بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[امام]] {{ع}} بر [[رفتار]] کارگزارانی که با [[مردم]] در تماس بودند، اهتمامی ویژه داشت و خود را در [[پاداش]] و [[کیفر]] [[رفتار]] [[نیک]] یا بد آنان شریک میدانست. از اینرو هم در [[گزینش]] این افراد دقت لازم را داشت و هم آنان را در پرتو [[تربیت]] خود قرار میداد و پیوسته مطالبی را به آنان متذکر میشد، [[نامه]] ۵۱ از آن دستنامههایی است که [[امام]] به [[کارگزاران]] [[خراج]] نوشته است. آنان مستقیم با [[مردم]] مواجه میشوند و از آنان [[مال]] [[خدا]] را طلب میکنند و چون [[قدرت]] در دست دارند، ممکن است موجب [[بیم]] [[مردم]] شوند. [[امام]] {{ع}} در آغازنامه، [[کارگزاران]] را به فرارسیدن [[روز رستاخیز]] هشدار میدهد؛ روزی که [[انسانها]] مورد بازخواست قرارخواهند گرفت. [[کارگزاران اقتصادی]] در واقع خزانهداران مردماند، پس باید با آنها از در [[انصاف]] درآیند بردبار و [[شکیبا]] باشند. [[امام]] سفارش میکند مبادا که آنان در اخذ [[مالیات]] سختگیر باشند و لوازمی را که مورد [[نیاز]] [[مردمان]] است، چون لباسهای زمستانی یا تابستانی، چهارپایانی که وسیله کسب درآمدند یا بردگان که ابزار دست آنان هستند، نگیرند و... | [[امام]] {{ع}} بر [[رفتار]] کارگزارانی که با [[مردم]] در تماس بودند، اهتمامی ویژه داشت و خود را در [[پاداش]] و [[کیفر]] [[رفتار]] [[نیک]] یا بد آنان شریک میدانست. از اینرو هم در [[گزینش]] این افراد دقت لازم را داشت و هم آنان را در پرتو [[تربیت]] خود قرار میداد و پیوسته مطالبی را به آنان متذکر میشد، [[نامه]] ۵۱ از آن دستنامههایی است که [[امام]] به [[کارگزاران]] [[خراج]] نوشته است. آنان مستقیم با [[مردم]] مواجه میشوند و از آنان [[مال]] [[خدا]] را طلب میکنند و چون [[قدرت]] در دست دارند، ممکن است موجب [[بیم]] [[مردم]] شوند. [[امام]] {{ع}} در آغازنامه، [[کارگزاران]] را به فرارسیدن [[روز رستاخیز]] هشدار میدهد؛ روزی که [[انسانها]] مورد بازخواست قرارخواهند گرفت. [[کارگزاران اقتصادی]] در واقع خزانهداران مردماند، پس باید با آنها از در [[انصاف]] درآیند بردبار و [[شکیبا]] باشند. [[امام]] سفارش میکند مبادا که آنان در اخذ [[مالیات]] سختگیر باشند و لوازمی را که مورد [[نیاز]] [[مردمان]] است، چون لباسهای زمستانی یا تابستانی، چهارپایانی که وسیله کسب درآمدند یا بردگان که ابزار دست آنان هستند، نگیرند و... . | ||
[[کارگزاران]] باید [[خیرخواه]] [[مردم]] باشند و هرگز نباید حاجتمندی را [[ناامید]] گردانند و لازم است به [[مردمان]] [[کمک]] و [[یاری]] رسانند. در این صورت [[واجب]] [[الهی]] را پاس داشتهاند و رضای [[خداوند]] را کسب کردهاند | [[کارگزاران]] باید [[خیرخواه]] [[مردم]] باشند و هرگز نباید حاجتمندی را [[ناامید]] گردانند و لازم است به [[مردمان]] [[کمک]] و [[یاری]] رسانند. در این صورت [[واجب]] [[الهی]] را پاس داشتهاند و رضای [[خداوند]] را کسب کردهاند. | ||
افزون بر [[سید رضی]]، [[نصر بن مزاحم]] در [[وقعة الصفین]] این [[نامه]] را گزارش کرده است | افزون بر [[سید رضی]]، [[نصر بن مزاحم]] در [[وقعة الصفین]] این [[نامه]] را گزارش کرده است. | ||
== فرازی از [[نامه]] == | == فرازی از [[نامه]] == | ||
پس داد [[مردم]] را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان [[شکیبایی]] ورزید، که شما رعیت را گنجورانید و [[امت]] را [[وکیلان]] و [[امامان]] را سفیران. [[حاجت]] کسی را روا ناکرده مگذارید و او را از آنچه مطلوب اوست بازمدارید و برای گرفتن [[خراج]]، پوشش زمستانی و تابستانی (رعیت) را مفروشید و چارپایی که بدان کار کنند و بندهای را (که در [[اختیار]] دارند). و برای درهمی کسی را تازیانه مزنید و دست به [[مال]] کسی مبرید، [[نمازگزار]] باشد یا [[پیمان]] [[مسلمانان]] را عهدهدار؛ جز آنکه اسبی یا جنگافزاری را بینید که در [[جنگ]] با [[مسلمانان]] بهکار میرود، که [[مسلمان]] را روا نیست است و جنگافزار را در دست [[دشمنان اسلام]] وانهد تا موجب نیروی آنان بر زیان [[مسلمانان]] شود. [[خیرخواهی]] را دریغ مدارید و با [[سپاهیان]] نیکرفتاری را فرومگذارید و رعیت را [[یاری]] کنید و [[دین خدا]] را نیز نیرو بخشید. آنچه در [[راه خدا]] برعهده شماست بهجای آرید، که [[خدای سبحان]] از ما و شما خواسته است تا در حد [[توانایی]] او را [[سپاس]] گوییم و تا آنجا که نیرو داریم او را [[یاری]] دهیم؛ و هیچ نیرویی جز از جانب [[خدا]] نیست<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، | پس داد [[مردم]] را از خود بدهید و در برآوردن حاجتهای آنان [[شکیبایی]] ورزید، که شما رعیت را گنجورانید و [[امت]] را [[وکیلان]] و [[امامان]] را سفیران. [[حاجت]] کسی را روا ناکرده مگذارید و او را از آنچه مطلوب اوست بازمدارید و برای گرفتن [[خراج]]، پوشش زمستانی و تابستانی (رعیت) را مفروشید و چارپایی که بدان کار کنند و بندهای را (که در [[اختیار]] دارند). و برای درهمی کسی را تازیانه مزنید و دست به [[مال]] کسی مبرید، [[نمازگزار]] باشد یا [[پیمان]] [[مسلمانان]] را عهدهدار؛ جز آنکه اسبی یا جنگافزاری را بینید که در [[جنگ]] با [[مسلمانان]] بهکار میرود، که [[مسلمان]] را روا نیست است و جنگافزار را در دست [[دشمنان اسلام]] وانهد تا موجب نیروی آنان بر زیان [[مسلمانان]] شود. [[خیرخواهی]] را دریغ مدارید و با [[سپاهیان]] نیکرفتاری را فرومگذارید و رعیت را [[یاری]] کنید و [[دین خدا]] را نیز نیرو بخشید. آنچه در [[راه خدا]] برعهده شماست بهجای آرید، که [[خدای سبحان]] از ما و شما خواسته است تا در حد [[توانایی]] او را [[سپاس]] گوییم و تا آنجا که نیرو داریم او را [[یاری]] دهیم؛ و هیچ نیرویی جز از جانب [[خدا]] نیست<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۷۹۵ ـ ۷۹۶.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||