غلو در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←پرسش مستقیم
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
دیگر [[متکلمین]] و [[محدثین]] [[شیعه]] نیز تعاریفی نزدیک به همین دیدگاه پیش نهادهاند. از مجموع تعریفهای شیخ مفید، علامه مجلسی و دیگر نظریهپردازان [[امامیه]] برمیآید که هسته مرکزی غلو، اعتقاد به الوهیت و [[ربوبیت]] ائمه، اباحهگری و [[نفی]] یا [[بیاعتنایی]] به [[احکام شریعت]] بوده است. کانونیترین مفهوم تفویض نیز [[تصدی]] رزق و آفرینش [[مخلوقات]] از سوی ائمه و [[استقلال]] در حوزههای [[ربوبی]] است. همین باورهای [[الحادی]] بود که [[تنفر]] و [[لعن]] [[اهل بیت]] را برانگیخت. نخستین [[رهیافت]] و جدیترین رهاورد [[تدبر]] در این تعاریف این است که هیچ یک از آنها اعتقاد به معصومیت و منصوصیت و [[علم الهی]] را [[پوشش]] نمیدهد و مصداق [[غلو]] و [[تفویض]] نمیداند. بازخوانی تعاریف تفویض و غلو، پژوهشگر را به این فرضیه ره مینماید که [[باور به نص]] وعصمت برآمده از متن [[کتاب و سنت]] و سابقه دوانده تا عصر [[رسول]] است و نسبت و [[قرابت]] به تبیین و تشریعهای نیوی میرساند، نه ترفند [[مفوضه]] و [[غلات]]. با این فرض، کی و کجا [[شیعه]] [[باور]] به [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] [[ائمه]] را روا میدارد؟ کدام منبع [[شیعی]]، [[استقلال]] ائمه از [[پروردگار]] را تجویز یا [[ترویج]] میکند؟ با کدام پشتوانه تئوریک میتون پیاپی شیعه را از [[قرن چهارم]] و پنجم تا قرن حاضر در [[تسخیر]] تقویض و غلوانگاشت؛ یعنی [[اعتقاد]] به الوهیت و ربویت [[امام]] یا استقلال از پروردگار در [[تصرف]] عالم یا اباحهگری؟<ref>[[حسن علیپور وحید|علیپور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۱۳۳.</ref> | دیگر [[متکلمین]] و [[محدثین]] [[شیعه]] نیز تعاریفی نزدیک به همین دیدگاه پیش نهادهاند. از مجموع تعریفهای شیخ مفید، علامه مجلسی و دیگر نظریهپردازان [[امامیه]] برمیآید که هسته مرکزی غلو، اعتقاد به الوهیت و [[ربوبیت]] ائمه، اباحهگری و [[نفی]] یا [[بیاعتنایی]] به [[احکام شریعت]] بوده است. کانونیترین مفهوم تفویض نیز [[تصدی]] رزق و آفرینش [[مخلوقات]] از سوی ائمه و [[استقلال]] در حوزههای [[ربوبی]] است. همین باورهای [[الحادی]] بود که [[تنفر]] و [[لعن]] [[اهل بیت]] را برانگیخت. نخستین [[رهیافت]] و جدیترین رهاورد [[تدبر]] در این تعاریف این است که هیچ یک از آنها اعتقاد به معصومیت و منصوصیت و [[علم الهی]] را [[پوشش]] نمیدهد و مصداق [[غلو]] و [[تفویض]] نمیداند. بازخوانی تعاریف تفویض و غلو، پژوهشگر را به این فرضیه ره مینماید که [[باور به نص]] وعصمت برآمده از متن [[کتاب و سنت]] و سابقه دوانده تا عصر [[رسول]] است و نسبت و [[قرابت]] به تبیین و تشریعهای نیوی میرساند، نه ترفند [[مفوضه]] و [[غلات]]. با این فرض، کی و کجا [[شیعه]] [[باور]] به [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] [[ائمه]] را روا میدارد؟ کدام منبع [[شیعی]]، [[استقلال]] ائمه از [[پروردگار]] را تجویز یا [[ترویج]] میکند؟ با کدام پشتوانه تئوریک میتون پیاپی شیعه را از [[قرن چهارم]] و پنجم تا قرن حاضر در [[تسخیر]] تقویض و غلوانگاشت؛ یعنی [[اعتقاد]] به الوهیت و ربویت [[امام]] یا استقلال از پروردگار در [[تصرف]] عالم یا اباحهگری؟<ref>[[حسن علیپور وحید|علیپور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۱۳۳.</ref> | ||
==[[غلات]]== | |||
«غلات جمع «غالی» است که در [[فارسی]]، معادل «گزافهگو» است. [[مسعودی]] مینویسد: «غلات یا غالیه، اسمی است عام برای فرقههایی که درباره [[حضرت رسول]] یا [[ائمه]]{{عم}} به خصوص [[حضرت علی بن ابی طالب]]{{ع}}- [[غلو]] کرده و به ایشان [[مقام]] [[الوهیت]] دادهاند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۱۴۴.</ref>. | |||
غلات چند دستهاند: بعضی از آنان علی{{ع}} را [[خدا]]، برخی او را [[پیامبر]] و بعضی از غلات نیز به الوهیت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[معتقد]] شدهاند و جمعی نیز [[امام]] یا [[رهبر]] خود را در این حد دانسته و درباره او غلو میکنند. | |||
[[شهرستانی]] در مورد «غالی» میگوید «آنان، گاه ائمه خویش را از فرط [[گمراهی]] به خدا [[تشبیه]] کردند و گاه از عدم [[درایت]]، خدا را با [[خلق]] برابر کردند<ref>الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۳.</ref>. آنان در هر شهری لقبی دارند، در [[اصفهان]] به «خرمیه و کودیه» (کردیه)، در [[ری]] به «مزدکیه و سنبادیه»، در [[آذربایجان]] به «ذقولیه»، در ماوراءالنهر به «مبیضه»... مشهورند<ref>الملل و النحل، ج۱، ص۱۳۴.</ref>. | |||
غلات گرچه فرقههای متعددی هستند اما [[اصول اعتقادی]] مشترکی در میان آنها وجود دارد که میتوان آنها را در موارد زیر خلاصه کرد: | |||
۱ - [[اعتقاد]] به الوهیت رهبر یا امام، یا اعتقاد به [[حلول]] جوهر [[نورانی]] [[الهی]] در امام با رهبر؛ ۲- [[بداء]]؛ ۳-تشبیه؛ ۴-[[رجعت]]؛ ۵- [[تناسخ]].<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۱۶.</ref> | |||
==سبب پیدایش غلات== | |||
علی{{ع}} دارای همه [[صفات پسندیده]] و عالی [[انسانی]] و جامع همه [[اخلاق فاضله]] و اوصاف ربانی بود. او [[پناه]] [[فقرا]] و [[مستمندان]] و [[یار]] [[مظلومان]] و [[خصم]] [[ظالمان]] بود. او حاکمی [[عادل]] و جنگجویی [[دلاور]] و زاهدی [[پارسا]] بود. [[هیبت]] امام، [[دل]] همه [[شجاعان]] آن [[روزگار]] را [[تسخیر]] و [[رأفت]] و مهربانیاش دل هر ستمدیده را [[تسلی]] بخش بود. شجاعتش زبانزد خاص و عام و [[دوست]] و [[دشمن]] بود. اما در کنار آن با دیدن [[یتیمی]] [[اشک]] از دیدگان مبارکش سرازیر میشد و دلش به حال مظلومی میلرزید. | |||
باری [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} همچون [[رسول خدا]]{{صل}} در [[صراط مستقیم]] [[حق]]، [[ثابت قدم]] بود و هرگز ملامت ملامت کنندگان او را از راه [[حق]] باز نداشت. او با حق بود و حق هم با او بود. او [[تالی]] تلو [[قرآن]] بود و هرگز از آن جدا نشد. او سخنان محکم و کلمات کوبنده داشت که در برابر کلامش همه را مبهوت و مسحور میساخت و گاه از [[آینده]] خبر میداد که همه خبرهایش بدرستی به وقوع میپیوست. [[تردیدها]] را از بین میبرد و به [[دلها]] قوت میبخشید. خلاصه [[مظهر]] حق و [[عدل]] بود و تمام [[صفات خدایی]] در علی پسر [[ابی طالب]] تجلی کرده بود که هر صاحب [[خرد]] و [[عقلی]] را به [[شگفتی]] وا میداشت. | |||
آنها که در ایمانشان [[ضعف]] و [[سستی]] داشتند و [[حقایق]] عالم را نمیشناختند و نسبت به [[شناخت خدا]] [[ناتوان]] بودند و نمیدانستند هر چه هست فقط از خداست و نخوانده بودند که قرآن میگوید: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>«و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref> آنها که [[درک]] نکرده بودند که [[خدا]] به هر که خواهد همه چیز خواهد داد وقتی علی آن عالم [[دانا]]، [[دلاور]] [[زاهد]]، [[عابد]] شب زندهدار، سخنگوی توانا، [[ثابت قدم]] [[عادل]]، و غیبگوی [[راستگو]] را میدیدند به [[شک و تردید]] فرو میرفتند که نکند خدا در او [[حلول]] کرده باشد، نکند او [[خالق]] باشد، نکند او [[الله]] است. آنان بدین ترتیب به [[انحراف]] و [[کجروی]] فرو غلتیدند و [[وسوسه]] و [[توطئه]] کسانی که با اصل [[اسلام]] مخالف بودند به این [[اندیشه]] کج کمک کرد تا جایی که جمعی [[غلو]] کردند و گفتند: خدا در وجود علی حلول کرده است و پس از چندی یک باره گفتند: علی خود خداست، او خالق ماست و در کنار ماست. | |||
اما علی{{ع}} با [[اعتقادی]] [[راسخ]] و [[ایمانی]] محکم به [[جنگ]] این [[خرافهها]] رفت و تا نابودی و ریشهکن ساختن آن گروه [[منحرف]] از پای ننشست.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۱۷.</ref> | |||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||