جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
کاوشهای باستانشناسی در مناطق گوناگون جزیرةالعرب نیز اطلاعات بسیاری از [[اقوام]] گذشته این سرزمین را به دست میدهد که روی هم رفته میتوان گفت بیشباهت به قوم عاد نیست، اما تا کنون آثار مشخصی از عادیان ساکن احقاف به گونه اطمینانآور به دست نیامده است<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۱۶.</ref>. شاید از همین روی برخی معاصران، عادیان را از اقوام ماقبل [[تاریخ]] شمردهاند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۰۷.</ref>. | کاوشهای باستانشناسی در مناطق گوناگون جزیرةالعرب نیز اطلاعات بسیاری از [[اقوام]] گذشته این سرزمین را به دست میدهد که روی هم رفته میتوان گفت بیشباهت به قوم عاد نیست، اما تا کنون آثار مشخصی از عادیان ساکن احقاف به گونه اطمینانآور به دست نیامده است<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۱۶.</ref>. شاید از همین روی برخی معاصران، عادیان را از اقوام ماقبل [[تاریخ]] شمردهاند<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۰۷.</ref>. | ||
برخی ضرب المثلهای رایج میان [[عرب جاهلی]] نیز از [[قدمت]] عاد و فاصله بسیار آن [[مردم]] از عصر [[نزول قرآن]] حکایت دارد. [[قرآن]] در | برخی ضرب المثلهای رایج میان [[عرب جاهلی]] نیز از [[قدمت]] عاد و فاصله بسیار آن [[مردم]] از عصر [[نزول قرآن]] حکایت دارد. [[قرآن]] در غالب یادکردهای خود از عادیان، آنان را پس از [[قوم نوح]] میشمرد و همچنین تعبیر {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}<ref>«قوم نخستین عاد» سوره نجم، آیه ۵۰.</ref> = "[[عاد]] نخستین" از نظر مفسران نشاندهنده وجود عاد دیگری است که میتواند بر قدمت تاریخ این [[قوم]] دلالت کند. با توجه به اینکه این واژه بیش از یک بار در قرآن نیامده و تنها دلالت بر وجود مکانی در جزیرةالعرب میکند، پیجویی درباره چگونگی منطقه و مردمانی که در آن [[زندگی]] میکردهاند تنها در حیطه [[علم]] باستانشناسی است که باید [[منتظر]] بود در [[آینده]] کارشناسان این فن چه چیز تازهای از آن منطقه [[کشف]] میکنند تا سبب آشکار شدن اطلاعات لازم و کافی برای [[شناخت]] آن شود. | ||
بنابراین، این کلمه به [[تنهایی]] نام مکانی است که چند و چون حالات [[مردمان]] آن را باید از قرائن و شواهد [[علمی]] و اشارات دیگری که احیاناً [[قرآن کریم]] درباره مکانهای مشابه آن دارد به دست آورد. با این همه دست نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیت سخت آب و هوایی، [[امید]] به یافتن آثاری از [[سرزمین]] [[عاد]] را از میان نبرده است. گزارشهای [[قرآن]] هم در این گونه موارد معمولاً بسیار کلی است مثلاً: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى}}<ref>«و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref>. تنها نشان از [[انحطاط]] شهرهای اطراف آنجا را دارد. یا اینکه قرآن گزارش میکند که: {{متن قرآن|وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و اگر (مشرکان) تو را دروغگو میشمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند * آیا روی زمین گردش نکردهاند» سوره حج، آیه ۴۲ و ۴۶.</ref>. همین مقدار میگوید که پیشینیان هم، [[پیامبران]] خود را [[تکذیب]] کردند؛ ولی با تعبیر {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}} پیگیری تحقیق علمی را به عهده [[اهل]] فن واگذار نموده است. با توجه به مطالب فوق، برای [[فهم]] معناشناختی [[قرآنی]] این کلمه، نیاز به [[دانش]] [[تاریخ]] و علم باستانشناسی میباشد و از خود این واژه، مفهوم خاصی [[استنباط]] و استفاده نمیشود، ولی اشارت کلی قرآن در مورد صعود و [[سقوط]] [[تمدنها]] میتواند هسته مرکزی مباحث [[تاریخی]] و جامعهشناختی و حتی [[روانشناختی]] [[امتها]] را در پی داشته باشد و سبب تحلیلهای گوناگون شود. | بنابراین، این کلمه به [[تنهایی]] نام مکانی است که چند و چون حالات [[مردمان]] آن را باید از قرائن و شواهد [[علمی]] و اشارات دیگری که احیاناً [[قرآن کریم]] درباره مکانهای مشابه آن دارد به دست آورد. با این همه دست نخورده ماندن مناطق بسیاری از جزیرةالعرب در اثر وضعیت سخت آب و هوایی، [[امید]] به یافتن آثاری از [[سرزمین]] [[عاد]] را از میان نبرده است. گزارشهای [[قرآن]] هم در این گونه موارد معمولاً بسیار کلی است مثلاً: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى}}<ref>«و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref>. تنها نشان از [[انحطاط]] شهرهای اطراف آنجا را دارد. یا اینکه قرآن گزارش میکند که: {{متن قرآن|وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ * أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«و اگر (مشرکان) تو را دروغگو میشمارند، پیش از ایشان، قوم نوح و عاد و ثمود هم (پیامبرانشان را) دروغگو شمردند * آیا روی زمین گردش نکردهاند» سوره حج، آیه ۴۲ و ۴۶.</ref>. همین مقدار میگوید که پیشینیان هم، [[پیامبران]] خود را [[تکذیب]] کردند؛ ولی با تعبیر {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ}} پیگیری تحقیق علمی را به عهده [[اهل]] فن واگذار نموده است. با توجه به مطالب فوق، برای [[فهم]] معناشناختی [[قرآنی]] این کلمه، نیاز به [[دانش]] [[تاریخ]] و علم باستانشناسی میباشد و از خود این واژه، مفهوم خاصی [[استنباط]] و استفاده نمیشود، ولی اشارت کلی قرآن در مورد صعود و [[سقوط]] [[تمدنها]] میتواند هسته مرکزی مباحث [[تاریخی]] و جامعهشناختی و حتی [[روانشناختی]] [[امتها]] را در پی داشته باشد و سبب تحلیلهای گوناگون شود. | ||