فساد در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فساد | عنوان مدخل = فساد | مداخل مرتبط = فساد در لغت - فساد در قرآن - فساد در فقه اسلامی - فساد بنی امیه - فساد در جامعه‌شناسی اسلامی | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== ریشه فساد فعل لاتین Rumpere به معنای «شکستن» است. بناب...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = فساد
| موضوع مرتبط = فساد
| عنوان مدخل  = فساد
| عنوان مدخل  = فساد
| مداخل مرتبط = [[فساد در لغت]] - [[فساد در قرآن]] - [[فساد در فقه اسلامی]] - [[فساد بنی امیه]] - [[فساد در جامعه‌شناسی اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[فساد در لغت]] - [[فساد در قرآن]] - [[فساد در فقه اسلامی]] - [[فساد در حقوق اسلامی]] - [[فساد در جامعه‌شناسی اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
ریشه [[فساد]] فعل لاتین Rumpere به معنای «شکستن» است. بنابراین فساد یعنی آن‌چه که می‌شکند یا نقض می‌شود و ممکن است [[رفتار]] [[اخلاقی]] یا شیوه قانونی یا اغلب مقررات [[اداری]] باشد<ref>حسن‌پور، حمیدرضا و رضوی، بهزاد، «اهمیت پیشگیری از فساد اداری و تأثیر آن بر سلامت اجتماعی»، مجله آموزش و سلامت جامعه، دوره ۵، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۷، ص۷۲–۸۱.</ref>.
«فساد» در لغت در معنای [[تباهی]] و ضد [[صلاح]] به کار رفته است<ref>کتاب العین و لسان العرب، واژه «فسد».</ref>. برخی لغویان گفته‌‏اند: فساد عبارت است از خروج از حدّ [[اعتدال]]؛ کم باشد یا زیاد<ref>المفردات (راغب)، واژه «فسد».</ref>. این معنا در نفس و بدن و اشیایی که خروج از [[استقامت]] و حدّ اعتدال در آنها متصور است به کار می‌‏رود<ref>المفردات (راغب)، واژه «فسد».</ref>.<ref> [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۵، ص ۶۹۳.</ref>
[[سازمان]] شفافیت بین الملل نیز فساد را این‌گونه تعریف می‌کند: «فساد [[سوء استفاده از قدرت]] [[تفویض]] شده برای [[منفعت]] شخصی است». نظریه‌پردازان مختلف سعی کرده‌اند اشکال مختلف سوء استفاده از قدرت را بیان نمایند مانند [[رشوه خواری]]، [[اخاذی]]، [[اختلاس]]، [[قوم]] و خویش‌گرایی و غیره<ref>Breakey، Hugh، “Arbitrary Power، Arbitrary Interference and the Abuse of Power: Corruption، Natural Rights and Human Rights، Responsible Leadership and Ethical Decision-Making (Research in Ethical Issues in Organizations)، Vol. ۱۷، P.۱۲۵-۱۴۵.</ref>. گونار میردال تمام شکل‌های گوناگون [[انحراف]] یا [[اعمال قدرت]] شخصی و استفاده [[نامشروع]] از [[مقام]] و موقعیت شغلی را از مصادیق فساد می‌داند<ref>Myrdal، Gunnar، “Institutional economics”، Journal of Economic Issues، Vol.۱۲، No.۱۲، P.۷۷۱-۷۸۳.</ref>. فساد عمل یا تصمیمی است که موجب می‌شود خارج از ضوابط قانونی، تعداد افراد متأثر از نتایج منفی عمل یا تصمیم، از تعداد افراد برخوردار از نتایج مثبت آن بیش‌تر باشد. تعریفی دیگر، فساد را شرارتی می‌داند که بر همه [[جوامع]] تا حدودی تأثیر می‌گذارد و جوامعی را که شکنندگی بیشتری دارند به شدت دچار [[خفقان]] می‌کند<ref>حسن‌پور، حمیدرضا و رضوی، بهزاد، «اهمیت پیشگیری از فساد اداری و تأثیر آن بر سلامت اجتماعی»، مجله آموزش و سلامت جامعه، دوره ۵، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۷، ص۷۲–۸۱.</ref>.
 
به طور کلی، از تعاریف فوق می‌توان دریافت که فساد در هر [[جامعه]] نسبی است و با [[نظام ارزشی]] هر جامعه قابل ارزیابی است. در حالی که فردی با عملکرد خاص، ممکن است در یک [[جامعه فاسد]] تلقی شود، در جامعه دیگر چنین تلقی وجود ندارد. مثلاً در برخی از کشورها، دادن پورسانت به [[مدیران]] طرف [[قرارداد]] [[جرم]] محسوب می‌شود در حالی که در برخی از کشورهای [[غربی]] این امر، با ضوابط خاص، در [[اسناد]] [[معامله]] قید می‌شود<ref>عباس‌زادگان، سید محمد، فساد اداری.</ref>.<ref>[[عبدالقادر تکه‌یی|تکه‌یی]]، [[سید رضی میرجمال گیلانی|گیلانی]] و [[علی نوروزی|نوروزی]]، [[بررسی عوامل تأثیر گذار بر فساد اداری در سازمان‌های دولتی (مقاله)| مقاله «بررسی عوامل تأثیر گذار بر فساد اداری در سازمان‌های دولتی»]] ص ۵.</ref>
«فساد» و «[[افساد]]» - همچون: محاربه - هر چند به حسب اطلاق، همه [[بدی‌ها]] و [[شرور]] از جنایات و فجایع بزرگ گرفته تا [[کم‌فروشی]] و تقلب در معامله را شامل می‌گردد، لکن به قرینه، بیشتر منصرف به گناهانی است که باعث سلب [[امنیت]] در [[اموال]]، [[اعراض]] و [[نفوس]] [[اجتماع]] می‌شود. راهزنی، [[سرقت]]، [[قتل]]، تجاوزهای ناموسی، و امثال آن، از مصداق‌های بارز آن شمرده می‌شوند<ref>ر.ک: سیدمرتضی حسین زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۴۵۳؛ جمال‌الدین محمد ابن‌منظور مصری، لسان العرب، ج۱۰، ص۲۶۸.</ref>. به بیان دیگر، فساد در مقابل [[صلاح]]، خارج شدن چیزی از حد [[اعتدال]]<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۳۶.</ref>، یا اخلال در عمل و نظر، بر هم خوردن [[نظم]] امور و [[تعدی]] از [[حدود الهی]] است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۷، ص۹۲.</ref>.<ref>[[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۷۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010629.jpg|22px]] [[عبدالقادر تکه‌یی|تکه‌یی]]، [[سید رضی میرجمال گیلانی|گیلانی]] و [[علی نوروزی|نوروزی]]، [[بررسی عوامل تأثیر گذار بر فساد اداری در سازمان‌های دولتی (مقاله)| مقاله «'''بررسی عوامل تأثیر گذار بر فساد اداری در سازمان‌های دولتی'''»]]
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:1100695.jpg|22px]] [[سید حسین شرف‌الدین|شرف‌الدین، سید حسین]]، [[ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:فساد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۳۸

مقدمه

«فساد» در لغت در معنای تباهی و ضد صلاح به کار رفته است[۱]. برخی لغویان گفته‌‏اند: فساد عبارت است از خروج از حدّ اعتدال؛ کم باشد یا زیاد[۲]. این معنا در نفس و بدن و اشیایی که خروج از استقامت و حدّ اعتدال در آنها متصور است به کار می‌‏رود[۳].[۴]

«فساد» و «افساد» - همچون: محاربه - هر چند به حسب اطلاق، همه بدی‌ها و شرور از جنایات و فجایع بزرگ گرفته تا کم‌فروشی و تقلب در معامله را شامل می‌گردد، لکن به قرینه، بیشتر منصرف به گناهانی است که باعث سلب امنیت در اموال، اعراض و نفوس اجتماع می‌شود. راهزنی، سرقت، قتل، تجاوزهای ناموسی، و امثال آن، از مصداق‌های بارز آن شمرده می‌شوند[۵]. به بیان دیگر، فساد در مقابل صلاح، خارج شدن چیزی از حد اعتدال[۶]، یا اخلال در عمل و نظر، بر هم خوردن نظم امور و تعدی از حدود الهی است[۷].[۸]

منابع

پانویس

  1. کتاب العین و لسان العرب، واژه «فسد».
  2. المفردات (راغب)، واژه «فسد».
  3. المفردات (راغب)، واژه «فسد».
  4. هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۵، ص ۶۹۳.
  5. ر.ک: سیدمرتضی حسین زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۲، ص۴۵۳؛ جمال‌الدین محمد ابن‌منظور مصری، لسان العرب، ج۱۰، ص۲۶۸.
  6. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۶۳۶.
  7. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۷، ص۹۲.
  8. شرف‌الدین، سید حسین، ارزش‌های اجتماعی از منظر قرآن کریم، ص ۱۷۱.