محمد بن جعفر دیباج در سیره رضوی: تفاوت میان نسخهها
(←پانویس) |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
او پسر عموی [[امام رضا]]{{ع}} بود، پدر او [[محمد بن جعفر صادق]]{{ع}} معروف به [[محمد دیباج]] از علمای [[آل ابوطالب]] و از بزرگان آنها به شمار میرفت، وی با [[موسی بن جعفر]]{{ع}} از یک مادر متولد شده بودند، محمد در [[مکه]] اقامت داشت و در آنجا به [[نشر علم]] و [[حدیث]] مشغول بود، او را از این جهت دیباج میگفتند که چهرهای [[زیبا]] و [[نورانی]] داشت. | او پسر عموی [[امام رضا]]{{ع}} بود، پدر او [[محمد بن جعفر صادق]]{{ع}} معروف به [[محمد دیباج]] از علمای [[آل ابوطالب]] و از بزرگان آنها به شمار میرفت، وی با [[موسی بن جعفر]]{{ع}} از یک مادر متولد شده بودند، محمد در [[مکه]] اقامت داشت و در آنجا به [[نشر علم]] و [[حدیث]] مشغول بود، او را از این جهت دیباج میگفتند که چهرهای [[زیبا]] و [[نورانی]] داشت. | ||
در مکه گروهی پیرامون او را گرفتند و او را به عنوان [[خلافت]] برگزیدند، و این در زمانی بود که بین [[امین]] و [[مأمون]] [[جنگ]] درگرفته بود، جماعتی از [[زیدیه]] دور او جمع شدند و او را به عنوان [[امیرالمؤمنین]] مخاطب قرار دادند، ولی [[اسحاق بن موسی عباسی]] به مکه | در مکه گروهی پیرامون او را گرفتند و او را به عنوان [[خلافت]] برگزیدند، و این در زمانی بود که بین [[امین]] و [[مأمون]] [[جنگ]] درگرفته بود، جماعتی از [[زیدیه]] دور او جمع شدند و او را به عنوان [[امیرالمؤمنین]] مخاطب قرار دادند، ولی [[اسحاق بن موسی عباسی]] به مکه حمله آورد و [[پیروان]] او فرار کردند و او هم خود را از [[امامت]] خلع کرد و سپس او را به مرو در [[خراسان]] فرستادند. | ||
مأمون از وی درگذشت و او را [[عفو]] نمود، یحیی بن محمد از امام رضا{{ع}} فقط یک حدیث نقل میکند، او میگوید: پدرم [[بیمار]] شد [[ابوالحسن]]{{ع}} به [[عیادت]] او آمدند، در این هنگام عموی من اسحاق سخت [[گریه]] میکرد و [[بیتابی]] مینمود، | مأمون از وی درگذشت و او را [[عفو]] نمود، یحیی بن محمد از امام رضا{{ع}} فقط یک حدیث نقل میکند، او میگوید: پدرم [[بیمار]] شد [[ابوالحسن]]{{ع}} به [[عیادت]] او آمدند، در این هنگام عموی من اسحاق سخت [[گریه]] میکرد و [[بیتابی]] مینمود، راوی گوید: ابوالحسن متوجه من شد و گفت: عمویت چرا گریه میکند گفتم میترسد برادرش [[وفات]] کند، فرمودند: ناراحت نباش اسحاق بزودی خواهد مُرد و پدرت بهبودی حاصل خواهد کرد، یحیی گوید: پدرم خوب شد و اسحاق بعد از چندی درگذشت<ref>[[عزیزالله عطاردی قوچانی|عطاردی قوچانی، عزیزالله]]، [[راویان امام رضا در مسند الرضا (کتاب)|راویان امام رضا در مسند الرضا]]، ص ۵۳۰-۵۳۱.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۳۸
آشنایی اجمالی
او پسر عموی امام رضا(ع) بود، پدر او محمد بن جعفر صادق(ع) معروف به محمد دیباج از علمای آل ابوطالب و از بزرگان آنها به شمار میرفت، وی با موسی بن جعفر(ع) از یک مادر متولد شده بودند، محمد در مکه اقامت داشت و در آنجا به نشر علم و حدیث مشغول بود، او را از این جهت دیباج میگفتند که چهرهای زیبا و نورانی داشت.
در مکه گروهی پیرامون او را گرفتند و او را به عنوان خلافت برگزیدند، و این در زمانی بود که بین امین و مأمون جنگ درگرفته بود، جماعتی از زیدیه دور او جمع شدند و او را به عنوان امیرالمؤمنین مخاطب قرار دادند، ولی اسحاق بن موسی عباسی به مکه حمله آورد و پیروان او فرار کردند و او هم خود را از امامت خلع کرد و سپس او را به مرو در خراسان فرستادند.
مأمون از وی درگذشت و او را عفو نمود، یحیی بن محمد از امام رضا(ع) فقط یک حدیث نقل میکند، او میگوید: پدرم بیمار شد ابوالحسن(ع) به عیادت او آمدند، در این هنگام عموی من اسحاق سخت گریه میکرد و بیتابی مینمود، راوی گوید: ابوالحسن متوجه من شد و گفت: عمویت چرا گریه میکند گفتم میترسد برادرش وفات کند، فرمودند: ناراحت نباش اسحاق بزودی خواهد مُرد و پدرت بهبودی حاصل خواهد کرد، یحیی گوید: پدرم خوب شد و اسحاق بعد از چندی درگذشت[۱].
جستارهای وابسته
- امام جعفر صادق(ع) (جد)
- محمد بن جعفر دیباج (پدر)
منابع
پانویس
- ↑ عطاردی قوچانی، عزیزالله، راویان امام رضا در مسند الرضا، ص ۵۳۰-۵۳۱.