تحمیل در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تحمیل
| موضوع مرتبط = تحمیل
| عنوان مدخل  = [[تحمیل]]
| عنوان مدخل  = تحمیل
| مداخل مرتبط = [[تحمیل در قرآن]] - [[تحمیل در حدیث]] - [[تحمیل در فقه سیاسی]]  
| مداخل مرتبط = [[تحمیل در فقه سیاسی]]  
| پرسش مرتبط  = تحمیل (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
* [[تحمیل]]: بار کردن<ref>سیدعلی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۲، ص۱۸۳.</ref>، اصل آن "حمل" به معنای بار سنگین برگُرده. بار سنگین می‌تواند ظاهری (مادی) یا [[باطنی]] ([[معنوی]]) باشد و به اقتضای موضوعات و موارد، معانی خاص دارد<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۵۷.</ref>. تحمیلِ أصر به معنای [[تکلیف]] برعهده‌ گذاشتن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۴۸.</ref> و مکلّف‌ کردن.
[[تحمیل]]: بار کردن<ref>سیدعلی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۲، ص۱۸۳.</ref>، اصل آن "حمل" به معنای بار سنگین برگُرده. بار سنگین می‌تواند ظاهری (مادی) یا [[باطنی]] ([[معنوی]]) باشد و به اقتضای موضوعات و موارد، معانی خاص دارد<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۵۷.</ref>. تحمیلِ أصر به معنای [[تکلیف]] برعهده‌ گذاشتن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۴۸.</ref> و مکلّف‌ کردن.
*{{متن قرآن|رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ}}<ref>«پروردگارا! بر دوش ما بار گران مگذار» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>.
* [[تکلیف]] و [[وظیفه]] ([[مسئولیت]]) در [[فرهنگ]] [[سیاسی]] به آنچه اجرای آن برعهده کسی باشد<ref>علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۴۲۱.</ref> اطلاق می‌شود؛ خواه [[وظیفه]] و [[تکلیف الهی]] باشد یا غیر الهی<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۱۶۷.</ref>.


== [[اصل تحمیل]] ==
{{متن قرآن|رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ}}<ref>«پروردگارا! بر دوش ما بار گران مگذار» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>.
در مقابل [[اصل آزادی اراده]] که باید در [[قراردادها]] رعایت شود، اصل تحمیل قرار می‌گیرد که [[طبیعت]] و [[فطرت انسانی]] آن را به هر صورت و در هر قالب و شکل که در [[زندگی]] جلوه کند و از هر عامل و عنصری ناشی شود، محکوم و غیرقابل [[تحمل]] می‌شمارد. بنابراین، نباید تعهدات و قراردادها از روی [[الزام]] باشند و [[آزادی اراده]] در آنها نادیده گرفته شود، بلکه باید اصل آزادی اراده را تنها اصل [[حاکم]] [[شناخت]] و مقررات تعهدآور [[حقوق بین‌المللی]] از این اصل [[انسانی]] نشأت بگیرد. یعنی تعهدات اختیاری به صورت سرچشمه اصلی و منبع اساسی [[حقوق بین‌الملل]] درمی‌آید و [[روابط]] [[حقوقی]] [[دولت‌ها]] بر اساس عناصری که متضمّن [[تعهد]] اختیاری دولت‌هاست، [[استوار]] می‌شود و [[تصمیمات]] سازمان‌های جهانی و یا [[قواعد]] حقوقی مصوبه دول [[متمدن]] و دیگر اصولی که حقوقدانان به عنوان منابع حقوق بین‌الملل جدید به شمار آورده‌اند، هرگاه فاقد تعهدات اختیاری باشد، از درجه اعتبار و [[ارزش حقوقی]] ساقط خواهد بود؛ زیرا [[فطرت]] و زندگی انسانی هر نوع الزامی را تنها در صورت استناد به اصل پذیرش اختیاری قبول می‌کند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۰۰.</ref>
 
[[تکلیف]] و [[وظیفه]] ([[مسئولیت]]) در [[فرهنگ]] [[سیاسی]] به آنچه اجرای آن برعهده کسی باشد<ref>علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۴۲۱.</ref> اطلاق می‌شود؛ خواه [[وظیفه]] و [[تکلیف الهی]] باشد یا غیر الهی<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۶۷.</ref>.
 
== اصل تحمیل ==
در مقابل [[اصل آزادی اراده]] که باید در [[قراردادها]] رعایت شود، اصل تحمیل قرار می‌گیرد که [[طبیعت]] و [[فطرت انسانی]] آن را به هر صورت و در هر قالب و شکل که در [[زندگی]] جلوه کند و از هر عامل و عنصری ناشی شود، محکوم و غیرقابل [[تحمل]] می‌شمارد. بنابراین، نباید تعهدات و قراردادها از روی [[الزام]] باشند و [[آزادی اراده]] در آنها نادیده گرفته شود، بلکه باید اصل آزادی اراده را تنها اصل [[حاکم]] [[شناخت]] و مقررات تعهدآور [[حقوق بین‌المللی]] از این اصل [[انسانی]] نشأت بگیرد. یعنی تعهدات اختیاری به صورت سرچشمه اصلی و منبع اساسی [[حقوق بین‌الملل]] درمی‌آید و [[روابط]] [[حقوقی]] [[دولت‌ها]] بر اساس عناصری که متضمّن [[تعهد]] اختیاری دولت‌هاست، [[استوار]] می‌شود و [[تصمیمات]] سازمان‌های جهانی و یا [[قواعد]] حقوقی مصوبه دول [[متمدن]] و دیگر اصولی که حقوقدانان به عنوان منابع حقوق بین‌الملل جدید به شمار آورده‌اند، هرگاه فاقد تعهدات اختیاری باشد، از درجه اعتبار و [[ارزش حقوقی]] ساقط خواهد بود؛ زیرا [[فطرت]] و زندگی انسانی هر نوع الزامی را تنها در صورت استناد به اصل پذیرش اختیاری قبول می‌کند<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص۲۰۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۳: خط ۲۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده: مدخل]]
[[رده:مدخل]]
[[رده: تحمیل]]
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]

نسخهٔ ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۲۲

مقدمه

تحمیل: بار کردن[۱]، اصل آن "حمل" به معنای بار سنگین برگُرده. بار سنگین می‌تواند ظاهری (مادی) یا باطنی (معنوی) باشد و به اقتضای موضوعات و موارد، معانی خاص دارد[۲]. تحمیلِ أصر به معنای تکلیف برعهده‌ گذاشتن[۳] و مکلّف‌ کردن.

﴿رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ[۴].

تکلیف و وظیفه (مسئولیت) در فرهنگ سیاسی به آنچه اجرای آن برعهده کسی باشد[۵] اطلاق می‌شود؛ خواه وظیفه و تکلیف الهی باشد یا غیر الهی[۶].

اصل تحمیل

در مقابل اصل آزادی اراده که باید در قراردادها رعایت شود، اصل تحمیل قرار می‌گیرد که طبیعت و فطرت انسانی آن را به هر صورت و در هر قالب و شکل که در زندگی جلوه کند و از هر عامل و عنصری ناشی شود، محکوم و غیرقابل تحمل می‌شمارد. بنابراین، نباید تعهدات و قراردادها از روی الزام باشند و آزادی اراده در آنها نادیده گرفته شود، بلکه باید اصل آزادی اراده را تنها اصل حاکم شناخت و مقررات تعهدآور حقوق بین‌المللی از این اصل انسانی نشأت بگیرد. یعنی تعهدات اختیاری به صورت سرچشمه اصلی و منبع اساسی حقوق بین‌الملل درمی‌آید و روابط حقوقی دولت‌ها بر اساس عناصری که متضمّن تعهد اختیاری دولت‌هاست، استوار می‌شود و تصمیمات سازمان‌های جهانی و یا قواعد حقوقی مصوبه دول متمدن و دیگر اصولی که حقوقدانان به عنوان منابع حقوق بین‌الملل جدید به شمار آورده‌اند، هرگاه فاقد تعهدات اختیاری باشد، از درجه اعتبار و ارزش حقوقی ساقط خواهد بود؛ زیرا فطرت و زندگی انسانی هر نوع الزامی را تنها در صورت استناد به اصل پذیرش اختیاری قبول می‌کند[۷].

منابع

پانویس

  1. سیدعلی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۲، ص۱۸۳.
  2. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۵۷.
  3. بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۴۸.
  4. «پروردگارا! بر دوش ما بار گران مگذار» سوره بقره، آیه ۲۸۶.
  5. علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۴۲۱.
  6. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۱۶۷.
  7. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص۲۰۰.