پرش به محتوا

فدک در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۰: خط ۷۰:


[[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر.ک: [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.
[[فدک]] در حال حاضر به نام "الحائط" در مرز شرقی [[خیبر]] قرار دارد و شامل تعدادی روستا و بیش از ۱۱ هزار سکنه و سرزمینی پوشیده از نخلستان و برخوردار از امکانات [[کشاورزی]] است<ref>ر.ک: [[حسین قاضی خانی|قاضی خانی، حسین]]، [[فدک (مقاله)|فدک]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ص۲۱۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>.
==[[فدک]] در [[خلافت]] [[مأمون]]==
[[سیر]] [[تاریخی]] فدک، یکی از شگفتی‌های [[تاریخ اسلام]] بود که هر یک از [[خلفا]]، در برابر آن موضعی داشتند. یکی می‌گرفت و دیگری پس می‌داد، و این وضع آن قدر ادامه یافت تا این [[سرزمین]] به کلی ویران شد. برای پی بردن به فراز و نشیب‌هایی که در این روستای آباد پدید آمد کافی است مقطع‌های زیر را مورد توجه قرار دهیم:
#فدک در آغاز پس از [[سقوط]] [[خیبر]]، از طریق [[مصالحه]] از [[یهودیان]] به [[پیامبر]]{{صل}} منتقل شد و [[اختیار]] آن به طور کامل با شخص پیامبر{{صل}} بود.
#طبق اسناد معتبر تاریخی، پیامبر{{صل}} آن را در [[حیات]] خود طبق [[دستور]] [[قرآن]] و [[آیه]] «ذات القربی حقه» به [[فاطمه زهرا]]{{س}} بخشید<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۲۸۸؛ کنزالعمال، ج۲، ص۵۸.</ref>.
#در [[زمان]] [[خلیفه اول]]، این آبادی [[غصب]] شد، و در اختیار [[حکومت]] وقت قرار گرفت، و آنها با سرسختی عجیبی در [[حفظ]] این وضع کوشیدند.
#این امر همچنان ادامه داشت تا زمان [[عمر بن عبدالعزیز]] که نسبت به [[اهل بیت]] [[پیغمبر]]{{صل}} روش ملایم‌تری داشت، رسید. او فدک را به [[فرزندان فاطمه]]{{س}} برگرداند.
#دیری نپایید که [[یزید]] بن [[عبدالملک]]، آن را مجدداً غصب کرد.
#سرانجام [[بنی امیه]] منقرض شدند و [[بنی عباس]] روی کار آمدند. [[ابوالعباس سفاح]]، [[خلیفه]] معروف [[عباسی]]، فدک را به [[عبد الله بن حسن بن علی]]{{ع}}، به عنوان [[نماینده]] بنی [[فاطمه]]{{س}} باز گرداند.
#چیزی نگذشت که [[منصور عباسی]] آن را از [[بنی حسن]] گرفت و با روی کار آمدن [[مهدی عباسی]]، فدک به فرزندان فاطمه{{س}} باز گردانده شد.
#[[موسی الهادی]]، بار دیگر فدک را غصب کرد و [[هارون]] الرشید نیز همین راه را ادامه داد.
#«مأمون»، به خاطر [[تظاهر]] به علاقه شدید نسبت به اهل بیت پیغمبر{{عم}} و [[فرزندان امام علی]]{{ع}} و فاطمه زهرا{{س}}، فدک را با تشریفاتی خاص به فرزندان فاطمه{{س}} بازگرداند.
در [[تاریخ]] آمده است که مأمون به [[قثم بن جعفر]]، [[فرماندار]] [[مدینه]] چنین نوشت:
{{عربی|انه كان رسول الله اعطى ابنته فاطمة فدكاً و تصدق علبها بها، وأن ذلك كان امراً ظاهراً معروفاً عند آله{{عم}} ثم لم تزل فاطمة تدعى منه بما هي اولى من صدق عليه، و انه قد رأى ردها الى ورثتها و تسليمها إلى محمد بن يحيى بن الحسين بن زيد بن علي... و محمد بن عبدالله بن الحسين... ليقوما بها لأهلهما}} ([[رسول خدا]]{{صل}}، [[فدک]] را به دخترش، [[فاطمه]]{{س}} بخشید، و این امری آشکار و معروف نزد [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} بود، پس همواره فاطمه{{س}} مدعی آن بود و قول او از همه شایسته‌تر به [[تصدیق]] و قبول است، و من [[صلاح]] می‌بینم که آن به [[ورثه]] آن [[حضرت]] داده شود، و به [[محمّد بن یحیی]] و [[محمد بن عبدالله]] (نوه‌های [[امام]] [[زین العابدین]]{{ع}}) بازگردانی تا آن‎ها به اهلش برسانند).
[[ابن ابی الحدید]] می‌گوید: [[مأمون]] برای رسیدگی به [[شکایات]] [[مردم]] نشسته بود، اولین شکایتی که به دست او رسید و به آن نگاه کرد، مربوط به فدک بود، همین که [[شکایت]] را مطالعه کرد، گریست و به یکی از مأموران گفت: صدا بزن [[وکیل]] فاطمه{{س}} کجاست؟ پیرمردی جلو آمد و با مأمون سخن بسیار گفت. مأمون [[دستور]] داد حکمی را نوشتند و فدک را به عنوان [[نماینده]] [[اهل بیت]]{{عم}}، به دست او سپردند. هنگامی که مأمون این [[حکم]] را امضاء کرد، [[دعبل]] برخاست و اشعاری سرود که نخستین [[بیت]] آن این بود:
{{عربی|أصبح وجه الزمان قد ضحكا * بردّ مأمون هاشما فدكا}}
(چهره [[زمان]] خندان شد،؛ چراکه مأمون فدک را به [[بنی هاشم]] بازگرداند).
[[متوکل عباسی]]، به خاطر [[کینه]] شدیدی که از اهل بیت{{عم}} در [[دل]] داشت، بار دیگر فدک را از [[فرزندان فاطمه]]{{س}} [[غصب]] کرد. اما [[منتصر]] - فرزند [[متوکل]] - آن را به صاحبان اصلیش داد و تا انتهای [[خلفای عباسی]]، فدک دست به دست گردید. [[بدیهی]] است روستایی که هر [[روز]] بازیچه دست [[سیاستمداران]] کینه‎توز باشد، به سرعت رو به ویرانی می‌گذارد، سرانجام فدک و تمام آبادی آن ویران، و درختانش خشک شد!<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۵۳۷.</ref>


==[[مظلومیت علی]]{{ع}} در [[غصب]] فدک<ref>فدک قریه‌ای است در فاصله دو یا سه [[روز]] راه (۲۵۰ کیلومتری) از شمال [[مدینه]] و در جنوب [[خیبر]] که آب فراوان و مزارع و نخلستان‌های بسیار دارد و پیش از [[اسلام]]، مانند خیبر [[مسکن]] [[یهودیان]] بوده است. پس از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} در خیبر فرود آمد و دژهای آن به دست [[مسلمانان]] گشوده شد اهالی [[فدک]] بیمناک گشتند و با پیشنهاد واگذاری نیمی از [[اراضی]] آن به [[رسول خدا]]{{صل}} تقاضای [[صلح]] کردند، بدین‌سان این بخش از اراضی فدک به دلیل آن‌که مسلمانان اسبی و شتری بر آن نتاختند و هیچ گونه [[جنگی]] واقع نشد «[[سوره حشر]]، [[آیه]] ۶ و ۷» خالصه وفییء پیامبر بود و بعد از پیامبر مختص به [[امام]] بعد از اوست. «سیره ابن هشام، ج۳، ص۳۶۸؛ [[بلاذری]]، [[فتوح البلدان]]، بلاذری، ص۴۲.
==[[مظلومیت علی]]{{ع}} در [[غصب]] فدک<ref>فدک قریه‌ای است در فاصله دو یا سه [[روز]] راه (۲۵۰ کیلومتری) از شمال [[مدینه]] و در جنوب [[خیبر]] که آب فراوان و مزارع و نخلستان‌های بسیار دارد و پیش از [[اسلام]]، مانند خیبر [[مسکن]] [[یهودیان]] بوده است. پس از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} در خیبر فرود آمد و دژهای آن به دست [[مسلمانان]] گشوده شد اهالی [[فدک]] بیمناک گشتند و با پیشنهاد واگذاری نیمی از [[اراضی]] آن به [[رسول خدا]]{{صل}} تقاضای [[صلح]] کردند، بدین‌سان این بخش از اراضی فدک به دلیل آن‌که مسلمانان اسبی و شتری بر آن نتاختند و هیچ گونه [[جنگی]] واقع نشد «[[سوره حشر]]، [[آیه]] ۶ و ۷» خالصه وفییء پیامبر بود و بعد از پیامبر مختص به [[امام]] بعد از اوست. «سیره ابن هشام، ج۳، ص۳۶۸؛ [[بلاذری]]، [[فتوح البلدان]]، بلاذری، ص۴۲.
۱۲۹٬۹۱۸

ویرایش