برنامه‌ریزی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

دانشمندان علم مدیریت تعاریف مختلفی از «برنامه‌ریزی» ارائه کرده‌اند که به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم: «برنامه‌ریزی فرایندی است که طی آن، مدیران اهداف را تعیین می‌کنند، آینده را پیش‌بینی می‌نمایند و مسیر فعالیت‌های طراحی شده برای به دست آوردن آن اهداف را نشان می‌دهند»[۱]. «برنامه‌ریزی یعنی تعیین اهداف درست، سپس انتخاب روش و وسیله مناسب برای به دست آوردن آن اهداف»[۲]. «برنامه‌ریزی عبارت است از «تفکر در کلیات و جزئیات برنامه» و یا به عبارت دیگر «برای دست یافتن به هدف مورد نظر، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی، یا برنامه‌ریزی کافی صورت بگیرد»[۳].[۴]

اهمیت برنامه‌ریزی

برنامه‌ریزی تمام بخش‌های سازمان و همه وظایف مدیریت را دربرمی‌گیرد، و اهداف سازمانی را روشن می‌سازد در نتیجه ابهام و سردرگمی، به سازمان و فعالیت‌های آن سرایت نمی‌کند؛ و سازمان در راستای اهداف تعیین شده به پیش خواهد رفت؛ لذا هیچ مدیری نباید اهداف سازمان را بدون برنامه‌ریزی دنبال کند.

در دانش مدیریت، برنامه‌ریزی تا بدان حد مهم است که یکی از پنج اصل اولیه مدیریت به حساب می‌آید ارکان اساسی مدیریت را برنامه‌ریزی، سازماندهی، مدیریت منابع انسانی، رهبری و نظارت و کنترل که اولین رکن آن را برنامه‌ریزی تشکیل می‌دهد دانسته‌اند.[۵]

مراحل برنامه‌ریزی

از مجموع آن‌چه پیرامون برنامه‌ریزی در دانش مدیریت آمده است می‌توان ارکان زیر را برای برنامه‌ریزی برشمرد:

مرحله اول: تعیین هدف

به‌طور کلی هدف عبارت است از نقطه‌ای که کوشش‌ها معطوف رسیدن به آن است. در صورتی که اهداف روشن، واضح و دقیق باشد مجموعه نیروها سردرگم نخواهند شد و انتظارات از حوزه مدیریت نیز روشن خواهد شد. در این راستا گام‌های ذیل ضروری به نظر می‌رسد:

  1. تجزیه و تحلیل و ارزیابی محیط: موقعیت‌های فعلی، نقاط قوت و ضعف سازمان یا جامعه، تهدیدها، فرصت‌ها و محیط‌های خارجی آن در نظر گرفته و تجزیه و تحلیل شوند.
  2. شناسایی راهکارها: در این مرحله، تمامی راهکارهایی که می‌توان در رسیدن به هدف مؤثر واقع گردند، شناسایی می‌شوند.
  3. ارزیابی راهکارها: در این مرحله فهرست مزایا و معایب راهکارهای ممکن تهیه می‌شود.
  4. انتخاب بهترین راهکار: از میان راهکارهای ممکن بهترین و اجرایی‌ترین گزینه انتخاب می‌شود.
  5. اجرای برنامه: تعیین اینکه چه کسی برنامه را اجرا کند چه میزان منابع اختصاص یابد، چگونه ارزشیابی شود، چگونه گزارش‌دهی و اداره شود.
  6. کنترل و ارزشیابی نتایج: اطمینان از اینکه برنامه دارای دستاورد مطلوب و در راستای انتظارات مورد نیاز باشد[۶].[۷]

مرحله دوم: تعیین خط مشی

«خط مشی» عبارت است از «تعیین حدود اعمال و تصمیمات اجرائی برای نیل به اهداف مورد نظر» به طور خلاصه خط مشی در همه حال راهنمای عمومی عمل است و راه‌های عملیاتی را برای حرکت عاملان روشن می‌سازد.[۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. Boone louis & kurtz، management، p119..
  2. Stoner james & edward freeman، management، p. 186.
  3. رضائیان، علی، اصول مدیریت، سمت، تهران، چاپ یازدهم، ۱۳۷۹، ص۸۵.
  4. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۳۱.
  5. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۳۲.
  6. احمدی، مسعود، مدیریت اسلامی، انتشارات پژوهش‌های فرهنگی، ساری، ۱۳۸۶، ص۱۵۴.
  7. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۳۴.
  8. عباس‌نژاد، محسن، سیره مدیریتی امام علی، ص ۴۰.