←مصادیق سعادت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
== مصادیق سعادت == | == مصادیق سعادت == | ||
درباره مصداق سعادت سه نظریۀ مهم وجود دارد: | درباره مصداق سعادت سه نظریۀ مهم وجود دارد: | ||
# حکمای پیش از ارسطو معتقدند، [[سعادت انسان]] در [[اخلاق پسندیده]] منحصر است و لذا به [[روح انسان]] اختصاص دارد و جسم از آن بهرهای ندارد؛ چراکه [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست و بدن ابزاری بیش نیست؛ بنابراین کمال بدن سعادت انسان محسوب نمیشود و هم از این رو سعادت کامل انسان را منوط به [[رهایی]] [[روح]] از قید جسم میدانند و معتقدند تا زمانی که انسان در [[دنیا]] [[زندگی]] میکند، به سعادت کامل نائل نمیشود، چون در دنیا روح انسان به گرفتاریهای | # حکمای پیش از ارسطو معتقدند، [[سعادت انسان]] در [[اخلاق پسندیده]] منحصر است و لذا به [[روح انسان]] اختصاص دارد و جسم از آن بهرهای ندارد؛ چراکه [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست و بدن ابزاری بیش نیست؛ بنابراین کمال بدن سعادت انسان محسوب نمیشود و هم از این رو سعادت کامل انسان را منوط به [[رهایی]] [[روح]] از قید جسم میدانند و معتقدند تا زمانی که انسان در [[دنیا]] [[زندگی]] میکند، به سعادت کامل نائل نمیشود، چون در دنیا روح انسان به گرفتاریهای ماده [[آلوده]] است، ولی با [[مرگ]]، یک سره ارتباط خود را با ماده و مادیات قطع میکند و به سعادت میرسد<ref>احمد بن محمد بن یعقوب مسکویه، تهذیب الاخلاق، ص۸۵؛ خواجه نصیرالدین محمد بن محمد طوسی، اخلاق ناصری، ص۸۳؛ محمد مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۶.</ref>. | ||
# ارسطو و حکمای پیرو او معتقدند، سعادت مربوط به شخص انسان است و انسان موجودی است مرکب از جسم و روح؛ بنابراین، سعادت در اخلاق پسندیده منحصر نیست که فقط به روح تعلق داشته باشد؛ بلکه هرچیزی که با بخشی از وجود انسان ـ روح یا جسم ـ سازگار باشد، سعادت محسوب است، هرچند سعادتی جزئی؛ بنابراین، [[ثروت]]، [[سلامت]] و [[یاران]] موافق نسبت به جسم انسان سعادت به شمار میآیند. | # ارسطو و حکمای پیرو او معتقدند، سعادت مربوط به شخص انسان است و انسان موجودی است مرکب از جسم و روح؛ بنابراین، سعادت در اخلاق پسندیده منحصر نیست که فقط به روح تعلق داشته باشد؛ بلکه هرچیزی که با بخشی از وجود انسان ـ روح یا جسم ـ سازگار باشد، سعادت محسوب است، هرچند سعادتی جزئی؛ بنابراین، [[ثروت]]، [[سلامت]] و [[یاران]] موافق نسبت به جسم انسان سعادت به شمار میآیند. | ||
# حكمای [[اسلامی]] معتقدند، سعادت انسان در دنیا با سعادت روح و بدن کامل میشود. کسی در [[دنیا]] [[سعادتمند]] است که هم سعادت مربوط به جسم را دارا باشد و هم سعادت مربوط به [[روح]] را حائز؛ ولی پس از [[مرگ]] [[سعادت انسان]] به سعادت [[روح]]، يعنی [[اخلاق پسندیده]] و [[علوم]] [[حقیقی]] [[یقینی]] منحصر است و نهایت آن [[آراستگی]] به صفتهای [[جمال]] و جلال [[حضرت حق]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الهی، ج۱]]، ص۸۸-۹۰.</ref>. | # حكمای [[اسلامی]] معتقدند، سعادت انسان در دنیا با سعادت روح و بدن کامل میشود. کسی در [[دنیا]] [[سعادتمند]] است که هم سعادت مربوط به جسم را دارا باشد و هم سعادت مربوط به [[روح]] را حائز؛ ولی پس از [[مرگ]] [[سعادت انسان]] به سعادت [[روح]]، يعنی [[اخلاق پسندیده]] و [[علوم]] [[حقیقی]] [[یقینی]] منحصر است و نهایت آن [[آراستگی]] به صفتهای [[جمال]] و جلال [[حضرت حق]] است<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الهی، ج۱]]، ص۸۸-۹۰.</ref>. | ||