جمیل بن کعب ثعلبی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل  = جمیل بن کعب ثعلبی | مداخل مرتبط = [[جمیل بن کعب ثعلبی در تاریخ اسلامی]] - [[جمیل بن کعب ثعلبی در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[جمیل بن کعب ثعلبی در تاریخ اسلامی]] - [[جمیل بن کعب ثعلبی در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط  = }}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = جمیل بن کعب ثعلبی
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین.jpg               
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین                         
| نام کامل = جمیل بن کعب ثعلبی
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه = 
| لقب = 
| اهل =
| از قبیله = [[بنی‌ثعلبه]]   
| از تیره = 
| پدر = 
| مادر = 
| همسر =
| پسر = 
| دختر = 
| خواهر =
| برادر =
| خویشاوندان =
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد = 
| محل زندگی =     
| تاریخ درگذشت =   
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت =   
| محل شهادت =
| طول عمر =
| محل دفن =
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[امام علی]]
| از طبقه =
| در جنگ = {{فهرست جعبه افقی| [[جنگ جمل]] | [[جنگ صفین]] }}
| نقش‌ها =
| فعالیت‌ها =   
| علت شهرت = 
| علت درگذشت = 
| علت شهادت = 
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او = 
| راویان از او = 
| آخرین راوی از او =
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
*جمیل بن کعب، از [[سادات]] [[ربیعه]] و از [[شیعیان]] و [[یاران امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود که در [[جنگ جمل]] و [[صفین]] در رکاب آن [[حضرت]] شرکت داشت.
جمیل بن کعب، از [[سادات]] [[ربیعه]] و از [[شیعیان]] و [[یاران امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود که در [[جنگ جمل]] و [[صفین]] در رکاب آن [[حضرت]] شرکت داشت.
*[[علامه]] [[محسن امین]] از مداینی [[نقل]] می‌کند: هنگامی که قوای [[معاویه]] - [[پس از شهادت حضرت علی]]{{ع}} - جمیل را به [[اسارت]] گرفتند، او را نزد [[معاویه]] بر دند. [[معاویه]] خطاب به وی گفت: [[خدا]] را [[شکر]] که بالاخره به چنگ ما افتادی، آیا مگر تو نبودی که در [[جنگ جمل]]، چنین گفتی و سرودی: به [[راستی]] که [[امت اسلام]] گرفتار امر عجیبی شده و سرانجام [[حکومت]] و [[خلافت]] از آن کسی خواهد بود که در این [[جنگ]] [[پیروز]] گردد. من این سخنان را به گزاف نگفته‌ام و فردا [[جنگ]]، بزرگان [[عرب]] را در کام خود خواهد بلعید<ref>{{عربی|أصبحت الأمة في أمر عجب و الملك مجموع غدا لمن غلب قد قلت قوة صادقة غير كذب إن غدا تهلك أعلام العرب}} اشاره معاویه از یادآوری این شعر، این بود که شعر تو غلط از آب درآمد و من غالب شدم.</ref>.
[[علامه]] [[محسن امین]] از مداینی [[نقل]] می‌کند: هنگامی که قوای [[معاویه]] - [[پس از شهادت حضرت علی]] {{ع}} - جمیل را به [[اسارت]] گرفتند، او را نزد [[معاویه]] بردند. [[معاویه]] خطاب به وی گفت: [[خدا]] را [[شکر]] که بالاخره به چنگ ما افتادی، آیا مگر تو نبودی که در [[جنگ جمل]]، چنین گفتی و سرودی: به [[راستی]] که [[امت اسلام]] گرفتار امر عجیبی شده و سرانجام [[حکومت]] و [[خلافت]] از آن کسی خواهد بود که در این [[جنگ]] [[پیروز]] گردد. من این سخنان را به گزاف نگفته‌ام و فردا [[جنگ]]، بزرگان [[عرب]] را در کام خود خواهد بلعید<ref>{{عربی|أصبحت الأمة في أمر عجب و الملك مجموع غدا لمن غلب قد قلت قوة صادقة غير كذب إن غدا تهلك أعلام العرب}} اشاره معاویه از یادآوری این شعر، این بود که شعر تو غلط از آب درآمد و من غالب شدم.</ref>.
*وی در پاسخ [[معاویه]] گفت: در این مورد سخن مگو که سخن گفتنت نیز [[مصیبت]] است. [[معاویه]] گفت: چرا [[مصیبت]] است؟ چه نعمتی بالاتر از این که [[خدا]] مرا بر مردی مثل [[علی]]{{ع}}، مسلط کرد که فقط در ساعتی، جمع زیادی از [[بهترین]] یارانم را به [[قتل]] رساند؟ پس از این سخنان، [[معاویه]] [[دستور]] داد که جمیل را ببرند و گردنش را بزنند. در این لحظه جمیل [[دست]] به [[دعا]] برداشت، و گفت: خدایا تو [[شاهد]] باش [[معاویه]] مرا برای رضای تو نمی‌کشد بلکه برای دنیای بی‌ارزش به [[قتل]] می‌رساند خدایا، اگر مرا کُشت او را به آن‌چه سزاوار است [[کیفر]] ده و اگر مرا رها کرد او را به آن‌چه تو سزاواری برایش انجام ده.
وی در پاسخ [[معاویه]] گفت: در این مورد سخن مگو که سخن گفتنت نیز [[مصیبت]] است. [[معاویه]] گفت: چرا [[مصیبت]] است؟ چه نعمتی بالاتر از این که [[خدا]] مرا بر مردی مثل [[علی]] {{ع}}، مسلط کرد که فقط در ساعتی، جمع زیادی از [[بهترین]] یارانم را به [[قتل]] رساند؟ پس از این سخنان، [[معاویه]] [[دستور]] داد که جمیل را ببرند و گردنش را بزنند. در این لحظه جمیل دست به [[دعا]] برداشت، و گفت: خدایا تو [[شاهد]] باش [[معاویه]] مرا برای رضای تو نمی‌کشد بلکه برای دنیای بی‌ارزش به [[قتل]] می‌رساند خدایا، اگر مرا کُشت او را به آن‌چه سزاوار است [[کیفر]] ده و اگر مرا رها کرد او را به آن‌چه تو سزاواری برایش انجام ده.
*[[معاویه]] با شنیدن دعای وی گفت: [[خداوند]]، تو را بُکشد ای جمیل، زیرا مرا [[نفرین]] کردی و در نفرینت [[زیاده‌روی]] کردی و همچنین مرا [[دعا]] نمودی و در دعایت نیز [[افراط]] کردی. سپس [[دستور]] داد که او را [[آزاد]] کنند<ref>اعیان الشیعه، ج۴، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۶.</ref>
 
[[معاویه]] با شنیدن دعای وی گفت: [[خداوند]]، تو را بُکشد ای جمیل، زیرا مرا [[نفرین]] کردی و در نفرینت [[زیاده‌روی]] کردی و همچنین مرا [[دعا]] نمودی و در دعایت نیز [[افراط]] کردی. سپس [[دستور]] داد که او را [[آزاد]] کنند<ref>اعیان الشیعه، ج۴، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۶.</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌ثعلبه]] (قبیله)
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۶: خط ۶۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:یاران امام علی]]
[[رده:جمیل بن کعب ثعلبی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:بنی‌ثعلبه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۹:۳۷

جمیل بن کعب ثعلبی
تصویر نمادین جنگ صفین
نام کاملجمیل بن کعب ثعلبی
جنسیتمرد
از قبیلهبنی‌ثعلبه
از اصحابامام علی
حضور در جنگ

مقدمه

جمیل بن کعب، از سادات ربیعه و از شیعیان و یاران امیرالمؤمنین (ع) بود که در جنگ جمل و صفین در رکاب آن حضرت شرکت داشت. علامه محسن امین از مداینی نقل می‌کند: هنگامی که قوای معاویه - پس از شهادت حضرت علی (ع) - جمیل را به اسارت گرفتند، او را نزد معاویه بردند. معاویه خطاب به وی گفت: خدا را شکر که بالاخره به چنگ ما افتادی، آیا مگر تو نبودی که در جنگ جمل، چنین گفتی و سرودی: به راستی که امت اسلام گرفتار امر عجیبی شده و سرانجام حکومت و خلافت از آن کسی خواهد بود که در این جنگ پیروز گردد. من این سخنان را به گزاف نگفته‌ام و فردا جنگ، بزرگان عرب را در کام خود خواهد بلعید[۱]. وی در پاسخ معاویه گفت: در این مورد سخن مگو که سخن گفتنت نیز مصیبت است. معاویه گفت: چرا مصیبت است؟ چه نعمتی بالاتر از این که خدا مرا بر مردی مثل علی (ع)، مسلط کرد که فقط در ساعتی، جمع زیادی از بهترین یارانم را به قتل رساند؟ پس از این سخنان، معاویه دستور داد که جمیل را ببرند و گردنش را بزنند. در این لحظه جمیل دست به دعا برداشت، و گفت: خدایا تو شاهد باش معاویه مرا برای رضای تو نمی‌کشد بلکه برای دنیای بی‌ارزش به قتل می‌رساند خدایا، اگر مرا کُشت او را به آن‌چه سزاوار است کیفر ده و اگر مرا رها کرد او را به آن‌چه تو سزاواری برایش انجام ده.

معاویه با شنیدن دعای وی گفت: خداوند، تو را بُکشد ای جمیل، زیرا مرا نفرین کردی و در نفرینت زیاده‌روی کردی و همچنین مرا دعا نمودی و در دعایت نیز افراط کردی. سپس دستور داد که او را آزاد کنند[۲].[۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. أصبحت الأمة في أمر عجب و الملك مجموع غدا لمن غلب قد قلت قوة صادقة غير كذب إن غدا تهلك أعلام العرب اشاره معاویه از یادآوری این شعر، این بود که شعر تو غلط از آب درآمد و من غالب شدم.
  2. اعیان الشیعه، ج۴، ص۲۲۲.
  3. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۶.