←شهادت عمار یاسر
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
[[روایت]] شده: عمار یاسر راهی میدان شد و میان صفوف سپاهیان قرار گرفت و اظهار داشت: امروز چهرههایی را میبینم آنگونه با [[دشمن]] میستیزند که باطلگرایان، به [[شک و تردید]] افتند، به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر ما را به شکست وا دارند و تا نخلستانهای هجر تعقیب کنند، ما بر [[حق]] و آنان بر باطلاند. و با خواندن این [[رجز]] به سمت [[سپاه معاویه]] پیش تافت: | [[روایت]] شده: عمار یاسر راهی میدان شد و میان صفوف سپاهیان قرار گرفت و اظهار داشت: امروز چهرههایی را میبینم آنگونه با [[دشمن]] میستیزند که باطلگرایان، به [[شک و تردید]] افتند، به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر ما را به شکست وا دارند و تا نخلستانهای هجر تعقیب کنند، ما بر [[حق]] و آنان بر باطلاند. و با خواندن این [[رجز]] به سمت [[سپاه معاویه]] پیش تافت: | ||
ما پیش از این برای فرود آمدن [[قرآن]] با شما جنگیدیم و امروز برای [[تأویل]] آن با شما میجنگیم، آنچنان ضربه سهمگینی بر شما وارد سازم که سرها از [[بدن]] جدا و [[دوست]]، [[دوستان]] خود را فراموش کند و یا حق به مسیر اصلی خود باز گردد. | ما پیش از این برای فرود آمدن [[قرآن]] با شما جنگیدیم و امروز برای [[تأویل]] آن با شما میجنگیم، آنچنان ضربه سهمگینی بر شما وارد سازم که سرها از [[بدن]] جدا و [[دوست]]، [[دوستان]] خود را فراموش کند و یا حق به مسیر اصلی خود باز گردد. | ||
{{متن حدیث|نَحْنُ ضَرَبْنَاكُمْ عَلَى تَنْزِيلِهِ فَالْيَوْمَ نَضْرِبُكُمْ عَلَى تَأْوِيلِهِ | {{متن حدیث|نَحْنُ ضَرَبْنَاكُمْ عَلَى تَنْزِيلِهِ فَالْيَوْمَ نَضْرِبُكُمْ عَلَى تَأْوِيلِهِ ضَرْباً يُزِيلُ الْهَامَ عَنْ مَقِيلِهِ وَ يُذْهِلُ الْخَلِيلَ عَنْ خَلِيلِهِ}} | ||
[[عمّار]] با همان [[شجاعت]] و [[دلاور]] مردی که در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} صادقانه و مخلصانه جنگیده بود، خود را به [[قلب]] سپاه دشمن زد و بدن شریفش آماج نیزهها قرار گرفت و ابو العادیه و ابن جون سکسکی او را با ضربت نیزه از پا درآوردند. نقل شده که این دو تن برای بردن [[سر مطهر]] [[عمّار]] نزد [[معاویه]] با یکدیگر درگیر شدند و عبدالله فرزند [[عمرو عاص]] که در آن جمع حاضر بودند به آنان گفت: هریک از شما [[دوست]] دارید، سر را بردارید زیرا من از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم به [[عمار]] میفرمود: | [[عمّار]] با همان [[شجاعت]] و [[دلاور]] مردی که در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} صادقانه و مخلصانه جنگیده بود، خود را به [[قلب]] سپاه دشمن زد و بدن شریفش آماج نیزهها قرار گرفت و ابو العادیه و ابن جون سکسکی او را با ضربت نیزه از پا درآوردند. نقل شده که این دو تن برای بردن [[سر مطهر]] [[عمّار]] نزد [[معاویه]] با یکدیگر درگیر شدند و عبدالله فرزند [[عمرو عاص]] که در آن جمع حاضر بودند به آنان گفت: هریک از شما [[دوست]] دارید، سر را بردارید زیرا من از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم به [[عمار]] میفرمود: | ||