عترت: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>این\sمدخل\sاز\sچند\sمنظر\sمتفاوت\،\sبررسی\sمیشود\:<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۳: | ||
* [[مرحوم صدوق]] میگوید: عترت، [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[نسل]] او از [[فاطمۀ زهرا]] و سلالۀ [[پیغمبر]] است، آنان که [[خداوند]] از زبان پیامبرش بر [[امامت]] آنان تصریح فرموده و آنان [[دوازده]] نفرند، اولین آنان [[امام علی|علی]]{{ع}} و آخرینشان [[قائم]] است، طبق همۀ معانی که [[عرب]] برای عترت قائل است، چراکه [[امامان]] از بین [[بنی هاشم]] و [[فرزندان]] [[ابو طالب]]، همچون پارههای مشک در نافۀ آهویند و از شجرۀ طیّبهایاند که ریشهاش [[پیامبر]] و شاخهاش [[امام علی|علی]] و اماماناند...<ref>معانی الأخبار، ص ۹۲</ref>. | * [[مرحوم صدوق]] میگوید: عترت، [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[نسل]] او از [[فاطمۀ زهرا]] و سلالۀ [[پیغمبر]] است، آنان که [[خداوند]] از زبان پیامبرش بر [[امامت]] آنان تصریح فرموده و آنان [[دوازده]] نفرند، اولین آنان [[امام علی|علی]]{{ع}} و آخرینشان [[قائم]] است، طبق همۀ معانی که [[عرب]] برای عترت قائل است، چراکه [[امامان]] از بین [[بنی هاشم]] و [[فرزندان]] [[ابو طالب]]، همچون پارههای مشک در نافۀ آهویند و از شجرۀ طیّبهایاند که ریشهاش [[پیامبر]] و شاخهاش [[امام علی|علی]] و اماماناند...<ref>معانی الأخبار، ص ۹۲</ref>. | ||
* [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} عترت را به عنوان معیار [[شناخت]] صحیح [[اسلام]] و [[قرآن]] معرّفی کرده است، که هم در [[ایمان]] و [[فکر]]، هم در عمل و [[تعهّد]]، نمونۀ یک [[خاندان]] کامل و [[اسوه]] است. هرجا خانوادهای پیدا کنید که مردش [[امام علی|علی]]{{ع}} و زنش [[حضرت فاطمه]]{{عم}} و دخترش [[زینب]] و پسرانش [[حسنین]]{{عم}} باشد، آن [[خانواده]] (عترت) اصالت دارد و ما برای [[شناخت]] [[اسلام]]، به چنین خانوادهای احتیاج داریم.... [[مرحوم صدوق]]، پس از [[نقل]] [[احادیث]] عترت و [[تبیین]] مفهوم آن، عترت را همان شجرهای میداند که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: من ریشۀ آنم و [[امام علی|امیر المؤمنین]]، تنۀ آن است و [[امامان]] شاخههای آن و [[پیروان]] و [[شیعیان]] [[ائمه]]، برگهای آنند و [[علم]] آنان میوۀ آن درخت است، [[اهل بیت]]، هم مرکز اصلی اسلامند، هم [[هدایتگران]] [[خلق]] و [[پناه]] [[مردم]]...<ref>معانی الأخبار، ص ۹۳</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۰.</ref>. | * [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} عترت را به عنوان معیار [[شناخت]] صحیح [[اسلام]] و [[قرآن]] معرّفی کرده است، که هم در [[ایمان]] و [[فکر]]، هم در عمل و [[تعهّد]]، نمونۀ یک [[خاندان]] کامل و [[اسوه]] است. هرجا خانوادهای پیدا کنید که مردش [[امام علی|علی]]{{ع}} و زنش [[حضرت فاطمه]]{{عم}} و دخترش [[زینب]] و پسرانش [[حسنین]]{{عم}} باشد، آن [[خانواده]] (عترت) اصالت دارد و ما برای [[شناخت]] [[اسلام]]، به چنین خانوادهای احتیاج داریم.... [[مرحوم صدوق]]، پس از [[نقل]] [[احادیث]] عترت و [[تبیین]] مفهوم آن، عترت را همان شجرهای میداند که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: من ریشۀ آنم و [[امام علی|امیر المؤمنین]]، تنۀ آن است و [[امامان]] شاخههای آن و [[پیروان]] و [[شیعیان]] [[ائمه]]، برگهای آنند و [[علم]] آنان میوۀ آن درخت است، [[اهل بیت]]، هم مرکز اصلی اسلامند، هم [[هدایتگران]] [[خلق]] و [[پناه]] [[مردم]]...<ref>معانی الأخبار، ص ۹۳</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۰.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۰۴
عترت فرزندان، خویشاوندان و بستگان هر کس را عترت او گویند. در اصطلاح دینی، خاندان پیامبر خدا(ص) یعنی حضرت زهرا(س) امیرالمؤمنین(ع) و امامان معصوم دیگر را گویند. پیامبر درباره عترت خود بسیار سفارش کرده و آنان را معیار حق دانسته و به محبت و اطاعت آنان دستور داده است. در احادیث فراوانی پیامبر خدا(ص)، قرآن و عترت را با هم یاد کرده و آنها را "ثَقَلین" دانسته است. عترت رسول خدا(ص) نزد خدا مقامی بس ارجمند دارند و نور آنان را خداوند پیش از خلقت جهان آفریده است و در این جهان هم عترت آن حضرت، بهترین دودمان در میان انسانهایند. از عترت پیامبر، با عنوان اهلبیت و آل الله هم یاد میشود[۱].
مقدمه
- عترت خاندان پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت اوست که مودّتشان اجر رسالت است و اطاعت از آنان اطاعت از خداست و پیامبر اکرم عترت را عدل و در کنار قرآن کریم قرار داده و به تبعیت از این دو میراث عظیم، یعنی ثقل اصغر و ثقل اکبر و دو امانت نبوی دستور داده است.
- در روایاتی مقصود از عترت، خاندان پیامبر، علی(ع)، امام حسن و امام حسین و ائمه دیگر به شمار آمدهاند.[۲] در حدیث ثقلین که با عبارتهای مختلف از پیامبر خدا نقل شده است چنین آمده است: "من دو امانت سنگین میان شما میگذارم، کتاب خدا و عترت و خاندانم، این دو از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند"[۳].
- مرحوم صدوق میگوید: عترت، علی بن ابی طالب(ع) و نسل او از فاطمۀ زهرا و سلالۀ پیغمبر است، آنان که خداوند از زبان پیامبرش بر امامت آنان تصریح فرموده و آنان دوازده نفرند، اولین آنان علی(ع) و آخرینشان قائم است، طبق همۀ معانی که عرب برای عترت قائل است، چراکه امامان از بین بنی هاشم و فرزندان ابو طالب، همچون پارههای مشک در نافۀ آهویند و از شجرۀ طیّبهایاند که ریشهاش پیامبر و شاخهاش علی و اماماناند...[۴].
- پیامبر خدا(ص) عترت را به عنوان معیار شناخت صحیح اسلام و قرآن معرّفی کرده است، که هم در ایمان و فکر، هم در عمل و تعهّد، نمونۀ یک خاندان کامل و اسوه است. هرجا خانوادهای پیدا کنید که مردش علی(ع) و زنش حضرت فاطمه(ع) و دخترش زینب و پسرانش حسنین(ع) باشد، آن خانواده (عترت) اصالت دارد و ما برای شناخت اسلام، به چنین خانوادهای احتیاج داریم.... مرحوم صدوق، پس از نقل احادیث عترت و تبیین مفهوم آن، عترت را همان شجرهای میداند که پیامبر خدا(ص) فرمود: من ریشۀ آنم و امیر المؤمنین، تنۀ آن است و امامان شاخههای آن و پیروان و شیعیان ائمه، برگهای آنند و علم آنان میوۀ آن درخت است، اهل بیت، هم مرکز اصلی اسلامند، هم هدایتگران خلق و پناه مردم...[۵][۶].
منابع
پانویس
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۴۷.
- ↑ ر. ک: «بحار الأنوار»، ج ۲۵ ص ۲۱۲
- ↑ «إِنِّي مُخَلِّفٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُم بِهِمَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْض»؛معانی الأخبار، ص ۹۱
- ↑ معانی الأخبار، ص ۹۲
- ↑ معانی الأخبار، ص ۹۳
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۸۰.