مذاکره: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مذاکره در اندیشه اسلامی== در سیره سیاسی پیامبر اسلام{{صل}} مذاکره با دشمن به عنوان یک شیوه در جذب مخالفان و دشمنان در موارد مختلف دیده شده و تاریخ صدر اسلام...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


==مذاکره در اندیشه اسلامی==
==مذاکره در اندیشه اسلامی==
در [[سیره سیاسی]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[مذاکره]] با [[دشمن]] به عنوان یک شیوه در جذب [[مخالفان]] و [[دشمنان]] در موارد مختلف دیده شده و [[تاریخ صدر اسلام]] [[شاهد]] نمونه‌های بارزی از این نوع [[رفتار سیاسی]] در [[زندگی سیاسی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است و بزرگ‌ترین معضلات [[سیاسی]] [[عصر نبوی]]{{صل}} مانند مشکل [[مکه]] و معضل [[قریش]]، هرگز از راه [[پیکار]] و [[خصومت]] حل نشده و این مذاکره بود که با [[اصرار]] [[پیامبر]]{{صل}} و به دنبال به مذاکره کشاندن دشمن، مهم‌ترین [[مشکلات]] [[مدینه]] را حل کرد و نه‌تنها [[اسلام]] را از کمند خصومت دیرپای قریش [[رهایی]] بخشید و به [[جنگ‌ها]] خاتمه داد بلکه [[امنیت]] مطلوب پیامبر{{صل}} را برای آغاز [[دعوت]] جهانی اسلام فراهم کرد.
در [[سیره سیاسی]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} مذاکره با [[دشمن]] به عنوان یک شیوه در جذب [[مخالفان]] و [[دشمنان]] در موارد مختلف دیده شده و [[تاریخ صدر اسلام]] [[شاهد]] نمونه‌های بارزی از این نوع [[رفتار سیاسی]] در [[زندگی سیاسی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است و بزرگ‌ترین معضلات [[سیاسی]] [[عصر نبوی]]{{صل}} مانند مشکل [[مکه]] و معضل [[قریش]]، هرگز از راه [[پیکار]] و [[خصومت]] حل نشده و این مذاکره بود که با [[اصرار]] [[پیامبر]]{{صل}} و به دنبال به مذاکره کشاندن دشمن، مهم‌ترین [[مشکلات]] [[مدینه]] را حل کرد و نه‌تنها [[اسلام]] را از کمند خصومت دیرپای قریش [[رهایی]] بخشید و به [[جنگ‌ها]] خاتمه داد بلکه [[امنیت]] مطلوب پیامبر{{صل}} را برای آغاز [[دعوت]] جهانی اسلام فراهم کرد.
موفقیت‌های پیامبر{{صل}} در آغاز دعوت و تمهیدات اولیه [[هجرت]] و [[تشکیل جامعه]] مدینه و ایجاد [[وحدت]] سیاسی، همه و همه مرهون اصل مذاکره بوده است و اصولاً مذاکره قبل از شروع به [[جهاد]]، از [[وظایف]] اجتناب‌ناپذیر و خود از [[آداب جهاد]] محسوب می‌شود. در [[جهان]] امروز نیز نقش مذاکره در [[حل مسالمت‌آمیز]] [[اختلاف‌ها]]، نه‌تنها در محدوده نظر بلکه در عمل نیز به [[اثبات]] رسیده است و تجربیات [[تاریخی]] انکارناپذیر [[حقانیت]] این روش را به اثبات رسانده است<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۴۹ – ۲۴۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۹۹.</ref>
موفقیت‌های پیامبر{{صل}} در آغاز دعوت و تمهیدات اولیه [[هجرت]] و [[تشکیل جامعه]] مدینه و ایجاد [[وحدت]] سیاسی، همه و همه مرهون اصل مذاکره بوده است و اصولاً مذاکره قبل از شروع به [[جهاد]]، از [[وظایف]] اجتناب‌ناپذیر و خود از [[آداب جهاد]] محسوب می‌شود. در [[جهان]] امروز نیز نقش مذاکره در [[حل مسالمت‌آمیز]] [[اختلاف‌ها]]، نه‌تنها در محدوده نظر بلکه در عمل نیز به [[اثبات]] رسیده است و تجربیات [[تاریخی]] انکارناپذیر [[حقانیت]] این روش را به اثبات رسانده است<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۴۹ – ۲۴۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۹۹.</ref>



نسخهٔ ‏۱۴ مارس ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۵۲

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

مذاکره در اندیشه اسلامی

در سیره سیاسی پیامبر اسلام(ص) مذاکره با دشمن به عنوان یک شیوه در جذب مخالفان و دشمنان در موارد مختلف دیده شده و تاریخ صدر اسلام شاهد نمونه‌های بارزی از این نوع رفتار سیاسی در زندگی سیاسی پیامبر اکرم(ص) است و بزرگ‌ترین معضلات سیاسی عصر نبوی(ص) مانند مشکل مکه و معضل قریش، هرگز از راه پیکار و خصومت حل نشده و این مذاکره بود که با اصرار پیامبر(ص) و به دنبال به مذاکره کشاندن دشمن، مهم‌ترین مشکلات مدینه را حل کرد و نه‌تنها اسلام را از کمند خصومت دیرپای قریش رهایی بخشید و به جنگ‌ها خاتمه داد بلکه امنیت مطلوب پیامبر(ص) را برای آغاز دعوت جهانی اسلام فراهم کرد. موفقیت‌های پیامبر(ص) در آغاز دعوت و تمهیدات اولیه هجرت و تشکیل جامعه مدینه و ایجاد وحدت سیاسی، همه و همه مرهون اصل مذاکره بوده است و اصولاً مذاکره قبل از شروع به جهاد، از وظایف اجتناب‌ناپذیر و خود از آداب جهاد محسوب می‌شود. در جهان امروز نیز نقش مذاکره در حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها، نه‌تنها در محدوده نظر بلکه در عمل نیز به اثبات رسیده است و تجربیات تاریخی انکارناپذیر حقانیت این روش را به اثبات رسانده است[۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۴۹ – ۲۴۸.
  2. عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۴۹۹.