عوامل نقض امان چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]]== {{پرسشهای وابسته}} {{ستون-شروع|3}} * رده: +== {{منبعشناسی جامع}} * [[:رده:)) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات پرسش | {{جعبه اطلاعات پرسش | ||
| موضوع اصلی | | موضوع اصلی = [[فقه سیاسی (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ فقه سیاسی]] | ||
| تصویر = 110062.jpg | |||
| تصویر | | نمایه وابسته = [[کلیاتی از فقه سیاسی (نمایه)|کلیاتی از فقه سیاسی]] | ||
| مدخل اصلی = [[نقض امان]] | |||
| نمایه وابسته | | موضوعات وابسته = | ||
| مدخل اصلی | | تعداد پاسخ = ۱ | ||
| موضوعات وابسته | |||
| | |||
}} | }} | ||
'''عوامل نقض امان چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[فقه سیاسی (پرسش)|فقه سیاسی]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[فقه سیاسی]]''' مراجعه شود. | '''عوامل نقض امان چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[فقه سیاسی (پرسش)|فقه سیاسی]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[فقه سیاسی]]''' مراجعه شود. | ||
== | == پاسخ نخست == | ||
[[پرونده:1100694.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[ابوالفضل شکوری]]]] | |||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالفضل شکوری]]''' در کتاب ''«[[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]»'' در اینباره گفته است: | |||
«به شخصی که به او [[پناهندگی]] داده میشود [[مستأمن]] میگویند. مستأمن وقتی که پس از اخذ [[امان]] از [[مسلمین]]، دوباره به [[دار الحرب]] برود و در آنجا سکونت [[اختیار]] کند، امانش نقض میشود لکن اموالی که در [[دارالاسلام]] دارد، مشمول امان هستند تا آنکه بمیرد و پس از مردنش، این [[اموال]] همانند ترکه شخص بیوارث، به عنوان “فیء” به [[امام]] [[امت اسلامی]] تعلق میگیرد. عوامل [[نقض]] امان از طرف [[کفّار]] مستأمن و امان گرفته را بدینگونه میتوان خلاصه کرد: | |||
# [[مهاجرت]] از دارالاسلام به [[دارالحرب]] و استیطان [[مجدّد]] در آنجا. | |||
# [[اقدام]] به فعالیتهای [[جاسوسی]] در [[سرزمینهای اسلامی]] به نفع [[دشمنان]] [[حربی]] [[اسلام]] و مسلمین. | |||
# سومین عامل منتفی و نقضشدن امان، [[مرگ]] شخص مستأمن میباشد، به محض مرگ او، تأمین اعطایی نیز نقض میشود، نتیجه عملی این نقضشدن امان، در اموال و ترکه میّت مستأمن، ظاهر میشود که اموالش به [[وارثان]] حربی او در دارالحرب منتقل نمیشود، بلکه در صورت عدم وجود [[وارث]] [[مسلمان]]، به امام مسلمین تعلق میگیرد. | |||
اما در مورد [[مسلمانی]] که با کسب امان وارد دارالحرب شود، آیا جایز است که از اموال حربیها بدزدد؟ جوابش منفی است و جایز نیست، زیرا آنان به او امان دادهاند که [[خیانت]] از او سر نزند و لذا اگر هم چیزی [[سرقت]] کرده باشد باید به صاحبانش بازگرداند. همچنین اگر مسلمانی در دارالحرب از کافری حربی [[پول]] [[قرض]] کند آیا بعد از مراجعت به [[وطن اسلامی]]، پسدادن این قرض، لازم و [[واجب]] است یا خیر؟ [[بلی]]، باید قرض خود را بپردازد، چون قرض یک [[عهد]] است و [[خداوند]] میفرماید: به عهدهای خود [[وفا]] کنید”. حربی میتواند به عنوان [[طلب]] و دریافت قرض خود، وارد [[کشور اسلامی]] شود و در امان میباشد. | |||
مسأله دیگر این است که با [[قدرت]] و [[توانایی]] برای مهاجرت از دارالحرب، بر مسلمان جایز نیست که در آنجا سکونت و اقامت داشته باشد؛ اما اگر او را دستگیر کنند و به [[اکراه]] و [[اجبار]] نگه دارند، [[واجب]] است که از آنجا به هر نحو ممکن فرار کند و جایز است هر مقدار از [[اموال]] آنها را نیز که میتواند حمل کند و با خود به [[کشور]] خود بیاورد؛ زیرا این عمل به مثل است، برای این که آنها ([[کفّار]]) از او سلب [[آزادی]] کرده و [[زور]] گفتهاند و بر او نیز جایز است که در حدّ توان چنین عملی را با آنها بکند، اما اگر [[مسلمانی]] را [[اسیر]] کردند و سپس او را در [[دارالحرب]] با این شرط از بازداشت [[آزاد]] کردند که در آنجا بماند آیا فرار او جایز است یا خیر؟ جواب این نیز مثبت میباشد. به این دلیل که آنها به او [[ظلم و ستم]] روا داشتهاند، او [[حق]] دارد حداقل [[دفاع]] ممکن را از خود بکند و آن، فرار از زیر [[سلطه]] ظالمانه آنهاست»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۹۷.</ref> | |||
==[[:رده:آثار فقه سیاسی|منبعشناسی جامع فقه سیاسی]]== | == [[:رده:آثار فقه سیاسی|منبعشناسی جامع فقه سیاسی]] == | ||
{{ | {{منبع جامع}} | ||
* [[:رده:کتابشناسی کتابهای فقه سیاسی|کتابشناسی فقه سیاسی]]؛ | * [[:رده:کتابشناسی کتابهای فقه سیاسی|کتابشناسی فقه سیاسی]]؛ | ||
* [[:رده:مقالهشناسی مقالههای فقه سیاسی|مقالهشناسی فقه سیاسی]]؛ | * [[:رده:مقالهشناسی مقالههای فقه سیاسی|مقالهشناسی فقه سیاسی]]؛ | ||
* [[:رده:پایاننامهشناسی پایاننامههای فقه سیاسی|پایاننامهشناسی فقه سیاسی]]. | * [[:رده:پایاننامهشناسی پایاننامههای فقه سیاسی|پایاننامهشناسی فقه سیاسی]]. | ||
{{پایان | {{پایان منبع جامع}} | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:پرسش]] | ||
[[رده:پرسمان فقه سیاسی]] | [[رده:پرسمان فقه سیاسی]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهای فقه سیاسی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهای فقه سیاسی با ۱ پاسخ]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۴:۰۲
| عوامل نقض امان چیست؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ فقه سیاسی |
| مدخل اصلی | نقض امان |
| تعداد پاسخ | ۱ پاسخ |
عوامل نقض امان چیست؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث فقه سیاسی است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی فقه سیاسی مراجعه شود.
پاسخ نخست

حجت الاسلام و المسلمین ابوالفضل شکوری در کتاب «فقه سیاسی اسلام» در اینباره گفته است:
«به شخصی که به او پناهندگی داده میشود مستأمن میگویند. مستأمن وقتی که پس از اخذ امان از مسلمین، دوباره به دار الحرب برود و در آنجا سکونت اختیار کند، امانش نقض میشود لکن اموالی که در دارالاسلام دارد، مشمول امان هستند تا آنکه بمیرد و پس از مردنش، این اموال همانند ترکه شخص بیوارث، به عنوان “فیء” به امام امت اسلامی تعلق میگیرد. عوامل نقض امان از طرف کفّار مستأمن و امان گرفته را بدینگونه میتوان خلاصه کرد:
- مهاجرت از دارالاسلام به دارالحرب و استیطان مجدّد در آنجا.
- اقدام به فعالیتهای جاسوسی در سرزمینهای اسلامی به نفع دشمنان حربی اسلام و مسلمین.
- سومین عامل منتفی و نقضشدن امان، مرگ شخص مستأمن میباشد، به محض مرگ او، تأمین اعطایی نیز نقض میشود، نتیجه عملی این نقضشدن امان، در اموال و ترکه میّت مستأمن، ظاهر میشود که اموالش به وارثان حربی او در دارالحرب منتقل نمیشود، بلکه در صورت عدم وجود وارث مسلمان، به امام مسلمین تعلق میگیرد.
اما در مورد مسلمانی که با کسب امان وارد دارالحرب شود، آیا جایز است که از اموال حربیها بدزدد؟ جوابش منفی است و جایز نیست، زیرا آنان به او امان دادهاند که خیانت از او سر نزند و لذا اگر هم چیزی سرقت کرده باشد باید به صاحبانش بازگرداند. همچنین اگر مسلمانی در دارالحرب از کافری حربی پول قرض کند آیا بعد از مراجعت به وطن اسلامی، پسدادن این قرض، لازم و واجب است یا خیر؟ بلی، باید قرض خود را بپردازد، چون قرض یک عهد است و خداوند میفرماید: به عهدهای خود وفا کنید”. حربی میتواند به عنوان طلب و دریافت قرض خود، وارد کشور اسلامی شود و در امان میباشد.
مسأله دیگر این است که با قدرت و توانایی برای مهاجرت از دارالحرب، بر مسلمان جایز نیست که در آنجا سکونت و اقامت داشته باشد؛ اما اگر او را دستگیر کنند و به اکراه و اجبار نگه دارند، واجب است که از آنجا به هر نحو ممکن فرار کند و جایز است هر مقدار از اموال آنها را نیز که میتواند حمل کند و با خود به کشور خود بیاورد؛ زیرا این عمل به مثل است، برای این که آنها (کفّار) از او سلب آزادی کرده و زور گفتهاند و بر او نیز جایز است که در حدّ توان چنین عملی را با آنها بکند، اما اگر مسلمانی را اسیر کردند و سپس او را در دارالحرب با این شرط از بازداشت آزاد کردند که در آنجا بماند آیا فرار او جایز است یا خیر؟ جواب این نیز مثبت میباشد. به این دلیل که آنها به او ظلم و ستم روا داشتهاند، او حق دارد حداقل دفاع ممکن را از خود بکند و آن، فرار از زیر سلطه ظالمانه آنهاست»[۱]
منبعشناسی جامع فقه سیاسی
پانویس
- ↑ شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص ۴۹۷.