فیض الهی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس}} +== پانویس == {{پانویس}})) |
(←مقدمه) |
||
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فیض | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[فیض الهی در قرآن]] - [[فیض الهی در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | |||
== مقدمه == | |||
فیض الهی، [[لطف]] وسیع و شامل [[الهی]] است که حتی به عنوان یکی از [[دلایل]] قدیم بودن [[جهان]] از آن استفاده میشود. به این مضمون که واجبالوجود با واجبالفیض بودن مساوی است و امکان ندارد هیچگاه از فیاضیت به هستی دریغ کرده باشد. | |||
میتوان گفت، [[فیض]] عنوان دیگر تفضل الهی بر [[بندگان]] است که مرحله اغماض [[خداوند]] از خطای آنها است و لطف خاص به بندگان محسوب میشود. به تعبیر [[علامه مجلسی]]، خداوند، ما را به [[رعایت عدالت]] سفارش کرده است؛ اما خود با ما با فضلش برخورد میکند<ref>{{عربی| أن الله أمرنا بالعدل و عاملنا بما هو فوقه و هو التفضل}}. (مجلسی، بحارالأنوار، ج۵، ص۳۳۵)</ref>. | |||
فیض الهی، یعنی فیض هستی که سراسر جهان را در بر گرفته، دارای نظامی خاص است، یعنی تقدم و تأخر، سببیت و مسببیت و [[علیت]] و معلولیت میان آنها حکمفرماست و این [[نظام]]، غیر قابل تخلف است، یعنی برای هیچ موجودی امکان تخلف و تجافی از مرتبه خود و اشغال مرتبه دیگر وجود ندارد. [[سیر]] [[تکامل]] موجودات، بالخصوص سیر تکاملی انسان، به معنی [[سرپیچی]] از مرتبه خود و اشغال مرتبه دیگر نیست، بلکه به معنی "سعه وجودی"[[انسان]] است. لازمه بهرهمندی از درجات و مراتب هستی، این است که نوعی [[اختلاف]] و تفاوت از نظر نقص و کمال، و شدت و [[ضعف]] در میان آنها حکمفرما باشد، و اینگونه [[اختلافها]] [[تبعیض]] نیست. | |||
== | حکمای الهی میگویند: واجبالوجود بالذات، [[واجب]] من جمیع الجهات و الحیثیات؛ لذا واجب الفیاضیه است. ازاینرو هر کس طالب هر چه باشد، [[خدا]] او را مدد میکند. چنین نیست که اگر کسی طالب [[دنیا]] باشد، خدا بفرماید که تو [[گمراه]] هستی و بر خلاف [[ارشاد]] و [[هدایت]] ما عمل کردهای؛ پس تو را [[تأیید]] نمیکنیم! [[دنیاطلب]] هم در [[دنیاطلبی]] خویش، در حدودی که این سرای اسباب و علل و تمانع و تزاحم امکان میدهد، مورد تأیید و حمایت الهی است و از [[بذل و بخشش]] بیدریغ او بهرهمند میگردد<ref>مطهری، عدل الهی، ص۱۷۰ و ۲۸۲.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۱-۱۶۲.</ref> | ||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||
[[رده:اصطلاحات کلامی]] | [[رده:اصطلاحات کلامی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۳
مقدمه
فیض الهی، لطف وسیع و شامل الهی است که حتی به عنوان یکی از دلایل قدیم بودن جهان از آن استفاده میشود. به این مضمون که واجبالوجود با واجبالفیض بودن مساوی است و امکان ندارد هیچگاه از فیاضیت به هستی دریغ کرده باشد.
میتوان گفت، فیض عنوان دیگر تفضل الهی بر بندگان است که مرحله اغماض خداوند از خطای آنها است و لطف خاص به بندگان محسوب میشود. به تعبیر علامه مجلسی، خداوند، ما را به رعایت عدالت سفارش کرده است؛ اما خود با ما با فضلش برخورد میکند[۱].
فیض الهی، یعنی فیض هستی که سراسر جهان را در بر گرفته، دارای نظامی خاص است، یعنی تقدم و تأخر، سببیت و مسببیت و علیت و معلولیت میان آنها حکمفرماست و این نظام، غیر قابل تخلف است، یعنی برای هیچ موجودی امکان تخلف و تجافی از مرتبه خود و اشغال مرتبه دیگر وجود ندارد. سیر تکامل موجودات، بالخصوص سیر تکاملی انسان، به معنی سرپیچی از مرتبه خود و اشغال مرتبه دیگر نیست، بلکه به معنی "سعه وجودی"انسان است. لازمه بهرهمندی از درجات و مراتب هستی، این است که نوعی اختلاف و تفاوت از نظر نقص و کمال، و شدت و ضعف در میان آنها حکمفرما باشد، و اینگونه اختلافها تبعیض نیست.
حکمای الهی میگویند: واجبالوجود بالذات، واجب من جمیع الجهات و الحیثیات؛ لذا واجب الفیاضیه است. ازاینرو هر کس طالب هر چه باشد، خدا او را مدد میکند. چنین نیست که اگر کسی طالب دنیا باشد، خدا بفرماید که تو گمراه هستی و بر خلاف ارشاد و هدایت ما عمل کردهای؛ پس تو را تأیید نمیکنیم! دنیاطلب هم در دنیاطلبی خویش، در حدودی که این سرای اسباب و علل و تمانع و تزاحم امکان میدهد، مورد تأیید و حمایت الهی است و از بذل و بخشش بیدریغ او بهرهمند میگردد[۲].[۳]
منابع
پانویس
- ↑ أن الله أمرنا بالعدل و عاملنا بما هو فوقه و هو التفضل. (مجلسی، بحارالأنوار، ج۵، ص۳۳۵)
- ↑ مطهری، عدل الهی، ص۱۷۰ و ۲۸۲.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۱۶۱-۱۶۲.