جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
عبدالعزی فرزند [[عبدالمطلب هاشمی]]، کنیهاش "اباعتبه" و "[[ابولهب]]"، عمو و دشمن سرسخت رسول خداست<ref> الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵؛ البدء والتاریخ، ج۴، ص۱۵۵.</ref>. مادرش لُبنی دختر "هاجر بن عبد مناف" از بنی خُزاعه<ref> السیرة النبویة، ج۱، ص۱۱۰؛ المعارف، ۱۱۹.</ref> و همسرش اَروی یا عوراء، مشهور به ام جمیل دختر [[حرب بن امیه]] و [[خواهر]] [[ابوسفیان]] بود<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۶۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۶۰۳.</ref>. | عبدالعزی فرزند [[عبدالمطلب هاشمی]]، کنیهاش "اباعتبه" و "[[ابولهب]]"، عمو و دشمن سرسخت رسول خداست<ref> الطبقات الکبری، ج۱، ص۷۵؛ البدء والتاریخ، ج۴، ص۱۵۵.</ref>. مادرش لُبنی دختر "هاجر بن عبد مناف" از بنی خُزاعه<ref> السیرة النبویة، ج۱، ص۱۱۰؛ المعارف، ۱۱۹.</ref> و همسرش اَروی یا عوراء، مشهور به ام جمیل دختر [[حرب بن امیه]] و [[خواهر]] [[ابوسفیان]] بود<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۶۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۶۰۳.</ref>. | ||
ابولهب مرکب از «[[اب]]» و «لهب» در لغت به معنای [[هیجان]] شدید و در اصطلاح [[آتش]] شعلهور شده را گویند<ref>العین، ص۸۸۶.</ref>. برخلاف نظر برخی<ref>اسد الغابة، ج۱، ص۳۹.</ref> گرچه (به احتمال) به خاطر [[حمایت]] از [[بت]] "العزی" نامش العزی است<ref>ابن کلبی، الأصنام، ص۲۳.</ref>. در اینکه چرا ابولهب خوانده شده، [[اختلاف]] است. [[ابنسعد]] بر آن است که [[عبدالمطلب]] وی را به جهت [[زیبایی]] و برافروختگی چهره چنین نامیده<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۶۳؛ المعارف، ص۱۲۵.</ref> و برخی برای وی [[فرزندی]] بهنام لهب ذکر کردهاند<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۲۴۴.</ref>؛ اما بر پایه روایتی، [[خداوند]] او را به این [[کنیه]] خوانده<ref>زاد المعاد، ج۲، ص۳۳۸.</ref>؛ چون [[عاقبت]] او با [[آتش]] است<ref>الکشاف، ج۴، ص۸۱۴.</ref>. گویا در میان [[مردم]] زمان خویش، بیشتر به [[کنیه]] اباعتبه خطاب میشدهاست<ref>اعلام النبوه، ج۱، ص۱۳۰.</ref>. ابولهب در [[عام الفیل]] زنده بوده است (در حد مردی که صاحب [[کنیز]] بوده است)<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۲۸.</ref>؛ وی چپ چشم و دارای هیکلی بزرگ و خوشچهره، اما عصبی بوده است<ref>الکشف و البیان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref> | ابولهب مرکب از «[[اب]]» و «لهب» در لغت به معنای [[هیجان]] شدید و در اصطلاح [[آتش]] شعلهور شده را گویند<ref>العین، ص۸۸۶.</ref>. برخلاف نظر برخی<ref>اسد الغابة، ج۱، ص۳۹.</ref> گرچه (به احتمال) به خاطر [[حمایت]] از [[بت]] "العزی" نامش العزی است<ref>ابن کلبی، الأصنام، ص۲۳.</ref>. در اینکه چرا ابولهب خوانده شده، [[اختلاف]] است. [[ابنسعد]] بر آن است که [[عبدالمطلب]] وی را به جهت [[زیبایی]] و برافروختگی چهره چنین نامیده<ref>الطبقات، ج۱، ص۹۳؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۶۳؛ المعارف، ص۱۲۵.</ref> و برخی برای وی [[فرزندی]] بهنام لهب ذکر کردهاند<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۲۴۴.</ref>؛ اما بر پایه روایتی، [[خداوند]] او را به این [[کنیه]] خوانده<ref>زاد المعاد، ج۲، ص۳۳۸.</ref>؛ چون [[عاقبت]] او با [[آتش]] است<ref>الکشاف، ج۴، ص۸۱۴.</ref>. گویا در میان [[مردم]] زمان خویش، بیشتر به [[کنیه]] اباعتبه خطاب میشدهاست<ref>اعلام النبوه، ج۱، ص۱۳۰.</ref>. ابولهب در [[عام الفیل]] زنده بوده است (در حد مردی که صاحب [[کنیز]] بوده است)<ref>الاستیعاب، ج۱، ص۲۸.</ref>؛ وی چپ چشم و دارای هیکلی بزرگ و خوشچهره، اما عصبی بوده است<ref>الکشف و البیان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
==ابولهب پیش از بعثت== | ==ابولهب پیش از بعثت== | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
ابولهب در هنگامه [[بعثت پیامبر]]{{صل}} به شرکت در [[سرقت]] دو آهوی زرین که بر در [[کعبه]] [[نصب]] شده بود، با [[شهادت]] یکی از سارقان متهم شد و مورد پیگرد قرار گرفت<ref>المنتظم، ج۲، ص۱۵.</ref> و به ناچار نزد داییهای خویش، در تیره [[بنیخزاعه]]، پناهنده شد<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۵۶.</ref>. گویا [[ازدواج]] دو فرزندش عتبه و معتب، با دو دختر [[رسول خدا]]، [[رقیه]] و [[امکلثوم]]، در همین دوره بود؛ گرچه اقوال دیگری نیز در این باره وجود دارد<ref>الاصابه، ج۸، ص۴۶۰ـ۴۶۱؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۲۴۴.</ref>. | ابولهب در هنگامه [[بعثت پیامبر]]{{صل}} به شرکت در [[سرقت]] دو آهوی زرین که بر در [[کعبه]] [[نصب]] شده بود، با [[شهادت]] یکی از سارقان متهم شد و مورد پیگرد قرار گرفت<ref>المنتظم، ج۲، ص۱۵.</ref> و به ناچار نزد داییهای خویش، در تیره [[بنیخزاعه]]، پناهنده شد<ref>السیرة الحلبیه، ج۱، ص۵۶.</ref>. گویا [[ازدواج]] دو فرزندش عتبه و معتب، با دو دختر [[رسول خدا]]، [[رقیه]] و [[امکلثوم]]، در همین دوره بود؛ گرچه اقوال دیگری نیز در این باره وجود دارد<ref>الاصابه، ج۸، ص۴۶۰ـ۴۶۱؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۲۴۴.</ref>. | ||
ابولهب از دارایان<ref>کشفالاسرار، ج۱۰، ص۶۵۷؛ البرهان، ج۵، ص۷۸۸.</ref> و متولیان بتان در [[مکه]] بود<ref>رجال انزل الله فیهم قرآنا، ج۷، ص۹۶.</ref> و وقتی "افلح بن نضر شیبانی"، متولی [[عزی]]، در بستر [[مرگ]] درباره [[آینده]] آن ابراز [[نگرانی]] کرد، ابولهب به او دلداری داد و [[متعهد]] شد که آن را رها نکند. بدین طریق، مدتی سدانت [[عزی]] را برعهده گرفت. در این هنگام به هرکس میرسید، میگفت: اگر [[عزی]] [[پیروز]] شود، من با خدمتی که به او کردهام در امانم و اگر [[محمد]] بر آن [[پیروز]] شود که نمیشود، [[برادر]] زادهام است<ref>المغازی، ج۳، ص۸۷۴.</ref> | ابولهب از دارایان<ref>کشفالاسرار، ج۱۰، ص۶۵۷؛ البرهان، ج۵، ص۷۸۸.</ref> و متولیان بتان در [[مکه]] بود<ref>رجال انزل الله فیهم قرآنا، ج۷، ص۹۶.</ref> و وقتی "افلح بن نضر شیبانی"، متولی [[عزی]]، در بستر [[مرگ]] درباره [[آینده]] آن ابراز [[نگرانی]] کرد، ابولهب به او دلداری داد و [[متعهد]] شد که آن را رها نکند. بدین طریق، مدتی سدانت [[عزی]] را برعهده گرفت. در این هنگام به هرکس میرسید، میگفت: اگر [[عزی]] [[پیروز]] شود، من با خدمتی که به او کردهام در امانم و اگر [[محمد]] بر آن [[پیروز]] شود که نمیشود، [[برادر]] زادهام است<ref>المغازی، ج۳، ص۸۷۴.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
==ابولهب پس از بعثت== | ==ابولهب پس از بعثت== | ||
ابولهب پس از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} برخلاف [[سنت]] [[عربی]]، به [[سیره]] [[خاندان]] خویش عمل نکرد و بهرغم [[همراهی]] بنیعبدالمطلب با [[رسول خدا]]، او به دیگر تیرههای [[قریش]] پیوست و از در [[دشمنی]] و ستیزگی با [[پیامبر]] درآمد و به شیوههای گوناگون به [[آزار]] حضرت پرداخت<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۴۱۵ـ۴۱۶.</ref>، از جمله بر سر [[رسول خدا]] شکمبه و خاشاک میریخت<ref>الکامل، ج۲، ص۷۰.</ref>. این عمل، [[خشم]] دیگر [[بنیهاشم]] را برمیانگیخت؛ چنانکه روزی [[حمزه]] با [[مشاهده]] چنین صحنهای از سر [[خشم]]، خار و خاشاک را بر سر ابولهب افکند<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۷ـ۱۴۸.</ref>. ابولهب برای جلوگیری از [[نفوذ]] [[کلام پیامبر]]{{صل}} در پی او حرکت و دروغگویش خطاب میکرد<ref>السیر و المغازی، ص۲۳۲.</ref>. او را ساحر<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۲۲.</ref>، شاعر<ref>مناقب، ج۱، ص۷۷.</ref> و کاهن میخواند<ref>البحر المحیط، ج۷، ص۵۸.</ref> و دیگران را نیز از گرویدن به او و [[اسلام]] بازمیداشت<ref>البدایة والنهایه، ج۳، ص۱۱۱.</ref> و حتی یک بار او و همسرش به تحریک دیگران، بر آن شده بودند تا [[پیامبر]] را از پای در آورند که بر جای خشک شدند و به دعای حضرت به حرکت درآمدند<ref>اعلام النبوه، ج۱، ص۱۳۰.</ref> | ابولهب پس از [[بعثت پیامبر]]{{صل}} برخلاف [[سنت]] [[عربی]]، به [[سیره]] [[خاندان]] خویش عمل نکرد و بهرغم [[همراهی]] بنیعبدالمطلب با [[رسول خدا]]، او به دیگر تیرههای [[قریش]] پیوست و از در [[دشمنی]] و ستیزگی با [[پیامبر]] درآمد و به شیوههای گوناگون به [[آزار]] حضرت پرداخت<ref>السیرة النبویه، ج۲، ص۴۱۵ـ۴۱۶.</ref>، از جمله بر سر [[رسول خدا]] شکمبه و خاشاک میریخت<ref>الکامل، ج۲، ص۷۰.</ref>. این عمل، [[خشم]] دیگر [[بنیهاشم]] را برمیانگیخت؛ چنانکه روزی [[حمزه]] با [[مشاهده]] چنین صحنهای از سر [[خشم]]، خار و خاشاک را بر سر ابولهب افکند<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۷ـ۱۴۸.</ref>. ابولهب برای جلوگیری از [[نفوذ]] [[کلام پیامبر]]{{صل}} در پی او حرکت و دروغگویش خطاب میکرد<ref>السیر و المغازی، ص۲۳۲.</ref>. او را ساحر<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۲۲.</ref>، شاعر<ref>مناقب، ج۱، ص۷۷.</ref> و کاهن میخواند<ref>البحر المحیط، ج۷، ص۵۸.</ref> و دیگران را نیز از گرویدن به او و [[اسلام]] بازمیداشت<ref>البدایة والنهایه، ج۳، ص۱۱۱.</ref> و حتی یک بار او و همسرش به تحریک دیگران، بر آن شده بودند تا [[پیامبر]] را از پای در آورند که بر جای خشک شدند و به دعای حضرت به حرکت درآمدند<ref>اعلام النبوه، ج۱، ص۱۳۰.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
==علت دشمنی ابولهب با پیامبر== | ==علت دشمنی ابولهب با پیامبر== | ||
[[انگیزه]] [[دشمنی]] ابولهب با [[پیامبر]]{{صل}} در کتابهای [[تاریخی]]، گوناگون آمده است. برخی [[دفاع]] از [[بتها]] را عامل اصلی دانستهاند؛ چنانکه خود به [[هند]] ([[همسر]] [[ابوسفیان]]) میگوید: با رد [[دعوت]] [[محمد]]، [[لات]] و [[عزی]] را [[یاری]] کردم<ref>البدایة والنهایه، ج۳، ص۶۹.</ref>. شاید [[همراهی]] با همسرش را که در پی [[ریاست]] [[برادر]] خویش [[ابوسفیان]] بود، بتوان [[انگیزه]] این [[دشمنی]] ذکر کرد؛ چرا که تثبیت [[مقام پیامبر]]{{صل}} موقعیت وی را به مخاطره میافکند؛ ولی برخی، آن را تا سر حد خصومتی شخصی فرو کشیدند و گفتند: روزی ابولهب و [[ابوطالب]] کشتی میگرفتند. ابولهب او را بر [[زمین]] افکند و روی سینهاش نشست. در این هنگام، [[پیامبر]]{{صل}} به [[یاری]] [[ابوطالب]] شتافت و به او کمک کرد تا بر فراز آید وقتی ابولهب به او گفت که من نیز عموی تو هستم. چرا او را [[یاری]] کردی؟ حضرت گفت: چون او نزد من از تو محبوبتر است و همین امر موجب [[دشمنی]] و [[خشونت]] او با [[پیامبر]] شد<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۷.</ref>؛ اما گویا داعیه سروری [[قریش]] و [[ریاست]] [[مکه]] که در [[خاندان]] [[عبدالمطلب]]، کم و بیش به آن چشم داشتند، [[انگیزه]] اصلی او بود؛ بهویژه که وی از یک سو در پیوندی سببی به تیره [[بنیامیه]] [[ارتباط]] مییافت<ref> السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۶۶.</ref> که در رقابت با [[بنیهاشم]] کوششی بیوقفه داشتند و از دیگر سو، در پیوندی نسبی، ازطرف مادر با تیره بنیخزاعه<ref>المعارف، ص۱۱۹.</ref> که خود زمانی [[ریاست]] [[مکه]] و [[کعبه]] را عهدهدار بودند، پیوند داشت. [[مشرکان]] نیز وی را از همین زاویه تحریک میکردند<ref>اعلام النبوه، ج۱، ص۱۳۰؛ مناقب، ج۱، ص۱۷۵.</ref>. [[بدیهی]] است روی کار آمدن [[پیامبر]] و توسعه امر [[نبوت]]، مسیر [[ریاست]] را به هم میزد و این امر خوشایند او نبود؛ به هر روی، [[دشمنی]] ابولهب با [[رسول خدا]] {{صل}} به آن حد بود که [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود: من بین دو [[همسایه]] بد، ابولهب و [[عقبة بن ابیمعیط]] قرار گرفتهام؛ چون هرگاه کثافاتی بیابند، بر در [[خانه]] من میریزند<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۵۷؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۸.</ref>. [[دشمنی]] او با [[پیامبر]]{{صل}} بهگونهای بود که چون حضرت در [[یومالانذار]] خواست براساس امر الهیِ: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خویشاوندان]] خود را جمع و [[پیام]] [[خدا]] را [[ابلاغ]] کند، برخی از [[زنان]] [[بنیهاشم]] از [[رسول خدا]] {{صل}} خواستند تا ابولهب را به آن جمع [[دعوت]] نکند<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۴.</ref> و چون به آن مجلس فرا خوانده شد، با دیدن [[کرامت]] [[پیامبر]]{{صل}} که با اندک [[غذا]] و شربت آماده شده بهوسیله [[علی]]{{ع}} همه را سیر و سیراب کرد، پیش از [[سخن پیامبر]]{{صل}} روی به بنیعبدالمطلب کرد و گفت: [[محمد]] شما را [[جادو]] کرده<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۴۲.</ref> و بدینگونه مانع [[انذار]] حضرت شد و هنگام دعوت عمومی، چون [[پیامبر]] بر فراز کوه صفا<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷.</ref> یا [[مروه]]<ref>الطبقات، ج۱، ص۶۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۷.</ref> رفت و از [[مردم]] خواست تا خدای واحد را بپرستند، حضرت را از اینکه آنان را برای چنین پیامی به آنجا کشانده، [[نفرین]] کرد که [[خداوند]] در پاسخ او، سوره مسد را فرو فرستاد و نفرینی [[ابدی]] را برای او ثبت کرد<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۳۵۱؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۱.</ref> | [[انگیزه]] [[دشمنی]] ابولهب با [[پیامبر]]{{صل}} در کتابهای [[تاریخی]]، گوناگون آمده است. برخی [[دفاع]] از [[بتها]] را عامل اصلی دانستهاند؛ چنانکه خود به [[هند]] ([[همسر]] [[ابوسفیان]]) میگوید: با رد [[دعوت]] [[محمد]]، [[لات]] و [[عزی]] را [[یاری]] کردم<ref>البدایة والنهایه، ج۳، ص۶۹.</ref>. شاید [[همراهی]] با همسرش را که در پی [[ریاست]] [[برادر]] خویش [[ابوسفیان]] بود، بتوان [[انگیزه]] این [[دشمنی]] ذکر کرد؛ چرا که تثبیت [[مقام پیامبر]]{{صل}} موقعیت وی را به مخاطره میافکند؛ ولی برخی، آن را تا سر حد خصومتی شخصی فرو کشیدند و گفتند: روزی ابولهب و [[ابوطالب]] کشتی میگرفتند. ابولهب او را بر [[زمین]] افکند و روی سینهاش نشست. در این هنگام، [[پیامبر]]{{صل}} به [[یاری]] [[ابوطالب]] شتافت و به او کمک کرد تا بر فراز آید وقتی ابولهب به او گفت که من نیز عموی تو هستم. چرا او را [[یاری]] کردی؟ حضرت گفت: چون او نزد من از تو محبوبتر است و همین امر موجب [[دشمنی]] و [[خشونت]] او با [[پیامبر]] شد<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۷.</ref>؛ اما گویا داعیه سروری [[قریش]] و [[ریاست]] [[مکه]] که در [[خاندان]] [[عبدالمطلب]]، کم و بیش به آن چشم داشتند، [[انگیزه]] اصلی او بود؛ بهویژه که وی از یک سو در پیوندی سببی به تیره [[بنیامیه]] [[ارتباط]] مییافت<ref> السیرة الحلبیه، ج۱، ص۴۶۶.</ref> که در رقابت با [[بنیهاشم]] کوششی بیوقفه داشتند و از دیگر سو، در پیوندی نسبی، ازطرف مادر با تیره بنیخزاعه<ref>المعارف، ص۱۱۹.</ref> که خود زمانی [[ریاست]] [[مکه]] و [[کعبه]] را عهدهدار بودند، پیوند داشت. [[مشرکان]] نیز وی را از همین زاویه تحریک میکردند<ref>اعلام النبوه، ج۱، ص۱۳۰؛ مناقب، ج۱، ص۱۷۵.</ref>. [[بدیهی]] است روی کار آمدن [[پیامبر]] و توسعه امر [[نبوت]]، مسیر [[ریاست]] را به هم میزد و این امر خوشایند او نبود؛ به هر روی، [[دشمنی]] ابولهب با [[رسول خدا]] {{صل}} به آن حد بود که [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود: من بین دو [[همسایه]] بد، ابولهب و [[عقبة بن ابیمعیط]] قرار گرفتهام؛ چون هرگاه کثافاتی بیابند، بر در [[خانه]] من میریزند<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۵۷؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۱۴۸.</ref>. [[دشمنی]] او با [[پیامبر]]{{صل}} بهگونهای بود که چون حضرت در [[یومالانذار]] خواست براساس امر الهیِ: {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خویشاوندان]] خود را جمع و [[پیام]] [[خدا]] را [[ابلاغ]] کند، برخی از [[زنان]] [[بنیهاشم]] از [[رسول خدا]] {{صل}} خواستند تا ابولهب را به آن جمع [[دعوت]] نکند<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۱۳۴.</ref> و چون به آن مجلس فرا خوانده شد، با دیدن [[کرامت]] [[پیامبر]]{{صل}} که با اندک [[غذا]] و شربت آماده شده بهوسیله [[علی]]{{ع}} همه را سیر و سیراب کرد، پیش از [[سخن پیامبر]]{{صل}} روی به بنیعبدالمطلب کرد و گفت: [[محمد]] شما را [[جادو]] کرده<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۵۴۲.</ref> و بدینگونه مانع [[انذار]] حضرت شد و هنگام دعوت عمومی، چون [[پیامبر]] بر فراز کوه صفا<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷.</ref> یا [[مروه]]<ref>الطبقات، ج۱، ص۶۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۷.</ref> رفت و از [[مردم]] خواست تا خدای واحد را بپرستند، حضرت را از اینکه آنان را برای چنین پیامی به آنجا کشانده، [[نفرین]] کرد که [[خداوند]] در پاسخ او، سوره مسد را فرو فرستاد و نفرینی [[ابدی]] را برای او ثبت کرد<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۳۵۱؛ البدایة و النهایه، ج۳، ص۳۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
==ابولهب بعد از نزول سوره مسد== | ==ابولهب بعد از نزول سوره مسد== | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
بر اساس پارهای [[اخبار]]، وی پس از آنکه به [[ریاست]] [[بنیهاشم]] رسید، ابتدا [[حمایت]] خود را از [[رسول خدا]] اعلام کرد و گفت: ای پسر [[برادر]]! همان گونه که در زمان [[ابوطالب]] عمل میکردی، بکوش. به [[لات]] [[سوگند]] که از تو [[حمایت]] میکنم و در مقابل ابنغیطله که به [[رسول خدا]] {{صل}} [[اهانت]] کرده بود، ایستاد؛ اما پس از تحریک دیگر [[مشرکان]]، [[دست]] از [[حمایت]] او برداشت<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۶۴؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۱۰۶ـ۱۰۷.</ref>. | بر اساس پارهای [[اخبار]]، وی پس از آنکه به [[ریاست]] [[بنیهاشم]] رسید، ابتدا [[حمایت]] خود را از [[رسول خدا]] اعلام کرد و گفت: ای پسر [[برادر]]! همان گونه که در زمان [[ابوطالب]] عمل میکردی، بکوش. به [[لات]] [[سوگند]] که از تو [[حمایت]] میکنم و در مقابل ابنغیطله که به [[رسول خدا]] {{صل}} [[اهانت]] کرده بود، ایستاد؛ اما پس از تحریک دیگر [[مشرکان]]، [[دست]] از [[حمایت]] او برداشت<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۶۴؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۱۰۶ـ۱۰۷.</ref>. | ||
ابولهب در [[توطئه]] [[دارالندوه]] نیز حاضر بود؛ اما به نقلی، چون [[تصمیم]] بر محاصره [[خانه پیامبر]] و [[هجوم]] به آنجا گرفته شد، وی آنان را از حمله شبانه بازداشت؛ زیرا در [[تاریکی]] نمیتوان اهل [[خانه]] را در [[امان]] دانست و خواست تا صبحگاه [[صبر]] کنند<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۰۲.</ref> و خود نیز تمام شب را به [[انتظار]] خروج [[پیامبر]]{{صل}} نشست<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۷۷.</ref> | ابولهب در [[توطئه]] [[دارالندوه]] نیز حاضر بود؛ اما به نقلی، چون [[تصمیم]] بر محاصره [[خانه پیامبر]] و [[هجوم]] به آنجا گرفته شد، وی آنان را از حمله شبانه بازداشت؛ زیرا در [[تاریکی]] نمیتوان اهل [[خانه]] را در [[امان]] دانست و خواست تا صبحگاه [[صبر]] کنند<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۰۲.</ref> و خود نیز تمام شب را به [[انتظار]] خروج [[پیامبر]]{{صل}} نشست<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۷۷.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲.</ref> | ||
==ابولهب بعد از هجرت== | ==ابولهب بعد از هجرت== | ||
ابولهب پس از [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[مدینه]] تا [[جنگ بدر]]، دیگر نمودی ندارد و در این [[جنگ]] نیز که همه اشراف [[مکه]] حضور یافتند، شرکت نکرد<ref>المغازی، ج۱، ص۳۳؛ الاغانی، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و به اصرار دیگران، فقط "عاص بن هشام بن مغیره"، [[برادر]] [[ابوجهل]] را در مقابل [[بخشش]] ۴ هزار درهم طلبی که از او داشت، به جای خویش فرستاد<ref>المغازی، ج۱، ص۳۳؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۲۰۳.</ref>. برخی علت عدم شرکت او را [[درماندگی]] و ناتوانیاش ذکر کردهاند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۵.</ref> و برخی دیگر، خواب عاتکه، خواهرش را مبنی بر [[شکست]] فضاحتبار [[مشرکان]]، علت اصلی دانستهاند<ref>الطبقات، ج۸، ص۳۶ـ۳۷؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۴؛ السیرةالحلبیه، ج۲، ص۳۷۷.</ref>؛ بههر حال وی با اینکه در [[جنگ]] نبود، [[اخبار]] آن را پیگیری میکرد<ref>البدایة والنهایه، ج۳، ص۲۴۲.</ref> و چون از زبان [[ابورافع]] شنید که در این [[جنگ]] [[فرشتگان]] [[یار]] [[مسلمانان]] بودند، سخت برآشفت و به شدت او را زد<ref>الطبقات، ج۴، ص۵۵؛ الاغانی، ج۴، ص۲۰۶.</ref> | ابولهب پس از [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[مدینه]] تا [[جنگ بدر]]، دیگر نمودی ندارد و در این [[جنگ]] نیز که همه اشراف [[مکه]] حضور یافتند، شرکت نکرد<ref>المغازی، ج۱، ص۳۳؛ الاغانی، ج۴، ص۲۰۵.</ref> و به اصرار دیگران، فقط "عاص بن هشام بن مغیره"، [[برادر]] [[ابوجهل]] را در مقابل [[بخشش]] ۴ هزار درهم طلبی که از او داشت، به جای خویش فرستاد<ref>المغازی، ج۱، ص۳۳؛ البدایة والنهایه، ج۳، ص۲۰۳.</ref>. برخی علت عدم شرکت او را [[درماندگی]] و ناتوانیاش ذکر کردهاند<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۵.</ref> و برخی دیگر، خواب عاتکه، خواهرش را مبنی بر [[شکست]] فضاحتبار [[مشرکان]]، علت اصلی دانستهاند<ref>الطبقات، ج۸، ص۳۶ـ۳۷؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۴؛ السیرةالحلبیه، ج۲، ص۳۷۷.</ref>؛ بههر حال وی با اینکه در [[جنگ]] نبود، [[اخبار]] آن را پیگیری میکرد<ref>البدایة والنهایه، ج۳، ص۲۴۲.</ref> و چون از زبان [[ابورافع]] شنید که در این [[جنگ]] [[فرشتگان]] [[یار]] [[مسلمانان]] بودند، سخت برآشفت و به شدت او را زد<ref>الطبقات، ج۴، ص۵۵؛ الاغانی، ج۴، ص۲۰۶.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲.</ref> | ||
==مرگ ابولهب== | ==مرگ ابولهب== | ||
ابولهب، پس از شنیدن خبر [[شکست]] [[مشرکان]] در [[بدر]]، پس از ۷<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۳۴۳.</ref> یا ۹ روز<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۶.</ref> بر اثر [[بیماری]] پوستی درگذشت<ref>المعارف، ص۱۲۵.</ref>. فرزندانش از [[ترس]] سرایت [[مرض]]، از جنازهاش دوری جسته، در نهایت او را در بالای [[مکه]] کنار دیواری نهاده و از دور، بیآنکه لمسش کنند، بر او سنگ ریختند تا مدفون شد<ref>الاغانی، ج۴، ص۲۰۶.</ref>. [[ابنبطوطه]] در سفرنامه خویش از قبری در بیرون [[مکه]] یاد میکند که منسوب به ابولهب بود و [[مردم]] بر آن سنگ میزدند<ref>رحلة ابنبطوطه، ص۱۴۲.</ref>. [[ابنجبیر]] از دو [[قبر]] در سمت چپ باب العمرة خبر میدهد که میگفتند برای ابولهب و همسرش امجمیل است<ref>رحلة ابنجبیر، ص۸۸.</ref>. [[نسل]] ابولهب از طریق فرزندانش ادامه یافت. دو پسرش عتبه و معتب در [[فتح مکه]] به [[دعوت پیامبر]] [[مسلمان]] شدند<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۴۳۹.</ref> و در [[حنین]] از ثابتقدمان بهشمار آمدند<ref>الطبقات، ج۶، ص۱۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.</ref> | ابولهب، پس از شنیدن خبر [[شکست]] [[مشرکان]] در [[بدر]]، پس از ۷<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۳۴۳.</ref> یا ۹ روز<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۶.</ref> بر اثر [[بیماری]] پوستی درگذشت<ref>المعارف، ص۱۲۵.</ref>. فرزندانش از [[ترس]] سرایت [[مرض]]، از جنازهاش دوری جسته، در نهایت او را در بالای [[مکه]] کنار دیواری نهاده و از دور، بیآنکه لمسش کنند، بر او سنگ ریختند تا مدفون شد<ref>الاغانی، ج۴، ص۲۰۶.</ref>. [[ابنبطوطه]] در سفرنامه خویش از قبری در بیرون [[مکه]] یاد میکند که منسوب به ابولهب بود و [[مردم]] بر آن سنگ میزدند<ref>رحلة ابنبطوطه، ص۱۴۲.</ref>. [[ابنجبیر]] از دو [[قبر]] در سمت چپ باب العمرة خبر میدهد که میگفتند برای ابولهب و همسرش امجمیل است<ref>رحلة ابنجبیر، ص۸۸.</ref>. [[نسل]] ابولهب از طریق فرزندانش ادامه یافت. دو پسرش عتبه و معتب در [[فتح مکه]] به [[دعوت پیامبر]] [[مسلمان]] شدند<ref>الخصائص الکبری، ج۱، ص۴۳۹.</ref> و در [[حنین]] از ثابتقدمان بهشمار آمدند<ref>الطبقات، ج۶، ص۱۱؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۶۲.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲؛ [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
==ابولهب در [[شأن نزول]]== | ==ابولهب در [[شأن نزول]]== | ||
ابولهب از أعلام مُصرّح [[قرآن]] است. [[سوره مسد]] صریحاً در [[نفرین]] و [[زشت]] شماری او و همسرش نازل شد. البته اینکه قرآن کریم از میان [[دشمنان]] سرسخت [[پیامبر]] با این شدت و آشکارا فقط از ابولهب و همسرش در سورهای مستقل نام میبرد؛ شاید به این جهت باشد که از [[قبیله]] پیامبر و نزدیکانش - یعنی [[بنیهاشم]] و [[بنی عبدالمطلب]] - جز ابولهب کسی علیه [[نبوت]] [[قیام]] نکرد و برای اینکه شدت [[عذاب]] را برساند از "[[نار]]" به "تلهّب" تعبیر کرده است<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۲۴۱.</ref> | ابولهب از أعلام مُصرّح [[قرآن]] است. [[سوره مسد]] صریحاً در [[نفرین]] و [[زشت]] شماری او و همسرش نازل شد. البته اینکه قرآن کریم از میان [[دشمنان]] سرسخت [[پیامبر]] با این شدت و آشکارا فقط از ابولهب و همسرش در سورهای مستقل نام میبرد؛ شاید به این جهت باشد که از [[قبیله]] پیامبر و نزدیکانش - یعنی [[بنیهاشم]] و [[بنی عبدالمطلب]] - جز ابولهب کسی علیه [[نبوت]] [[قیام]] نکرد و برای اینکه شدت [[عذاب]] را برساند از "[[نار]]" به "تلهّب" تعبیر کرده است<ref>التحقیق، ج۱۰، ص۲۴۱.</ref><ref>[[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
در [[شأن نزول]] این [[سوره]] (با اختلافی اندک) آمده که چون [[پیامبر]]{{صل}} پس از نزولِ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[دعوت]] از خویشاوندانش را آغاز کرد<ref>جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۴۳۹؛ الطبقات، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷.</ref> یا برای دعوت عمومی بر فراز کوه صفا رفت<ref>البصائر، ج۶۰، ص۲۹۸؛ جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۴۴۰.</ref> و پس از أخذ [[تأیید]] از [[مردم]] به [[راستگویی]]، [[پیام الهی]] را آشکار کرد، ابولهب از سر [[خشم]] به او گفت: "دستت زیانکار باد برای همین ما را [[دعوت]] کردی؟"<ref>{{عربی|تَبّاً لَكَ، أَ لِهَذَا دَعَوْتَنَا؟}}؛ جامع البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۴۳۹.</ref>. | در [[شأن نزول]] این [[سوره]] (با اختلافی اندک) آمده که چون [[پیامبر]]{{صل}} پس از نزولِ {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[دعوت]] از خویشاوندانش را آغاز کرد<ref>جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۴۳۹؛ الطبقات، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷.</ref> یا برای دعوت عمومی بر فراز کوه صفا رفت<ref>البصائر، ج۶۰، ص۲۹۸؛ جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۴۴۰.</ref> و پس از أخذ [[تأیید]] از [[مردم]] به [[راستگویی]]، [[پیام الهی]] را آشکار کرد، ابولهب از سر [[خشم]] به او گفت: "دستت زیانکار باد برای همین ما را [[دعوت]] کردی؟"<ref>{{عربی|تَبّاً لَكَ، أَ لِهَذَا دَعَوْتَنَا؟}}؛ جامع البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۴۳۹.</ref>. | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
#نابودی و زیانکاری ابولهب؛ | #نابودی و زیانکاری ابولهب؛ | ||
#بهره نبردن او از [[مال]] و [[فرزند]]؛ | #بهره نبردن او از [[مال]] و [[فرزند]]؛ | ||
#اهل [[آتش]] بودن او<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۲، ص۱۷۰ـ۱۷۱.</ref> | #اهل [[آتش]] بودن او<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۲، ص۱۷۰ـ۱۷۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲.</ref> | ||
تصریح [[قرآن]] به [[ابولهب]] بعدها آثاری به دنبال داشت؛ از جمله اینکه: [[خلیفه دوم]] هنگام [[مرگ]] [[وصیت]] کرد از [[آل]] [[ابی لهب]] کسی را بر [[مردم]] مسلط نکنند<ref>الفتوح، ج۲، ص۳۲۶.</ref> و [[معاویه]] خواست برای [[زخم زبان]] به [[عقیل]] او را از [[نزدیکان]] ابولهب بداند که با پاسخ دندانشکن عقیل مواجه شد<ref>الغارات، ج۲، ص۵۵۳.</ref> | تصریح [[قرآن]] به [[ابولهب]] بعدها آثاری به دنبال داشت؛ از جمله اینکه: [[خلیفه دوم]] هنگام [[مرگ]] [[وصیت]] کرد از [[آل]] [[ابی لهب]] کسی را بر [[مردم]] مسلط نکنند<ref>الفتوح، ج۲، ص۳۲۶.</ref> و [[معاویه]] خواست برای [[زخم زبان]] به [[عقیل]] او را از [[نزدیکان]] ابولهب بداند که با پاسخ دندانشکن عقیل مواجه شد<ref>الغارات، ج۲، ص۵۵۳.</ref><ref>[[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
===تفسیری از سوره مسد=== | ===تفسیری از سوره مسد=== | ||
این [[سوره]] گذشته از آنچه بیان شد، از دیرباز مورد گفت و گوهای تفسیری فراوانی واقع شده است؛ بهویژه از این جهت که چرا [[خداوند]]، برخلاف [[سوره کافرون]]، [[پیامبر]]{{صل}} را به گفتن و [[نفرین]] کردن، [[مأمور]] نکرده و خود به [[دفاع]] از حضرت برخاسته است؟ و اینکه آیا این [[سوره]]، زمینه [[ایمان آوردن]] ابولهب را مسدود نمیکند و او را در کفرش مجبور نمیسازد؟...<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۲، ص۱۶۸ـ۱۶۹.</ref>. در پاسخ به سؤال دوم برخی از [[مفسران]] گفتهاند: تعلق قضای حتمی [[الهی]] به [[افعال]] اختیاری [[انسان]]، باعث بطلان [[اختیار]] نمیشود؛ چون فرض این است که فعل و [[اراده الهی]] به فعل اختیاری [[انسان]] تعلق گرفته و اگر فعل [[انسان]] به [[اختیار]] خود او صادر نشود باعث میشود [[اراده خداوند]] از مرادش [[تخلف]] پیدا کند و این محال است<ref> المیزان، ج۲۰، ص۳۸۵.</ref>. به عبارت دیگر، [[خداوند]] میداند که هر کس با استفاده از [[اختیار]] و آزادیاش چه کاری را انجام میدهد؛ مثلاً در [[آیات]] مورد بحث [[خداوند]] از آغاز میدانسته که ابولهب و همسرش با میل و [[اراده]] خود هرگز [[ایمان]] نمیآورند نه با [[اجبار]] و [[الزام]]. به تعبیر دیگر عنصر [[آزادی]] [[اراده]] و [[اختیار]] نیز جزء معلوم [[خداوند]] بوده، او میدانسته است که [[بندگان]] با [[صفات]] [[اختیار]] و با [[اراده]] خویش چه عملی را انجام میدهند؛ بنابراین، چنین [[علمی]] و خبر دادن از چنان آیندهای تأکیدی است بر مسأله [[اختیار]]، نه دلیلی بر [[اجبار]]<ref>نمونه، ج۲۷، ص۴۲۴.</ref>. بههر حال، [[نزول]] این [[سوره]]، به دیگران نشان داد که نزد [[خدا]] و در امور [[دین]]، هرگز به [[خویشاوندی]] توجه نمیشود<ref>الفرقان، ج۲۰، ص۵۰۱.</ref> | این [[سوره]] گذشته از آنچه بیان شد، از دیرباز مورد گفت و گوهای تفسیری فراوانی واقع شده است؛ بهویژه از این جهت که چرا [[خداوند]]، برخلاف [[سوره کافرون]]، [[پیامبر]]{{صل}} را به گفتن و [[نفرین]] کردن، [[مأمور]] نکرده و خود به [[دفاع]] از حضرت برخاسته است؟ و اینکه آیا این [[سوره]]، زمینه [[ایمان آوردن]] ابولهب را مسدود نمیکند و او را در کفرش مجبور نمیسازد؟...<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۲، ص۱۶۸ـ۱۶۹.</ref>. در پاسخ به سؤال دوم برخی از [[مفسران]] گفتهاند: تعلق قضای حتمی [[الهی]] به [[افعال]] اختیاری [[انسان]]، باعث بطلان [[اختیار]] نمیشود؛ چون فرض این است که فعل و [[اراده الهی]] به فعل اختیاری [[انسان]] تعلق گرفته و اگر فعل [[انسان]] به [[اختیار]] خود او صادر نشود باعث میشود [[اراده خداوند]] از مرادش [[تخلف]] پیدا کند و این محال است<ref> المیزان، ج۲۰، ص۳۸۵.</ref>. به عبارت دیگر، [[خداوند]] میداند که هر کس با استفاده از [[اختیار]] و آزادیاش چه کاری را انجام میدهد؛ مثلاً در [[آیات]] مورد بحث [[خداوند]] از آغاز میدانسته که ابولهب و همسرش با میل و [[اراده]] خود هرگز [[ایمان]] نمیآورند نه با [[اجبار]] و [[الزام]]. به تعبیر دیگر عنصر [[آزادی]] [[اراده]] و [[اختیار]] نیز جزء معلوم [[خداوند]] بوده، او میدانسته است که [[بندگان]] با [[صفات]] [[اختیار]] و با [[اراده]] خویش چه عملی را انجام میدهند؛ بنابراین، چنین [[علمی]] و خبر دادن از چنان آیندهای تأکیدی است بر مسأله [[اختیار]]، نه دلیلی بر [[اجبار]]<ref>نمونه، ج۲۷، ص۴۲۴.</ref>. بههر حال، [[نزول]] این [[سوره]]، به دیگران نشان داد که نزد [[خدا]] و در امور [[دین]]، هرگز به [[خویشاوندی]] توجه نمیشود<ref>الفرقان، ج۲۰، ص۵۰۱.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲.</ref> | ||
===ابولهب در آیات دیگر=== | ===ابولهب در آیات دیگر=== | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
#{{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. واحدی بر آن است که [[آیه]] درباره [[حمزه]]، [[علی]]، و ابولهب و فرزندانش نازل شده. [[علی]]{{ع}} و [[حمزه]] کسانیاند که [[خداوند]] سینهشان را گشاده است و ابولهب و فرزندانش کسانیاند که قلوبشان از [[ذکر خدا]] قاسی و سخت است<ref>اسباب النزول، ص۳۱۰.</ref>. | #{{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. واحدی بر آن است که [[آیه]] درباره [[حمزه]]، [[علی]]، و ابولهب و فرزندانش نازل شده. [[علی]]{{ع}} و [[حمزه]] کسانیاند که [[خداوند]] سینهشان را گشاده است و ابولهب و فرزندانش کسانیاند که قلوبشان از [[ذکر خدا]] قاسی و سخت است<ref>اسباب النزول، ص۳۱۰.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ}}<ref>«و میگویند: بر ما چه رفته است که مردانی را که آنان را از بدکاران میشمردیم نمیبینیم؟» سوره ص، آیه ۶۲.</ref> گفتهاند: مراد از [[ضمیر]] فاعلی در {{متن قرآن|قَالُوا}} ابولهب، [[ابوجهل]] و امثال آنان از بزرگان قریشاند<ref>غرر التبیان، ص۴۵۰.</ref>. | #{{متن قرآن|وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرَارِ}}<ref>«و میگویند: بر ما چه رفته است که مردانی را که آنان را از بدکاران میشمردیم نمیبینیم؟» سوره ص، آیه ۶۲.</ref> گفتهاند: مراد از [[ضمیر]] فاعلی در {{متن قرآن|قَالُوا}} ابولهب، [[ابوجهل]] و امثال آنان از بزرگان قریشاند<ref>غرر التبیان، ص۴۵۰.</ref>. | ||
#[[سهیلی]] مراد از {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ}}<ref>«بگو: ای کافران!» سوره کافرون، آیه ۱.</ref> را ابولهب دانسته است<ref>التعریف والاعلام، ص۳۹۵.</ref>. | # [[سهیلی]] مراد از {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ}}<ref>«بگو: ای کافران!» سوره کافرون، آیه ۱.</ref> را ابولهب دانسته است<ref>التعریف والاعلام، ص۳۹۵.</ref>. | ||
#[[ابنشهرآشوب]] از [[ابنعباس]] آورده که روزی [[ولید بن مغیره]] از [[ترس]] [[گسترش اسلام]] در بین افراد خارج [[مکه]]، از [[قریش]] خواست تا راهی برای جلوگیری آن بیابند. هرکس پیشنهادی داد. ابولهب گفت: میگویم او شاعر است. در پاسخ او، [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ}}<ref>«و گفتار شاعر نیست» سوره حاقه، آیه ۴۱.</ref> نازل شد و [[پیامبر]]{{صل}} را از شاعر بودن مبرا دانست<ref>مناقب، ج۱، ص۷۷.</ref> | # [[ابنشهرآشوب]] از [[ابنعباس]] آورده که روزی [[ولید بن مغیره]] از [[ترس]] [[گسترش اسلام]] در بین افراد خارج [[مکه]]، از [[قریش]] خواست تا راهی برای جلوگیری آن بیابند. هرکس پیشنهادی داد. ابولهب گفت: میگویم او شاعر است. در پاسخ او، [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ}}<ref>«و گفتار شاعر نیست» سوره حاقه، آیه ۴۱.</ref> نازل شد و [[پیامبر]]{{صل}} را از شاعر بودن مبرا دانست<ref>مناقب، ج۱، ص۷۷.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب (مقاله)|ابولهب]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم''']]، ج۲.</ref> | ||
===مفسرین و تفسیر سوره مسد=== | ===مفسرین و تفسیر سوره مسد=== | ||
| خط ۸۸: | خط ۸۸: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:000053.jpg|22px]] [[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ ابولهب - واسعی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲''']] | # [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابولهب - واسعی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲''']] | ||
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محسن ابراهیمی|ابراهیمی، محسن]]، [[ابولهب - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «ابولهب»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||