نبی در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = نبی | عنوان مدخل = نبی | مداخل مرتبط = نبی در لغت | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== نبوت از نبی مشتق شده است. نبی در لغت عرب در چهار معنای مختلف ذیل به اعتبار ماده اصلی آن استعمال شده است. ۱. '''خبر''': اگر ماده نبی از «نبأ»...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = نبی
| موضوع مرتبط = نبی
| عنوان مدخل  = نبی
| عنوان مدخل  = نبی
| مداخل مرتبط = [[نبی در لغت]]
| مداخل مرتبط = [[نبی در لغت]] - [[نبی در قرآن]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[نبوت]] از [[نبی]] مشتق شده است. نبی در لغت [[عرب]] در چهار معنای مختلف ذیل به اعتبار ماده اصلی آن استعمال شده است.
[[نبوت]] از [[نبی]] مشتق شده است. نبی در لغت [[عرب]] در چهار معنای مختلف ذیل به اعتبار ماده اصلی آن استعمال شده است.


۱. '''خبر''': اگر ماده نبی از «[[نبأ]]» مهموز اللام اشتقاق یابد معنای خبر و [[پیام]] را خواهد داشت، اما همزه آن به جهت کثرت استعمال به «یای» منقلب شده است. برخی از [[اهل لغت]] «نبأ» را اخص از خبر می‌دانند و معتقدند که «نبأ» خبری است که دارای فایده قابل توجه و مهم باشد و مطابقت آن با واقع به صورت جزمی یا [[ظن]] [[قوی]] باشد. در اینجا به آرای بعض اهل لغت اشاره می‌شود:
۱. '''خبر''': اگر ماده نبی از «نبأ» مهموز اللام اشتقاق یابد معنای خبر و [[پیام]] را خواهد داشت، اما همزه آن به جهت کثرت استعمال به «یای» منقلب شده است. برخی از اهل لغت «نبأ» را اخص از خبر می‌دانند و معتقدند که «نبأ» خبری است که دارای فایده قابل توجه و مهم باشد و مطابقت آن با واقع به صورت جزمی یا [[ظن]] [[قوی]] باشد. در اینجا به آرای بعض اهل لغت اشاره می‌شود:
فراء: {{عربی|النبي هو من أنبأ عن الله فترك الهمزة}}<ref>نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ج١۴، ص٩.</ref>.
# فراء: {{عربی|النبي هو من أنبأ عن الله فترك الهمزة}}<ref>نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ج١۴، ص٩.</ref>.
[[زجاج]]: {{عربی|اشتقاقه من نبأ و أنبأ اي خبر و الأجود ترك الهمز}}<ref>نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ج١۴، ص٩؛ نیز مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۳.</ref>.
# [[زجاج]]: {{عربی|اشتقاقه من نبأ و أنبأ اي خبر و الأجود ترك الهمز}}<ref>نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ج١۴، ص٩؛ نیز مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۳.</ref>.
# [[سیبویه]]: {{عربی|انهم تركوا الهمز في النبي كما تركوه في الذرية و البرية و الخابية الا اهل مكة فانهم يهمزون هذه الحروف}}<ref>نقل از جوهری، الصحاح، ج۱، ص٧۴، ذیل ماده نبأ.</ref>.
# [[زبیدی]]: {{عربی|النبأ الخبر و هما مترادفان و فرق بينهما بعض و قال الراغب النبأ خبر ذو فائدة عظيمة يحصل به علم أو غلبة ظن}}<ref>تاج العروس، ج١، ص٢۵۴.</ref>.


[[سیبویه]]: {{عربی|انهم تركوا الهمز في النبي كما تركوه في الذرية و البرية و الخابية الا اهل مكة فانهم يهمزون هذه الحروف}}<ref>نقل از جوهری، الصحاح، ج۱، ص٧۴، ذیل ماده نبأ.</ref>.
نکته قابل ذکر این که بعض لغویون معنای خبر برای نبأ را معنای لازم آن دانستند و معنای اصلی و مطابقی نبأ را حرکت از مکانی به مکان دیگر ذکر کردند و چون خبر مخصوصاً خبر مهم از مکانی به مکان دیگر منتقل می‌شود، واژه نبأ بر خبر اطلاق شده است. ابن فارس در این باره می‌نویسد: {{عربی|النبأ الاتيان من مكان الى مكان و من هذا القياس النبأ الخبر لانه يأتي من مكان الى مكان و من همز النبي فلانه انبأ عن الله تعالى و الله اعلم بالصواب}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۳۸۵.</ref>.
[[زبیدی]]: {{عربی|النبأ الخبر و هما مترادفان و فرق بينهما بعض و قال الراغب النبأ خبر ذو فائدة عظيمة يحصل به علم أو غلبة ظن}}<ref>تاج العروس، ج١، ص٢۵۴.</ref>.


نکته قابل ذکر این که بعض لغویون معنای خبر برای نبأ را معنای لازم آن دانستند و معنای اصلی و مطابقی نبأ را [[حرکت]] از مکانی به مکان دیگر ذکر کردند و چون خبر مخصوصاً خبر مهم از مکانی به مکان دیگر منتقل می‌شود، واژه نبأ بر خبر اطلاق شده است.
ابن منظور نیز با تعریف نبأ به خروج از شهری به [[شهر]] دیگر درباره اطلاق خطاب {{عربی|يا نبي الله}} به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} توسط یک [[اعرابی]] می‌گوید<ref>{{عربی|نبا اذا خرج من بلد الى بلد و من هنا قال الاعرابي له{{صل}}: يا نبيء الله فهمز. أي يا من خرج من مكة الى مدينة فانكر عليه الهمز لانه ليس من لغة قريش}}؛ (لسان العرب، ج۹، ص۱۰).</ref>: «مقصود اعرابی از آن همان معنای خارج شدن از شهری بوده است که [[پیامبر]]{{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]] خارج شده بود، [[حضرت محمد]]{{صل}} چنین اطلاقی را نمی‌پسندد؛ چراکه آن از لغت [[قریش]] نبود»<ref>المستدرک، ج۲، ص۲۳۱، به معانی الاخبار، ص١١۴.</ref>.
ابن فارس در این باره می‌نویسد:
{{عربی|النبأ الاتيان من مكان الى مكان و من هذا القياس النبأ الخبر لانه يأتي من مكان الى مكان و من همز النبي فلانه انبأ عن الله تعالى و الله اعلم بالصواب}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۳۸۵.</ref>.


ابن منظور نیز با تعریف نبأ به خروج از شهری به [[شهر]] دیگر درباره اطلاق خطاب {{عربی|يا نبي الله}} به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} توسط یک [[اعرابی]] می‌گوید<ref>{{عربی|نبا اذا خرج من بلد الى بلد و من هنا قال الاعرابي له{{صل}}: يا نبيء الله فهمز. أي يا من خرج من مكة الى مدينة فانكر عليه الهمز لانه ليس من لغة قريش}}؛ (لسان العرب، ج۹، ص۱۰).</ref>:
لکن [[راغب اصفهانی]] در [[تفسیر]] خطاب اعرابی بر این رأی است که مقصود وی از اطلاق {{عربی|يا نبي الله}} با همزه اظهار نوعی [[بغض]] و تحقیر بود که مورد [[انکار]] و عکس‌العمل پیامبر{{صل}} قرار گرفت<ref>{{عربی|فالنبي بغير المهمز ابلغ من الشيء بالهمز لانه ليس كل منبأ رفيع القدر و لذكر قال{{صل}} عمن قال: يا نبي الله فقال{{صل}} لست بنبيء الله و لكن نبي الله لما رأى ان الرجل خاطبه بالهمز لبعض منه}}؛ (المفردات، ص٢۶٠).</ref>. طریحی: {{عربی|النبأ واحد الأنباء و هي الاخبار و النبيء هو الانسان المخبر من الله بغير واسطة بشر}}<ref>مجمع البحرین، ج۸، ذیل ماده نبأ.</ref>.
«مقصود اعرابی از آن همان معنای خارج شدن از شهری بوده است که [[پیامبر]]{{صل}} از [[مکه]] به [[مدینه]] خارج شده بود، [[حضرت محمد]]{{صل}} چنین اطلاقی را نمی‌پسندد؛ چراکه آن از لغت [[قریش]] نبود»<ref>المستدرک، ج۲، ص۲۳۱، به معانی الاخبار، ص١١۴.</ref>.


لکن [[راغب]] در [[تفسیر]] خطاب اعرابی بر این [[رأی]] است که مقصود وی از اطلاق {{عربی|يا نبي الله}} با همزه اظهار نوعی [[بغض]] و [[تحقیر]] بود که مورد [[انکار]] و عکس‌العمل پیامبر{{صل}} قرار گرفت<ref>{{عربی|فالنبي بغير المهمز ابلغ من الشيء بالهمز لانه ليس كل منبأ رفيع القدر و لذكر قال{{صل}} عمن قال: يا نبي الله فقال{{صل}} لست بنبيء الله و لكن نبي الله لما رأى ان الرجل خاطبه بالهمز لبعض منه}}؛ (المفردات، ص٢۶٠).</ref>.
۲. '''جای مرتفع''': اگر [[نبی]] از ماده {{عربی|النباوة}} و {{عربی|النبوة}} مشتق شود، معنای اصلی آن جای مرتفع از [[زمین]] است. اما جهت و دلیل اطلاق آن بر [[پیغمبر]] به خاطر عظمت و [[مقام]] مرتفع وی از دیگران نزد [[خداوند]] می‌باشد. چنان که لغویون ذکر کرده‌اند.
طریحی: {{عربی|النبأ واحد الأنباء و هي الاخبار و النبيء هو الانسان المخبر من الله بغير واسطة بشر}}<ref>مجمع البحرین، ج۸، ذیل ماده نبأ.</ref>.
 
۲. '''جای مرتفع''': اگر [[نبی]] از ماده {{عربی|النباوة}} و {{عربی|النبوة}} مشتق شود، معنای اصلی آن جای مرتفع از [[زمین]] است. اما جهت و دلیل اطلاق آن بر [[پیغمبر]] به خاطر [[عظمت]] و [[مقام]] مرتفع وی از دیگران نزد [[خداوند]] می‌باشد. چنان که لغویون ذکر کرده‌اند.
ابن فارس: {{عربی|يقال ان النبي{{صل}} اسمه من النبوة و هو الارتفاع كانه [[مفضل]] على سائر [[الناس]] يرفع متزلته}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص٣٨۵.</ref>.
ابن فارس: {{عربی|يقال ان النبي{{صل}} اسمه من النبوة و هو الارتفاع كانه [[مفضل]] على سائر [[الناس]] يرفع متزلته}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص٣٨۵.</ref>.
جوهری: {{عربی|النبوة ما ارتفع من الارض}}<ref>الصحاح، ج۶، ص٢۵٠٠.</ref>.
جوهری: {{عربی|النبوة ما ارتفع من الارض}}<ref>الصحاح، ج۶، ص٢۵٠٠.</ref>.


وی برای [[تأیید]] مدعای خود به [[شعر]] ذیل [[اسدی]] [[استشهاد]] کرده است<ref>ر.ک: الصحاح، ج۶، ص۲۵۰۱.</ref>.
وی برای [[تأیید]] مدعای خود به [[شعر]] ذیل [[اسدی]] استشهاد کرده است<ref>ر.ک: الصحاح، ج۶، ص۲۵۰۱.</ref>.
{{عربی|لا صبح رتما دقاق الحصي مكان النبي من الكاثب}}.
{{عربی|لا صبح رتما دقاق الحصي مكان النبي من الكاثب}}.
ابن منظور: {{عربی|النبي ما ارتفع من الأرض وقال بعضهم و منه اشتقاق النبي لانه ارفع خلق الله}}<ref>لسان العرب، ج۴، ص٣٠.</ref>.
ابن منظور: {{عربی|النبي ما ارتفع من الأرض وقال بعضهم و منه اشتقاق النبي لانه ارفع خلق الله}}<ref>لسان العرب، ج۴، ص٣٠.</ref>.


[[زبیدی]]: {{عربی|النباوة ما ارتفع من الأرض كالنبوة و النبي}}<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۴.</ref>.
[[زبیدی]]: {{عربی|النباوة ما ارتفع من الأرض كالنبوة و النبي}}<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۴.</ref>.
وی برای تأیید مدعای خود به [[روایت]] ذیل [[استشهاد]] می‌ورزد.
وی برای تأیید مدعای خود به [[روایت]] ذیل استشهاد می‌ورزد.
{{متن حدیث|لَا تُصَلُّوا عَلَى النَّبِىِّ‌}}<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۴.</ref>.
{{متن حدیث|لَا تُصَلُّوا عَلَى النَّبِىِّ‌}}<ref>تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۴.</ref>.
دیگر [[اهل لغت]] نیز معنای فوق را در [[تفسیر]] لغوی [[نبی]] ذکر کرده‌اند.
دیگر اهل لغت نیز معنای فوق را در [[تفسیر]] لغوی [[نبی]] ذکر کرده‌اند.
[[شیخ صدوق]]: وی [[نبوت]] را از «النبوة» مشتق می‌داند و اضافه می‌کند که آن را از یک لغوی به نام «ابی [[بشر]]» شنیده است<ref>معانی الاخبار، ص١١۴.</ref>.
[[شیخ صدوق]]: وی [[نبوت]] را از «النبوة» مشتق می‌داند و اضافه می‌کند که آن را از یک لغوی به نام «ابی [[بشر]]» شنیده است<ref>معانی الاخبار، ص١١۴.</ref>.


خط ۴۳: خط ۳۸:
استعمال معنای فوق در مقابل دو معنای نخست از استعمال کمتری برخوردار است و آن را بعضی از اهل لغت متذکر شدند که اشاره می‌شود.
استعمال معنای فوق در مقابل دو معنای نخست از استعمال کمتری برخوردار است و آن را بعضی از اهل لغت متذکر شدند که اشاره می‌شود.
کسائی: {{عربی|النبي الطريق و الانبياء طرق الهدى}}<ref>نقل از لسان العرب، ج١۴، ص٣٠.</ref>.
کسائی: {{عربی|النبي الطريق و الانبياء طرق الهدى}}<ref>نقل از لسان العرب، ج١۴، ص٣٠.</ref>.
ابن منظور: وی معنای فوق را به عنوان یکی از معانی نبی ذکر کرده و برخلاف کسائی آن را [[مقید]] به طریق واضح می‌کند. {{عربی|النبي الطريق الواضح}}<ref>لسان العرب، ج۹، ص١٠.</ref>.
ابن منظور: وی معنای فوق را به عنوان یکی از معانی نبی ذکر کرده و برخلاف کسائی آن را مقید به طریق واضح می‌کند. {{عربی|النبي الطريق الواضح}}<ref>لسان العرب، ج۹، ص١٠.</ref>.
ابن فارس: دو معنای فوق را به بعضی از اهل لغت نسبت می‌دهد<ref>مقاییس اللغة، ج۵، ص٣٨۵.</ref>.
ابن فارس: دو معنای فوق را به بعضی از اهل لغت نسبت می‌دهد<ref>مقاییس اللغة، ج۵، ص٣٨۵.</ref>.


خط ۴۹: خط ۴۴:
جوهری: {{عربی|النبأة الصوت الخفي}}<ref>الصحاح، ج۱، ص٧۴.</ref>.
جوهری: {{عربی|النبأة الصوت الخفي}}<ref>الصحاح، ج۱، ص٧۴.</ref>.
ابن منظور: {{عربی|النبأة الصوت الخفي}}<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۰.</ref>.
ابن منظور: {{عربی|النبأة الصوت الخفي}}<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۰.</ref>.
[[راغب]]: {{عربی|النبأة الصوت الخفي}}<ref>المفردات، ص٢۶٠.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]] ص ۳۷.</ref>.
[[راغب اصفهانی]]: {{عربی|النبأة الصوت الخفي}}<ref>المفردات، ص٢۶٠.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]] ص ۳۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۵۸: خط ۵۳:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:نبی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۳۰

مقدمه

نبوت از نبی مشتق شده است. نبی در لغت عرب در چهار معنای مختلف ذیل به اعتبار ماده اصلی آن استعمال شده است.

۱. خبر: اگر ماده نبی از «نبأ» مهموز اللام اشتقاق یابد معنای خبر و پیام را خواهد داشت، اما همزه آن به جهت کثرت استعمال به «یای» منقلب شده است. برخی از اهل لغت «نبأ» را اخص از خبر می‌دانند و معتقدند که «نبأ» خبری است که دارای فایده قابل توجه و مهم باشد و مطابقت آن با واقع به صورت جزمی یا ظن قوی باشد. در اینجا به آرای بعض اهل لغت اشاره می‌شود:

  1. فراء: النبي هو من أنبأ عن الله فترك الهمزة[۱].
  2. زجاج: اشتقاقه من نبأ و أنبأ اي خبر و الأجود ترك الهمز[۲].
  3. سیبویه: انهم تركوا الهمز في النبي كما تركوه في الذرية و البرية و الخابية الا اهل مكة فانهم يهمزون هذه الحروف[۳].
  4. زبیدی: النبأ الخبر و هما مترادفان و فرق بينهما بعض و قال الراغب النبأ خبر ذو فائدة عظيمة يحصل به علم أو غلبة ظن[۴].

نکته قابل ذکر این که بعض لغویون معنای خبر برای نبأ را معنای لازم آن دانستند و معنای اصلی و مطابقی نبأ را حرکت از مکانی به مکان دیگر ذکر کردند و چون خبر مخصوصاً خبر مهم از مکانی به مکان دیگر منتقل می‌شود، واژه نبأ بر خبر اطلاق شده است. ابن فارس در این باره می‌نویسد: النبأ الاتيان من مكان الى مكان و من هذا القياس النبأ الخبر لانه يأتي من مكان الى مكان و من همز النبي فلانه انبأ عن الله تعالى و الله اعلم بالصواب[۵].

ابن منظور نیز با تعریف نبأ به خروج از شهری به شهر دیگر درباره اطلاق خطاب يا نبي الله به پیامبر اسلام(ص) توسط یک اعرابی می‌گوید[۶]: «مقصود اعرابی از آن همان معنای خارج شدن از شهری بوده است که پیامبر(ص) از مکه به مدینه خارج شده بود، حضرت محمد(ص) چنین اطلاقی را نمی‌پسندد؛ چراکه آن از لغت قریش نبود»[۷].

لکن راغب اصفهانی در تفسیر خطاب اعرابی بر این رأی است که مقصود وی از اطلاق يا نبي الله با همزه اظهار نوعی بغض و تحقیر بود که مورد انکار و عکس‌العمل پیامبر(ص) قرار گرفت[۸]. طریحی: النبأ واحد الأنباء و هي الاخبار و النبيء هو الانسان المخبر من الله بغير واسطة بشر[۹].

۲. جای مرتفع: اگر نبی از ماده النباوة و النبوة مشتق شود، معنای اصلی آن جای مرتفع از زمین است. اما جهت و دلیل اطلاق آن بر پیغمبر به خاطر عظمت و مقام مرتفع وی از دیگران نزد خداوند می‌باشد. چنان که لغویون ذکر کرده‌اند. ابن فارس: يقال ان النبي(ص) اسمه من النبوة و هو الارتفاع كانه مفضل على سائر الناس يرفع متزلته[۱۰]. جوهری: النبوة ما ارتفع من الارض[۱۱].

وی برای تأیید مدعای خود به شعر ذیل اسدی استشهاد کرده است[۱۲]. لا صبح رتما دقاق الحصي مكان النبي من الكاثب. ابن منظور: النبي ما ارتفع من الأرض وقال بعضهم و منه اشتقاق النبي لانه ارفع خلق الله[۱۳].

زبیدی: النباوة ما ارتفع من الأرض كالنبوة و النبي[۱۴]. وی برای تأیید مدعای خود به روایت ذیل استشهاد می‌ورزد. «لَا تُصَلُّوا عَلَى النَّبِىِّ‌»[۱۵]. دیگر اهل لغت نیز معنای فوق را در تفسیر لغوی نبی ذکر کرده‌اند. شیخ صدوق: وی نبوت را از «النبوة» مشتق می‌داند و اضافه می‌کند که آن را از یک لغوی به نام «ابی بشر» شنیده است[۱۶].

۳. راه روشن: یکی دیگر از معانی لغوی نبی راه و طریق مخصوصاً راه واضح و روشن است. پیغمبر الهی نیز از آنجا که راه و صراط هدایت مردم به سوی خداوند می‌باشد، بر وی واژه «نبی» به معنای طریق اطلاق می‌شود. استعمال معنای فوق در مقابل دو معنای نخست از استعمال کمتری برخوردار است و آن را بعضی از اهل لغت متذکر شدند که اشاره می‌شود. کسائی: النبي الطريق و الانبياء طرق الهدى[۱۷]. ابن منظور: وی معنای فوق را به عنوان یکی از معانی نبی ذکر کرده و برخلاف کسائی آن را مقید به طریق واضح می‌کند. النبي الطريق الواضح[۱۸]. ابن فارس: دو معنای فوق را به بعضی از اهل لغت نسبت می‌دهد[۱۹].

۴. صوت خفی: یکی از معانی غیر معروف نبی که از النبأة اشتقاق می‌یابد، صوت خفی است که بعضی از لغویون گزارش کردند و شاید اطلاق نبی بر پیامبر با این معنا به خاطر سخنگوی خداوند بودن پیغمبر باشد. جوهری: النبأة الصوت الخفي[۲۰]. ابن منظور: النبأة الصوت الخفي[۲۱]. راغب اصفهانی: النبأة الصوت الخفي[۲۲].[۲۳]

منابع

پانویس

  1. نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ج١۴، ص٩.
  2. نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ج١۴، ص٩؛ نیز مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۳.
  3. نقل از جوهری، الصحاح، ج۱، ص٧۴، ذیل ماده نبأ.
  4. تاج العروس، ج١، ص٢۵۴.
  5. معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۳۸۵.
  6. نبا اذا خرج من بلد الى بلد و من هنا قال الاعرابي له(ص): يا نبيء الله فهمز. أي يا من خرج من مكة الى مدينة فانكر عليه الهمز لانه ليس من لغة قريش؛ (لسان العرب، ج۹، ص۱۰).
  7. المستدرک، ج۲، ص۲۳۱، به معانی الاخبار، ص١١۴.
  8. فالنبي بغير المهمز ابلغ من الشيء بالهمز لانه ليس كل منبأ رفيع القدر و لذكر قال(ص) عمن قال: يا نبي الله فقال(ص) لست بنبيء الله و لكن نبي الله لما رأى ان الرجل خاطبه بالهمز لبعض منه؛ (المفردات، ص٢۶٠).
  9. مجمع البحرین، ج۸، ذیل ماده نبأ.
  10. معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص٣٨۵.
  11. الصحاح، ج۶، ص٢۵٠٠.
  12. ر.ک: الصحاح، ج۶، ص۲۵۰۱.
  13. لسان العرب، ج۴، ص٣٠.
  14. تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۴.
  15. تاج العروس، ج۲۰، ص۲۱۴.
  16. معانی الاخبار، ص١١۴.
  17. نقل از لسان العرب، ج١۴، ص٣٠.
  18. لسان العرب، ج۹، ص١٠.
  19. مقاییس اللغة، ج۵، ص٣٨۵.
  20. الصحاح، ج۱، ص٧۴.
  21. لسان العرب، ج۹، ص۱۰.
  22. المفردات، ص٢۶٠.
  23. قدردان قراملکی، محمد حسن، آیین خاتم ص ۳۷.