محمد بن عمر واقدی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
== آشنایی اجمالی ==
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[محمد بن عمر واقدی در تاریخ اسلامی]]</div>
[[ابوعبدالله محمد بن عمر بن واقد واقدی مدنی اسلمی بغدادی]]. وی در سال ۱۳۰هـ در [[مدینه]] به [[دنیا]] آمد و از [[موالیان]] [[بنی سهم]] بود و در ردیف مؤرخانی است که تخصص آنها در [[مغازی]] و [[فتوحات]] می‌‌باشد. او دوران [[فراگیری دانش]] را در مدینه گذراند و پس از آن به [[شام]] و [[رقّه]] رفت و دوباره به [[بغداد]] بازگشت و مدتی [[مأمون]] ([[خلافت]] ۱۹۸ ـ ۲۱۸ﻫ) سمت [[قاضی]] [[عسکر]] را به او سپرد.<ref>المغازی ۱/۵، مقدمه.</ref>  


==مقدمه==
[[واقدی]] از [[سفیان ثوری]] و [[مالک بن انس]] [[روایت]] کرد. [[محمد بن سعد]] و [[ابوحسان زیادی]] از وی روایت کرده‌اند.<ref>تاریخ بغداد ۳/۳.</ref> او به دلیل استفاده از روش‌های [[تاریخی]] خاص، مورد [[سرزنش]] [[اصحاب]] [[حدیث]] قرار گرفته، خصوصاً در مواردی که اسناد نقل‌ها را داخل در یکدیگر کرده و از چند سند یک متن را فراهم آورده است.<ref>منابع تاریخ اسلام ۷۶.</ref>
[[ابو عبدالله محمد بن عمر واقدی]] متولد [[مدینه]]، روایت‌ کننده از [[سفیان ثوری]] و [[ابن جریج]]، منتقل‌ شونده به [[عراق]]، دارای تألیفاتی از جمله [[تفسیر القرآن]]<ref>نویهض، معجم المفسرین، ج۲، ص۵۹۴.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۲۴۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
رجال‌نویسان [[اهل سنت]] او را مؤرخی مشهور، [[آگاه]] به [[اخبار]] [[جنگ‌ها]] و [[غزوات]]، مطلع از سرگذشت پیشینیان،<ref>تاریخ بغداد ۳/۳.</ref> محدثی [[حافظ]]، ادیب، [[مفسر]] و [[فقیه]] دانسته‌اند.<ref>تاریخ اسلام ۱۴/۳۶۱.</ref> الندیم او را [[شیعه]] می‌‌داند، <ref>الفهرست (الندیم) ۱۱۱.</ref> ولی [[شیخ مفید]] آن را ردّ می‌‌کند و می‌‌گوید: [[تمایل]] او به [[مذهب تسنن]] روشن است.<ref>قاموس الرجال ۸/۳۲۵.</ref> بیشتر اهل سنت او را [[تضعیف]] کرده‌اند.<ref>میزان الاعتدال ۳/۶۶۲.</ref>
 
کتاب مهم بر جای مانده او المغازی نشانه کار گسترده و تتبع بسیار وی در [[روایات]] ایام [[هجرت]] تا [[رحلت پیامبر]] {{صل}} می‌‌باشد. مقایسه کتابش با [[سیره]] [[ابن اسحاق]]، دامنه و وسعت کتاب واقدی را به خوبی آشکار می‌‌کند، خصوصاً از جهت ارایه جزئیات و حوادث ریز و درشت به مراتب بر سیره ابن اسحاق ترجیح دارد.
 
[[شیوه]] کارش این گونه بوده که با استفاده از تمامی منابع شفاهی و مکتوب به تحقیق درباره مغازی [[رسول خدا]] {{صل}} پرداخته و نکته مهم اینکه خود با رفتن به مناطقی که در آنها [[نبرد]] صورت گرفته و نیز اخذ اطلاعات لازم از نسب‌شناسان [[قبایل]]، آگاهی‌های خود را تکمیل کرده است. برخی از سندهای المغازی نشان می‌‌دهد که او از منابع رسمی و احتمالاً مکتوب استفاده کرده مانند آنجا که از [[زهری]] نقل می‌‌کند و در مواردی هم از اطلاعات [[خانوادگی]] استفاده کرده است. نکته شگفت اینکه واقدی با آنکه [[دانش]] خود را از [[مدینه]] گرفته و به [[عراق]] نیز رفته است، در بخش [[مغازی]] از [[ابن اسحاق]] چیزی نقل نکرده است.
 
در کتاب طبقات الکبری ۱۴۳ بار و در کتاب [[تاریخ الطبری]] ۳۸۷ بار از واقدی نام برده شده که نشانگر وسعت استفاده آن دو از واقدی است. همچنین واقدی کتابی درباره [[جنگ جمل]] داشته که [[سید رضی]] [[خطبه]] ای از [[امام علی]] {{ع}}را به نقل از کتاب الجمل واقدی آورده است.
 
کتابی که تحت عنوان [[فتوح الشام]] به او نسبت داده شده، بیشتر حماسی و در بسیاری از موارد فاقد سند و حتی اسناد آن غیر مأنوس است و لذا در نسبت آن به واقدی تردید شده است. کتاب دیگری با عنوان الرده اخیراً از وی به چاپ رسیده و شباهت زیادی به آنچه در فتوح ابن اعثم درباره رده آمده، دارد و می‌‌تواند بدان معنا باشد که ابن اعثم حوادث رده را از کتاب واقدی استفاده کرده است.<ref>منابع تاریخ اسلام ۷۶.</ref> واقدی خودش مستقیماً از زهری [[روایت]] نکرده، اما در بیشتر موارد، اعتمادش بر روایاتی است که دیگران مستقیماً از زهری روایت کرده‌اند. از مهم‌ترین خصوصیات کتاب المغازی این است که [[کامل‌ترین]] کتاب [[تاریخی]] از جهت [[نظم]] و ترتیب تاریخی نسبت به دوره خودش می‌‌باشد. تعداد زیادی از کتب مغازی همچون کتاب [[سیره]] ابن اسحاق بدون تاریخ است یعنی وقایع و حوادث ذکر شده تاریخ ندارند، اما کتاب المغازی واقدی تاریخ بندی و [[منظم]] است. در مجموع، کتاب المغازی واقدی کامل‌ترین و بهترین [[تاریخ]] برای [[زندگی پیامبر اسلام]] {{صل}} می‌‌باشد.<ref>المغازی ۸، مقدمه.</ref>
 
[[سال]] [[مرگ]] او را به [[اختلاف]] از ۲۰۷ تا ۲۰۹هـ ذکر کرده‌اند، ولی [[خطیب بغدادی]] می‌‌گوید: او سال ۲۰۷هـ در [[بغداد]] از [[دنیا]] رفت و در [[مقبره]] [[خیزران]] [[دفن]] شد.<ref>تاریخ بغداد ۳/۴ و ۲۰.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۷۴۸-۷۴۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009972.jpg|22px]] [[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|'''تاریخ تفسیر قرآن''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۰۵

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

آشنایی اجمالی

ابوعبدالله محمد بن عمر بن واقد واقدی مدنی اسلمی بغدادی. وی در سال ۱۳۰هـ در مدینه به دنیا آمد و از موالیان بنی سهم بود و در ردیف مؤرخانی است که تخصص آنها در مغازی و فتوحات می‌‌باشد. او دوران فراگیری دانش را در مدینه گذراند و پس از آن به شام و رقّه رفت و دوباره به بغداد بازگشت و مدتی مأمون (خلافت ۱۹۸ ـ ۲۱۸ﻫ) سمت قاضی عسکر را به او سپرد.[۱]

واقدی از سفیان ثوری و مالک بن انس روایت کرد. محمد بن سعد و ابوحسان زیادی از وی روایت کرده‌اند.[۲] او به دلیل استفاده از روش‌های تاریخی خاص، مورد سرزنش اصحاب حدیث قرار گرفته، خصوصاً در مواردی که اسناد نقل‌ها را داخل در یکدیگر کرده و از چند سند یک متن را فراهم آورده است.[۳]

رجال‌نویسان اهل سنت او را مؤرخی مشهور، آگاه به اخبار جنگ‌ها و غزوات، مطلع از سرگذشت پیشینیان،[۴] محدثی حافظ، ادیب، مفسر و فقیه دانسته‌اند.[۵] الندیم او را شیعه می‌‌داند، [۶] ولی شیخ مفید آن را ردّ می‌‌کند و می‌‌گوید: تمایل او به مذهب تسنن روشن است.[۷] بیشتر اهل سنت او را تضعیف کرده‌اند.[۸]

کتاب مهم بر جای مانده او المغازی نشانه کار گسترده و تتبع بسیار وی در روایات ایام هجرت تا رحلت پیامبر (ص) می‌‌باشد. مقایسه کتابش با سیره ابن اسحاق، دامنه و وسعت کتاب واقدی را به خوبی آشکار می‌‌کند، خصوصاً از جهت ارایه جزئیات و حوادث ریز و درشت به مراتب بر سیره ابن اسحاق ترجیح دارد.

شیوه کارش این گونه بوده که با استفاده از تمامی منابع شفاهی و مکتوب به تحقیق درباره مغازی رسول خدا (ص) پرداخته و نکته مهم اینکه خود با رفتن به مناطقی که در آنها نبرد صورت گرفته و نیز اخذ اطلاعات لازم از نسب‌شناسان قبایل، آگاهی‌های خود را تکمیل کرده است. برخی از سندهای المغازی نشان می‌‌دهد که او از منابع رسمی و احتمالاً مکتوب استفاده کرده مانند آنجا که از زهری نقل می‌‌کند و در مواردی هم از اطلاعات خانوادگی استفاده کرده است. نکته شگفت اینکه واقدی با آنکه دانش خود را از مدینه گرفته و به عراق نیز رفته است، در بخش مغازی از ابن اسحاق چیزی نقل نکرده است.

در کتاب طبقات الکبری ۱۴۳ بار و در کتاب تاریخ الطبری ۳۸۷ بار از واقدی نام برده شده که نشانگر وسعت استفاده آن دو از واقدی است. همچنین واقدی کتابی درباره جنگ جمل داشته که سید رضی خطبه ای از امام علی (ع)را به نقل از کتاب الجمل واقدی آورده است.

کتابی که تحت عنوان فتوح الشام به او نسبت داده شده، بیشتر حماسی و در بسیاری از موارد فاقد سند و حتی اسناد آن غیر مأنوس است و لذا در نسبت آن به واقدی تردید شده است. کتاب دیگری با عنوان الرده اخیراً از وی به چاپ رسیده و شباهت زیادی به آنچه در فتوح ابن اعثم درباره رده آمده، دارد و می‌‌تواند بدان معنا باشد که ابن اعثم حوادث رده را از کتاب واقدی استفاده کرده است.[۹] واقدی خودش مستقیماً از زهری روایت نکرده، اما در بیشتر موارد، اعتمادش بر روایاتی است که دیگران مستقیماً از زهری روایت کرده‌اند. از مهم‌ترین خصوصیات کتاب المغازی این است که کامل‌ترین کتاب تاریخی از جهت نظم و ترتیب تاریخی نسبت به دوره خودش می‌‌باشد. تعداد زیادی از کتب مغازی همچون کتاب سیره ابن اسحاق بدون تاریخ است یعنی وقایع و حوادث ذکر شده تاریخ ندارند، اما کتاب المغازی واقدی تاریخ بندی و منظم است. در مجموع، کتاب المغازی واقدی کامل‌ترین و بهترین تاریخ برای زندگی پیامبر اسلام (ص) می‌‌باشد.[۱۰]

سال مرگ او را به اختلاف از ۲۰۷ تا ۲۰۹هـ ذکر کرده‌اند، ولی خطیب بغدادی می‌‌گوید: او سال ۲۰۷هـ در بغداد از دنیا رفت و در مقبره خیزران دفن شد.[۱۱].[۱۲]

منابع

  1.   جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱

پانویس

  1. المغازی ۱/۵، مقدمه.
  2. تاریخ بغداد ۳/۳.
  3. منابع تاریخ اسلام ۷۶.
  4. تاریخ بغداد ۳/۳.
  5. تاریخ اسلام ۱۴/۳۶۱.
  6. الفهرست (الندیم) ۱۱۱.
  7. قاموس الرجال ۸/۳۲۵.
  8. میزان الاعتدال ۳/۶۶۲.
  9. منابع تاریخ اسلام ۷۶.
  10. المغازی ۸، مقدمه.
  11. تاریخ بغداد ۳/۴ و ۲۰.
  12. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۷۴۸-۷۴۹.