بحث:مسجد سهله: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال'
جز (جایگزینی متن - 'اقبال' به 'اقبال') |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
*یکی از مشهورترین مساجد [[اسلامی]] که در قرن اول هجری توسط [[قبایل]] [[عرب]] در شمال غربی [[مسجد]] جامع [[کوفه]] به فاصله حدود دو کیلومتر ساخته شده است؛ [[مسجد]] [[شریف]] "[[سهله]]" است که در [[منابع تاریخی]] از آن با نامهایی چون [[مسجد سهیل]]، بنی [[ظفر]] و [[عبد]] القیس<ref>"سهله" که اکثرا آن را به سین مفتوحه ضبط کردهاند به "زمین هموار" گفته میشود و بعضی هم به سین مکسور خواندهاند که به معنی "خاک ماسه" مانند است که بهوسیله سیل در مسیلها جمع میشود.بنابراین نامگذاری این مسجد به سهله به لحاظ جنس خاک آن منطقه بوده است و همینطور در علت تسمیه آن به نامهای دیگر گفتهاند که "سهیل" نام سازنده آن مسجد است و "عبد القیس" نام طایفهای است که این مسجد در منطقه سکونت آنها بنا شده است و "بنی ظفر" هم یکی از طایفههای قبیله عبد القیس است و...ابن الفقیه روایت میکند [[حضرت علی]] {{ع}} فرمودند:در کوفه چهار بقعه مقدس وجود دارد که چهار مسجد در آن ساخته شده است.به آن حضرت عرض شد آنها کدام مساجدند.حضرت فرمود:یکی از آنها مسجد ظفر یا همان مسجد سهله است.</ref>... یاد شده است. این [[مسجد]] در زمینی خالی از سکنه ساخته شده که اطراف آن پوشیده از ماسههای قرمز است. | *یکی از مشهورترین مساجد [[اسلامی]] که در قرن اول هجری توسط [[قبایل]] [[عرب]] در شمال غربی [[مسجد]] جامع [[کوفه]] به فاصله حدود دو کیلومتر ساخته شده است؛ [[مسجد]] [[شریف]] "[[سهله]]" است که در [[منابع تاریخی]] از آن با نامهایی چون [[مسجد سهیل]]، بنی [[ظفر]] و [[عبد]] القیس<ref>"سهله" که اکثرا آن را به سین مفتوحه ضبط کردهاند به "زمین هموار" گفته میشود و بعضی هم به سین مکسور خواندهاند که به معنی "خاک ماسه" مانند است که بهوسیله سیل در مسیلها جمع میشود.بنابراین نامگذاری این مسجد به سهله به لحاظ جنس خاک آن منطقه بوده است و همینطور در علت تسمیه آن به نامهای دیگر گفتهاند که "سهیل" نام سازنده آن مسجد است و "عبد القیس" نام طایفهای است که این مسجد در منطقه سکونت آنها بنا شده است و "بنی ظفر" هم یکی از طایفههای قبیله عبد القیس است و...ابن الفقیه روایت میکند [[حضرت علی]] {{ع}} فرمودند:در کوفه چهار بقعه مقدس وجود دارد که چهار مسجد در آن ساخته شده است.به آن حضرت عرض شد آنها کدام مساجدند.حضرت فرمود:یکی از آنها مسجد ظفر یا همان مسجد سهله است.</ref>... یاد شده است. این [[مسجد]] در زمینی خالی از سکنه ساخته شده که اطراف آن پوشیده از ماسههای قرمز است. | ||
*مجموع فضای [[مسجد]] از دو قسمت شبستان و صحن تشکیل شده است. در بخشهای مختلف صحن [[مسجد]]، محرابهایی ساخته شده است که به نام [[پیامبران]] و [[ائمه]] اطهار {{عم}} نامگذاری شدهاند و در اصطلاح آنها را [[مقام]] میخوانند. این مقامها عبارتند از: [[مقام]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت]] یونس {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت]] ادریس {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت صالح]] {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت سجاد]] {{ع}}، [[مقام]] [[امام صادق]] {{ع}}، و [[مقام]] [[امام زمان]] {{ع}}؛ این [[مقام]] در قسمت میانی [[مسجد]]، کمی مایل به سمت جنوب، در بین مقامهای [[امام سجاد]] {{ع}} و [[حضرت]] یونس {{ع}} قرار دارد. | *مجموع فضای [[مسجد]] از دو قسمت شبستان و صحن تشکیل شده است. در بخشهای مختلف صحن [[مسجد]]، محرابهایی ساخته شده است که به نام [[پیامبران]] و [[ائمه]] اطهار {{عم}} نامگذاری شدهاند و در اصطلاح آنها را [[مقام]] میخوانند. این مقامها عبارتند از: [[مقام]] [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت]] یونس {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت]] ادریس {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت صالح]] {{ع}}، [[مقام]] [[حضرت سجاد]] {{ع}}، [[مقام]] [[امام صادق]] {{ع}}، و [[مقام]] [[امام زمان]] {{ع}}؛ این [[مقام]] در قسمت میانی [[مسجد]]، کمی مایل به سمت جنوب، در بین مقامهای [[امام سجاد]] {{ع}} و [[حضرت]] یونس {{ع}} قرار دارد. | ||
*امروزه ساختمانی به طول ۸۰ متر و عرض ۵/۵ متر در این محل بنا شده است. [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} در این [[مقام]]، [[نماز]] و [[دعا]] و [[نیایش]] به جای آوردهاند و عالم بزرگوار [[علامه]] [[بحر العلوم]] آن [[حضرت]] را در این مکان [[شریف]]، در حال [[مناجات]] با [[پروردگار]] [[زیارت]] کردهاند. گذشته از آن، گزارشهای بسیاری از [[ملاقات]] با آن [[حضرت]] در این [[مسجد]] [[مبارک]] در طول [[تاریخ]] [[نقل]] شده است که این امر سبب | *امروزه ساختمانی به طول ۸۰ متر و عرض ۵/۵ متر در این محل بنا شده است. [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} در این [[مقام]]، [[نماز]] و [[دعا]] و [[نیایش]] به جای آوردهاند و عالم بزرگوار [[علامه]] [[بحر العلوم]] آن [[حضرت]] را در این مکان [[شریف]]، در حال [[مناجات]] با [[پروردگار]] [[زیارت]] کردهاند. گذشته از آن، گزارشهای بسیاری از [[ملاقات]] با آن [[حضرت]] در این [[مسجد]] [[مبارک]] در طول [[تاریخ]] [[نقل]] شده است که این امر سبب اقبال بسیار [[عاشقان]] و شیفتگان [[خالص]] آن [[حضرت]] به این مکان [[شریف]] گشته و در نتیجه ساختمان این قسمت، بارها توسط [[شیعیان]] [[مخلص]] تجدیدبنا شده است. برای این [[مقام]] [[زیارتنامه]] مخصوصی در کتب روایی [[نقل]] شده است که به همراه سایر [[دعاها]] و [[عبادات]] به جای آورده میشود. در مجموعه [[روایات]] با تعابیر مختلفی از [[جایگاه]] معنوی و [[منزلت]] مسجد سهله یاد شده است. میتوان گفت از [[اخبار]] چنان معلوم میشود که بعد از [[مسجد]] اعظم [[کوفه]]، مسجدی به [[فضیلت]] این [[مسجد]] وجود ندارد. | ||
*[[ابو بصیر]] [[نقل]] کرده است که [[امام صادق]] {{ع}} به ایشان فرمودند: ای ابا [[بصیر]]! گویی روزی را میبینم که [[حضرت مهدی]] {{ع}} با خانوادهاش در مسجد سهله فرود میآیند. [[ابو بصیر]] میگوید: به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کردم آن [[مسجد]] منزل [[قائم]] {{ع}} خواهد بود؟ [[حضرت]] فرمودند: آری، این [[مسجد]] منزل [[حضرت ادریس]] {{ع}} و [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بوده است و [[خداوند]] هیچ [[پیامبری]] را به [[پیامبری]] [[مبعوث]] نکرده است. مگر آنکه وی در این [[مسجد]] [[نماز]] گزارده است. مسکن [[حضرت خضر]] {{ع}} در این [[مسجد]] است. هرکسی در این [[مسجد]] اقامت داشته باشد، مثل آن است که در چادر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} اقامت دارد... هرکس در این مکان [[شریف]] [[نماز]] به جای آورد و به دنبال آن با [[نیت]] [[خالص]] [[دعا]] کند؛ [[حاجت]] او برآورده میشود و اگر کسی از [[ترس]] امری به آنجا [[پناه]] ببرد، [[خداوند]] وی را از آن خطر در [[امان]] نگه میدارد. [[ابو بصیر]] میگوید به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: به درستی که این مکان [[شریف]] بسیار [[فضیلت]] دارد. [[حضرت]] فرمودند: آیا باز فضیلتهای آن را بشمارم. عرض کردم: آری. [[حضرت]] فرمودند: مسجد سهله از جمله مکانهایی است که [[خداوند]] تبارک و تعالی [[دوست]] دارد در آنجا [[دعا]] خوانده شود. هیچ شب و روزی نیست مگر آنکه [[ملائکه]] این [[مسجد]] را [[زیارت]] میکنند و در آنجا به [[عبادت]] [[خدا]] مشغول میشوند. اگر من در نزدیک این [[مسجد]] ساکن بودم همه نمازهایم را در آنجا به جای میآوردم... بعد [[ابو بصیر]] میگوید به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کردم: [[قائم]] {{ع}} همیشه آنجا خواهند بود؟ [[حضرت]] فرمودند: آری...<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۴۳۵.</ref>. | *[[ابو بصیر]] [[نقل]] کرده است که [[امام صادق]] {{ع}} به ایشان فرمودند: ای ابا [[بصیر]]! گویی روزی را میبینم که [[حضرت مهدی]] {{ع}} با خانوادهاش در مسجد سهله فرود میآیند. [[ابو بصیر]] میگوید: به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کردم آن [[مسجد]] منزل [[قائم]] {{ع}} خواهد بود؟ [[حضرت]] فرمودند: آری، این [[مسجد]] منزل [[حضرت ادریس]] {{ع}} و [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بوده است و [[خداوند]] هیچ [[پیامبری]] را به [[پیامبری]] [[مبعوث]] نکرده است. مگر آنکه وی در این [[مسجد]] [[نماز]] گزارده است. مسکن [[حضرت خضر]] {{ع}} در این [[مسجد]] است. هرکسی در این [[مسجد]] اقامت داشته باشد، مثل آن است که در چادر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} اقامت دارد... هرکس در این مکان [[شریف]] [[نماز]] به جای آورد و به دنبال آن با [[نیت]] [[خالص]] [[دعا]] کند؛ [[حاجت]] او برآورده میشود و اگر کسی از [[ترس]] امری به آنجا [[پناه]] ببرد، [[خداوند]] وی را از آن خطر در [[امان]] نگه میدارد. [[ابو بصیر]] میگوید به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: به درستی که این مکان [[شریف]] بسیار [[فضیلت]] دارد. [[حضرت]] فرمودند: آیا باز فضیلتهای آن را بشمارم. عرض کردم: آری. [[حضرت]] فرمودند: مسجد سهله از جمله مکانهایی است که [[خداوند]] تبارک و تعالی [[دوست]] دارد در آنجا [[دعا]] خوانده شود. هیچ شب و روزی نیست مگر آنکه [[ملائکه]] این [[مسجد]] را [[زیارت]] میکنند و در آنجا به [[عبادت]] [[خدا]] مشغول میشوند. اگر من در نزدیک این [[مسجد]] ساکن بودم همه نمازهایم را در آنجا به جای میآوردم... بعد [[ابو بصیر]] میگوید به [[حضرت صادق]] {{ع}} عرض کردم: [[قائم]] {{ع}} همیشه آنجا خواهند بود؟ [[حضرت]] فرمودند: آری...<ref>بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۴۳۵.</ref>. | ||
*[[آداب]] و اعمال مسجد سهله در [[مفاتیح الجنان]] آمده است<ref>نشریه موعود، شماره ۳۹، ص ۴۸.</ref>. بسیاری از کسانی که [[تشرف]] به محضر [[حضرت مهدی]] {{ع}} را درخواست میکردند، [[چهل]] [[شب جمعه]] از [[مسجد کوفه]] به مسجد سهله میرفتند یا [[چهل]] شب چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته و [[عبادت]] میکردند تا به [[فیض حضور]] نائل شوند. [[حضرت]] [[آیت الله]] مرعشی نجفی میگوید: در ایام تحصیل [[علوم دینی]] و [[فقه]] [[اهل بیت]] {{عم}} در [[نجف اشرف]]، [[شوق]] زیادی جهت [[دیدار]] [[جمال]] مولایمان [[بقیة الله الاعظم]] {{ع}} داشتم. با خود [[عهد]] کردم [[چهل]] شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این [[نیت]] که [[جمال]] آقا [[صاحب الامر]] {{ع}} را [[زیارت]] کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم. تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم. تصادفا در این شب، رفتنم از [[نجف]] به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک شب [[وحشت]] و [[ترس]] وجود مرا فراگرفت، مخصوصا از زیادی قطّاع الطریق و دزدها. ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب [[ترس]] و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، [[سید]] [[عربی]] را با [[لباس]] اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان [[فصیح]] گفت: ای [[سید]]! [[سلام]] علیکم. [[ترس]] و [[وحشت]] به کلی از وجودم رفت و [[اطمینان]] و سکون [[نفس]] پیدا کردم و تعجبآور بود که چگونه این شخص در [[تاریکی]] شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. بههرحال سخن میگفتیم و میرفتیم از من سؤال کرد: کجا قصد داری؟ گفتم: مسجد سهله. فرمود: به چه جهت؟ گفتم: به قصد [[تشرف]] و [[زیارت]] [[ولی عصر]] {{ع}}. مقداری که رفتیم به [[مسجد زید]] بن صوحان که [[مسجد]] کوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم. داخل [[مسجد]] شده و [[نماز]] خواندیم و بعد از دعایی که [[سید]] خواند -گویی دیوار و سنگها با او آن [[دعا]] را میخواندند- احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از [[وصف]] آن عاجزم. | *[[آداب]] و اعمال مسجد سهله در [[مفاتیح الجنان]] آمده است<ref>نشریه موعود، شماره ۳۹، ص ۴۸.</ref>. بسیاری از کسانی که [[تشرف]] به محضر [[حضرت مهدی]] {{ع}} را درخواست میکردند، [[چهل]] [[شب جمعه]] از [[مسجد کوفه]] به مسجد سهله میرفتند یا [[چهل]] شب چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته و [[عبادت]] میکردند تا به [[فیض حضور]] نائل شوند. [[حضرت]] [[آیت الله]] مرعشی نجفی میگوید: در ایام تحصیل [[علوم دینی]] و [[فقه]] [[اهل بیت]] {{عم}} در [[نجف اشرف]]، [[شوق]] زیادی جهت [[دیدار]] [[جمال]] مولایمان [[بقیة الله الاعظم]] {{ع}} داشتم. با خود [[عهد]] کردم [[چهل]] شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این [[نیت]] که [[جمال]] آقا [[صاحب الامر]] {{ع}} را [[زیارت]] کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم. تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم. تصادفا در این شب، رفتنم از [[نجف]] به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک شب [[وحشت]] و [[ترس]] وجود مرا فراگرفت، مخصوصا از زیادی قطّاع الطریق و دزدها. ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب [[ترس]] و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، [[سید]] [[عربی]] را با [[لباس]] اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان [[فصیح]] گفت: ای [[سید]]! [[سلام]] علیکم. [[ترس]] و [[وحشت]] به کلی از وجودم رفت و [[اطمینان]] و سکون [[نفس]] پیدا کردم و تعجبآور بود که چگونه این شخص در [[تاریکی]] شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. بههرحال سخن میگفتیم و میرفتیم از من سؤال کرد: کجا قصد داری؟ گفتم: مسجد سهله. فرمود: به چه جهت؟ گفتم: به قصد [[تشرف]] و [[زیارت]] [[ولی عصر]] {{ع}}. مقداری که رفتیم به [[مسجد زید]] بن صوحان که [[مسجد]] کوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم. داخل [[مسجد]] شده و [[نماز]] خواندیم و بعد از دعایی که [[سید]] خواند -گویی دیوار و سنگها با او آن [[دعا]] را میخواندند- احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از [[وصف]] آن عاجزم. | ||