}} هستند؟ بی‌تردید [[انبیاء]]{{عم}} مثل همه انسان‌ها دو شخصیّت دارند: یکی: شخصیّت حقیقی و دومی: شخصیّت حقوقی.
خط ۴۰: خط ۴۱:


مراد از ارث در این‌جا در ابعاد شخصیّت حقوقی پیامبران{{عم}} است، برخی از این ابعاد عبارتند از:
مراد از ارث در این‌جا در ابعاد شخصیّت حقوقی پیامبران{{عم}} است، برخی از این ابعاد عبارتند از:
::::::* [[انبیا]]{{عم}} به اذن خداوند [ولایت]] تکوینی داشتند؛ یعنی می‌توانستند با اذن خداوند در جهان آفرینش و تکوین، تصرّف کنند و برخلاف عادت و جریان طبیعی عالم اسباب، حوادثی را به‌وجود آورند، مانند زنده کردن مردگان و بازگرداندن بینایی به کور مادرزاد توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه: ۴۹.</ref>، باد در اختیار [[حضرت سلیمان]]{{ع}} قرار گرفتن<ref>سوره ص، آیه:۳۶.</ref>، و با یک چشم بهم‌زدن، احضار تخت بلقیس<ref>سوره نمل، آیه:۴۰.</ref> این اختیارات را خداوند به [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز داده است، در این عرصه، آن قدر نمونه‌ها زیاد است که محتوای کتاب‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد، ولی ما تنها به ذکر یک روایت بسنده می‌کنیم: [[ابو بصیر]] می‌گوید: بر [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدم و گفتم: آیا شما ورثه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستید؟ [[امام]] فرمود: آری. پرسیدم: آیا [[رسول خدا]] وارث انبیا بود و آنچه آنان می‌دانستند، [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز می‌دانست؟ فرمود: آری. گفتم: آیا شما می‌توانید مردگان را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را شفا دهید؟ حضرت فرمود: آری، به اذن الهی می‌توانیم. آنگاه فرمود: نزدیک بیا. وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و خورشید و آسمان، زمین، خانه‌ها و آنچه در خانه بود را دیدم، سپس فرمود: آیا دوست داری به همین صورت بینا باشی و در قیامت مانند دیگران حساب پس دهی؟ یا این‌که مثل سابق نابینا باشی و بهشت از آنِ تو باشد؟ گفتم: دوست دارم به حال سابقم باشم. آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیّه‌ام برگشتم».<ref>بصائر الدرجات، ص۲۶۹.</ref>
 
* [[انبیا]]{{عم}} به اذن خداوند [ولایت]] تکوینی داشتند؛ یعنی می‌توانستند با اذن خداوند در جهان آفرینش و تکوین، تصرّف کنند و برخلاف عادت و جریان طبیعی عالم اسباب، حوادثی را به‌وجود آورند، مانند زنده کردن مردگان و بازگرداندن بینایی به کور مادرزاد توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه: ۴۹.</ref>، باد در اختیار [[حضرت سلیمان]]{{ع}} قرار گرفتن<ref>سوره ص، آیه:۳۶.</ref>، و با یک چشم بهم‌زدن، احضار تخت بلقیس<ref>سوره نمل، آیه:۴۰.</ref> این اختیارات را خداوند به [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز داده است، در این عرصه، آن قدر نمونه‌ها زیاد است که محتوای کتاب‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد، ولی ما تنها به ذکر یک روایت بسنده می‌کنیم: [[ابو بصیر]] می‌گوید: بر [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدم و گفتم: آیا شما ورثه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستید؟ [[امام]] فرمود: آری. پرسیدم: آیا [[رسول خدا]] وارث انبیا بود و آنچه آنان می‌دانستند، [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز می‌دانست؟ فرمود: آری. گفتم: آیا شما می‌توانید مردگان را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را شفا دهید؟ حضرت فرمود: آری، به اذن الهی می‌توانیم. آنگاه فرمود: نزدیک بیا. وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و خورشید و آسمان، زمین، خانه‌ها و آنچه در خانه بود را دیدم، سپس فرمود: آیا دوست داری به همین صورت بینا باشی و در قیامت مانند دیگران حساب پس دهی؟ یا این‌که مثل سابق نابینا باشی و بهشت از آنِ تو باشد؟ گفتم: دوست دارم به حال سابقم باشم. آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیّه‌ام برگشتم».<ref>بصائر الدرجات، ص۲۶۹.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} دارای علم گسترده بودند؛ علم به حقایق جهان هستی که خداوند به آنان اعطا کرده بود، این علم را برای [[امامان معصوم]]{{عم}} به ارث گذاشتند. در گذشته در این باره بحث کردیم و به یاری خداوند در آینده نیز به مناسبت فرازهایی که سخن از علم [[امامان معصوم]]{{عم}} دارد سخن خواهیم گفت. این جا فقط یک روایت را ذکر می‌کنیم و آن این‌که: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[سلیمان]] از [[داوود]] ارث برد، [[محمد]] از [[سلیمان]] ارث برد و ما از [[محمد]] ارث بردیم، از این جهت، علم به تورات و انجیل و زبور و بیان آنچه در الواح موسی بود، نزد ماست.<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴، ح۳.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} دارای علم گسترده بودند؛ علم به حقایق جهان هستی که خداوند به آنان اعطا کرده بود، این علم را برای [[امامان معصوم]]{{عم}} به ارث گذاشتند. در گذشته در این باره بحث کردیم و به یاری خداوند در آینده نیز به مناسبت فرازهایی که سخن از علم [[امامان معصوم]]{{عم}} دارد سخن خواهیم گفت. این جا فقط یک روایت را ذکر می‌کنیم و آن این‌که: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[سلیمان]] از [[داوود]] ارث برد، [[محمد]] از [[سلیمان]] ارث برد و ما از [[محمد]] ارث بردیم، از این جهت، علم به تورات و انجیل و زبور و بیان آنچه در الواح موسی بود، نزد ماست.<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴، ح۳.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} مصطفی و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ }}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه:۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه:۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز مصطفی و مجتبای خدایند؛ همان‌گونه که در اصطفای نبوّت، سنّ بالا شرط نبود و کودک در گهواره هم به پیامبری برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} می‌خوانیم: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref> همین‌گونه اعطای منصب رفیع [[امامت]] در کودکی به حضرت [[امام جواد]]{{ع}}، حضرت [[امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از یاران [[امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] روایت شده که او می‌گوید: خدمت حضرت رسیدم در حالی که سنّ امام کم بود، درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و هنگامی که به مصر باز می‌گردم، کم و کیف مطلب را برای دوستان امام نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین فکری بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه می‌فرماید: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref>؛ بنابر این، همان‌گونه که ممکن است خداوند، حکمت را به انسانی در کودکی بدهد، قدرت اوست که آن را در چهل سالگی بدهد.<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد {{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} مصطفی و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ }}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه:۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه:۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز مصطفی و مجتبای خدایند؛ همان‌گونه که در اصطفای نبوّت، سنّ بالا شرط نبود و کودک در گهواره هم به پیامبری برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} می‌خوانیم: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref> همین‌گونه اعطای منصب رفیع [[امامت]] در کودکی به حضرت [[امام جواد]]{{ع}}، حضرت [[امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از یاران [[امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] روایت شده که او می‌گوید: خدمت حضرت رسیدم در حالی که سنّ امام کم بود، درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و هنگامی که به مصر باز می‌گردم، کم و کیف مطلب را برای دوستان امام نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین فکری بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه می‌فرماید: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref>؛ بنابر این، همان‌گونه که ممکن است خداوند، حکمت را به انسانی در کودکی بدهد، قدرت اوست که آن را در چهل سالگی بدهد.<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد {{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref>
خط ۵۱: خط ۵۳:
[[پرونده:11003232.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید احمد سجادی]]]]
[[پرونده:11003232.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید احمد سجادی]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید احمد سجادی]]''' در کتاب ''«[[پرچم‌داران هدایت (کتاب)|پرچم‌داران هدایت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید احمد سجادی]]''' در کتاب ''«[[پرچم‌داران هدایت (کتاب)|پرچم‌داران هدایت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«[[امامان معصوم]]{{عم}} ارث برنده پیامبران الهی بوده‌اند. آنچه از روایات بر می‌آید این است که [[امامان معصوم]]{{عم}} ما علاوه بر صفات نیکو در چند چیز از پیامبران ارث برده‌اند که اهم آنها عبارتند از:  
 
«[[امامان معصوم]]{{عم}} ارث برنده پیامبران الهی بوده‌اند. آنچه از روایات بر می‌آید این است که [[امامان معصوم]]{{عم}} ما علاوه بر صفات نیکو در چند چیز از پیامبران ارث برده‌اند که اهم آنها عبارتند از:  
::::::'''۱. علم پیامبران:''' [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: ما وارثان انبیا و میراث بران کتاب الهی و برگزیدگان خداییم<ref>{{عربی|اندازه=۱۲۰%|" نَحْنُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ، وَ وَرَثَةُ كِتَابِ‏ اللَّهِ‏، وَ نَحْنُ‏ صَفْوَتُه‏"}}؛ مختصر البصائر، ص ۲۱۹.</ref> [[ابو بصیر]] می‌گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کردم: شما وارثان [[رسول خدا]]{{صل}} هستید؟ فرمودند: آری عرض کردم: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارث تمام پیامبران بود و هرچه آنها می‌دانستند، می‌دانست؟ فرمودند: آری<ref>کافی، ج ۱، ص ۴۷۰.</ref>
::::::'''۱. علم پیامبران:''' [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: ما وارثان انبیا و میراث بران کتاب الهی و برگزیدگان خداییم<ref>{{عربی|اندازه=۱۲۰%|" نَحْنُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ، وَ وَرَثَةُ كِتَابِ‏ اللَّهِ‏، وَ نَحْنُ‏ صَفْوَتُه‏"}}؛ مختصر البصائر، ص ۲۱۹.</ref> [[ابو بصیر]] می‌گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کردم: شما وارثان [[رسول خدا]]{{صل}} هستید؟ فرمودند: آری عرض کردم: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وارث تمام پیامبران بود و هرچه آنها می‌دانستند، می‌دانست؟ فرمودند: آری<ref>کافی، ج ۱، ص ۴۷۰.</ref>
::::::'''۲. کتاب‌های پیامبران:''' بریه از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: تورات، انجیل و کتب پیامبران، چگونه به شما رسیده؟ [[امام]]{{ع}} پاسخ دادند: این کتاب‌ها از ایشان به ما به ارث رسیده است. و ما آن را همانگونه که آنها می‌خواندند، می‌خوانیم و همان‌گونه که آنها بیان می‌کردند، بیان می‌نماییم. همانا خداوند قرار نمی‌دهد، حجتی را بر روی زمین که پیرامون مطلبی از او سؤال نمایند و او بگوید نمی‌دانم<ref>{{عربی|اندازه=۱۲۰%|"فَقَالَ بُرَيْهٌ أَنَّى لَكُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ كُتُبُ الْأَنْبِيَاءِ قَالَ هِيَ عِنْدَنَا وِرَاثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُهَا كَمَا قَرَءُوهَا وَ نَقُولُهَا كَمَا قَالُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْعَلُ حُجَّةً فِي أَرْضِهِ يُسْأَلُ عَنْ شَيْ‏ءٍ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي‏"}}؛ کافی، ج ۱، ص۲۲۷.</ref>
::::::'''۲. کتاب‌های پیامبران:''' بریه از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: تورات، انجیل و کتب پیامبران، چگونه به شما رسیده؟ [[امام]]{{ع}} پاسخ دادند: این کتاب‌ها از ایشان به ما به ارث رسیده است. و ما آن را همانگونه که آنها می‌خواندند، می‌خوانیم و همان‌گونه که آنها بیان می‌کردند، بیان می‌نماییم. همانا خداوند قرار نمی‌دهد، حجتی را بر روی زمین که پیرامون مطلبی از او سؤال نمایند و او بگوید نمی‌دانم<ref>{{عربی|اندازه=۱۲۰%|"فَقَالَ بُرَيْهٌ أَنَّى لَكُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ كُتُبُ الْأَنْبِيَاءِ قَالَ هِيَ عِنْدَنَا وِرَاثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُهَا كَمَا قَرَءُوهَا وَ نَقُولُهَا كَمَا قَالُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يَجْعَلُ حُجَّةً فِي أَرْضِهِ يُسْأَلُ عَنْ شَيْ‏ءٍ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي‏"}}؛ کافی، ج ۱، ص۲۲۷.</ref>
خط ۶۱: خط ۶۴:
[[پرونده:11662.JPG|بندانگشتی|right|100px|[[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌]]]]
[[پرونده:11662.JPG|بندانگشتی|right|100px|[[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌]]''' در کتاب ''«[[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌]]''' در کتاب ''«[[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«{{عربی|"وَ وَرَثَةِ الاَنبِیاءِ"}} اطلاق این جمله اقتضا دارد که ائمّه {{عم}} وارث همه پیامبران باشند در تمام آنچه ارث بر آن صادق است. از احادیث بسیاری این حقیقتی که اشاره کردیم، استفاده می‌شود و عناوین ابواب روایات دلالت بر مدّعا دارد؛ مانند عنوان: {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم جَمِیعُ عُلُومِ المَلائِکَةِ وَ اَنَّهُم اُعطُوا ما اَعطاهُ الله الاَنبِیاء{{عم}}"}}.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۵۹.</ref> که در این باب ۶۳ حدیث آمده که در یازده روایتش به خصوص کلمه ارث آمده است. {{عربی|"بابُ أنَّ عِندَهُم صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم کُتُبَ الاَنبِیَاء{{عم}} یَقرَؤُنَها عَلَی اختِلافِ لُغاتِها"}}.<ref>همان، ۱۸۰.</ref> که در این باب ۲۷ روایت آمده که در پنج حدیث آن، باز عنوان ارث یافت می‌شود. بابُ أنَّهُم اَعلَمُ مِنَ الاَنبِیاء {{عم}}. که در این باب ۱۳ روایت آمده که در سه حدیثش واژه وارث به چشم می‌خورد.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۹۴.</ref> {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم مِن سَلاحِ رَسُولِ الله وَ آثارِه وَ آثارِ الاَنبِیاء{{عم}}"}}. که در این باب ۴۸ روایت آمده و بیان‌گر این حقیقت است که طشت قربانی<ref>طشتی در بنی اسرائیل بوده که قربانی‌های خود را در آن می‌گذاردند و آتشی می‌آمده و آن را می‌سوزانده که نشانه قبول بوده. بحار الانوار ۹ / ۱۹۲.</ref>، عصای حضرت موسی و پیراهن جناب یوسف و انگشتر حضرت سلمان و سایر موارد مواریث انبیا و مواریث  رسول خدا {{صل}} در خدمت حضراتشان می‌باشد. در اصول کافی کتاب الحجّة نیز به روایاتی که بازگو کننده همین حقیقت است، بر می‌خوریم که به نقل حدیثی بسنده می‌کنیم. ابو حمزه ثمالی گوید: شنیدم حضرت صادق {{ع}} می‌فرمود: {{عربی|"الواح موسی عندنا، و عصا موسی عندنا، و نحن ورثه النبین"}}.<ref>اصول کافی، کتاب الحجّة، باب ما عند الائمّة من آیات الانبیاء {{عم}}، حدیث ۲.</ref> الواح موسی و عصای او پیش ماست و ماییم وارثان پیامبران. لازم به تذکّر است که در این زیارت شریفه سه جمله در این زمینه آمده است: یکی همین جمله {{عربی|"وَرَثَةُ الاَنبِیا"}}. دوم و {{عربی|"مِیراثُ النُّبُوَّةِ عِندَکُم"}}. و سومی {{عربی|"عَندکم ما نزلت به رسله"}}. بعید نیست جمله سوم ناظر به خصوص کتب نازله و علوم حقایقی باشد که به انبیا ارزانی شده، ولی جمله اول و دوم اعمّ است و همه جهات را شامل می‌شود. عنوان ارث هم دو مرتبه ذکر شده است، شاید در جمله {{عربی|"وَ میراث النُّبوي عندکم"}} ناظر به جهت صدوری است که خود ارث باشد، و در جمله و ورثة النبیاء ناظر به جهت وقوعی است؛ ارث از موّرث به وارث تعلق گرفته و بر او واقع می‌شود. بنابراین تفاوت دو جمله اعتباری است. ممکن است جمله مِیراث النبوة عندکم ناظر به چیزهایی است که از انبیا به جا مانده است، مانند عصا و انگشتر و پیراهن و غیر این‌ها. ممکن است یک جمله راجع به علوم و معارف انبیا باشد و جمله دیگر مربوط به آثار و اشیای باقی مانده از آنان. در هر حال این جملات بیان‌گر مقام بس رفیعی است برای خاندان رسالت {{عم}}، که معلوم می‌شود همه کمالات علمی و عملی، واقعی و اعتباری همه پیامبران از آدم تا خاتم به عنوان ارث و غیر ارث به این دودمان رسیده است، مگر چیزی که دلیل خاصی آن را استثناء نموده، مانند اصل [[مقام نبوت]] و [[رسالت]]. [[ائمه]]{{عم}} از مواریث سلف که به آن‌ها رسیده است یاد نموده و خصوصیاتش را بازگو می‌کرده‌اند. در خصوص اوّلین و آخرین آنان، امیرالمؤمنین{{ع}} و مهدی آل محمّد{{ع}} روایاتی رسیده است که نمونه‌ای از آن‌ها را می‌آوریم. قال رسول الله {{صل}}: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه، و الی نوح فی تقواه، و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب.<ref>مناقب خوارزمی ۵۰.</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} فرمود: هر کس می‌خواهد علم و دانایی آدم، تقوا و پرهیزگاری نوح، حلم و بردباری ابراهیم، هیبت و بزرگی موسی و عبادت و بندگی عیسی را ببیند، باید به [[امام علی|علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} بنگرد. این حدیث بیان‌گر دارا بودن [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} است کمالات باطنی و معنوی پیامبران را. روایت بعد روشنگر داشتن کمالات ظاهری آنان است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: خلق الله علیا فی صورة عشرة انبیاء: جعل راسه کرأس آدم، و وجهه کوجه نوح، و فمه کفم شیث، و انفه کانف شعیب، و بطنه کبطن موسی، و یده کید عیسی و رجله کرجل اسحاق، و ساعده کساعد سلیمان، و وجهه کوجه یوسف، و عینه کعینی، و انا خاتم الانبیاء و علیٌّ وصیی و خلیفّتی من بعدی.<ref>مجمع النورین و ملتقی البحرین ۱۹۱.</ref> خداوند سبحان در امیرالمؤمنین از ده پیامبر نشانی نهاده: سر مبارکش همانند آدم، چهره شریفش مانند نوح، دهان پاکش چون شیث، بینی‌اش نظیر شعیب، بطن شریفش مثل موسی، دست توانایش همانند عیسی، پای پایدارش چونان اسحاق، و فاصله میان مچ ت آرنجش چون سلیمان، و زیبایی رخسارش مانند یوسف، و دیده و چشم حق‌بینش همانند دیدگان من که پیامبر آخرالزمان هستم و علیّ وصیّ و خلیفه بعد از من است» <ref>ر. ک. [[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌|ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌، سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]؛ ص:۱۴۱ تا ۱۴۴.</ref>.
 
«{{عربی|"وَ وَرَثَةِ الاَنبِیاءِ"}} اطلاق این جمله اقتضا دارد که ائمّه {{عم}} وارث همه پیامبران باشند در تمام آنچه ارث بر آن صادق است. از احادیث بسیاری این حقیقتی که اشاره کردیم، استفاده می‌شود و عناوین ابواب روایات دلالت بر مدّعا دارد؛ مانند عنوان: {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم جَمِیعُ عُلُومِ المَلائِکَةِ وَ اَنَّهُم اُعطُوا ما اَعطاهُ الله الاَنبِیاء{{عم}}"}}.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۵۹.</ref> که در این باب ۶۳ حدیث آمده که در یازده روایتش به خصوص کلمه ارث آمده است. {{عربی|"بابُ أنَّ عِندَهُم صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم کُتُبَ الاَنبِیَاء{{عم}} یَقرَؤُنَها عَلَی اختِلافِ لُغاتِها"}}.<ref>همان، ۱۸۰.</ref> که در این باب ۲۷ روایت آمده که در پنج حدیث آن، باز عنوان ارث یافت می‌شود. بابُ أنَّهُم اَعلَمُ مِنَ الاَنبِیاء {{عم}}. که در این باب ۱۳ روایت آمده که در سه حدیثش واژه وارث به چشم می‌خورد.<ref>بحار الانوار ۲۶ / ۱۹۴.</ref> {{عربی|"بابُ ما عِندَهُم مِن سَلاحِ رَسُولِ الله وَ آثارِه وَ آثارِ الاَنبِیاء{{عم}}"}}. که در این باب ۴۸ روایت آمده و بیان‌گر این حقیقت است که طشت قربانی<ref>طشتی در بنی اسرائیل بوده که قربانی‌های خود را در آن می‌گذاردند و آتشی می‌آمده و آن را می‌سوزانده که نشانه قبول بوده. بحار الانوار ۹ / ۱۹۲.</ref>، عصای حضرت موسی و پیراهن جناب یوسف و انگشتر حضرت سلمان و سایر موارد مواریث انبیا و مواریث  رسول خدا {{صل}} در خدمت حضراتشان می‌باشد. در اصول کافی کتاب الحجّة نیز به روایاتی که بازگو کننده همین حقیقت است، بر می‌خوریم که به نقل حدیثی بسنده می‌کنیم. ابو حمزه ثمالی گوید: شنیدم حضرت صادق {{ع}} می‌فرمود: {{عربی|"الواح موسی عندنا، و عصا موسی عندنا، و نحن ورثه النبین"}}.<ref>اصول کافی، کتاب الحجّة، باب ما عند الائمّة من آیات الانبیاء {{عم}}، حدیث ۲.</ref> الواح موسی و عصای او پیش ماست و ماییم وارثان پیامبران. لازم به تذکّر است که در این زیارت شریفه سه جمله در این زمینه آمده است: یکی همین جمله {{عربی|"وَرَثَةُ الاَنبِیا"}}. دوم و {{عربی|"مِیراثُ النُّبُوَّةِ عِندَکُم"}}. و سومی {{عربی|"عَندکم ما نزلت به رسله"}}. بعید نیست جمله سوم ناظر به خصوص کتب نازله و علوم حقایقی باشد که به انبیا ارزانی شده، ولی جمله اول و دوم اعمّ است و همه جهات را شامل می‌شود. عنوان ارث هم دو مرتبه ذکر شده است، شاید در جمله {{عربی|"وَ میراث النُّبوي عندکم"}} ناظر به جهت صدوری است که خود ارث باشد، و در جمله و ورثة النبیاء ناظر به جهت وقوعی است؛ ارث از موّرث به وارث تعلق گرفته و بر او واقع می‌شود. بنابراین تفاوت دو جمله اعتباری است. ممکن است جمله مِیراث النبوة عندکم ناظر به چیزهایی است که از انبیا به جا مانده است، مانند عصا و انگشتر و پیراهن و غیر این‌ها. ممکن است یک جمله راجع به علوم و معارف انبیا باشد و جمله دیگر مربوط به آثار و اشیای باقی مانده از آنان. در هر حال این جملات بیان‌گر مقام بس رفیعی است برای خاندان رسالت {{عم}}، که معلوم می‌شود همه کمالات علمی و عملی، واقعی و اعتباری همه پیامبران از آدم تا خاتم به عنوان ارث و غیر ارث به این دودمان رسیده است، مگر چیزی که دلیل خاصی آن را استثناء نموده، مانند اصل [[مقام نبوت]] و [[رسالت]]. [[ائمه]]{{عم}} از مواریث سلف که به آن‌ها رسیده است یاد نموده و خصوصیاتش را بازگو می‌کرده‌اند. در خصوص اوّلین و آخرین آنان، امیرالمؤمنین{{ع}} و مهدی آل محمّد{{ع}} روایاتی رسیده است که نمونه‌ای از آن‌ها را می‌آوریم. قال رسول الله {{صل}}: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه، و الی نوح فی تقواه، و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب.<ref>مناقب خوارزمی ۵۰.</ref> [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} فرمود: هر کس می‌خواهد علم و دانایی آدم، تقوا و پرهیزگاری نوح، حلم و بردباری ابراهیم، هیبت و بزرگی موسی و عبادت و بندگی عیسی را ببیند، باید به [[امام علی|علی بن ابی‌طالب]] {{ع}} بنگرد. این حدیث بیان‌گر دارا بودن [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} است کمالات باطنی و معنوی پیامبران را. روایت بعد روشنگر داشتن کمالات ظاهری آنان است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: خلق الله علیا فی صورة عشرة انبیاء: جعل راسه کرأس آدم، و وجهه کوجه نوح، و فمه کفم شیث، و انفه کانف شعیب، و بطنه کبطن موسی، و یده کید عیسی و رجله کرجل اسحاق، و ساعده کساعد سلیمان، و وجهه کوجه یوسف، و عینه کعینی، و انا خاتم الانبیاء و علیٌّ وصیی و خلیفّتی من بعدی.<ref>مجمع النورین و ملتقی البحرین ۱۹۱.</ref> خداوند سبحان در امیرالمؤمنین از ده پیامبر نشانی نهاده: سر مبارکش همانند آدم، چهره شریفش مانند نوح، دهان پاکش چون شیث، بینی‌اش نظیر شعیب، بطن شریفش مثل موسی، دست توانایش همانند عیسی، پای پایدارش چونان اسحاق، و فاصله میان مچ ت آرنجش چون سلیمان، و زیبایی رخسارش مانند یوسف، و دیده و چشم حق‌بینش همانند دیدگان من که پیامبر آخرالزمان هستم و علیّ وصیّ و خلیفه بعد از من است» <ref>ر. ک. [[سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌ ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌|ب‍ح‍ری‍ن‍ی‌، سید م‍ج‍ت‍ب‍ی‌]]، [[جامعه در حرم (کتاب)|جامعه در حرم]]؛ ص:۱۴۱ تا ۱۴۴.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


خط ۶۸: خط ۷۲:
[[پرونده:11439.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید مجتبی حسینی]]]]
[[پرونده:11439.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید مجتبی حسینی]]]]
::::::آقای'''[[سید مجتبی حسینی]]''' در کتاب ''«[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::آقای'''[[سید مجتبی حسینی]]''' در کتاب ''«[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«'''مقامات [[انبیا]] {{عم}} و تقرب به [[اهل‌بیت]] {{عم}}:''' [[ائمه]] {{عم}}، هم خود خیرند و هم حامل، عامل و آمر خیر هستند. ذات و اصل و نهاد خیر در وجود اهل‌بيت {{عم}} است که امام هادی {{ع}} در فراز دیگری از زیارت جامعه فرمودند: {{عربی|إِنْ ذُكِرَ اَلْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ}} آثار تشعشع خیری که ایشان داشته‌اند، انبيا {{عم}} را به مقاماتی رسانده است. یک ولیّ خدا هرقدر تقرب بیشتری به [[اهل بیت]] {{عم}} داشته باشد، از مقامات بالاتری برخوردار می‌شود. اولوالعزم در یک معنی به پیامبرانی گفته می‌شود که در تقرب به معصومین {{عم}} عزم راسخ‌تری داشته و قدم‌های بلندتری برداشته‌اند. ائمه {{عم}} از سویی بذر خیر را در انبيا {{عم}} و اولیا به ودیعه نهاده‌اند و از سوی دیگر، تجلی و تبلور نهایی خیری که در وجود انبيا {{عم}} بوده است، در زمان ائمه {{عم}} عینیت و ظهور یافته است. اگر انبیا برای رسیدن به هدفی تلاش کردند؛ پرچم آن هدف به دست اهل‌بیت {{عم}} و حالا در دست حضرت حجت عجل الله فرجه است که وارث همه انبیا و اولیا هستند.
 
«'''مقامات [[انبیا]] {{عم}} و تقرب به [[اهل‌بیت]] {{عم}}:''' [[ائمه]] {{عم}}، هم خود خیرند و هم حامل، عامل و آمر خیر هستند. ذات و اصل و نهاد خیر در وجود اهل‌بيت {{عم}} است که امام هادی {{ع}} در فراز دیگری از زیارت جامعه فرمودند: {{عربی|إِنْ ذُكِرَ اَلْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ}} آثار تشعشع خیری که ایشان داشته‌اند، انبيا {{عم}} را به مقاماتی رسانده است. یک ولیّ خدا هرقدر تقرب بیشتری به [[اهل بیت]] {{عم}} داشته باشد، از مقامات بالاتری برخوردار می‌شود. اولوالعزم در یک معنی به پیامبرانی گفته می‌شود که در تقرب به معصومین {{عم}} عزم راسخ‌تری داشته و قدم‌های بلندتری برداشته‌اند. ائمه {{عم}} از سویی بذر خیر را در انبيا {{عم}} و اولیا به ودیعه نهاده‌اند و از سوی دیگر، تجلی و تبلور نهایی خیری که در وجود انبيا {{عم}} بوده است، در زمان ائمه {{عم}} عینیت و ظهور یافته است. اگر انبیا برای رسیدن به هدفی تلاش کردند؛ پرچم آن هدف به دست اهل‌بیت {{عم}} و حالا در دست حضرت حجت عجل الله فرجه است که وارث همه انبیا و اولیا هستند.


::::::'''هدف انبیا:''' [[انبيا]] {{عم}} در پی تربیت انسان و جامعه‌ای بوده‌اند که تراز توحيد و مذهب باشند، قسط و عدل را رعایت کنند، در عالی‌ترین سطوح معرفتی قرار بگیرند و از اعمال و اخلاق صالح برخوردار باشند. {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...}}<ref>همانا پیامبرانمان را با بینات فرستادیم و همراه ایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قسط بپا دارند.سوره حدید، آیه ۲۵</ref> این اهداف مهم انبیا {{عم}} که حتی در زمان [[پیامبر خاتم|نبی خاتم]] {{صل}} و اوصیای ایشان محقق نشد، در زمان ظهور [[امام مهدی|حضرت حجت]] {{ع}} تحقق می‌یابد.
::::::'''هدف انبیا:''' [[انبيا]] {{عم}} در پی تربیت انسان و جامعه‌ای بوده‌اند که تراز توحيد و مذهب باشند، قسط و عدل را رعایت کنند، در عالی‌ترین سطوح معرفتی قرار بگیرند و از اعمال و اخلاق صالح برخوردار باشند. {{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...}}<ref>همانا پیامبرانمان را با بینات فرستادیم و همراه ایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قسط بپا دارند.سوره حدید، آیه ۲۵</ref> این اهداف مهم انبیا {{عم}} که حتی در زمان [[پیامبر خاتم|نبی خاتم]] {{صل}} و اوصیای ایشان محقق نشد، در زمان ظهور [[امام مهدی|حضرت حجت]] {{ع}} تحقق می‌یابد.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش