|
|
| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{امامت}} | | {{مدخل مرتبط |
| <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[آزادی]]''' است. "'''آزادی انتخاب وطن'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| | | موضوع مرتبط = آزادی |
| <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[آزادی انتخاب وطن در قرآن]] - [[آزادی انتخاب وطن در حدیث]] - [[آزادی انتخاب وطن در کلام اسلامی]] - [[آزادی انتخاب وطن در فقه سیاسی]]</div>
| | | عنوان مدخل = |
| <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[آزادی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| | | مداخل مرتبط = [[آزادی انتخاب وطن در قرآن]] - [[آزادی انتخاب وطن در فقه سیاسی]] |
| | | پرسش مرتبط = آزادی (پرسش) |
| | }} |
|
| |
|
| ==مقدمه==
| | '''آزادی انتخاب وطن''' یعنی اینکه بر اساس اصل [[زمین]] برای [[زندگی]]، همهجا صلاحیت زندگی برای [[انسان]] وجود دارد و انسان میتواند در هرگوشهای از زمین که بخواهد زندگی کند. البته [[مسلمانان]] باید محلی را برای [[زندگی]] خود انتخاب نمایند که در آن مکان [[قدرت]] بر انجام [[فرائض]] دینی داشته باشند و الا باید از آن مکان [[هجرت]] کنند. |
| براساس اصل [[زمین]] برای [[زندگی]]، همهجا صلاحیت زندگی برای [[انسان]] وجود دارد و انسان میتواند به تناسب نیازها، استعدادها، [[خواستهها]] و [[آرمان]] هایش در هرگوشهای از زمین که بخواهد بساط زندگی خویش را بگستراند.
| |
| [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|البلاد بلاد الله و العباد عيال الله أينما أصبحت خيرا فاقم}}<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۶۶؛ نهجالفصاحه، ص۲۲۳.</ref>. | |
|
| |
|
| مفاد این [[کلام]] آن است که گرچه [[شهرها]] را [[انسانها]] میسازند و کشورها را [[مردم]] آن به وجود میآورند، ولی با وجود این، شهرها همچنان بلاد [[خداوند]] است و همۀ انسانها هم جزو [[خانواده]] بزرگ بشری و [[خلق]] و عیال خداوندند و به تعبیر دیگر مجموعۀ بزرگ [[انسانی]]، خانواده [[خدا]] و [[حق]] استفاده از شهرهای خدا را دارند.
| | == مقدمه == |
| اینک هر انسانی میتواند هرکجا را که برای زندگی مناسب و جای خیر و [[برکت]] تشخیص دهد، بگزیند و در آنجا سکونت [[اختیار]] کند و آن را وطن خویش قرار دهد.
| | بر اساس اصل [[زمین]] برای [[زندگی]]، همهجا صلاحیت زندگی برای [[انسان]] وجود دارد و انسان میتواند به تناسب نیازها، استعدادها، [[خواستهها]] و آرمانهایش در هرگوشهای از زمین که بخواهد بساط زندگی خویش را بگستراند. [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} فرمود: {{متن حدیث|البلاد بلاد الله و العباد عيال الله أينما أصبحت خيرا فاقم}}<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۶۶؛ نهجالفصاحه، ص۲۲۳.</ref>. |
| [[علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ بَلَدٌ أَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ، خَيْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَكَ}}<ref>غرر الحکم ۸۳/۵.</ref> (هیچ [[شهر]] و وطنی بر تو حق [[اولویت]] ندارد، تو میتوانی در میان بلاد وطنی را [[انتخاب]] کنی که ترا میتواند در خود جای دهد و امکانات لازم برای برآوردن نیازها و خواستههای ترا داشته باشد). | |
| برای [[گزینش]] وطن، معیار آن است که [[سرزمین]]، ترا با شخصیتی که داری و نیازها و [[آرمانها]] و خواسته است [[تحمل]] کند. با وجود این اصل، ما در متون [[اسلامی]] به مضامینی برخورد میکنیم که [[سرزمینها]] و شهرها را به دو [[قسم]] [[ممدوح]] و [[مذموم]] تقسیم میکند<ref>بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۰.</ref>، و برخی از این مضامین مربوط به اصل زمین و بعضی دیگر بیانکننده خصلتهای ساکنان آن سرزمینهاست.
| |
|
| |
|
| و نیز در برخی از [[روایات اسلامی]] از سکونت در سرزمینها و شهرها و کشورهایی که فاقد [[امنیت]] و [[رفاه]] و [[اقتصاد سالم]] است، [[نکوهش]] شده است: {{متن حدیث|شَرُّ الْأَوْطَانِ مَا لَمْ يَأْمَنْ فِيهِ الْقُطَّانُ}}<ref>غرر الحکم ۱۷۱/۴.</ref> (بدترین وطنها جایی است که ساکنان آن از [[نعمت]] [[امنیت]] بیبهره باشند).
| | برای [[گزینش]] وطن، معیار آن است که سرزمین، ترا با شخصیتی که داری و نیازها و [[آرمانها]] و خواسته است [[تحمل]] کند. |
| علایقی که [[انسان]] را به یک [[سرزمین]] مرتبط میکند تا [[وطن]] او باشد، بدون احراز امنیت در آن سرزمین نمیتواند اولویتی را بر سکونت انسان ایجاب کند: {{متن حدیث|شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِيهِ وَ لَا خِصْبَ}}<ref>غرر الحکم ۱۶۵/۴.</ref> (بدترین و ناشایستهترین [[شهرها]] و کشورها جایی است که نه امنیت دارد و نه ارزانی و [[رفاه]] [[زندگی]]).
| |
| این [[روایات]] در عین اینکه معیار [[انتخاب]] وطن را مشخص میکند بر اصل [[آزادی مسکن]] و [[وطن آزاد]] تأکید میکند.
| |
|
| |
|
| اصولاً وقتی شرایط اقلیمی و اوضاع [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] در [[شهر]] و یا کشوری به گونهای باشد که [[مسلمان]] در چنان شرایط و اوضاع نتواند به گونهای که [[اسلام]] میطلبد زندگی کند و [[قادر]] به انجام [[فرائض]] و [[وظائف]] و تعهداتش نشود، باید بر اساس اصل [[هجرت]] جایی را [[مسکن]] و وطن انتخاب کند که چنین امکاناتی را در برداشته باشد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است * بجز آن مردان و زنان و کودکان ناتوان شمرده شدهای که نه چارهای میتوانند اندیشید و نه راه به جایی دارند» سوره نساء، آیه ۹۷-۹۸.</ref>.
| | علایقی که [[انسان]] را به یک سرزمین مرتبط میکند تا [[وطن]] او باشد، بدون احراز امنیت در آن سرزمین نمیتواند اولویتی را بر سکونت انسان ایجاب کند. |
|
| |
|
| بر اساس اصل [[آزادی]] وطن، ماندن در شهر و یا کشوری که تواناییها را برای زندگی مناسب و انجام [[وظایف]] و تعهدات سلب میکند و استعدادها و توانهای بالقوه را از انسان میگیرد و [[راه رشد]] را به روی انسان میبندد و در برابر حرکت تکاملی [[انسان]] سد و مانع ایجاد میکند، با وجود همۀ علایق و کششها و مناسبتها، [[نامشروع]] است.
| | اصولاً وقتی شرایط اقلیمی و اوضاع [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] در [[شهر]] و یا کشوری به گونهای باشد که [[مسلمان]] در چنان شرایط و اوضاع نتواند به گونهای که [[اسلام]] میطلبد زندگی کند و [[قادر]] به انجام [[فرائض]] و [[وظائف]] و تعهداتش نشود، باید بر اساس اصل [[هجرت]] جایی را [[مسکن]] و وطن انتخاب کند که چنین امکاناتی را در برداشته باشد<ref>سوره نساء، آیه ۹۷-۹۸.</ref>. |
| مواردی که [[قرآن]] در آیۀ {{متن قرآن|إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا}} استثنا میکند، اختصاص به صورتی دارد که فاقد هرگونه امکان و نیرو و وسیله برای دگرگون کردن شرایط [[زندگی]] در [[شهر]] و یا کشوری که زندگی میکنند، بوده و به هیچ [[راه]] و رهنمودی [[هدایت]] نشده باشند. اما در شرایطی که میتوانند با [[نظام]] موجود و [[شرایط حاکم]] [[مبارزه]] کنند و [[رهبری صالح]] برای پیمودن این راه را در [[اختیار]] دارند، به جای [[هجرت]] باید به [[تغییر]] وضع موجود [[همت]] گمارند و نهادهای [[حاکم]] را دگرگون کنند.
| |
|
| |
|
| مسئلۀ هجرت برای اتخاذ [[وطن]] بهتر در [[اسلام]]، تا آنجا پیش میرود که حتی در مواردیکه فرد یا افراد در وطن خویش [[قادر]] به زندگی مناسب [[اسلامی]] و انجام [[وظایف]] و تعهدات خویش باشند، هرگاه به منظور سکونت در [[سرزمین]] بهتر و مناسبتر و راحتتر و برای رسیدن به [[گشایش]] بیشتر و امکانات وسیعتر از وطن خویش [[مهاجرت]] کنند، چنین هجرتی در [[راه خدا]] محسوب میشود: {{متن قرآن|وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً}}<ref>«و هر کس در راه خداوند هجرت گزیند، در زمین سرپناههای فراوان و گستردگی (در روزی) خواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref>.
| | بر اساس اصل [[آزادی]] وطن، ماندن در شهر و یا کشوری که تواناییها را برای زندگی مناسب و انجام [[وظایف]] و تعهدات سلب میکند و استعدادها و توانهای بالقوه را از انسان میگیرد و راه رشد را به روی انسان میبندد و در برابر حرکت تکاملی [[انسان]] سد و مانع ایجاد میکند، با وجود همۀ علایق و کششها و مناسبتها، [[نامشروع]] است. |
| در لغت، [[مراغم]] را به زمینی که دارای [[خاک]] نرم است معنا کردهاند و خاک نرم نشانۀ [[آمادگی]] [[زمین]] برای فعالیتهای [[کشاورزی]] و در نتیجه زندگی بهتر و شایستهتر است. برخی نیز مراغم را به معنای مطلق خاک و [[اقامتگاه]] [[تفسیر]] کردهاند که مفهوم [[آیه]] چنین میشود: (کسانیکه در راه خدا از وطن خود هجرت نمایند، از اینکه وطن خویش را با تمام علایقش ترک میکنند، [[نگرانی]] به [[دل]] راه ندهند که در زمین [[خدا]] اقامتگاهها و خاکها و جایگاههای فراوانی وجود دارد که هرکدام را مناسب دیدند میتوانند در آن سکنی اختیار نمایند).
| |
|
| |
|
| کلمۀ سعه که به معنای [[گشایش]] و گسترش و پهنی و فراوانی اطلاق میشود، در [[آیه]] بدون قید و به طور مطلق آمده و بهوضوح نشانگر آن است که این گشایش فراوانی که بر اثر [[مهاجرت]] در سرزمینهای دیگر در [[انتظار]] [[مهاجرین]] است، در یک بعد [[زندگی]] و مربوط به جهت خاصی نیست و شاید در تمامی ابعاد و شرایط زندگی صادق باشد.
| | مسئلۀ هجرت برای اتخاذ [[وطن]] بهتر در [[اسلام]]، تا آنجا پیش میرود که حتی در مواردی که فرد یا افراد در وطن خویش [[قادر]] به زندگی مناسب [[اسلامی]] و انجام [[وظایف]] و تعهدات خویش باشند، هرگاه به منظور سکونت در سرزمین بهتر و مناسبتر و راحتتر و برای رسیدن به [[گشایش]] بیشتر و امکانات وسیعتر از وطن خویش [[مهاجرت]] کنند، چنین هجرتی در [[راه خدا]] محسوب میشود<ref>سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۵.</ref> |
| [[روایت]] معروف {{متن حدیث|حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْإِيمَانِ}}<ref>وسائلالشیعه، سفینة البحار، ج۲، ص۶۶۸.</ref> بیانگر رابطۀ [[ایمان]] و محل سکونت دایمی [[انسان]] بوده و مفهومش این است که رابطۀ [[عقیدتی]] با [[وطن]]، علاقه و [[محبت]] نسبت به آن را ایجاب میکند و هرگاه چنین رابطهای وجود نداشته باشد، خواهناخواه محبت و علاقهای نیز نخواهد بود.
| |
| | |
| این معنا درست خلاف برداشت مشهوری است که به استناد این [[حدیث]] گفته میشود که علاقه و [[مهر ورزیدن]] به هر [[شهر]] و کشوری که تنها به دلیل اینکه [[مسکن]] و وطن انسان است، جزء ایمان میباشد. در صورتی که سبک سخن در این حدیث با {{متن حدیث|النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ}} به طور کامل متفاوت است؛ خود وطن از مقتضیات ایمان نیست چنانچه [[نظافت]] خود از [[دستورات]] ایمان است، بلکه مهر ورزیدن به وطن مربوط به [[اعتقاد]] و باورهاست و این مقتضیات ایمان است که مهروزی را مشخص و ایجاب میکند. هرگاه وطن به گونهای باشد که ایمان شخص [[طلب]] میکند، مهر ورزیدن به جنین وطنی، بیشک جزو ایمان و از [[آثار ایمان]] است<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۱۳۵-۱۳۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۵.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |
| خط ۴۴: |
خط ۳۵: |
|
| |
|
| [[رده:آزادی]] | | [[رده:آزادی]] |
| [[رده:مدخل]]
| | |
| {{آزادی}} | | {{آزادی}} |