ساره: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ساره در قرآن]] | پرسش مرتبط  = }}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ساره در قرآن]] | [[ساره در تاریخ اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[ساره]]، نامی [[عبری]] و به معنای شاهزاده خانم،<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳-۴۴۴؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref> بانو و [[فرمانروا]] آمده است.<ref>دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> درباره صورت اصلی این نام دو دیدگاه وجود دارد: برخی بر این باورند که ساره همانند نام "[[ابراهیم]]" که [[تغییر]] یافته "ابرام" است، در اصل به صورت "سارای" به معنای [[زن]] [[مجاهد]] یا شاهزاده خانم<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref> بوده است و هنگامی که ولادت [[اسحاق]]{{ع}} به وی [[بشارت]] داده شد، به "ساره" [[تغییر]] یافت.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۲.</ref> برخی دیگر صورت اصلی آن را "یساره" به معنای عقیم و نازا دانسته و گفته‌اند: هنگامی که [[جبرئیل]] [[بشارت]] [[تولد]] [[اسحاق]]{{ع}} را به وی داد، او را با نام ساره خطاب کرد<ref> تفسیر ضحاک، ج۱، ص۴۵۱؛ التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۲۷۰؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۲۶۱.</ref> و چون ساره از تلفظ [[نادرست]] نام خویش گله‌مند شد، [[جبرئیل]] با اشاره به معنای "یساره" (عقیم)، سبب تغییر یادشده را از بین رفتن حالت نازایی وی دانست و از سوی [[خدا]] [[وعده]] داد که "یاء" حذف شده از نام وی به اول نام یکی از [[نوادگان]] وی به نام "[[حی]]" افزوده شده و او "[[یحیی]]" نامیده خواهد شد<ref> التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۲۷۰؛ الدرالمنثور، ج۴، ص۲۶۱؛ اللباب، ج۵، ص۱۹۵.</ref>. در مقابل، برخی با [[اعتقاد]] به [[عربی]] بودن واژه ساره، ضبط آن را "سارّه" با تشدید "راء"، برگرفته از ریشه "س - ر - ر"، به معنای [[سرور]] و [[خوشحالی]] دانسته و معتقدند که سبب نامگذاری وی به این نام، حالت سرور و شادی‌ای بود که با دیدن وی، به سبب [[پاکی]] [[عقیده]]، صفای [[ایمان]] و نیز [[زیبایی]] صورت، به [[انسان]] [[دست]] می‌داد.<ref>تیسیر التفسیر، ج۵، ص۴۶۵؛ زوجات الانبیاء، ص۲۸.</ref> با توجه به اینکه گزارش‌های [[کتاب مقدس]] درباره ساره به [[منابع تفسیری]] [[مسلمانان]] [[راه]] یافته و کم و بیش در آرای [[تفسیری]] آنان نیز اثر گذاشته‌اند، بررسی گذرای این گزارش‌ها پیش از پرداختن به [[روایت]] [[قرآن]] و آرای [[مفسران]] ضروری می‌نماید.
«ساره» همسر [[حضرت ابراهیم خلیل]] و دختر هادان بن باخرو و به [[نقلی]] دختر «احج» از پیامبران غیر مرسل است. وی یکی از دو همسر حضرت ابراهیم و مادر [[اسحاق]] و به واسطه یا بی‌واسطه عموزاده ابراهیم بوده است. هنگامی که نمرود از کار ابراهیم عاجز ماند، از او خواست که خاک [[بابل]] را ترک کند، ابراهیم، ساره را نیز از آنجا بیرون برد. ابتدا به حران [[شام]] رفت و در آن [[سرزمین]] ساره را به [[عقد]] خویش درآورد. از آنجا به [[مؤتفکات]] [[فلسطین]] و بعد به [[مصر]] وارد شد و ساره را خواهر خویش معرفی کرد. [[ملک]] مصر چون چشمش به ساره افتاد، فریفته جمالش گردید و دست به سوی او دراز کرد، دستش خشک شد. فهمید که به دعای ابراهیم است، [[توبه]] نمود و کنیزی به نام [[هاجر]] به وی [[هدیه]] کرد و آنان را نوازش نمود.


[[ساره]] در میان [[یهودیان]] از جایگاهی بالا برخوردار است. [[کتاب مقدس]]، ساره را زنی با کمال، نمونه [[تقوا]] و [[پاکدامنی]] و بسیار [[زیبا]] یاد کرده است؛<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۷؛ عبرانیان۱۱:۱۱؛ دائرة المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> به گونه‌ای که در ۶۵ سالگی نیز همچنان زیبا بود و از همین‌رو "[[ابی ملک]]" [[پادشاه]] وقت [[مصر]] در وی [[طمع]] کرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۰: ۱-۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> منابع [[یهودی]] در این باره [[حضرت ابراهیم]] را متهم کرده‌اند که وی برای [[حفظ جان]] خویش، یعنی برای اینکه مبادا پادشاه مصر (ابی‌ملک) برای تصاحب ساره بر آن شود که ابتدا شوهر وی ([[ابراهیم]]) را بکشد، ساره را [[خواهر]] خود معرفی کرد.<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۳؛ ۲۰: ۲-۱۴؛ موسوعة الکتاب المقدس، ص۱۷۰.</ref> بر اساس این گزارش، ابی‌ملک در پی اطلاع از نسبت خواهر و [[برادری]] میان ساره و ابراهیم [[تصمیم]] به [[ازدواج]] با ساره گرفت که [[خداوند]] در [[خواب]]، او را از همسری ساره و ابراهیم آگاهاند و از انجام آن [[بیم]] داد و او در پی [[شناخت]] ابراهیم{{ع}} و ساره آنان را گرامی داشت و کنیزی به نام [[هاجر]] را به ساره [[هدیه]] داد.<ref>نک: کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۶-۱۷، ۲۰: ۱-۱۸، ۲۱: ۹-۱۶.</ref> بر اساس گزارش [[تورات]]، ساره ۱۰ سال از ابراهیم{{ع}} کوچک‌تر بود.<ref> قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در ۷۵ سالگی و در پی [[ناامیدی]] از فرزنددار شدن به [[همسر]] خود پیشنهاد کرد با [[کنیز]] وی هاجر ازدواج کند تا [[نسل]] او بماند.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۶: ۱-۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> کتاب مقدس در کنار ویژگی‌های مثبت ساره، از [[ضعف ایمان]] وی در برهه‌ای از [[زمان]] یاد کرده و در عین حال از قابلیت او برای ایجاد نسل [[موعود]] [[سخن]] گفته است.<ref>کتاب مقدس، عبرانیان ۱۱: ۱۱؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در ۸۹ سالگی [[بشارت]] [[تولد]] [[فرزندی]] به وی داده شد و او بر اثر این [[بشارت]] خندید.<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۶-۱۸؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref> در سن ۹۰ سالگی براساس [[وعده الهی]]، [[اسحاق]]{{ع}} را به [[دنیا]] آورد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱۶-۲۰.</ref> [[ساره]] پس از [[تولد]] اسحاق{{ع}}، از [[ابراهیم]]{{ع}} خواست تا [[هاجر]] و فرزندش [[اسماعیل]]{{ع}} را از آنان دور کند.<ref> کتاب مقدس، پیدایش، ۱: ۹-۱۰.</ref> [[تورات]] از [[مرگ]] ساره در ۱۲۷ سالگی و [[دفن]] وی به دست ابراهیم{{ع}} و اسحاق{{ع}} در حصار یا مغاره مَکْفِلِیَّه خبر داده است.<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۳: ۱-۴؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۴.</ref> نام ساره به [[صراحت]] در [[قرآن]] نیامده؛ اما دو بار با عنوان [[همسر]] ابراهیم{{ع}} {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید  آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> دو بار با [[ضمیر]] مخاطب {{متن قرآن|قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}}<ref>«گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بی‌گمان اوست که فرزانه داناست» سوره ذاریات، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref> و دو بار نیز با ضمیر [[غایب]] {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> و در یک [[آیه]] به عنوان [[خانواده]] و [[اهل]] ابراهیم {{متن قرآن|فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ}}<ref>«آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانواده‌اش رفت  و گوساله‌ای فربه (که بریان کرده بود) آورد» سوره ذاریات، آیه ۲۶.</ref> از او یاد شده است.
ابراهیم به فلسطین بازگشت و در موضعی به نام «قط» اقامت گزید و چون ساره عقیم بود، هاجر را به ابراهیم بخشید و اسماعیل از هاجر متولد شد. ساره [[حسادت]] کرد و به ابراهیم گفت: وی را از نزد من بیرون بر. (این امر بهانه بود که [[خداوند]] می‌خواست [[خانه]] خود را به وسیله ابراهیم و فرزندش نوسازی کند، مانند بیرون شدن [[آدم]] از [[بهشت]] و آغاز نسل [[بشر]]) پس ابراهیم، هاجر و اسماعیل را به [[مکه]] برد. چندی بعد به [[قدرت خدا]] ساره به اسحاق باردار شد و در ۹۰ سالگی اسحاق را زایید. ساره در سن ۱۲۷ سالگی در «حبرون» (شهر الخلیل کنونی) از [[دنیا]] رفت. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که ابراهیم از [[بدخلقی]] ساره نزد [[خدا]] [[شکوه]] کرد. [[وحی]] آ آمد که [[زن]] به دنده کج می‌ماند، اگر راستش کنی می‌شکند و اگر آن را به حال خود رها کنی از آن بهره می‌بری، پس بر این [[اخلاق]] [[شکیبا]] باش<ref>معارف و معاریف، دائرة المعارف جامع اسلامی، حسینی دشتی، ج۶، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۴۶.</ref>


در ۷ [[سوره]] قرآن بشارت مربوط به تولد [[فرزندی]] از ساره و ابراهیم{{ع}} به نام اسحاق در کهنسالی گزارش شده است. {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref> داستان آمدن مهمانانی برای ابراهیم{{ع}}، [[بشارت]] آنان به ساره درباره تولد فرزندی از وی، خندیدن ساره در پی شنیدن این خبر و ابراز [[شگفتی]] شدید از آن به سبب [[پیری]] و نازایی خویش و نیز کهنسالی همسرش، بخش‌های مهم گزارش قرآن در این باره‌اند. {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>،{{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید  آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref>؛ {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟» سوره ذاریات، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref>
== ساره در آیات قرآن ==
{{اصلی|ساره در قرآن}}
[[ساره]]، نامی عبری و به معنای شاهزاده خانم<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳-۴۴۴؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.</ref>، بانو و [[فرمانروا]] آمده است<ref>دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref>.


==[[نسب]] ساره==
[[ساره]] در میان [[یهودیان]] از جایگاهی بالا برخوردار است. [[کتاب مقدس]]، [[ساره]] را زنی با کمال، نمونه [[تقوا]] و [[پاکدامنی]] و بسیار [[زیبا]] یاد کرده است<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۷؛ عبرانیان۱۱:۱۱؛ دائرة المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref> به گونه‌ای که در ۶۵ سالگی نیز همچنان زیبا بود و از همین‌رو "ابی ملک" [[پادشاه]] وقت [[مصر]] در وی [[طمع]] کرد<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۲۰: ۱-۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.</ref>. منابع [[یهودی]] در این باره [[حضرت ابراهیم]] را متهم کرده‌اند که وی برای [[حفظ جان]] خویش، یعنی برای اینکه مبادا [[پادشاه مصر]] (ابی‌ملک) برای تصاحب [[ساره]] بر آن شود که ابتدا شوهر وی (ابراهیم) را بکشد، ساره را [[خواهر]] خود معرفی کرد<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۳؛ ۲۰: ۲-۱۴؛ موسوعة الکتاب المقدس، ص۱۷۰.</ref>. بر اساس این گزارش، ابی‌ملک در پی اطلاع از نسبت خواهر و [[برادری]] میان ساره و ابراهیم تصمیم به [[ازدواج]] با ساره گرفت که [[خداوند]] در [[خواب]]، او را از همسری ساره و ابراهیم آگاهاند و از انجام آن [[بیم]] داد و او در پی [[شناخت]] ابراهیم{{ع}} و ساره آنان را گرامی داشت و کنیزی به نام [[هاجر]] را به ساره [[هدیه]] داد<ref>نک: کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۶-۱۷، ۲۰: ۱-۱۸، ۲۱: ۹-۱۶.</ref>. بر اساس گزارش [[تورات]]، ساره ۱۰ سال از ابراهیم{{ع}} کوچک‌تر بود<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref>. در ۷۵ سالگی و در پی [[ناامیدی]] از فرزنددار شدن به [[همسر]] خود پیشنهاد کرد با کنیز وی هاجر ازدواج کند تا نسل او بماند<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۶: ۱-۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.</ref>.
در [[قرآن کریم]] گزارشی از نسب ساره نیامده است؛ اما عموم [[مفسران]] و [[مورخان]] [[مسلمان]] هرچند با [[اختلاف]]<ref>نک: المحبر، ص۳۹۴؛ مجمع البیان، ج۴، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۰.</ref> به این موضوع پرداخته‌اند. شماری از آنان ساره را افزون بر همسر ابراهیم{{ع}}، دخترعمو و در عین حال دخترخاله آن [[حضرت]] معرفی کرده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج۴، ص۲۷۳؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۰؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵.</ref> براین اساس [[مادر]] [[ابراهیم]]{{ع}} و [[ساره]]، خواهرانی دوقلو و [[دختران]] "لاحِج" [[پیامبر]] بودند.<ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ قصص الانبیاء، جزائری، ص۱۲۳؛ اعلام القرآن، ص۴۴۳.</ref> [[پدر]] ابراهیم «تارح بن ناحور» و عمویش «بِتوائیل» یا "بثوئیل بن ناحور" با آن دو [[ازدواج]] کردند و ابراهیم{{ع}} و ساره ثمره ازدواج آن دو [[برادر]] با دو [[خواهر]] یاد شده بودند.<ref>نک: الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ تاریخ دمشق، ج۵۰، ص۳۰۷؛ ج۶۹، ص۱۸۰؛ الهدی، ج۱، ص۱۱۶.</ref> برخی نام پدر ساره را "لابن" پسر "بثویل"<ref>نک: المحبر، ص۳۹۴؛ اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و پاره‌ای "خاران"<ref>تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۴.</ref> یا "هاران"<ref> جامع البیان، ج۱۲، ص۹۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۷؛ عمدة القاری، ج۱۲، ص۳۰.</ref> پسر ناحور <ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۳؛ عمدة القاری، ج۱۲، ص۳۰.</ref> یا باحور <ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۰.</ref> و او را دختر عمه ابراهیم{{ع}} دانسته‌اند.<ref>اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> به نظر می‌‌رسد تصحیف ([[خطا]] کردن در [[خواندن]] یا [[نوشتن]] بر اثر تشابه حروف) سبب این [[اختلاف]] شده است. به هر حال مادر ساره قبل از "بتوائیل" با "هاران"، برادر ابراهیم{{ع}} [[ازدواج]] کرده و [[حضرت لوط]]{{ع}} را به [[دنیا]] آورده بود.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۲؛ تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۲۸۳.</ref> بر این اساس ساره و [[لوط]]{{ع}} که برادرزاده ابراهیم <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۰۸.</ref>{{ع}} بود، از طرف مادر، برادر و خواهر بودند.<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۴۵؛ علل الشرایع، ج۲، ص۵۴۹؛ مجمع البیان، ج۴، ص۲۹۹.</ref>


==ویژگی‌های ساره==
نام ساره به صراحت در [[قرآن]] نیامده؛ اما دو بار با عنوان [[همسر]] ابراهیم{{ع}} {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> دو بار با ضمیر [[مخاطب]]<ref>سوره ذاریات، آیه ۳۰؛ سوره هود، آیه ۷۳.</ref> و دو بار نیز با ضمیر غایب<ref>سوره هود، آیه ۷۲؛ سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> و در یک [[آیه]] به عنوان [[خانواده]] و [[اهل]] ابراهیم {{متن قرآن|فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ}}<ref>«آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانواده‌اش رفت و گوساله‌ای فربه (که بریان کرده بود) آورد» سوره ذاریات، آیه ۲۶.</ref> از او یاد شده است.
براساس برخی گزارش‌ها ساره از [[بهترین زنان]] [[زمان]] خویش و نخستین زنی بود که به ابراهیم{{ع}} [[ایمان]] آورد.</ref>الاخبار الطوال، ص۸.</ref> [[بخشندگی]]،<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ نور الثقلین، ج۴، ص۴۱۶.</ref> محدَّثه بودن (مخاطب [[فرشته]] [[الهی]] قرار گرفتن){{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref><ref> مجمع النورین، ص۲۰۶؛ التحقیق فی الامامه، ص۱۹۹.</ref>، [[زیبایی]] کم‌نظیر،<ref>اخبار الزمان، ص۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۶، ص۱۸۰؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۳۹.</ref> [[عفت]] و [[پاکدامنی]] <ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و نیز [[اطاعت]] و [[پیروی]] وی از ابراهیم{{ع}} و [[یاری رساندن]] به وی <ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و احتمال [[پیامبری]] وی <ref>البدایة و النهایه، ج۲، ص۱۴۴؛ نساء اهل الجنه، ص۱۳.</ref> از موضوعاتی‌اند که بسیاری از [[منابع تفسیری]] و [[روایی]] به آنها پرداخته‌اند. بر اساس برخی [[روایات]]، [[ساره]] یکی از ۵ زنی است که هنگام [[ولادت حضرت فاطمه]]{{س}} نزد [[خدیجه]] کبرا علیهاالسلام و برای کمک به وی حاضر شدند.<ref>الامالی، ص۶۹۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۲۵؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۴۷.</ref> [[مورخان]] [[مسلمان]] نیز هماهنگ با [[تورات]] [[مرگ]] ساره را در ۱۲۷ سالگی <ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۹۰؛ المنتظم، ج۱، ص۵۷.</ref> و [[محل دفن]] وی را «حبرون» دانسته‌اند.<ref>المعارف، ص۳۳؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۲۱۶؛ معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۲.</ref>


==[[هجرت]] با [[ابراهیم]]{{ع}}==
در ۷ [[سوره]] [[قرآن]] [[بشارت]] مربوط به تولد [[فرزندی]] از [[ساره]] و ابراهیم{{ع}} به نام اسحاق در کهنسالی گزارش شده است<ref>سوره انعام، آیه ۸۴؛ سوره مریم، آیه ۴۹؛ سوره انبیاء، آیه ۷۲؛ سوره عنکبوت، آیه ۲۷؛ سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref>. داستان آمدن مهمانانی برای ابراهیم{{ع}}، [[بشارت]] آنان به ساره درباره تولد فرزندی از وی، خندیدن ساره در پی شنیدن این خبر و ابراز [[شگفتی]] شدید از آن به سبب [[پیری]] و نازایی خویش و نیز کهنسالی همسرش، بخش‌های مهم گزارش [[قرآن]] در این باره‌اند<ref>سوره هود، آیه ۶۹ ـ ۷۱ـ ۷۲؛ سوره ذاریات، آیه ۲۴ ـ ۲۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>
در [[منابع اسلامی]] از هجرت ساره همراه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[سخن]] به میان آمده است.<ref>جامع البیان، ج۱۷، ص۶۲؛ مجمع البیان، ج۸، ص۲۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۲۶.</ref> [[قرآن کریم]] در این باره سخن صریحی‌ندارد؛ اما [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}<ref>«و (ابراهیم) گفت: من به سوی پروردگارم می‌روم که به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد» سوره صافات، آیه ۹۹.</ref> که در باره [[مهاجرت]] حضرت ابراهیم{{ع}} است، به این موضوع پرداخته‌اند: «و قالَ اِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی سَیَهدین». بر اساس گفته‌های مفسران، آنها ابتدا به حرانِ [[شام]]<ref>جامع البیان، ج۱۷، ص۶۲؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج۹، ص۳۰۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۵، ص۹۸.</ref> و از آنجا به [[فلسطین]] <ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ روح المعانی، ج۸، ص۱۶۹.</ref> و سپس به [[مصر]] رفتند  <ref>قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ لغت نامه، ج۹، ص۱۳۲۴۸، «ساره».</ref> و هنگام بازگشت از مصر، به فلسطین آمده و در آنجا اقامت گزیدند.<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۳؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵.</ref> برخی منابع از [[ایمان]] ساره پیش از [[ازدواج]] با ابراهیم{{ع}} خبر داده و سبب [[همراهی]] با ابراهیم{{ع}} را ایمان وی دانسته‌اند. براساس این گزارش‌ها ساره پس از هجرت و هنگام اقامت در حران یا شام با ابراهیم{{ع}} [[ازدواج]] کرده بود.<ref>المنتظم، ج۱، ص۴۸؛ البحر المحیط، ج۶، ص۱۸۴؛ روح المعانی، ج۱۶، ص۱۰۲.</ref> براساس برخی گزارش‌ها فرمانروای مصر در این دوره که نام او را به [[اختلاف]]، [[سنان بن علوان]]،<ref> الکامل، ج۱، ص۱۰۰-۱۰۱؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق۱، ص۳۵.</ref>صادوف <ref>المعارف، ص۳۲؛ عمدة القاری، ج۱۵، ص۲۴۹.</ref> و ابوملک،<ref>نک: المیزان، ج۷، ص۲۲۶.</ref> یا آپوفیس <ref> لغت نامه، ج۹، ص۱۳۲۴۸.</ref> گفته‌اند، به سبب [[زیبایی]] [[ساره]] دلباخته وی شد؛ ولی به محض آنکه دست خود را به سوی وی دراز کرد، دستش خشک شد.<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۳۳.</ref> زمانی که دست [[حاکم مصر]] با دعای ساره <ref> تفسیر قمی، ج۱، ص۳۳۳؛ شرح اصول کافی، ج۱۲، ص۵۳۷.</ref> یا [[ابراهیم]]{{ع}}<ref>الکافی، ج۸، ص۳۷۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۴۱۸؛ موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۸۴.</ref> [[شفا]] یافت، او به جایگاه آن دو نزد [[خداوند]] پی برد و برای [[قدردانی]]، کنیزی به نام "[[هاجر]]" را به ساره بخشید.<ref>صحیح البخاری، ج۴، ص۱۱۲؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۱.</ref> گزارش مربوط به درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} از ساره برای معرفی خویش به عنوان [[خواهر]] ابراهیم{{ع}} در [[دیدار]] با [[پادشاه]] [[مصر]]، از سوی [[دانشمندان]] [[مسلمان]] به چالش کشیده شده است. آنان چنین کاری را در [[شأن]] [[پیامبری]] چون ابراهیم{{ع}} که یک‌تنه به [[جنگ]] "[[نمرود]]" رفت ندانسته <ref>قصص الانبیاء، جزائری، ص۱۱۵-۱۲۰.</ref> و غیر [[واقعی]] خوانده‌اند.<ref> التبیان، ج۷، ص۲۶۰؛ مجمع البیان، ج۷، ص۹۷.</ref> این گزارش‌ها اغلب برگرفته از [[عهد]] عتیق‌اند.


==نازایی ساره و [[تولد]] [[اسحاق]]{{ع}}==
== ویژگی‌های ساره ==
براساس [[روایت]] [[قرآن کریم]]، ساره به سبب نازایی تا سنین کهنسالی صاحب فرزند نشده بود. بر همین اساس هنگامی‌که [[فرشتگان الهی]] [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} را دادند، ساره شگفت‌زده شد. تولد اسحاق{{ع}} با شرایطی که ساره و ابراهیم{{ع}} داشتند کاری [[خارق عادت]] و [[معجزه]] بود. براساس [[آیات قرآن]]، زمانی که [[فرشتگان]] نزد ابراهیم{{ع}} آمدند وآن [[حضرت]] از آنان [[پذیرایی]] و با آنان گفت وگو کرد، ساره که آنجا ایستاده بود و این ماجرا را می‌دید، خندید. در این [[زمان]] فرشتگان مژده تولد اسحاق{{ع}} و پس از وی [[یعقوب]]{{ع}} را به وی دادند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمی‌شود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد ؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> برخی معتقدند که افزون بر [[تولد]] [[اسحاق]]{{ع}}، [[بشارت]] [[عمر طولانی]] نیز به وی داده شد؛ به گونه‌ای که نوه خویش [[یعقوب]]{{ع}} را نیز ببیند.<ref>تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۹۳؛ زاد المسیر، ج۴، ص۱۰۳.</ref> تقدم "ضحک" بر [[بشارت]] تولد اسحاق{{ع}} موجب [[اختلاف]] [[مفسران]] در معنای آن شده است: گروهی آن را به معنای رایج آن (خندیدن) گرفته؛ ولی درباره سبب آن دچار اختلاف شده‌اند. برخی با [[اعتقاد]] به اینکه در [[آیه]] تقدیم و تأخیر صورت گرفته است بر این باورند که ابتدا بشارت تولد اسحاق{{ع}} به [[ساره]] داده شد و در پی آن ساره با توجه به شرایط خود و همسرش (نازایی، پیر بودن) از چنین سخنی خندید.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۱؛ نیز نک: مجمع البحرین، ج۳، ص۷، «ضحک».</ref> برخی دیگر با توجه به تقدم "ضحک" بر "بشارت" و مرتبط دانستن آن با گفت‌وگوی [[ابراهیم]]{{ع}} با [[فرشتگان]] و حوادث پیش‌آمده، سبب [[خنده]] ساره را اموری دیگر یاد کرده‌اند؛ مانند [[خوشحالی]] از نابودی قریب الوقوع <ref> الکشاف، ج۲، ص۲۸۱؛ نمونه، ج۹، ص۱۷۰.</ref> و [[عذاب]] [[قوم]] [[بدکار]] [[لوط]]،<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۲۰۵۴؛ تفسیر سمعانی، ج۲، ص۴۴۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۷.</ref> هماهنگ بودن پیشنهاد ساره به ابراهیم{{ع}} مبنی بر آوردن [[حضرت لوط]]{{ع}} به نزد خودشان با [[مأموریت]] [[ملائکه]] برای نابودی [[قوم لوط]]،<ref>معانی القرآن، ج۳، ص۳۶۴؛ التبیان، ج۶، ص۳۲.</ref> خوشحالی از [[انتخاب]] ابراهیم{{ع}} به [[مقام]] خلیل‌الرحمانی <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۱۷۸.</ref> و [[هراس]] ابراهیم{{ع}} از آنان با وجود [[خدم]] و حشم بسیار<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۵.</ref> و خوشحالی و در پی آن خنده از اینکه روشن شد [[مهمانان]] که از خوردن طعام [[امتناع]] می‌کنند ملائکه [[الهی]] هستند که به [[خانه]] او وارد شده‌اند و از [[ناحیه]] آنان هیچ [[بدی]]، وی و شوهرش را [[تهدید]] نمی‌کند.<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۲۰۵۴؛ الکشاف، ج۲، ص۲۸۱؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳-۳۲۴.</ref> در مقابل، برخی نیز "ضحک" را به معنای غیر مشهور آن (حائض شدن) گرفته و گفته‌اند که همزمان با [[بشارت]] [[تولد]] [[اسحاق]]{{ع}}، [[ساره]] دچار [[عادت]] ماهانه شد.<ref>نک: مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۶۱؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳.</ref>این گروه در توجیه [[تفسیر]] یادشده، به کاربرد واژه "ضحک" در اشعار [[عربی]] به این معنا [[استدلال]] کرده‌اند.<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸؛ الصافی، ج۲، ص۴۶۰.</ref> بر اساس این معنا، ساره به محض حائض شدن با دست به صورت خود زد و از شدت [[شرم]] به گوشه‌ای از [[خانه]] [[پناه]] برد {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref>.<ref> الکشاف، ج۴، ص۱۸.</ref> این دسته از [[مفسران]] با استناد به ظاهر [[آیه]] بر این باورند که بشارت فقط در [[کلام]] نبود، بلکه با حائض شدن ساره در عمل نیز به او بشارت داده شد.<ref> تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۱۷۹؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۳؛ نیز نک: تاج العروس، ج۱۳، ص۶۰۵.</ref> براساس آیه‌ای دیگر، ساره با شنیدن بشارت تولد اسحاق{{ع}} از شدت [[شگفتی]] فریادکنان پیش آمد و طبق عادت [[بانوان]] در هنگام دیدن چیزی شگفت و غیر معمول، با دست به صورت خود زد <ref> تیسیر الکریم الرحمن، ص۸۱۰.</ref> و با [[تعجب]] گفت: من پیرزنی نازا هستم. چگونه می‌توانم [[فرزندی]] به [[دنیا]] آورم: {{متن قرآن|فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ}}<ref>«آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند» سوره ذاریات، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.</ref> او همچنین با اشاره به فقدان اسباب طبیعی فرزنددارشدن، مانند پیر بودن خود و همسرش، تحقق چنین چیزی را بسیار شگفت‌انگیز و در شرایط عادی آن را ناممکن دانسته و آن را عجیب خواند: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref> برخی با پیوند دادن دو آیه یاد شده، {{متن قرآن|صَرَّةٍ}} را به معنای [[صیحه]] زدن، [[ضجه]] زدن و فریاد کردن <ref>تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۴۷.</ref> دانسته و گفته‌اند: هنگامی که ساره بشارت [[فرشتگان]] را شنید، با گفتن «اوه» و {{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى}}<ref> روح المعانی، ج۲۷، ص۱۳.</ref> و زدن به صورت خود ابراز [[شگفتی]] کرد.<ref>اضواء البیان، ج۲، ص۲۸۰.</ref> به گفته [[طبرسی]]، شگفتی [[ساره]] نه به معنای تردید در [[قدرت خداوند]]،<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۸.</ref> بلکه به این سبب بود که هیچ یک از اسباب طبیعی لازم برای تحقق این [[بشارت]] را مهیا نمی‌دید.<ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۲۷۰-۲۷۱؛ زاد المسیر، ج۷، ص۲۱۰؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۲۵.</ref> [[مفسران]] درباره سن ساره در [[زمان]] بشارت به [[تولد]] [[اسحاق]]{{ع}} [[اختلاف]] دارند و از جمله ۹۰،<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۹۹؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ البدایة و النهایه، ج۱، ص۲۲۲.</ref> ۹۸ <ref>معانی القرآن، ج۳، ص۳۶۴؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۴۰.</ref> یا ۹۹ <ref> تفسیر سمعانی، ج۲، ص۴۴۳؛ المحرر الوجیز، ج۳، ص۱۹۱.</ref>[[سال]] را گفته‌اند.
براساس برخی گزارش‌ها ساره از بهترین زنان [[زمان]] خویش و نخستین زنی بود که به ابراهیم{{ع}} [[ایمان]] آورد<ref>الاخبار الطوال، ص۸.</ref>. [[بخشندگی]]<ref> الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ نور الثقلین، ج۴، ص۴۱۶.</ref>، محدَّثه بودن (مخاطب [[فرشته]] [[الهی]] قرار گرفتن)<ref>سوره هود، آیه ۷۳.</ref>.<ref>مجمع النورین، ص۲۰۶؛ التحقیق فی الامامه، ص۱۹۹.</ref>، [[زیبایی]] کم‌نظیر<ref>اخبار الزمان، ص۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۶، ص۱۸۰؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۳۹.</ref>، [[عفت]] و [[پاکدامنی]]<ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و نیز [[اطاعت]] و [[پیروی]] وی از ابراهیم{{ع}} و [[یاری رساندن]] به وی<ref>نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.</ref> و احتمال [[پیامبری]] وی<ref>البدایة و النهایه، ج۲، ص۱۴۴؛ نساء اهل الجنه، ص۱۳.</ref> از موضوعاتی‌اند که بسیاری از [[منابع تفسیری]] و [[روایی]] به آنها پرداخته‌اند. بر اساس برخی [[روایات]]، [[ساره]] یکی از ۵ زنی است که هنگام [[ولادت حضرت فاطمه]]{{س}} نزد [[خدیجه کبری]]{{س}} و برای کمک به وی حاضر شدند<ref>الامالی، ص۶۹۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۲۵؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۴۷.</ref>. مورخان [[مسلمان]] نیز هماهنگ با [[تورات]] [[مرگ]] ساره را در ۱۲۷ سالگی<ref>تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۹۰؛ المنتظم، ج۱، ص۵۷.</ref> و [[محل دفن]] وی را «حبرون» دانسته‌اند<ref>المعارف، ص۳۳؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۲۱۶؛ معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


هنگامی که [[فرشتگان]] شگفتی ساره را دیدند، تحقق چنین چیزی را به رغم فراهم نبودن شرایط طبیعی آن، براساس [[اراده]] و [[قدرت الهی]]، امکان‌پذیر و نشانه [[رحمت]] و [[برکت الهی]] نسبت به [[خاندان ابراهیم]]{{ع}} خواندند: {{متن قرآن|قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>«گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بی‌گمان او ستوده‌ای ارجمند است» سوره هود، آیه ۷۳.</ref> آنها بشارت یادشده را سخن [[خداوند]] و منطبق با [[حکمت]] و [[دانش]] او دانستند: {{متن قرآن|قَالُوا كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}}<ref>«گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بی‌گمان اوست که فرزانه داناست» سوره ذاریات، آیه ۳۰.</ref>
== [[ساره]] و [[هاجر]] ==
[[مفسران]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۱۳۸؛ الدر المنثور، ج۴، ص۸۶؛ فتح القدیر، ج۳، ص۱۱۴.</ref> و مورخان<ref>المعارف، ص۳۲؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> گفته‌اند: ساره که به سبب نازایی و با [[هدف]] بقای نسل ابراهیم{{ع}} کنیز خود (هاجر) را به [[ازدواج]] همسرش درآورده بود، به وی [[حسادت]] کرد. سبب این حسادت و [[زمان]] آن مورد [[اختلاف]] است: برخی آن را در پی تولد اسحاق{{ع}} و سبب آن را برخورد دوگانه ابراهیم{{ع}} با پسرانش در نگاه ساره دانسته‌اند<ref>بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. برخی دیگر حسادت را در پی تولد اسماعیل{{ع}}<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> و پیش از تولد اسحاق{{ع}} دانسته و گفته‌اند: ساره با توجه به نازایی خویش و بچه‌دار شدن کنیزش هاجر از یک سو<ref>تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۲۴۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۳۷۰.</ref> و نگاه‌های تحقیرآمیز هاجر نسبت به وی از سوی دیگر، دچار [[ناراحتی]] و حسادت شد<ref>سعد السعود، ص۴۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۱۱۸.</ref>. براساس برخی گزارش‌های [[تاریخی]]، ساره به [[آزار]] و [[اذیت]] بدنی و نیز [[تهدید]] وی می‌پرداخت<ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. در این باره رخداد [[قطعی]] و مسلم این است که ابراهیم هاجر و اسماعیل را در [[سرزمین]] بی‌آب و علف [[مکه]] ساکن کرد<ref>سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> و [[قرآن‌کریم]] بیش از این در این باره سخنی نگفته است؛ اما مورخان سبب اسکان [[هاجر]] و اسماعیل{{ع}} در کنار [[خانه خدا]] و در سرزمینی بی‌آب و علف را [[حسادت]] و برخوردهای یادشده [[ساره]] و به درخواست وی دانسته‌اند<ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷-۱۸۸؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵]].</ref>


==ساره و [[هاجر]]==
== منابع ==
مفسران<ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۱۳۸؛ الدر المنثور، ج۴، ص۸۶؛ فتح القدیر، ج۳، ص۱۱۴.</ref> و [[مورخان]] <ref>المعارف، ص۳۲؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> گفته‌اند: ساره که به سبب نازایی و با [[هدف]] بقای [[نسل ابراهیم]]{{ع}} [[کنیز]] خود (هاجر) را به [[ازدواج]] همسرش درآورده بود، به وی [[حسادت]] کرد. سبب این حسادت و زمان آن مورد [[اختلاف]] است: برخی آن را در پی تولد اسحاق{{ع}} و سبب آن را برخورد دوگانه [[ابراهیم]]{{ع}} با پسرانش در نگاه ساره دانسته‌اند <ref> بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. برخی دیگر حسادت را در پی تولد [[اسماعیل]]{{ع}}<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.</ref> و پیش از تولد اسحاق{{ع}} دانسته و گفته‌اند: [[ساره]] با توجه به نازایی خویش و بچه‌دار شدن کنیزش [[هاجر]] از یک سو <ref>تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۲۴۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۳۷۰.</ref> و نگاه‌های تحقیرآمیز هاجر نسبت به وی از سوی دیگر، دچار [[ناراحتی]] و [[حسادت]] شد<ref>سعد السعود، ص۴۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۱۱۸.</ref>. براساس برخی گزارش‌های [[تاریخی]]، ساره به [[آزار]] و [[اذیت]] بدنی و نیز [[تهدید]] وی می‌پرداخت<ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>. در این باره رخداد [[قطعی]] و مسلم این است که [[ابراهیم]] هاجر و [[اسماعیل]] را در [[سرزمین]] بی‌آب و علف [[مکه]] ساکن کرد: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ}}<ref>«پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه‌ای کشت‌ناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم  تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دل‌هایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوه‌ها روزی فرما باشد که سپاس گزارند» سوره ابراهیم، آیه ۳۷.</ref> و [[قرآن‌کریم]] بیش از این در این باره سخنی نگفته است؛ اما [[مورخان]] سبب اسکان هاجر و اسماعیل{{ع}} در کنار [[خانه خدا]] و در سرزمینی بی‌آب و علف را حسادت و برخوردهای یادشده ساره و به درخواست وی دانسته‌اند <ref>تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷-۱۸۸؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله "ساره"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>
{{منابع}}
# [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله «ساره»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']]
{{پایان منابع}}


== جستارهای وابسته ==
== پانویس ==
{{پانویس}}


==منابع==
*[[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[ساره (مقاله)|مقاله "ساره"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
[[رده:زلیخا]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۴۱

مقدمه

«ساره» همسر حضرت ابراهیم خلیل و دختر هادان بن باخرو و به نقلی دختر «احج» از پیامبران غیر مرسل است. وی یکی از دو همسر حضرت ابراهیم و مادر اسحاق و به واسطه یا بی‌واسطه عموزاده ابراهیم بوده است. هنگامی که نمرود از کار ابراهیم عاجز ماند، از او خواست که خاک بابل را ترک کند، ابراهیم، ساره را نیز از آنجا بیرون برد. ابتدا به حران شام رفت و در آن سرزمین ساره را به عقد خویش درآورد. از آنجا به مؤتفکات فلسطین و بعد به مصر وارد شد و ساره را خواهر خویش معرفی کرد. ملک مصر چون چشمش به ساره افتاد، فریفته جمالش گردید و دست به سوی او دراز کرد، دستش خشک شد. فهمید که به دعای ابراهیم است، توبه نمود و کنیزی به نام هاجر به وی هدیه کرد و آنان را نوازش نمود.

ابراهیم به فلسطین بازگشت و در موضعی به نام «قط» اقامت گزید و چون ساره عقیم بود، هاجر را به ابراهیم بخشید و اسماعیل از هاجر متولد شد. ساره حسادت کرد و به ابراهیم گفت: وی را از نزد من بیرون بر. (این امر بهانه بود که خداوند می‌خواست خانه خود را به وسیله ابراهیم و فرزندش نوسازی کند، مانند بیرون شدن آدم از بهشت و آغاز نسل بشر) پس ابراهیم، هاجر و اسماعیل را به مکه برد. چندی بعد به قدرت خدا ساره به اسحاق باردار شد و در ۹۰ سالگی اسحاق را زایید. ساره در سن ۱۲۷ سالگی در «حبرون» (شهر الخلیل کنونی) از دنیا رفت. از امام صادق(ع) روایت شده که ابراهیم از بدخلقی ساره نزد خدا شکوه کرد. وحی آ آمد که زن به دنده کج می‌ماند، اگر راستش کنی می‌شکند و اگر آن را به حال خود رها کنی از آن بهره می‌بری، پس بر این اخلاق شکیبا باش[۱].[۲]

ساره در آیات قرآن

ساره، نامی عبری و به معنای شاهزاده خانم[۳]، بانو و فرمانروا آمده است[۴].

ساره در میان یهودیان از جایگاهی بالا برخوردار است. کتاب مقدس، ساره را زنی با کمال، نمونه تقوا و پاکدامنی و بسیار زیبا یاد کرده است[۵] به گونه‌ای که در ۶۵ سالگی نیز همچنان زیبا بود و از همین‌رو "ابی ملک" پادشاه وقت مصر در وی طمع کرد[۶]. منابع یهودی در این باره حضرت ابراهیم را متهم کرده‌اند که وی برای حفظ جان خویش، یعنی برای اینکه مبادا پادشاه مصر (ابی‌ملک) برای تصاحب ساره بر آن شود که ابتدا شوهر وی (ابراهیم) را بکشد، ساره را خواهر خود معرفی کرد[۷]. بر اساس این گزارش، ابی‌ملک در پی اطلاع از نسبت خواهر و برادری میان ساره و ابراهیم تصمیم به ازدواج با ساره گرفت که خداوند در خواب، او را از همسری ساره و ابراهیم آگاهاند و از انجام آن بیم داد و او در پی شناخت ابراهیم(ع) و ساره آنان را گرامی داشت و کنیزی به نام هاجر را به ساره هدیه داد[۸]. بر اساس گزارش تورات، ساره ۱۰ سال از ابراهیم(ع) کوچک‌تر بود[۹]. در ۷۵ سالگی و در پی ناامیدی از فرزنددار شدن به همسر خود پیشنهاد کرد با کنیز وی هاجر ازدواج کند تا نسل او بماند[۱۰].

نام ساره به صراحت در قرآن نیامده؛ اما دو بار با عنوان همسر ابراهیم(ع) ﴿وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ[۱۱]، ﴿فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ[۱۲] دو بار با ضمیر مخاطب[۱۳] و دو بار نیز با ضمیر غایب[۱۴] و در یک آیه به عنوان خانواده و اهل ابراهیم ﴿فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ[۱۵] از او یاد شده است.

در ۷ سوره قرآن بشارت مربوط به تولد فرزندی از ساره و ابراهیم(ع) به نام اسحاق در کهنسالی گزارش شده است[۱۶]. داستان آمدن مهمانانی برای ابراهیم(ع)، بشارت آنان به ساره درباره تولد فرزندی از وی، خندیدن ساره در پی شنیدن این خبر و ابراز شگفتی شدید از آن به سبب پیری و نازایی خویش و نیز کهنسالی همسرش، بخش‌های مهم گزارش قرآن در این باره‌اند[۱۷].[۱۸]

ویژگی‌های ساره

براساس برخی گزارش‌ها ساره از بهترین زنان زمان خویش و نخستین زنی بود که به ابراهیم(ع) ایمان آورد[۱۹]. بخشندگی[۲۰]، محدَّثه بودن (مخاطب فرشته الهی قرار گرفتن)[۲۱].[۲۲]، زیبایی کم‌نظیر[۲۳]، عفت و پاکدامنی[۲۴] و نیز اطاعت و پیروی وی از ابراهیم(ع) و یاری رساندن به وی[۲۵] و احتمال پیامبری وی[۲۶] از موضوعاتی‌اند که بسیاری از منابع تفسیری و روایی به آنها پرداخته‌اند. بر اساس برخی روایات، ساره یکی از ۵ زنی است که هنگام ولادت حضرت فاطمه(س) نزد خدیجه کبری(س) و برای کمک به وی حاضر شدند[۲۷]. مورخان مسلمان نیز هماهنگ با تورات مرگ ساره را در ۱۲۷ سالگی[۲۸] و محل دفن وی را «حبرون» دانسته‌اند[۲۹].[۳۰]

ساره و هاجر

مفسران[۳۱] و مورخان[۳۲] گفته‌اند: ساره که به سبب نازایی و با هدف بقای نسل ابراهیم(ع) کنیز خود (هاجر) را به ازدواج همسرش درآورده بود، به وی حسادت کرد. سبب این حسادت و زمان آن مورد اختلاف است: برخی آن را در پی تولد اسحاق(ع) و سبب آن را برخورد دوگانه ابراهیم(ع) با پسرانش در نگاه ساره دانسته‌اند[۳۳]. برخی دیگر حسادت را در پی تولد اسماعیل(ع)[۳۴] و پیش از تولد اسحاق(ع) دانسته و گفته‌اند: ساره با توجه به نازایی خویش و بچه‌دار شدن کنیزش هاجر از یک سو[۳۵] و نگاه‌های تحقیرآمیز هاجر نسبت به وی از سوی دیگر، دچار ناراحتی و حسادت شد[۳۶]. براساس برخی گزارش‌های تاریخی، ساره به آزار و اذیت بدنی و نیز تهدید وی می‌پرداخت[۳۷]. در این باره رخداد قطعی و مسلم این است که ابراهیم هاجر و اسماعیل را در سرزمین بی‌آب و علف مکه ساکن کرد[۳۸] و قرآن‌کریم بیش از این در این باره سخنی نگفته است؛ اما مورخان سبب اسکان هاجر و اسماعیل(ع) در کنار خانه خدا و در سرزمینی بی‌آب و علف را حسادت و برخوردهای یادشده ساره و به درخواست وی دانسته‌اند[۳۹].[۴۰]

منابع

پانویس

  1. معارف و معاریف، دائرة المعارف جامع اسلامی، حسینی دشتی، ج۶، ص۱۵۷.
  2. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۵۴۶.
  3. قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳-۴۴۴؛ دایره‌المعارف فارسی، ج۱، ص۱۲۲۰.
  4. دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.
  5. کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۷؛ عبرانیان۱۱:۱۱؛ دائرة المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.
  6. کتاب مقدس، پیدایش ۲۰: ۱-۵؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج۴، ص۳۰۱.
  7. کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۱-۱۳؛ ۲۰: ۲-۱۴؛ موسوعة الکتاب المقدس، ص۱۷۰.
  8. نک: کتاب مقدس، پیدایش ۱۲: ۱۶-۱۷، ۲۰: ۱-۱۸، ۲۱: ۹-۱۶.
  9. قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.
  10. کتاب مقدس، پیدایش ۱۶: ۱-۳؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۴۳.
  11. «و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.
  12. «و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۹.
  13. سوره ذاریات، آیه ۳۰؛ سوره هود، آیه ۷۳.
  14. سوره هود، آیه ۷۲؛ سوره ذاریات، آیه ۲۹.
  15. «آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانواده‌اش رفت و گوساله‌ای فربه (که بریان کرده بود) آورد» سوره ذاریات، آیه ۲۶.
  16. سوره انعام، آیه ۸۴؛ سوره مریم، آیه ۴۹؛ سوره انبیاء، آیه ۷۲؛ سوره عنکبوت، آیه ۲۷؛ سوره صافات، آیه ۱۱۲.
  17. سوره هود، آیه ۶۹ ـ ۷۱ـ ۷۲؛ سوره ذاریات، آیه ۲۴ ـ ۲۹.
  18. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «ساره»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵.
  19. الاخبار الطوال، ص۸.
  20. الکافی، ج۸، ص۳۷۰؛ قصص الانبیاء، راوندی، ص۱۱۰؛ نور الثقلین، ج۴، ص۴۱۶.
  21. سوره هود، آیه ۷۳.
  22. مجمع النورین، ص۲۰۶؛ التحقیق فی الامامه، ص۱۹۹.
  23. اخبار الزمان، ص۲۳۰؛ تاریخ دمشق، ج۶، ص۱۸۰؛ الدر المنثور، ج۳، ص۳۳۹.
  24. نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.
  25. نک: اعلام القرآن، ص۴۲۳.
  26. البدایة و النهایه، ج۲، ص۱۴۴؛ نساء اهل الجنه، ص۱۳.
  27. الامالی، ص۶۹۱؛ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۵۲۵؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۴۷.
  28. تاریخ طبری، ج۱، ص۱۷۵؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۹۰؛ المنتظم، ج۱، ص۵۷.
  29. المعارف، ص۳۳؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۲۱۶؛ معجم البلدان، ج۲، ص۲۱۲.
  30. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «ساره»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵.
  31. تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۱۳۸؛ الدر المنثور، ج۴، ص۸۶؛ فتح القدیر، ج۳، ص۱۱۴.
  32. المعارف، ص۳۲؛ تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.
  33. بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۱؛ المیزان، ج۷، ص۲۲۳.
  34. مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ق ۱، ص۳۶.
  35. تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۲۴۵؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۸۸؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۳۷۰.
  36. سعد السعود، ص۴۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص۱۱۸.
  37. تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.
  38. سوره ابراهیم، آیه ۳۷.
  39. تاریخ دمشق، ج۶۹، ص۱۸۷-۱۸۸؛ الکامل، ج۱، ص۱۰۳.
  40. یوسف‌زاده، حسین علی، مقاله «ساره»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۵.