جز
جایگزینی متن - 'طی' به 'طی'
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'طی' به 'طی') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
*زیاد پس از [[آگاهی]] از فرار او، تمام اموالش را مصادره و [[برادر]] و [[فرزندان]] و همسرش را [[حبس]] کرد و خانهاش را نیز ویران نمود. وقتی این خبر ناگوار به [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} رسید که زیاد، [[خانه]] سعید را خراب و اموالش را مصادره و بستگانش را [[حبس]] کرده، نامهای توأم با [[سرزنش]] برای او نوشت و [[رفتار]] [[زشت]] و ظالمانهاش را مورد [[نکوهش]] قرار داد. | *زیاد پس از [[آگاهی]] از فرار او، تمام اموالش را مصادره و [[برادر]] و [[فرزندان]] و همسرش را [[حبس]] کرد و خانهاش را نیز ویران نمود. وقتی این خبر ناگوار به [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} رسید که زیاد، [[خانه]] سعید را خراب و اموالش را مصادره و بستگانش را [[حبس]] کرده، نامهای توأم با [[سرزنش]] برای او نوشت و [[رفتار]] [[زشت]] و ظالمانهاش را مورد [[نکوهش]] قرار داد. | ||
*زیاد از [[نامه]] [[حضرت]] [[خشمگین]] شد و پاسخ [[امام]]{{ع}} را به نحو ناشایست داد. آغاز [[نامه]] چنین بود: از [[زیاد بن ابی سفیان]] به [[حسن بن فاطمه]]! اما بعد... من [[حاکم]] هستم و تو رعیتی.... | *زیاد از [[نامه]] [[حضرت]] [[خشمگین]] شد و پاسخ [[امام]]{{ع}} را به نحو ناشایست داد. آغاز [[نامه]] چنین بود: از [[زیاد بن ابی سفیان]] به [[حسن بن فاطمه]]! اما بعد... من [[حاکم]] هستم و تو رعیتی.... | ||
*این [[نامه]] حکایت از عمق رذالت و [[پستی]] زیاد و [[دشمنی]] او با [[حضرت علی]]{{ع}} و [[خاندان پیامبر]] داشت. [[امام مجتبی]]{{ع}} چون [[نامه]] زیاد را خواند، لبخندی زد و موضوع را | *این [[نامه]] حکایت از عمق رذالت و [[پستی]] زیاد و [[دشمنی]] او با [[حضرت علی]]{{ع}} و [[خاندان پیامبر]] داشت. [[امام مجتبی]]{{ع}} چون [[نامه]] زیاد را خواند، لبخندی زد و موضوع را طی نامهای برای [[معاویه]] نوشت و [[نامه]] زیاد را هم ضمیمه آن کرد و به [[شام]] فرستاد. (چون طبق [[قرارداد صلح]]، [[معاویه]] و کارگزارانش [[حق]] نداشتند متعرض [[یاران]] و [[دوستان]] [[علی]]{{ع}} بشوند لذا این عمل، [[نقض پیمان]] به حساب میآمد). و نامهای هم به اختصار و پرمعنا به زیاد نوشت که متن آن چنین بود: "از [[حسن]] پسر [[فاطمه]] به زیاد پسر [[سمیه]]، اما بعد، همانا که [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده است: [[فرزند]] از بستر، ([[فرزند]] [[مشروع]]) برای [[پدر]] است و برای زناکار سنگ است. والسلام"<ref>اشاره به این که تو از زنا به دنیا آمدهای و فرزند پدر نیستی و نسبت تو به ابوسفیان طبق فرمایش رسول خدا{{صل}} نابجا است.</ref>. | ||
*هنگامی که [[معاویه]] [[نامه]] زیاد برای [[امام حسن]]{{ع}} را خواند، [[شام]] بر او تنگ شد و فوری نامهای با [[عتاب]] و خطاب برای زیاد نوشت: اما بعد، [[حسن بن علی]] [[نامه]] تو را که در پاسخ [[نامه]] او در مورد ابن سرح نوشته بود، برای من فرستاده است... اینک چون این [[نامه]] من به [[دست]] تو رسید، آنچه از [[سعید بن ابی سرح]] در [[دست]] داری، رها کن و خانهاش را بساز و اموالش را بر او برگردان و متعرض او مباش و من برای [[حسن]] - که بر او [[درود]] باد - نوشته ام که سعید را مخیر کند، اگر میخواهد پیش او بماند و اگر میخواهد به [[سرزمین]] خود [[کوفه]] برگردد و تو را هیچ تسلطی بر او نیست نه زبانی و نه به گونه دیگر. اما این که نامهای برای [[حسن]] به نام خودش با اضافه به نام مادرش نوشتهای و او را به پدرش نسبت ندادهای، [[حسن]] از کسانی نیست که به او [[اهانت]] شودای بی [[مادر]]، میدانی که او را به چه [[مادر]] [[بزرگواری]] نسبت دادهای، مگر نمیدانستی که [[مادر]] او [[فاطمه]] [[دختر رسول خدا]]{{صل}} است و انتساب به او اگر میدانستی و میاندیشیدی برای [[حسن]] افتخارآمیزتر است<ref>در شرح حال «زیاد بن ابیه» ذکر این نامه و جواب آن آمده است.</ref>. | *هنگامی که [[معاویه]] [[نامه]] زیاد برای [[امام حسن]]{{ع}} را خواند، [[شام]] بر او تنگ شد و فوری نامهای با [[عتاب]] و خطاب برای زیاد نوشت: اما بعد، [[حسن بن علی]] [[نامه]] تو را که در پاسخ [[نامه]] او در مورد ابن سرح نوشته بود، برای من فرستاده است... اینک چون این [[نامه]] من به [[دست]] تو رسید، آنچه از [[سعید بن ابی سرح]] در [[دست]] داری، رها کن و خانهاش را بساز و اموالش را بر او برگردان و متعرض او مباش و من برای [[حسن]] - که بر او [[درود]] باد - نوشته ام که سعید را مخیر کند، اگر میخواهد پیش او بماند و اگر میخواهد به [[سرزمین]] خود [[کوفه]] برگردد و تو را هیچ تسلطی بر او نیست نه زبانی و نه به گونه دیگر. اما این که نامهای برای [[حسن]] به نام خودش با اضافه به نام مادرش نوشتهای و او را به پدرش نسبت ندادهای، [[حسن]] از کسانی نیست که به او [[اهانت]] شودای بی [[مادر]]، میدانی که او را به چه [[مادر]] [[بزرگواری]] نسبت دادهای، مگر نمیدانستی که [[مادر]] او [[فاطمه]] [[دختر رسول خدا]]{{صل}} است و انتساب به او اگر میدانستی و میاندیشیدی برای [[حسن]] افتخارآمیزتر است<ref>در شرح حال «زیاد بن ابیه» ذکر این نامه و جواب آن آمده است.</ref>. | ||
*[[معاویه]]، پایین [[نامه]] اشعاری هم نوشت که از جمله این ابیات است: "همانا [[حسن]] پسر کسی است که پیش از او بود و چون حرکت میکرد [[مرگ]] هم با او همراه بود. مگر شیر ژیان جز مانند خود، چیزی میزاید و اینک [[حسن]] شبیه و نظیر همان شیر است"<ref>{{عربی|أمَا حَسَنٌ فابنُ الَّذي كانَ قَبْلَهُ * إذا سارَ سارَ المَوتُ حَيثُ يَسيرُ و هَلْ يَلِدُ الرِئْبالُ إلَّا نَظِيرَهُ * و ذا حَسَنٌ شِبْهٌ لَهُ و نظير}}؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۹۴ - ۱۹۵.</ref> | *[[معاویه]]، پایین [[نامه]] اشعاری هم نوشت که از جمله این ابیات است: "همانا [[حسن]] پسر کسی است که پیش از او بود و چون حرکت میکرد [[مرگ]] هم با او همراه بود. مگر شیر ژیان جز مانند خود، چیزی میزاید و اینک [[حسن]] شبیه و نظیر همان شیر است"<ref>{{عربی|أمَا حَسَنٌ فابنُ الَّذي كانَ قَبْلَهُ * إذا سارَ سارَ المَوتُ حَيثُ يَسيرُ و هَلْ يَلِدُ الرِئْبالُ إلَّا نَظِيرَهُ * و ذا حَسَنٌ شِبْهٌ لَهُ و نظير}}؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۹۴ - ۱۹۵.</ref> | ||