عصمت وحی: تفاوت میان نسخهها
خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==[[دلایل]] [[عصمت]] [[وحی]]== | ==[[دلایل]] [[عصمت]] [[وحی]]== | ||
{{اصلی|اثبات عصمت وحی}} | {{اصلی|اثبات عصمت وحی}} | ||
== معنای وحی == | |||
واژه [[وحی]] در [[زبان عربی]] و همچنین در [[قرآن کریم]]، در معانی گوناگونی به کار رفته است، که ذکر و بررسی آنها خارج از بحث کنونی ماست. ما در اینجا فقط به ذکر معنای اصطلاحی آن پرداخته و ویژگیهای آن را توضیح میدهیم. دریافت و [[تلقی وحی]] در اصطلاح [[علم کلام]]، عبارت است از: تفهیم اختصاصی مطالبی، به طریق غیر عادی. از طرف [[خداوند]] به [[بنده]] برگزیدهای که [[مأمور]] [[هدایت مردم]] شده است<ref>راهنماشناسی، ص۱۱؛ همچنین ر.ک: قرآنشناسی، ج۱، ص۵۲-۵۳.</ref>. امّا اینکه [[حقیقت]] و [[ماهیت وحی]] چیست، و به چه صورتی دریافت میشده است. از امور غیر قابل توصیف است. فقط باید آن را [[درک]] کرد تا [[حقیقت]] آن را دانست؛ هنگامی میتوانیم [[حقیقت]] و کیفیت [[وحی]] را دریابیم که به خود ما هم [[وحی]] بشود. مثلاً اگر برای کسی که [[کور]] مادرزاد است، گلها و رنگ آنها و لذتی را که از دیدن آنها به [[انسان]] [[دست]] میدهد، توصیف کنند، آن شخص، تنها چیزی که میتواند [[درک]] کند این است که در عالم خارج چیزی به نام گل وجود دارد. و دارای انواع و اقسام گوناگون و رنگهای متفاوتی هم میباشد، و [[آدمی]] از دیدن آنها [[لذت]] میبرد؛ امّا این [[فهم]] ناقص و [[درک]] اندک از واقعیت گل بسیار دور است. | |||
آنچه مسلم است و از [[قرآن کریم]] فهمیده میشود، این است که [[وحی]] به سه صورت انجام میگرفته است: | |||
# به وسیله القای مستقیم در [[قلب]] [[پیامبر]]؛ | |||
# با [[القا]] از پشت پرده و [[حجاب]]، به طوری که [[پیامبر]]، شخص [[متکلم]] را نمیدیده است؛ | |||
# از طریق [[فرشتگان]]، که به نظر و نگاه [[پیامبر]] میآمدند، و گاه نامرئی بودند. [[قرآن کریم]] در این مورد میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>. | |||
[[دانش]] و [[آگاهی]] [[بشر]]، [[قادر]] به [[درک]] واقعیت [[وحی]] نیست؛ تنها چیزی که ما میدانیم این است که میتوان به کمک [[دلایل عقلی]] و شواهد [[قرآنی]] و [[روایی]] ویژگیها و خصوصیاتی را برای [[وحی]] ذکر کرد که تا اندازهای پرده از چهره [[غیبی]] این پدیده ماورایی کنار رود و اذهان غبارآلود ما [[آدمیان]] خاکی با این هدیّت آسمانی آشنا شود. از این رو برای آشنایی – ولو بسیار سطحی و زمینی – با این [[نعمت]] بزرگ [[الهی]]، به دو ویژگی عمده که از مقوّمات آن به شمار میروند، اشاره میکنیم: | |||
# [[دریافت وحی]] از سوی [[پیامبران]]، از نوع دریافتهای حضوری بوده است. میدانیم که [[علوم]] و [[ادراکات]] [[آدمی]] به دو دسته کلّی قابل تقسیم هستند: حصولی و حضوری. در [[علوم حصولی]] همیشه صورت ادراکی، بین عالم و معلوم، واسطه و فاصله میشود؛ یعنی، قوّه درّاکه [[آدمی]] مستقیماً با خود واقع سر و کار ندارد، بلکه صورتی از آن را مییابد. امّا در [[علم حضوری]]، شخص عالم، عین معلوم را مییابد؛ یعنی، خود واقعیت را دریافت میکند و نه صورت [[ذهنی]] آن را. [[احساس]] درد یا [[گرسنگی]] و به طور کلی، حالات [[روانی]] و [[روحی]]، از این نوعند<ref>برای توضیح بیشتر، ر.ک: آموزش فلسفه، ج۱، ص۱۵۲-۱۷۱.</ref>. با توجه به این توضیح، باید گفت که [[ادراک]] [[وحی]] و دریافت و تلقی آن هم از قبیل [[علم حضوری]] است؛ زیرا که "[[پیغمبر]] [[وحی]] را از [[راه]] [[فکر]] – که اکتسابی است- دریافت نمیکند"<ref>راهنماشناسی، ص۱۴.</ref>. بلکه "کسی که استعداد دریافت آن را داشته باشد واجد یک [[حقیقت]] [[علمی]] میشود که حضوراً آن را مییابد و [[ارتباط]] آن را با وحیکننده - خواه فرشتهای واسطه باشد یا نباشد - [[مشاهده]] میکند"<ref>آموزش عقاید، ج۱-۲، ص۲۶۴.</ref>. | |||
# ویژگی دوم پدیده [[وحی]] که در واقع، نتیجه ویژگی اول میباشد - خطاناپذیری آن است؛ یعنی مانند [[ادراکات]] [[حسی]] و [[عقلی]] نیست که در معرض [[خطا]] و [[اشتباه]] باشد. چرا که [[تلقی وحی]] یعنی یک دریافت [[غیبی]] و [[باطنی]] که از قبیل [[علم حضوری]] است و در [[علم حضوری]]، هیچ گونه [[خطا]] و اشتباهی [[راه]] ندارد؛ زیرا که [[خطا]] و [[اشتباه]] تنها در واسطه بین عالم و معلوم امکان تحقق دارد؛ در حالی که در [[علم حضوری]]، بین عالم و معلوم چیزی واسطه نمیشود. اصلاً مقسم صحیح و [[خطا]] [[ادراک]] حصولی است<ref>راهنماشناسی، ص۱۷.</ref> [نه حضوری. بنابراین، امکان [[خطا]] و [[اشتباه]] در خود [[وحی]] نمیرود و همچنین] کسی که به او [[وحی]] میشود، هیچگاه [[شک]] نمیکند که آیا به من [[وحی]] شده یا [[خطا]] میکنم<ref>راهنماشناسی، ص۱۵-۱۶؛ و همچنین ر.ک: التمهید، ج۱، ص۸۲.</ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۹۳-۹۵.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == |
نسخهٔ ۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۰۰
عصمت وحی به معنای مصونیت، سلامت و خطاناپذیری وحی است. مقتضای علم و قدرت و حکمت الهی و لازمۀ هدایت انسانها آن است که وحی الهی بدون هیچگونه خطا و اشتباهی به دست مردم برسد[۱].
معناشناسی عصمت وحی
عصمت در لغت به معنای منع و جلوگیری است[۲] و در اصطلاح به کسی که از خطا و اشتباه مصون باشد را معصوم میگویند[۳]. عصمت وحی به معنای مصونیت، سلامت و خطاناپذیری وحی است.
مهمترین کسانی که باید صفت عصمت در آنها به طور ویژه وجود داشته باشد پیامبران الهی هستند، چراکه آنان مسئولیت ابلاغ وحی به مردم را بر عهده دارند. به عبارتی میتوان گفت مهمترین هدف پیامبران رساندن حقایق وحیانی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر است. لذا مسلمانان معتقدند خطاپذیری پیامبران در ابلاغ وحی الهی موجب نقض رسالت آنها میشود.
چرایی عصمت وحی
ضرورت عصمت وحی
در زمنیۀ عصمت وحی باید توجه داشت، به دلیل آنکه خداوند درصدد هدایت انسان هاست و ارسال وحی باید از هرگونه خطایی مصون باشد علاوه بر عصمت پیامبران ملائکه ایی هم که وحی را از طرف خداوند برای پیامبران نازل میکنند نیز باید از عصمت برخوردار باشند تا وحی به سلامت به بندگان الهی برسد. علاوه بر اینکه، خداوند متعال برای حفظ وحی خویش عدهای از فرشتگانش را مأمور ساخته است. از ابن عبّاس نقل شده است: هیچ آیهای بر پیامبر نازل نمیشد جز اینکه چهار فرشته نگهبان آن بودند تا به پیامبر برسانند[۴].
مصادیق عصمت وحی
دلایل عصمت وحی
معنای وحی
واژه وحی در زبان عربی و همچنین در قرآن کریم، در معانی گوناگونی به کار رفته است، که ذکر و بررسی آنها خارج از بحث کنونی ماست. ما در اینجا فقط به ذکر معنای اصطلاحی آن پرداخته و ویژگیهای آن را توضیح میدهیم. دریافت و تلقی وحی در اصطلاح علم کلام، عبارت است از: تفهیم اختصاصی مطالبی، به طریق غیر عادی. از طرف خداوند به بنده برگزیدهای که مأمور هدایت مردم شده است[۵]. امّا اینکه حقیقت و ماهیت وحی چیست، و به چه صورتی دریافت میشده است. از امور غیر قابل توصیف است. فقط باید آن را درک کرد تا حقیقت آن را دانست؛ هنگامی میتوانیم حقیقت و کیفیت وحی را دریابیم که به خود ما هم وحی بشود. مثلاً اگر برای کسی که کور مادرزاد است، گلها و رنگ آنها و لذتی را که از دیدن آنها به انسان دست میدهد، توصیف کنند، آن شخص، تنها چیزی که میتواند درک کند این است که در عالم خارج چیزی به نام گل وجود دارد. و دارای انواع و اقسام گوناگون و رنگهای متفاوتی هم میباشد، و آدمی از دیدن آنها لذت میبرد؛ امّا این فهم ناقص و درک اندک از واقعیت گل بسیار دور است.
آنچه مسلم است و از قرآن کریم فهمیده میشود، این است که وحی به سه صورت انجام میگرفته است:
- به وسیله القای مستقیم در قلب پیامبر؛
- با القا از پشت پرده و حجاب، به طوری که پیامبر، شخص متکلم را نمیدیده است؛
- از طریق فرشتگان، که به نظر و نگاه پیامبر میآمدند، و گاه نامرئی بودند. قرآن کریم در این مورد میفرماید: ﴿وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ﴾[۶].
دانش و آگاهی بشر، قادر به درک واقعیت وحی نیست؛ تنها چیزی که ما میدانیم این است که میتوان به کمک دلایل عقلی و شواهد قرآنی و روایی ویژگیها و خصوصیاتی را برای وحی ذکر کرد که تا اندازهای پرده از چهره غیبی این پدیده ماورایی کنار رود و اذهان غبارآلود ما آدمیان خاکی با این هدیّت آسمانی آشنا شود. از این رو برای آشنایی – ولو بسیار سطحی و زمینی – با این نعمت بزرگ الهی، به دو ویژگی عمده که از مقوّمات آن به شمار میروند، اشاره میکنیم:
- دریافت وحی از سوی پیامبران، از نوع دریافتهای حضوری بوده است. میدانیم که علوم و ادراکات آدمی به دو دسته کلّی قابل تقسیم هستند: حصولی و حضوری. در علوم حصولی همیشه صورت ادراکی، بین عالم و معلوم، واسطه و فاصله میشود؛ یعنی، قوّه درّاکه آدمی مستقیماً با خود واقع سر و کار ندارد، بلکه صورتی از آن را مییابد. امّا در علم حضوری، شخص عالم، عین معلوم را مییابد؛ یعنی، خود واقعیت را دریافت میکند و نه صورت ذهنی آن را. احساس درد یا گرسنگی و به طور کلی، حالات روانی و روحی، از این نوعند[۷]. با توجه به این توضیح، باید گفت که ادراک وحی و دریافت و تلقی آن هم از قبیل علم حضوری است؛ زیرا که "پیغمبر وحی را از راه فکر – که اکتسابی است- دریافت نمیکند"[۸]. بلکه "کسی که استعداد دریافت آن را داشته باشد واجد یک حقیقت علمی میشود که حضوراً آن را مییابد و ارتباط آن را با وحیکننده - خواه فرشتهای واسطه باشد یا نباشد - مشاهده میکند"[۹].
- ویژگی دوم پدیده وحی که در واقع، نتیجه ویژگی اول میباشد - خطاناپذیری آن است؛ یعنی مانند ادراکات حسی و عقلی نیست که در معرض خطا و اشتباه باشد. چرا که تلقی وحی یعنی یک دریافت غیبی و باطنی که از قبیل علم حضوری است و در علم حضوری، هیچ گونه خطا و اشتباهی راه ندارد؛ زیرا که خطا و اشتباه تنها در واسطه بین عالم و معلوم امکان تحقق دارد؛ در حالی که در علم حضوری، بین عالم و معلوم چیزی واسطه نمیشود. اصلاً مقسم صحیح و خطا ادراک حصولی است[۱۰] [نه حضوری. بنابراین، امکان خطا و اشتباه در خود وحی نمیرود و همچنین] کسی که به او وحی میشود، هیچگاه شک نمیکند که آیا به من وحی شده یا خطا میکنم[۱۱].[۱۲]
جستارهای وابسته
- عصمت مطلق
- عصمت نسبی
- عصمت از خطا
- عصمت از گناه
- عصمت در احکام
- عصمت در اعتقاد
- عصمت در افعال
- عصمت در تبلیغ
- عصمت علمی
- عصمت عملی
- عصمت امرای امام
- عصمت انبیا
- عصمت اهل اجماع
- عصمت اهل بیت
- عصمت اولوالامر
- عصمت غیر انبیا
- عصمت ملائکه
- عصمت نواب امام
- آیات عصمت
- اسباب عصمت
- اعتراف معصومین به گناه
- انسان معصوم
- زمان عصمت
- علم به مثالب معاصی
- علم به مناقب طاعات
- مقام عصمت
- وجوب عصمت
- عصمت از فراموشی در دریافت وحی
منبعشناسی جامع وحی و الهام
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص۱۴۱؛ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۳۵۹ - ۳۶۲
- ↑ لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۴؛ مفردات، ص۵۶۹ و ... .
- ↑ ر.ک: خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا وَ مَعَهُ أَرْبَعَةُ حَفَظَةٍ مِنَ الْمـَلَائِکَةِ یَحْفَظُونَهَا حَتَّی یُوَدُّونَهَا إِلَی النَّبِی؛ بحارالانوار، ج ۵۶، ص۲۰۱.
- ↑ راهنماشناسی، ص۱۱؛ همچنین ر.ک: قرآنشناسی، ج۱، ص۵۲-۵۳.
- ↑ «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.
- ↑ برای توضیح بیشتر، ر.ک: آموزش فلسفه، ج۱، ص۱۵۲-۱۷۱.
- ↑ راهنماشناسی، ص۱۴.
- ↑ آموزش عقاید، ج۱-۲، ص۲۶۴.
- ↑ راهنماشناسی، ص۱۷.
- ↑ راهنماشناسی، ص۱۵-۱۶؛ و همچنین ر.ک: التمهید، ج۱، ص۸۲.
- ↑ شریفی، احمد حسین، یوسفیان، حسن، پژوهشی در عصمت معصومان ص ۹۳-۹۵.