شخصیت امام جواد: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۱: خط ۱۱:
== جنبه‌ها و ابعاد سیره امام ==
== جنبه‌ها و ابعاد سیره امام ==
{{اصلی|سیره امام جواد}}
{{اصلی|سیره امام جواد}}
== ابعاد سیره امام جواد ==
=== [[سبک زندگی امام جواد]] ===
=== [[سبک زندگی امام جواد]] ===



نسخهٔ ‏۹ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۲۷

مناقب و فضائل امام

جنبه‌ها و ابعاد سیره امام

سبک زندگی امام جواد

سیره اخلاقی امام جواد

سیره عبادی امام جواد

سیره خانوادگی امام جواد

سیره تربیتی امام جواد

سیره اجتماعی امام جواد

سیره علمی امام جواد

سیره تبلیغی امام جواد

سیره سیاسی امام جواد

نحوه تعامل با دستگاه حکومت عباسی، از جمله دغدغه‌های امام جواد(ع) بود. از سویی حاکمان برای تحت نظر گرفتن امام برنامه‌های خود را داشتند و از سوی دیگر، امام با توجه به این حساسیت‌ها با کمال احتیاط در صدد بود، آرمان‌های خود را عملی کند. امام جواد(ع) با دو حاکم عباسی، مأمون و معتصم هم‌عصر بود و روابط سیاسی خود را با ایشان به شرح ذیل تنظیم کرده بود:

  1. مأمون (۱۹۸ - ۲۱۸): بیشتر عمر امام جواد(ع) در عصر خلافت مأمون سپری شد و از هفده سال امامت آن حضرت، پانزده سال آن هم‌زمان با عصر حکومت وی بود. در باب روابط مأمون و امام دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی دیدگاه‌ها بر آن‌اند که مأمون به منزلت ویژه امام جواد(ع) باور داشت و رفتارهای وی نیز از همین باور ریشه گرفته‌اند. با وجود سیاست مأمون که در صدد به انزوا کشاندن امام جواد(ع) بود، اما در دوره او به شیعیان سختگیری نمی‌شد و موردی از پیگیری و تحت تعقیب قرار گرفتن ایشان گزارش نشده است. امام جواد(ع) به همراه شدن شیعیان با حاکمان سفارش نمی‌کرد، تلاش آن حضرت بر این بود که خود حلقه وصل شیعیان باشد.
  2. مُعتصِم (حک: ۲۱۸ - ۲۲۷): دو سال پایانی عمر امام جواد(ع) (۲۱۸ تا ۲۲۰) در عصر خلافت معتصم که عموی همسرش امّ‌فضل بود سپری شد. هنگامی که معتصم به تخت نشست، پیگیر احوال امام جواد(ع) شد تا اینکه امام را از مدینه به بغداد فراخواند. امام جواد(ع) در محرم سال ۲۲۰ق، به بغداد آمد و تا پایان عمر، به مدت ده ماه، در بغداد ماندگار شد[۱].

سیره اقتصادی امام جواد

سیره فرهنگی امام جواد

سیره مدیریتی امام جواد

سیره نظامی امام جواد

سیره قضایی امام جواد

منابع

  1. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲

پانویس

  1. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ ص۱۳۷.