توبه حضرت آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱: خط ۱:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
در پی [[فرمان]] خروج از [[بهشت]] و [[هبوط]]، آدم {{ع}} و حوّا دریافتند که با [[فریب]] [[شیطان]] و [[ستم]] بر خویش، آن محیط آرام و پرنعمت را از دست داده‌اند؛ ازاین‌رو در [[مقام]] [[توبه]] و [[انابه]] به درگاه [[خدا]] برخاستند و [[لطف خدا]] نیز شامل حالشان گشت. آدم از [[پروردگار]] خود کلماتی رادریافت و با آن کلمات [[توبه]] کرد. [[خداوند]] نیز [[توبه]] آنان را پذیرفت: {{متن قرآن| فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref> گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود، سوره اعراف، آیه: ۲۳.</ref>، {{متن قرآن| ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى}}<ref> سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد، سوره طه، آیه: ۱۲۲.</ref> به‌ گفته [[طبرسی‌]] و [[علامه طباطبایی]]، توبه‌بندگان، در میان دو [[توبه]] [[خداوند]] قرار دارد؛ زیرا بازگشت او از [[نافرمانی]]، منوط به [[توفیق]] و [[رحمت خدا]] است و پس از [[توبه]] نیز محتاج است که [[خداوند]] به [[عنایت]] و [[رحمت]] خود، [[توبه]] او را بپذیرد؛ بنابراین ابتدا [[خداوند]] به آدم {{ع}} [[توفیق]] [[توبه]] داد و پس از آن که آدم {{ع}} [[توبه]]، کرد توبه‌اش را پذیرفت<ref>مجمع‌البیان، ج۱، ص ۲۰۰؛ [[المیزان]]، ج ۱، ص ۱۳۳.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۵.</ref>
در پی [[فرمان]] خروج از [[بهشت]] و [[هبوط]]، آدم {{ع}} و حوّا دریافتند که با [[فریب]] [[شیطان]] و [[ستم]] بر خویش، آن محیط آرام و پرنعمت را از دست داده‌اند؛ ازاین‌رو در [[مقام]] [[توبه]] و [[انابه]] به درگاه [[خدا]] برخاستند و [[لطف خدا]] نیز شامل حالشان گشت. آدم از [[پروردگار]] خود کلماتی رادریافت و با آن کلمات [[توبه]] کرد. [[خداوند]] نیز [[توبه]] آنان را پذیرفت: {{متن قرآن| فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref> گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود، سوره اعراف، آیه: ۲۳.</ref>، {{متن قرآن| ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى}}<ref> سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد، سوره طه، آیه: ۱۲۲.</ref> به‌ گفته [[طبرسی‌]] و [[علامه طباطبایی]]، توبه‌بندگان، در میان دو [[توبه]] [[خداوند]] قرار دارد؛ زیرا بازگشت او از [[نافرمانی]]، منوط به [[توفیق]] و [[رحمت خدا]] است و پس از [[توبه]] نیز محتاج است که [[خداوند]] به [[عنایت]] و [[رحمت]] خود، [[توبه]] او را بپذیرد؛ بنابراین ابتدا [[خداوند]] به آدم {{ع}} [[توفیق]] [[توبه]] داد و پس از آن که آدم {{ع}} [[توبه]]، کرد توبه‌اش را پذیرفت<ref>مجمع‌البیان، ج۱، ص ۲۰۰؛ [[المیزان]]، ج ۱، ص ۱۳۳.</ref>.<ref>[[علی احمد ناصح|ناصح، علی احمد]]، [[آدم - ناصح (مقاله)|آدم]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص ۱۴۵.</ref>
==بازگشت به خدا==
بعد از ماجرای وسوسۀ [[ابلیس]] و دستور خروج آدم از [[بهشت]]، آدم متوجه شد [[راستی]] به خویشتن [[ستم]] کرده، و از آن محیط آرام و پرنعمت، بر اثر [[فریب]] [[شیطان]] بیرون [[رانده شده]]، و در محیط پر [[زحمت]] و [[مشقت]] بار [[زمین]] قرار خواهد گرفت، در اینجا آدم به [[فکر]] جبران خطای خویش افتاد و با تمام [[جان]] و [[دل]] متوجه [[پروردگار]] شد، توجهی آمیخته با کوهی از [[ندامت]] و [[حسرت]].
[[لطف خدا]] نیز در این موقع به [[یاری]] او شتافت و چنان‌که [[قرآن]] می‌گوید: «آدم از پروردگار خود کلماتی دریافت داشت، سخنانی مؤثر و دگرگون‌کننده، و با آن [[توبه]] کرد و خدا نیز توبه او را پذیرفت؛ چراکه او توبه‌پذیر و [[مهربان]] است»<ref>{{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}} «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.</ref>.
درست است که آدم در [[حقیقت]] کار حرامی انجام نداده بود، ولی همین [[ترک اولی]] نسبت به او [[عصیان]] محسوب می‌شد، او به سرعت متوجه وضع خود شد و به سوی پروردگارش بازگشت.
به هر حال آنچه نمی‌بایست بشود - یا می‌بایست بشود - شد، و با اینکه توبۀ آدم پذیرفته گردید، ولی اثر وضعی کار او که [[هبوط]] به زمین بود [[تغییر]] نیافت.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصه‌های قرآن (کتاب)|قصه‌های قرآن]] ص ۳۰.</ref>


==داستان قرآنی توبه==
==داستان قرآنی توبه==

نسخهٔ ‏۱۷ ژوئن ۲۰۲۳، ساعت ۲۱:۱۶

مقدمه

در پی فرمان خروج از بهشت و هبوط، آدم (ع) و حوّا دریافتند که با فریب شیطان و ستم بر خویش، آن محیط آرام و پرنعمت را از دست داده‌اند؛ ازاین‌رو در مقام توبه و انابه به درگاه خدا برخاستند و لطف خدا نیز شامل حالشان گشت. آدم از پروردگار خود کلماتی رادریافت و با آن کلمات توبه کرد. خداوند نیز توبه آنان را پذیرفت: ﴿ فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ [۱]، ﴿قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ[۲]، ﴿ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى[۳] به‌ گفته طبرسی‌ و علامه طباطبایی، توبه‌بندگان، در میان دو توبه خداوند قرار دارد؛ زیرا بازگشت او از نافرمانی، منوط به توفیق و رحمت خدا است و پس از توبه نیز محتاج است که خداوند به عنایت و رحمت خود، توبه او را بپذیرد؛ بنابراین ابتدا خداوند به آدم (ع) توفیق توبه داد و پس از آن که آدم (ع) توبه، کرد توبه‌اش را پذیرفت[۴].[۵]

بازگشت به خدا

بعد از ماجرای وسوسۀ ابلیس و دستور خروج آدم از بهشت، آدم متوجه شد راستی به خویشتن ستم کرده، و از آن محیط آرام و پرنعمت، بر اثر فریب شیطان بیرون رانده شده، و در محیط پر زحمت و مشقت بار زمین قرار خواهد گرفت، در اینجا آدم به فکر جبران خطای خویش افتاد و با تمام جان و دل متوجه پروردگار شد، توجهی آمیخته با کوهی از ندامت و حسرت. لطف خدا نیز در این موقع به یاری او شتافت و چنان‌که قرآن می‌گوید: «آدم از پروردگار خود کلماتی دریافت داشت، سخنانی مؤثر و دگرگون‌کننده، و با آن توبه کرد و خدا نیز توبه او را پذیرفت؛ چراکه او توبه‌پذیر و مهربان است»[۶]. درست است که آدم در حقیقت کار حرامی انجام نداده بود، ولی همین ترک اولی نسبت به او عصیان محسوب می‌شد، او به سرعت متوجه وضع خود شد و به سوی پروردگارش بازگشت. به هر حال آنچه نمی‌بایست بشود - یا می‌بایست بشود - شد، و با اینکه توبۀ آدم پذیرفته گردید، ولی اثر وضعی کار او که هبوط به زمین بود تغییر نیافت.[۷]

داستان قرآنی توبه

هنگامی که حضرت آدم (ع) از شیطان فریب خورد و خداوند فرمود: ﴿فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ[۸] از بهشت اخراج شد و سپس توبه کرد. ظاهراً این توبه نیز از عنایات الهی بود: ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ[۹]. علی (ع) داستان را چنین توصیف می‌‌کند: سپس خدای سبحان، درِ توبه را به روی او گشود و کلمه رحمت بر زبان او نهاد[۱۰].

در توضیح و تفسیر کلماتی که آدم برای توبه فرا گرفت اقوال متعدد است[۱۱]. بیشتر روایات دلالت دارد که این کلمات، نام‌های محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (ع) بود[۱۲]. احتمال این که آیات ﴿رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا[۱۳] کلمات و ذکر توبه آدم بوده باشد ضعیف است، زیرا این جملات را قبل از هبوط گفته‌اند و توبه بعد از هبوط بوده است[۱۴]. برخی از روایات نیز اعمال حج را به عنوان توبه آدم ذکر کرده‌اند[۱۵]. برخی نیز گفته‌اند این کلمات، مراتبی از ملکوت و جبروت و ارواح مجرده بوده است[۱۶].

در هر صورت پرسش این است که اگر توبه آدم پذیرفته شد ﴿فَتَابَ عَلَيْهِ[۱۷] چرا به بهشت باز نگشت؟ برخی گفته اند: خروج از بهشت و هبوط، اثر وضعی و طبیعی خوردن از شجره ممنوعه بوده و توبه تنها در کاهش بُعد از درگاه الهی مؤثر است[۱۸]. برخی گفته‌اند اخراج آنها از بهشت و زندگی زمینی یک قضای مسلم و حتمی بود و اگر این نبود، باید بعد از توبه و بخشودگی به بهشت برگردند[۱۹]. در حقیقت با تناول میوه درخت ممنوعه مقرر شد که انسان به زمین بیاید و با توبه مقرر شد که خدا او و فرزندانش را به وسیله هدایت، به بندگی و عبودیت اکرام نماید[۲۰] و گفته‌اند اخراج از بهشت به آن جهت بود که بهشت جای توبه نبود باید به زمین می‌‌آمد تا توبه نماید و کرم و جود و رحمت الهی تبیین شود[۲۱].

در کتاب مقدس گفته شده اخراج آدم از بهشت، از ترس دست یابو او به درخت حیات بود[۲۲]. از نظر ما اخراج آدم از بهشت عقوبت نبود، زیرا عقوبت، زیان است و سلب لذت و منافع، عقوبت نیست[۲۳]. بلکه این اخراج مصلحت و تقدیر الهی بود[۲۴] تقدیری حتمی و مسلّم[۲۵] و اراده خداوند به گسترش رحمت و نعمت و گشودن ابواب خیرات و برکات در زمین بود[۲۶].[۲۷]

  1. آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است؛ سوره بقره، آیه: ۳۷.
  2. گفتند: پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما نبخشایی بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود، سوره اعراف، آیه: ۲۳.
  3. سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد، سوره طه، آیه: ۱۲۲.
  4. مجمع‌البیان، ج۱، ص ۲۰۰؛ المیزان، ج ۱، ص ۱۳۳.
  5. ناصح، علی احمد، آدم، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۱۴۵.
  6. ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.
  7. مکارم شیرازی، ناصر، قصه‌های قرآن ص ۳۰.
  8. «پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاه‌هایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگ‌های بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.
  9. «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت و (پروردگار) از او در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۳۷.
  10. نهج البلاغه، خطبه ۱، ص ۵.
  11. کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۵۵.
  12. معانی الاخبار، ص ۱۲۵
  13. «پروردگارا! ما به خویش ستم کردیم\1 سوره اعراف، آیه ۲۳.
  14. المیزان، ج۱، ص ۱۵۰.
  15. بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۷۸.
  16. تفسیر صدرالمتألهین، ج۱، ص ۴۹.
  17. سوره بقره، آیه ۳۷.
  18. منشور جاوید، ج۱۱، ص ۹۶.
  19. المیزان، ج۱، ص ۱۲۹.
  20. المیزان، ج۱، ص ۱۳۶.
  21. کشف الاسرار، ج۱، ص ۱۴۵.
  22. کتاب مقدس، ص ۷۴، سفر تکوین، فصل۴.
  23. تنزیه الانبیاء، ص ۴۷.
  24. بحارالأنوار، ج۱۱، ص ۱۵۷.
  25. المیزان، ج۱، ص ۱۲۹.
  26. سر الصلاة، ص ۴۴.
  27. مقدمی، محمود، مقاله «آدم»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص ۳۹-۵۰.