سلام (اسم الهی): تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صفات الهی | عنوان مدخل = سلام | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == سلام از ریشه «س - ل - م» یکی از دو مصدر باب تفعیل و به معنای سالم بودن از هرگونه عیب و نقص است.<ref>مفردات، ص۴۲۱؛ لسان العرب، ج۶، ص۳۴۲، «س...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = صفات الهی | | موضوع مرتبط = صفات الهی | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۹: | ||
در تبیین سلام به عنوان نام خداوند چند دیدگاه است: | در تبیین سلام به عنوان نام خداوند چند دیدگاه است: | ||
#[[ذات خداوند]] ازهرگونه [[عیب]]، [[نقص]] و آفت مبرّاست.<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ زادالمسیر، ج۴، ص۲۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۱۰۸.</ref> طبق این نظر، [[سلام]] با قدّوس هممعناست؛ با این تفاوت که [[قدوس]] بر [[منزه]] بودن خداوند در گذشته و حال دلالت دارد؛ ولی صفت سلام تنها به [[آینده]] اشاره دارد؛ زیرا اگر عیبی بر وی عارض شود موجب زوال سلامت خواهد شد.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳.</ref> | # [[ذات خداوند]] ازهرگونه [[عیب]]، [[نقص]] و آفت مبرّاست.<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ زادالمسیر، ج۴، ص۲۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۱۰۸.</ref> طبق این نظر، [[سلام]] با قدّوس هممعناست؛ با این تفاوت که [[قدوس]] بر [[منزه]] بودن خداوند در گذشته و حال دلالت دارد؛ ولی صفت سلام تنها به [[آینده]] اشاره دارد؛ زیرا اگر عیبی بر وی عارض شود موجب زوال سلامت خواهد شد.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳.</ref> | ||
#[[بندگان]] از [[ستم]] او در [[امان]] و سالماند.<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۳۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۲۲.</ref> | # [[بندگان]] از [[ستم]] او در [[امان]] و سالماند.<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۳۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۲۲.</ref> | ||
#[[خدا]] اعطا کننده سلامت به بندگان است.<ref> مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶-۱۹۸.</ref> | # [[خدا]] اعطا کننده سلامت به بندگان است.<ref> مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶-۱۹۸.</ref> | ||
#خدا در امان نگهدارنده آنان از [[مهالک]] یا سلامکننده بر ایشان در بهشت است: {{متن قرآن|تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.</ref>.<ref>شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>، چنانکه [[حضرت یحیی]]{{ع}} را از آفات و [[ترس]] هنگام ولادت، [[مرگ]] و [[بعث]]، ایمن دانسته است: {{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا}}<ref>«و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.</ref>.<ref> شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶.</ref> | #خدا در امان نگهدارنده آنان از [[مهالک]] یا سلامکننده بر ایشان در بهشت است: {{متن قرآن|تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا}}<ref>«درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.</ref>.<ref>شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.</ref>، چنانکه [[حضرت یحیی]]{{ع}} را از آفات و [[ترس]] هنگام ولادت، [[مرگ]] و [[بعث]]، ایمن دانسته است: {{متن قرآن|وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا}}<ref>«و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.</ref>.<ref> شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶.</ref> | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:اسماء و صفات الهی]] | [[رده:اسماء و صفات الهی]] | ||
نسخهٔ ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۰۴
مقدمه
سلام از ریشه «س - ل - م» یکی از دو مصدر باب تفعیل و به معنای سالم بودن از هرگونه عیب و نقص است.[۱]
اطلاق سلام بر خدا، به این معناست که ذات خداوند از هر عیبی، صفاتش از هر نقصی و افعالش از هر شرّی مصون است [۲] و به واسطه آن صفاتِ پیراسته از عیب، رحمت، عطوفت و کرم از وی متجلی میشوند.[۳]
بر اساس روایتی از پیامبر اکرم(ص) سلام یکی از ۹۹ اسم خداست که هرکه آنها را بشمارد، بهشت بر او واجب میشود،[۴] از این رو پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را به افشای سلام در میان خودشان سفارش کرده است؛[۵] همچنین برپایه روایتی آن حضرت فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ هُوَ اَلسَّلاَمُ»[۶] و پس از نماز سه بار این دعا را میخواند: « اَللَّهُمَّ أَنْتَ اَلسَّلاَمُ وَ مِنْكَ اَلسَّلاَمُ وَ لَكَ اَلسَّلاَمُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ اَلسَّلاَمُ »[۷]
سلام به عنوان اسم خدا تنها یک بار به صراحت در قرآن یاد شده است: ﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾[۸]؛ ولی در ترکیبهای «دارالسلام» که دو بار در قرآن آمده: ﴿لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۹]، ﴿وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۰] و «سبلالسلام»: ﴿يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۱] بنابر وجهی اسم و صفت الهی است و در آیات ﴿تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا﴾[۱۲] و ﴿وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا﴾[۱۳] و «سلیم» در آیه ﴿إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ﴾[۱۴] نیز به گونهای با این اسم و صفت الهی، پیوند دارد؛ زیرا دارالسلام و سبلالسلام دو گونه تفسیر شدهاند: برخی قائلاند که سلام نام خداوند و دارالسلام، به معنای داراللّه و مراد از «دار» بهشت است [۱۵] و خداوند به سبب نهایت تقدس بهشت، آن را به خودش نسبت داده است؛ آنگونه که کعبه را «بیتاللّه» میگویند.[۱۶] در تأیید این تفسیر، روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است.[۱۷]
برخی دیگر سلام را صفت «دار» دانستهاند،[۱۸] در نتیجه، دارالسلام به معنای دارالسلامه است؛ جایی که هیچ آفتی مانند مرگ، بیماری، فقر، غم و اندوه در آن نیست. [۱۹]
سُبلالسلام نیز یا به معنای راههای خداست که مقصود از آن دین اسلام است و خداوند آن را برای هدایت بشر تشریع کرده است،[۲۰] یا به معنای راههای سلامت که از هرگونه خوف، ضرر و ضلالت مصون است.[۲۱]
در تبیین سلام به عنوان نام خداوند چند دیدگاه است:
- ذات خداوند ازهرگونه عیب، نقص و آفت مبرّاست.[۲۲] طبق این نظر، سلام با قدّوس هممعناست؛ با این تفاوت که قدوس بر منزه بودن خداوند در گذشته و حال دلالت دارد؛ ولی صفت سلام تنها به آینده اشاره دارد؛ زیرا اگر عیبی بر وی عارض شود موجب زوال سلامت خواهد شد.[۲۳]
- بندگان از ستم او در امان و سالماند.[۲۴]
- خدا اعطا کننده سلامت به بندگان است.[۲۵]
- خدا در امان نگهدارنده آنان از مهالک یا سلامکننده بر ایشان در بهشت است: ﴿تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا﴾[۲۶].[۲۷]، چنانکه حضرت یحیی(ع) را از آفات و ترس هنگام ولادت، مرگ و بعث، ایمن دانسته است: ﴿وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا﴾[۲۸].[۲۹]
سلام، برپایه تعریف نخست و دوم در ردیف صفات سلبی و تنزیهی و براساس تعریف سوم، از صفات ثبوتی و بازگشت آن به قدرت بوده و با توجه به تعریف اخیر، کلام خداست.[۳۰] شایان ذکر است بندهای که دلش از هرگونه حقد، کینه، حسد و شر و بدنش از هرگونه گناه و ناپاکی سالم باشد، شایسته نام سلام [۳۱] و مصداق این آیه خواهد بود: ﴿إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ﴾[۳۲]؛ همچنین بهره و نصیب او از اسم سلام در دنیا، سالم بودن دین وی از بدعتها و شبهات، سلامت و حاکمیت عقل وی بر شهوت و غضب و سلامت قلب او از توجه به غیر خداست [۳۳].[۳۴]
منابع
پانویس
- ↑ مفردات، ص۴۲۱؛ لسان العرب، ج۶، ص۳۴۲، «سلم».
- ↑ شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۷.
- ↑ التحقیق، ج۵، ص۱۹۲، «سلم».
- ↑ سنن الترمذی، ج۵، ص۱۹۲؛ التوحید، ص۱۹۴، ۲۱۹؛ السنن الکبری، ج۱۰، ص۲۷.
- ↑ سنن الترمذی، ج۳، ص۱۸۷؛ مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۶۲.
- ↑ صحیح البخاری، ج۷، ص۱۶۵؛ ج۸، ص۲۱۰؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۱۲۲.
- ↑ صحیح مسلم، ج۵، ص۹۳.
- ↑ «اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب، ایمنیبخش، گواه راستین ، پیروز کامشکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک میورزند» سوره حشر، آیه ۲۳.
- ↑ «سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.
- ↑ «و خداوند به بهشت فرا میخواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون میگردد» سوره یونس، آیه ۲۵.
- ↑ «خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۶.
- ↑ «درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.
- ↑ «و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.
- ↑ «جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.
- ↑ جامع البیان، ج۸، ص۲۵؛ التبیان، ج۴، ص۲۷۱؛ مجمع البیان، ج۴، ص۵۶۳.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲.
- ↑ معانی الاخبار، ج۱، ص۳۹۰.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۳، ص۱۸۲.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲؛ المیزان، ج۷، ص۳۴۵.
- ↑ جامع البیان، ج۶، ص۱۰۴؛ التبیان، ج۳، ص۴۷۵؛ مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۰.
- ↑ التبیان، ج۳، ص۴۷۵.
- ↑ مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ زادالمسیر، ج۴، ص۲۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۱۰۸.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳.
- ↑ جامع البیان، ج۲۸، ص۳۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۲۲.
- ↑ مجمعالبیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶-۱۹۸.
- ↑ «درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.
- ↑ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.
- ↑ «و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.
- ↑ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ القواعد و الفوائد، ص۲۶۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.
- ↑ شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸.
- ↑ «جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.
- ↑ شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۸.
- ↑ زکی، محمد ابراهیم، مقاله «سلام اسماء و صفات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۵، ص ۵۲۲- ۵۲۴