عصمت: تفاوت میان نسخهها
خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==عصمت در اصطلاح== | ==عصمت در اصطلاح== | ||
عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری میجوید. | *عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری میجوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود انسان [[معصوم]]، حضور و ظهور دارد و هیچ نیرویی چون غضب، شهوت و... موجب زوال آن نمیشود. جامعترین تعریف، از [[فاضل مقداد]] است زیرا عصمت را لطف الهی و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونیای که [[علامه طباطبائی]] گفتهاند، در حقیقت زمینهساز اعطای لطف الهی است و اشکال عدم برتری، فضیلت [[انبیا]] بر سایه مردم را رفع میکند. که در بخشهای آغازین دعای ندبه به آن اشاره شده است که میفرماید: تو با آنها شرط کردی زهد را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را مقرب خویش قراردادی و با [[وحی]] خویش آنان را گرامی داشتی<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۲۰۴-۲۰۷.</ref>. | ||
*[[عصمت]] قوه یا ملکهای از سوی خدای متعال است که وجود آن در هرکسی مانع صدور خطا و گناه از او میشود.[[امام]] نیز باید هم از گناه علمی و هم از خطا در امور دینی زیرا [[امامت]] استمرار [[نبوت]] است<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)| انسانشناسی]]، ص ۲۰۳.</ref>. | |||
==عصمت و [[عدالت]]== | ==عصمت و [[عدالت]]== | ||
{{اصلی|عدالت}} | {{اصلی|عدالت}} |
نسخهٔ ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۳۸
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عصمت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
عصمت به معنای دوی از خطا و گناه است، به شخص دارای این صفت معصوم گفته می شود.
واژه شناسی لغوی
- واژه "عصمت" از ریشه "عصم" در عربی به معنای منع و امساک است و چون شخص معصوم، از خطا و گناه بازداشته میشود، به او معصوم میگویند[۱].
- پیرامون معنای اصطلاحی عصمت، برخی حقیقت عصمت را لطف و تفضل الهی و عدهای، آرا قوه عاقله و دستهای، ملکه نفسانی و گروهی، حیثیت ویژه دانستهاند[۲].
- حق مطلب آن است که در تحقق ملکه عصمت، قابلیت قوه عاقله معصوم و لطف الهی، مؤثری باشند[۳].
- پیشوایان معصوم، قابلیت دریافت عصمت اعطایی از خداوند متعال را در دوره عالم ذر دریافت کردهاند، لذا عصمت پیامبران و امامان، قبل از بعثت و امامت و حتی قبل از جهان دنیوی اثبات میگردد[۴].
- برای عصمت در بیان لغویان معانیای چون منع از گناه، حفظ از گناه، نگهداری و امساک بیان شده است.
عصمت در اصطلاح
- عصمت لطفی است از جانب خداوند متعال که در پرتو آن، بنده با اختیار خود، از کار زشت دوری میجوید. عصمت، ملکه نفسانی قدرتمندی است که همواره در وجود انسان معصوم، حضور و ظهور دارد و هیچ نیرویی چون غضب، شهوت و... موجب زوال آن نمیشود. جامعترین تعریف، از فاضل مقداد است زیرا عصمت را لطف الهی و ملکه نفسانی تعریف کرده است. البته نیروی درونیای که علامه طباطبائی گفتهاند، در حقیقت زمینهساز اعطای لطف الهی است و اشکال عدم برتری، فضیلت انبیا بر سایه مردم را رفع میکند. که در بخشهای آغازین دعای ندبه به آن اشاره شده است که میفرماید: تو با آنها شرط کردی زهد را و دانستی وفا کردن ایشان به آن شرط را، پس آنان را مقرب خویش قراردادی و با وحی خویش آنان را گرامی داشتی[۵].
- عصمت قوه یا ملکهای از سوی خدای متعال است که وجود آن در هرکسی مانع صدور خطا و گناه از او میشود.امام نیز باید هم از گناه علمی و هم از خطا در امور دینی زیرا امامت استمرار نبوت است[۶].
عصمت و عدالت
- عصمت و عدالت، هر دو، ملکه است و با وجود هر دو، قدرت بر گناه هست، اما صدور گناه از معصوم، ممتنع است به خاطر نبود داعی بر گناه، ولی صدور گناه از عادل، ممتنع نیست، به خاطر وجود داعی[۷].
عصمت و اختیار
- عصمت، ناشی از کثرت علم است و هر چه علم، قویتر و شدیدتر باشد، عمل نیز به مقتضای علم، قویتر خواهد بود. معصوم به زشتی و قبح گناه، علم دارد و با توجه به این علم، ارتکاب معصیت، محال است و باید توجه داشت که این علم، موجب سلب اختیار نخواهد شد[۸].
- بسیاری از ما انسانها در قبال برخی گناهان خاص، با تأمل در وضعیت خویش در موارد پیش آمد گناه، درمییابیم که از روی اختیار و اراده، ترک عمل را بر انجام آن ترجیح میدهیم. انسانهای معصوم هم، به دلیل مشاهده حضوری باطن گناهان و آثار و عواقب شوم آن، هیچگاه اراده انجام معصیت نمیکنند مثل انسان تشنهای که ظرف آب خنکی را که به زهر کشنده آمیخته شده است، پیش روی خود دارد، ولی به هیچ بها و بهانهای حاضر به نوشیدن آب نیست. انسان معصوم نیز چنان مستغرق اوصاف پروردگار است که هیچگاه به خود اجازه معصیت نمیدهد.
- ممکن است گفته شود، شخص معصوم برای رسیدن به مقام عصمت تلاشی نکرده پس برتر از دیگران نیست، زیرا عصمت نیز مانند زیبایی، حُسنی خدادادی است. پاسخ: هرچند عصمت موهبتی الهی است اما اعطای آن مشروط به وجود شایستگی لازم در فرد است[۹].
گستره عصمت
- عصمت در کلام اسلامی، دارای مراتبی است که عبارتند از:
- عصمت بینشی در اعتقادات؛
- عصمت منشی در ملکات؛
- عصمت کنشی فردی و اجتماعی[۱۰].
شرط عصمت در صفات امام
- امام(ع) از نظر شیعه، همانند پیامبران و فرشتگان، باید معصوم و از هرگونه پلیدی، پاک باشد. سرپیچی از دستورات الهی و ارتکاب معاصی، با تصدی منصب امامت منافات دارد[۱۱].
- عصمت یکی از مهمترین صفاتی است که برای امام، لازم شمردهاند[۱۲].
مصادیق عصمت
دلایل عصمت
دلایل نقلی عصمت پیامبران
- استفاده از آیات وحی برای اثبات عدم تحریف وحی، دور است و استدلال باطلی است مگر اینکه بعد از دلایل عقلی، بهعنوان مؤیدات نقلی آورده شود نه دلایل نقلی، آنهم بهعنوان جدل و استفاده از مسلمات مخاطب نه بهعنوان برهان" ﴿﴿ لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾﴾[۱۳] واژه باطل، عام است و شامل هر چیزی میشود که به قرآن آسیب برساند[۱۴].
مصونیت فرشته وحی از خطا (در قرآن)
- در آیات قرآن خصوصیات فرشته وحی چنین بیان شده است:
- مطیع بودن در برابر اوامر خداوند؛
- معصوم بودن از گناه؛
- امانتداری الهی.
قرآن کریم میفرماید:﴿﴿ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ﴾﴾[۱۵]. پس ملائکه، هم از جهت فعل و هم از جهت قول، تابع اراده خدا هستند. فرشتگان الهی معصوماند و در امورشان خطا و اشتباه نمیکنند:﴿﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾﴾[۱۶]. از روایات نیز به دست میآید که فرشتگان موجودات نورانی و غیرمادی هستند. به خواب نمیروند و فراموشی ندارند[۱۷].
عصمت پیامبران (در قرآن)
- بعضی از آیات عصمت را بهصورت مطلق اثبات میکند و بعضی دیگر در حوزههای معین دلالت بر عصمت پیامبر دارد[۱۸].
- علامه طباطبائی در مورد آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره جن میفرماید: آیه دلالت دارد که وحی الهی از منبع صدور گرفته تا ابلاغ به مردم مصون از خطا و اشتباه باشد. ﴿﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴾﴾[۱۹]. یعنی اگر پیامبر آرزوی ایمان آوردن مردم کند و شیطان بخواهد مردم را برخلاف این آرزو وسوسه کند یا پیامبر آیاتی را تلاوت کند و شیطان بخواهد در تلاوت او چیزی القا کند خداوند آن را از بین میبرد[۲۰].
عصمت مطلقه پیامبران
- ﴿﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ﴾﴾[۲۱]انبیا (ع) در هدایتشان احتیاج به دیگران ندارند، بلکه سایر بشر هستند که احتیاج به پیروی از انبیا (ع) اسلام دارند. ﴿﴿مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ ﴾﴾[۲۲] در این آیه خداوند دسترسی گمراهکنندگان را به هدایت یافتگان نفی کرده است یعنی در اینگونه افراد هیچ نوعی گمراهی راه ندارد حتی گناه[۲۳].
- ﴿﴿وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا﴾﴾[۲۴] این آیه با کمک آیات دیگر، دلالت بر عصمت مطلقه انبیا دارد؛ زیرا خداوند فرموده کسانی که از خدا و رسول او اطاعات کنند با کسانی همنشین خواهند شد که خداوند به آنها نعمت داده است و در سوره حمد فرموده کسانی را که ما به آنها نعمت دادهایم گمراه نیستند؛ بلکه در صراط مستقیم باشند. پس انبیا همیشه در صراط مستقیم هستند و هیچ نوع گمراهی در آنها وجود ندارد[۲۵].
- ﴿﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا﴾﴾[۲۶] معنای آیه مستلزم آن است که آنچه را رسول با گفتار و عمل ابزار تبلیغ خود از مردم میخواهد، در حقیقت خداوند متعال نیز همان را از مردم خواسته است. لذا اگر فرض شود که امکان خطای رسول در گفتار یا در عمل یا در فهم وحی وجود دارد لازم میآید که خداوند پیروی از آن خطا را از مردم خواسته باشد[۲۷].
- ﴿﴿رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾﴾[۲۸] از ظاهر آیه استفاده میشود که خداوند متعال میخواهد با ارسال پیامبران عنصری برای بشر باقی نماند و تنها راه همین باشد[۲۹].
- اگر انبیا مرتکب خطای عمدی یا سهوی در قول و فعل شوند مردم میتوانند حجت بیاورند که ما تقصیر نداشتیم، زیرا پیامبرت را مشاهده کردیم که همین عمل را او نیز مرتکب میشد یا دستور میداد و این نقض غرض و مخالف حکمت الهی است[۳۰].
عصمت در مرحله تلقی و ابلاغ وحی
﴿﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾﴾[۳۱] آیه ﴿﴿وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ﴾﴾[۳۲] به وحی مستقیم دلالت دارد و در "لدی الله" نه جایی برای سهو و نسیان است و نه جایی برای نفوذ شیطان راندهشده و اگر با واسطه جبرئیل وحی را دریافت کند باز با امانت و سلامت است زیرا در صورت فراموشی یا جابجایی امین نخواهد بود . بنابر آیه ﴿﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴾﴾[۳۳] خداوند انبیا (ع) را برای هدایت بشر بهسوی عقاید حقه و اعمال حق مبعوث فرموده. از طرفی خداوند هر چیزی را، از همان طریقی میخواهد که به هدف برسد. ﴿﴿لّا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنسَى﴾﴾[۳۴]. از سوی دیگر زمام تمام خلقت به دست اوست. یکی از اموری که خداوند متعال اراده کرده رساندن دین بدون خطا توسط انبیا(ع) است. ﴿﴿وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ﴾﴾[۳۵]، ﴿﴿إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ﴾﴾[۳۶][۳۷].
- ﴿﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا ﴾﴾[۳۸]. خداوند احدی را بر غیب خود مسلط نمیکند، مگر رسولی را که پسندیده باشد. سلوک رصد در پیشرو و پشتسر برای حفظ وحی است، از ناحیه شیطآنها، ازجمله (لیعلم أن قد ابلغوا رسالت ربهم). میفهمیم که رسول طوری وحی الهی را دریافت میکند که در گرفتنش اشتباه و فراموشی رخ نمیدهد و شیطان در دل دست نمیاندازد.
- علامه طباطبائی: اما مصونیت وحی از خطا و نسیان، از هنگام صدور تا وقتی که به رسول خدا برسد مجموع دو جمله ﴿﴿مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا﴾﴾ خواهد بود اگر مرجع ضمیر "غیب" باشد.
- ﴿﴿وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ﴾﴾[۳۹]. این آیه دلالت میکند بر اینکه وحی از هنگام شروع نزول تا هنگامیکه پیامبر آن را به دست مردم ابلاغ میکند مصون میباشد. حتی سهو و نسیان[۴۰].
مصونیت پیامبران از فراموشی وحی
- فراموش کردن احکام الهی از جانب انبیا (ع) باعث گمراهی دیگران و احتجاج ایشان به آن عمل میگردد. جمله (لیعلم ان قد ابلغوا رسلت ربهم) میفهماند که رسول بهگونهای وحی الهی را دریافت و ابلاغ میکند که اشتباه و فراموشی در آن رخ نمیدهد. اگر رسول در گرفتن وحی، حفظ وحی و تبلیغ آن مصونیت نداشته باشد. غرض خداوند یعنی ابلاغ رسالت حاصل نمیشود و برای حصول این غرض راهی غیر از رصد کردن بهوسیله ملائکه ذکر نکرده. و جمله (احاط بما لدیهم) این دلالت را تأیید میکند. یکی از مراحل مصونیت، حفظ وحی از خطا و نسیان است با بیکموکاست و کاست به دست مردم برسد.
- در آیه ﴿﴿أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ﴾﴾[۴۱] منظور اطاعت بیقید و شرط است. و این خود دلیل است بر اینکه رسول به هیچچیزی که مخالف با حکم خداوند باشد، امر و نهی نمیکند؛ وگرنه این تناقض از ناحیه خداوند متعال است.
- از طرفی خداوند وجوب اطاعت از رسول را در کنار وجوب از اطاعت خودش بیان کرده است و عطف کردن دو جمله در کنار هم بدون قید، این معنا را میرساند که حکم آنها یکی است؛ یعنی همانگونه که اطاعت از خداوند در تمام اوامر و نواهیاش واجب است، اطاعت از انبیا نیز واجب است و این دال بر عصمت ایشان است.
- علامه عسکری: (عصمت در تبلیغ مورد اتفاق همه است و لازمه آن عصمت انبیا (ع) در دریافت و حفظ وحی است.) آیاتی که عصمت پیامبران در گرفتن و حفظ وحی و تبلیغ آن میدارند:﴿﴿لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾﴾[۴۲]، ﴿﴿قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى﴾﴾[۴۳]. بر اساس این آیات پیامبر در آنچه که مربوط به تبلیغ وحی و احکام الهی است، دچار خطا و نسیان و سهو نمیشود؛ زیرا خداوند متعال از تمام جهات از آن حراست میکند. تا به دست مردم برسد[۴۴].
روایات دال بر عصمت انبیا
- "فِيمَا كَتَبَ الرِّضَا (ع) لِلْمَأْمُونِ لَا يَفْرِضُ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَةَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يُضِلُّهُمْ وَ يُغْوِيهِمْ وَ لَا يَخْتَارُ لِرِسَالَتِهِ وَ لَا يَصْطَفِي مِنْ عِبَادِهِ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَكْفُرُ بِهِ وَ بِعِبَادَتِهِ وَ يَعْبُدُ الشَّيْطَانَ دُونَهُ"[۴۵]
محال بودن تصرف شیطان در نفوس انبیا (ع)
- آیا شیطان میتواند در نفوس انبیا(ع) نفوذ کرده و تصرفی در جریان وحی باشد. ﴿﴿فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴾﴾[۴۶]، ﴿﴿فقَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴾﴾[۴۷]
- از آیات قرآن چنین به دست میآید که شیطان را در مخلصین راهی نیست و پیامبران نیز مخلصین حقیقی هستند که تصرف شیطان در نفوس آنها محال است .
- اگر اشکال شود که در اینجا تنها عامل گمراهی انسانها ابلیس دانسته شده، در حالی که جهل و نادانی نیز میتواند یکی دیگر از عوامل ضلالت باشد در پاسخ میگوییم: ترک واجب یا فعل حرام هنگام گمراهی به شمار میرود که آن امر یا نهی به مکلف رسیده باشد. لذا اگر جهل و نادانی را نیز یکی از عوامل ضلالت بدانیم، منظور، آن نوع نادانی است که بهوسیله وسوسه ابلیس صورت میگیرد پس ریشه همه گمراهیها شیطان است که در این آیه از بندگان مخلص، بهطور کامل نفی شده است[۴۸].
منابع
جستارهای وابسته
- عصمت مطلق
- عصمت نسبی
- عصمت از خطا
- عصمت از گناه
- عصمت در احکام
- عصمت در اعتقاد
- عصمت در افعال
- عصمت در تبلیغ
- عصمت علمی
- عصمت عملی
- عصمت امرای امام
- عصمت انبیا
- عصمت اهل اجماع
- عصمت اهل بیت
- عصمت اولوالامر
- عصمت غیر انبیا
- عصمت ملائکه
- عصمت نواب امام
- آیات عصمت
- اسباب عصمت
- اعتراف معصومین به گناه
- انسان معصوم
- زمان عصمت
- علم به مثالب معاصی
- علم به مناقب طاعات
- مقام عصمت
- وجوب عصمت
منبعشناسی جامع عصمت
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص: ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص: ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص: ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص: ۳۵۹ - ۳۶۲.
- ↑ احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۰۴-۲۰۷.
- ↑ الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۲۰۳.
- ↑ ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص:۱۵۶.
- ↑ ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص:۱۶۲.
- ↑ آموزش کلام اسلامی، ج ۲، ص ۷۳ و ۷۴.
- ↑ ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص: ۳۱۹ - ۳۶۳.
- ↑ ر.ک. قربانی، علی، امامتپژوهی، ص:۱۵۴.
- ↑ ر.ک. علی ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی، ج۲، ص:۲۳۱.
- ↑ در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است؛ سوره فصلت، آیه:۴۲.
- ↑ ر. ک. علوی مهر، حسین، مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن، ص ۱۷۹.
- ↑ در گفتار بر او پیشی نمیجویند و آنان به فرمان وی کار میکنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۷.
- ↑ ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگهاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بجای میآورند؛ سوره تحریم، آیه:۶.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۱۹ - ۲۲۱.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۱ - ۲۲۲.
- ↑ و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو میکرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) میافکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان میافکند، از میان برمیدارد سپس آیات خود را استوار میگرداند و خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره حج، آیه:۵۲.
- ↑ ر. ک. علوی مهر، حسین، مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن، ص ۱۸۰-۱۸۱.
- ↑ آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست؛ سوره انعام، آیه:۹۰.
- ↑ هر که را خداوند راه نماید، رهیافته است؛ سوره کهف، آیه:۱۷.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۲-۲۲۳.
- ↑ و آنان که از خداوند و پیامبر فرمان برند با کسانی که خداوند به آنان نعمت داده است از پیامبران و راستکرداران و شهیدان و شایستگان خواهند بود و آنان همراهانی نیکویند؛ سوره نساء، آیه:۶۹.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۳-۲۲۴.
- ↑ و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند؛ سوره نساء، آیه:۶۴.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۴-۲۲۵.
- ↑ و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند؛ سوره نساء، آیه:۱۶۵.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۴-۲۲۵.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۴-۲۲۵.
- ↑ و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید.آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود؛ سوره نجم، آیه:۳ - ۴.
- ↑ و بیگمان قرآن را از نزد فرزانهای دانا به تو میآموزند؛ سوره نمل، آیه:۶.
- ↑ مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند؛ سوره بقره، آیه:۲۱۳.
- ↑ نه بیراه میشود و نه فراموش میکند؛ سوره بقره، آیه:۲۱۳.
- ↑ و خداوند بر کار خویش چیرگی دارد؛ سوره یوسف، آیه:۲۱.
- ↑ خداوند به خواست خویش، رسنده است؛ سوره طلاق، آیه:۳.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۲۸-۲۲۹.
- ↑ او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند.جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد.تا معلوم دارد که رسالتهای پروردگارشان را رساندهاند؛ و (خداوند) آنچه را نزد آنهاست، از همه سو فرا میگیرد و شمار هر چیز را دارد؛ سوره جن، آیه: ۲۶- ۲۸.
- ↑ و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه:۶۴.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۳۰-۲۳۱.
- ↑ از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید؛ سوره نساء، آیه:۵۹.
- ↑ در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است؛ سوره فصلت، آیه:۴۲.
- ↑ بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود؛ سوره یونس، آیه:۱۵.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۳۴-۲۳۵.
- ↑ بحار الانوار، ج۲۵، ص:۱۹۹، ح۹.
- ↑ به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد.مگر از میان آنان بندگان نابت را؛ سوره ص، آیه: ۸۲ - ۸۳.
- ↑ گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد.بجز از میان آنان بندگان نابت را؛ سوره حجر، آیه: ۳۹-۴۰.
- ↑ ر.ک. احمدی، رحمتالله، پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی، ص ۲۳۸-۲۴۰.