نفس لوامه
مراتب نفس
عقل در وجود آدمی سمت رهبری و مدیریت دارد و همه قوا باید تحت فرمان او عمل کنند؛ ولی این جایگاه به آسانی و بدون درگیری در اختیار عقل نهاده نمیشود، مبارزات طولانی باید تا شهوت و غضب به حق عقل اعتراف کنند و طوق اطاعت او را به گردن گیرند. ناگفته پیداست که معرکه همیشه به نفع یک طرف نیست. هر حریفی گاهی شکست را میپذیرد و زمانی با استفاده از غفلت حریف، بر او میتازد و بسا که او را تا مرز نابودی عقب میراند و هم از این رو عقل انسان، در طول مبارزات خود با شهوت و غضب شرایط مختلفی را تجربه میکند و در نهایت نیز نتیجه مبارزه برای تمامی انسانها یکسان نیست. گاهی عقل به طور کامل شکست میخورد و پرونده جنگ برای همیشه به نفع شهوت و غضب بسته میشود. گاهی حریف را منکوب میکند و طوق بندگی خود را به گردنش مینهد و گاهی نیز در جنگ و گریز است و به نتیجهای قطعی نمیرسد.
قرآن کریم با لحاظ این سه حالت نفس را با سه صفت یاد کرده است:
- نفس اماره: در صورتی که عقل به طور کامل شکست خورده، به خدمت شهوت و غضب درآید و خود نیز به ابزاری در دست واهمه تبدیل شود. از آن به نفس اماره تعبیر میشود. قرآن کریم میفرماید:﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي﴾[۱].
- نفس لوامه: هنگامی که عقل با شهوت و غضب میجنگد و میدان نبرد را به نفع آنها خالی نمیکند، گاهی زمین میخورد و گاه برمیخیزد و پیوسته در میدان کر و فری دارد، نفس لوامه نامیده میشود؛ چرا که خود را برای هر شکست سرزنش میکند.[۲] قرآن کریم در مقام ارزشگذاری به این مرتبه نفس سوگند یاد کرده، میفرماید: ﴿وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ﴾[۳].
- نفس مطمئنه: بالاترین مرتبه نفس انسان، حالت آرامش و اطمینان است یعنی هنگامی که نیروی عقل بر قوای دیگر فائق آمده، شهوت و غضب را تحت فرمان گرفته، دسیسههای واهمه را برملا کرده و بر تمام وجود آدمی يا حکم میراند. قرآن کریم میفرماید: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴾[۴][۵].
نفس لوامه
نفس معتدل هرگاه با الهامات فجوری مواجه شد و کاری زشت انجام داد و یا متمایل به آن شد، وی را سرزنش میکند تا گرایش به زشتی و یا عمل به آن پیدا نکند[۶]. نفس لوامه یعنی بسیار ملامت کننده خود؛ این مرتبه از نفس یا این حالت برای نفس انسان، نصیب عده خاصی میشود که خویش را از کارهای بد ملامت کند و به سوی عالم قدس فرا خواند. علت این تعبیر آن است که نفس در مقام تلألؤ نور قلب از غیب قرار میگیرد و برای اظهار کمال آن و ادراک وخامت عاقبت و فساد احوال آن، نفس را به جهت لوم و سرزنش بر افعال خود لوامه گویند. نفس لوامه اشاره به حالت ندامت حاصل از گناه بر اثر پرورش روح تقوا دارد[۷]. در قرآن کریم چنین آمده است که: ﴿لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ * وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ﴾[۸].[۹] در این آیه خداوند به یکی از جلوههای مهم نفس، یعنی حالت ملامتگری و سرزنشکنندگی آن، اشاره دارد که آن را یکی از شگفتانگیزترین نمودهای وجدان دانستهاند که به واسطه آن انسان خود را در نتیجه کردارهای زشت و نیتهای فاسد، سرزنش میکند و در اهمیت آن همین بس که نمود سرزنش وجدان در معرض سوگند و معادل روز رستاخیز قرار گرفته است. این حالت نفس در مقابل جلوه دیگری از آن، یعنی «نفس اماره»[۱۰] مطرح شده است.
در تفسیر مجمع البیان اینگونه آمده است که «نفس لوامه یعنی نفس سرزنش کننده خود که روز قیامت این نفس چه متعلق به آدم خوب باشد و چه متعلق به آدم بد، صاحبش را سرزنش میکند». در تفسیر منهج الصادقین آمده است: «مراد از نفس لوامه نفس متقیه است که در روز قیامت نفس مقصره را ملامت کند بر تقصیر طاعت»[۱۱]. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در این رابطه چنین نوشته است: «... منظور از نفس لوامه، نفس مؤمن است که همواره در دنیا او را به خاطر گناهش و سرپیچی از اطاعت ملامت میکند و در روز قیامت سودش میرساند. بعضی گفتهاند، منظور از لوامه جان آدمی است، چه انسان مؤمن صالح و چه انسان کافر فاجر، برای اینکه هر دو این جانها، آدمی را در قیامت ملامت میکنند»[۱۲]. «نفس لوامه همان چیزی است که از آن به عنوان «وجدان اخلاقی» یاد میکنند. در بعضی از انسانها بسیار قوی و نیرومند است و در بعضی بسیار ضعیف و ناتوان؛ ولی به هر حال در هر انسانی وجود دارد مگر اینکه با کثرت گناه آن را به کلی از کار بیندازد». این نفس لوامه، رستاخیز کوچکی است در درون جان هر انسان که پس از انجام یک کار نیک یا بد، بلافاصله محکمه آن در درون جان تشکیل میگردد و به حساب و کتاب او میرسد[۱۳].[۱۴]
منابع
پانویس
- ↑ «و من نفس خویش را تبرئه نمیکنم که نفس به بدی بسیار فرمان میدهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزندهای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.
- ↑ ر. ک: محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۱۰، ص۱۹۰.
- ↑ «نه، و سوگند به روان سرزنشگر،» سوره قیامه، آیه ۲.
- ↑ «ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد! * آنگاه، در جرگه بندگان من درآی! * و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۲۷ - ۳۰.
- ↑ تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱، ص۷۸-۷۹.
- ↑ ﴿وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ﴾ «نه، و سوگند به روان سرزنشگر،» سوره قیامه، آیه ۲.
- ↑ مکارم شیرازی و دیگران، پیام امام، ج۱۰، ص۱۵.
- ↑ «نه، سوگند به روز رستخیز * نه، و سوگند به روان سرزنشگر» سوره قیامه، آیه ۱-۲.
- ↑ مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۷۴.
- ↑ ﴿إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ﴾ «نفس به بدی بسیار فرمان میدهد» سوره یوسف، آیه ۵۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ذیل آیه ۲ از سوره قیامت.
- ↑ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج۳۹، ص۳۱۱-۳۱۲.
- ↑ مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۸۲
- ↑ امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۲۳۱.