سوره علق در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
نود و ششمین [[سوره]] [[قرآن]] و اولین آن به [[ترتیب نزول]]، نازل شده در [[مکه]] با موضوعات [[فرمان]] خواندن [[پروردگار]]، [[آفرینش انسان]] و [[آموزش]] او، [[سرکشی]] [[انسان]]، [[تهدید]] طغیانگران و امر به [[سجده]]. | نود و ششمین [[سوره]] [[قرآن]] و اولین آن به [[ترتیب نزول]]، نازل شده در [[مکه]] با موضوعات [[فرمان]] خواندن [[پروردگار]]، [[آفرینش انسان]] و [[آموزش]] او، [[سرکشی]] [[انسان]]، [[تهدید]] طغیانگران و امر به [[سجده]]. | ||
این سوره را «علق» مینامند زیرا در [[آیه]] {{متن قرآن|خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ}}<ref>«آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید» سوره علق، آیه ۲.</ref> میگوید [[خداوند]] [[انسان]] را از [[خون]] بسته (علق) [[آفریده]] است. نام دیگر آن {{متن قرآن|اقْرَأْ}} است، به این مناسبت که سرآغاز سوره است. گاهی نیز سرآغاز سوره را کاملتر به کار میبرند و این سوره را {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ}}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید» سوره علق، آیه ۱.</ref> مینامند. دارای ۱۹ آیه، ۷۲ کلمه و ۲۸۸ حرف است. از نظر حجم از سورههای «مفصلات» و از گروه «اوساط» یعنی از سورههای کوچک قرآن است که در پایان [[حزب]] سوم جزء ۳۰ قرآن قرار دارد. | این سوره را «علق» مینامند زیرا در [[آیه]] {{متن قرآن|خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ}}<ref>«آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید» سوره علق، آیه ۲.</ref> میگوید [[خداوند]] [[انسان]] را از [[خون]] بسته (علق) [[آفریده]] است. نام دیگر آن {{متن قرآن|اقْرَأْ}} است، به این مناسبت که سرآغاز سوره است. گاهی نیز سرآغاز سوره را کاملتر به کار میبرند و این سوره را {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ}}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید» سوره علق، آیه ۱.</ref> مینامند. دارای ۱۹ آیه، ۷۲ کلمه و ۲۸۸ حرف است. از نظر حجم از سورههای «مفصلات» و از گروه «اوساط» یعنی از سورههای کوچک قرآن است که در پایان [[حزب]] سوم جزء ۳۰ قرآن قرار دارد. | ||
آخرین سوره از سورههای چهاردهگانه سجده و آخرین سوره از سورههای چهارگانه عزایم است که آیه آخر آن سجده [[واجب]] دارد. خداوند در این سوره، [[رسول الله]]{{صل}} را به «خواندن» [[وحی]] [[دعوت]] میکند و با اینکه خداوند به انسان چیزی را که نمیدانست آموخت به این نکته اشاره میکند. که انسان هنگامی که [[احساس]] [[بینیازی]] و استغنای مادی کند، سر به [[طغیان]] برمیآورد و انسان انکارپیشه را توصیف میکند که [[بندگان خدا]] را از [[عبادت]] و [[راه خدا]] باز میدارد، در حالی که نمیداند که فقط خود را نابود میسازد<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۶؛ تفسیر الجلالین، ص۸۱۴.</ref>. | آخرین سوره از سورههای چهاردهگانه سجده و آخرین سوره از سورههای چهارگانه عزایم است که آیه آخر آن سجده [[واجب]] دارد. خداوند در این سوره، [[رسول الله]] {{صل}} را به «خواندن» [[وحی]] [[دعوت]] میکند و با اینکه خداوند به انسان چیزی را که نمیدانست آموخت به این نکته اشاره میکند. که انسان هنگامی که [[احساس]] [[بینیازی]] و استغنای مادی کند، سر به [[طغیان]] برمیآورد و انسان انکارپیشه را توصیف میکند که [[بندگان خدا]] را از [[عبادت]] و [[راه خدا]] باز میدارد، در حالی که نمیداند که فقط خود را نابود میسازد<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۶؛ تفسیر الجلالین، ص۸۱۴.</ref>. | ||
در این سوره [[رسول خدا]]{{صل}} را امر میکند قرآن را که به وحی [[خدا]] نازل میشود دریافت کند. اولین سوره از قرآن است و [[سیاق]] آیانش آن چنان به هم [[ارتباط]] دارد که میتوان گفت همه [[آیات]] آن باهم و یکباره و به طور قطع در مکه نازل شده است<ref>المیزان.</ref>. | در این سوره [[رسول خدا]] {{صل}} را امر میکند قرآن را که به وحی [[خدا]] نازل میشود دریافت کند. اولین سوره از قرآن است و [[سیاق]] آیانش آن چنان به هم [[ارتباط]] دارد که میتوان گفت همه [[آیات]] آن باهم و یکباره و به طور قطع در مکه نازل شده است<ref>المیزان.</ref>. | ||
[[میبدی]] در [[تفسیر]] این سوره نوشته است: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ}}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید» سوره علق، آیه ۱.</ref>، خبر میدهد از ابتداء [[وحی]] که آمد به آن مهتر عالم و [[سید ولد آدم]]{{ع}}. آن [[ساعت]] که [[جبرئیل]] خود را به وی نمود در [[غار حرا]] و با وی آرام یافت. [[رسول]]{{صل}} گفت: «اول که جبرئیل به من آمد، یک بار مرا در برگرفت و تنگ به خود درکشید و [[نیک]] بمالید و بچسبانید و باز رها کرد آنگه دو بار دیگر هم چنان کرد». و [[حکمت]] در این آن بود که سه بار [[طبیعت]] [[بشریت]] وی را به عنصر ملکی مزاج داد. آنگه گفت: یا محمد {{متن قرآن|اقْرَأْ}} بخوان. رسول{{صل}} گفت: «چه خوانم که من امیام، خواندن ندانم؟!» تا جبرئیل{{ع}} وحی گزارد گفت: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ}} بخوان [[نام خداوند]] خود؛ یعنی بگوی: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} و گفتهاند: [[سید]]{{صل}} چون این خطاب با وی کردند که: {{متن قرآن|اقْرَأْ}} بخوان کتاب ما و اندرین خواندن نه پیم [[عقوبت]] بود و نه ذکر [[جرم]] و [[جنایت]]، ازین خطاب چندان [[سیاست]] و [[هیبت]] در سید{{صل}} اثر کرد که میگفت: «آن ساعت اندامهای من خواست که از هم جدا گردد و بندهای اعضا از هم گسسته شود از هیبت و سیاست آن خطاب! پس چه گویی فردا که [[بنده]] [[عاصی]] را خطاب آید که: {{متن قرآن|اقْرَأْ كِتَابَكَ}}<ref>«کارنامهات را (خود) بخوان» سوره اسراء، آیه ۱۴.</ref>. [[نامه]] خود بخوان و نامه عاصی همه جرم و جنایت و [[خطا]] و زلت بود و او را [[بیم]] [[عذاب]] و عقوبت بود و او را نه عذر و نه [[حجت]] بود. بنگرکه حال وی چون بود؟! مگر که [[رب]] العزة، به [[فضل]] و [[کرم]] خود بر وی [[رحمت]] کند و به آن سجودها که در همه عمر آورده و بالله [[تقرب]] کرده و [[امید]] در آن بسته او را [[نومید]] نکند و به کرم خود او را به محل قبول [[قرب]] رساند، چنان که [[قرآن مجید]] خبر داده در آخر این [[سوره]] که: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref>«هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.</ref>. [[بنده]] در هیچ حال به [[حضرت]] [[عزت]] و به نثار [[رحمت]] چنان نزدیک نبود که در حال [[سجود]]. چون بنده سر بر [[سجده]] نهد از آنجا که تارک سر وی بود تا آنجا که اقصای نهایت عالم بود، [[علم]] [[نور]] گردد و خط [[روشنایی]] نور از فرق سر وی تا به [[علا]] میشود و رحمت از علا بر سر وی میبارد. [[مصطفی]]{{صل}} گفت: «هر که سجده آورد از [[کبر]] دور گشت و بر درگاه [[الله]] [[شرف]] متواضعان یافت». چون بنده در سجود [[متواضع]] شود، [[پاداش]] وی آن بود که [[حق تعالی]] تخصیص و تقریب وی ارزانی دارد. این است که گفت: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}. بنده در حال سجود جمع بود و در همه احوال دیگر متفرق بود...<ref>کشف الاسرار.</ref>. | [[میبدی]] در [[تفسیر]] این سوره نوشته است: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ}}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید» سوره علق، آیه ۱.</ref>، خبر میدهد از ابتداء [[وحی]] که آمد به آن مهتر عالم و [[سید ولد آدم]] {{ع}}. آن [[ساعت]] که [[جبرئیل]] خود را به وی نمود در [[غار حرا]] و با وی آرام یافت. [[رسول]] {{صل}} گفت: «اول که جبرئیل به من آمد، یک بار مرا در برگرفت و تنگ به خود درکشید و [[نیک]] بمالید و بچسبانید و باز رها کرد آنگه دو بار دیگر هم چنان کرد». و [[حکمت]] در این آن بود که سه بار [[طبیعت]] [[بشریت]] وی را به عنصر ملکی مزاج داد. آنگه گفت: یا محمد {{متن قرآن|اقْرَأْ}} بخوان. رسول {{صل}} گفت: «چه خوانم که من امیام، خواندن ندانم؟!» تا جبرئیل {{ع}} وحی گزارد گفت: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ}} بخوان [[نام خداوند]] خود؛ یعنی بگوی: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} و گفتهاند: [[سید]] {{صل}} چون این خطاب با وی کردند که: {{متن قرآن|اقْرَأْ}} بخوان کتاب ما و اندرین خواندن نه پیم [[عقوبت]] بود و نه ذکر [[جرم]] و [[جنایت]]، ازین خطاب چندان [[سیاست]] و [[هیبت]] در سید {{صل}} اثر کرد که میگفت: «آن ساعت اندامهای من خواست که از هم جدا گردد و بندهای اعضا از هم گسسته شود از هیبت و سیاست آن خطاب! پس چه گویی فردا که [[بنده]] [[عاصی]] را خطاب آید که: {{متن قرآن|اقْرَأْ كِتَابَكَ}}<ref>«کارنامهات را (خود) بخوان» سوره اسراء، آیه ۱۴.</ref>. [[نامه]] خود بخوان و نامه عاصی همه جرم و جنایت و [[خطا]] و زلت بود و او را [[بیم]] [[عذاب]] و عقوبت بود و او را نه عذر و نه [[حجت]] بود. بنگرکه حال وی چون بود؟! مگر که [[رب]] العزة، به [[فضل]] و [[کرم]] خود بر وی [[رحمت]] کند و به آن سجودها که در همه عمر آورده و بالله [[تقرب]] کرده و [[امید]] در آن بسته او را [[نومید]] نکند و به کرم خود او را به محل قبول [[قرب]] رساند، چنان که [[قرآن مجید]] خبر داده در آخر این [[سوره]] که: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref>«هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.</ref>. [[بنده]] در هیچ حال به [[حضرت]] [[عزت]] و به نثار [[رحمت]] چنان نزدیک نبود که در حال [[سجود]]. چون بنده سر بر [[سجده]] نهد از آنجا که تارک سر وی بود تا آنجا که اقصای نهایت عالم بود، [[علم]] [[نور]] گردد و خط [[روشنایی]] نور از فرق سر وی تا به [[علا]] میشود و رحمت از علا بر سر وی میبارد. [[مصطفی]] {{صل}} گفت: «هر که سجده آورد از [[کبر]] دور گشت و بر درگاه [[الله]] [[شرف]] متواضعان یافت». چون بنده در سجود [[متواضع]] شود، [[پاداش]] وی آن بود که [[حق تعالی]] تخصیص و تقریب وی ارزانی دارد. این است که گفت: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}. بنده در حال سجود جمع بود و در همه احوال دیگر متفرق بود...<ref>کشف الاسرار.</ref>. | ||
[[کلینی]] در کافی به [[سند]] خود از [[وشاء]] [[روایت]] کرده که گفت: من از [[حضرت رضا]]{{ع}} شنیدم میفرمود: نزدیکترین حال بنده به [[خدا]] حالت سجود او است و به همین جهت است که فرموده: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}. | [[کلینی]] در کافی به [[سند]] خود از [[وشاء]] [[روایت]] کرده که گفت: من از [[حضرت رضا]] {{ع}} شنیدم میفرمود: نزدیکترین حال بنده به [[خدا]] حالت سجود او است و به همین جهت است که فرموده: {{متن قرآن|وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}. | ||
از جهت ساختاری، [[سوره]] به دو بخش تقسیم میشود: | از جهت ساختاری، [[سوره]] به دو بخش تقسیم میشود: | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
بخش اول: [[آیات]] {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ }}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید. آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید. بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است. همان که با قلم آموزش داد. به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref> | بخش اول: [[آیات]] {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ }}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید. آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید. بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است. همان که با قلم آموزش داد. به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref> | ||
بخش دوم: آیات {{متن قرآن| كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى كَلاَّ لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ فَلْيَدْعُ نَادِيَه سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ }}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد، چون خود را بینیاز بیند. به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست. به من بگو آن کس که، ... بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد، اگر رهنمود یافته باشد، | بخش دوم: آیات {{متن قرآن| كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى كَلاَّ لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ فَلْيَدْعُ نَادِيَه سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ }}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد، چون خود را بینیاز بیند. به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست. به من بگو آن کس که، ... بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد، اگر رهنمود یافته باشد، یا به پرهیزگاری فرمان دهد؟ (یا) اگر دروغ انگارد و رو گرداند، آیا ندانسته است که خداوند میبیند؟ نه چنان است؛ اگر (از شرارت) باز نایستد بیگمان (موی) پیشانی (اش) را خواهیم گرفت و خواهیم کشید، (موی) پیشانی دروغگوی خطاکاری را، آنگاه، همبزمانش را فرا میخواند، ما (نیز) آتش افروزان (دوزخ) را بیدرنگ فرا میخوانیم. هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۶-۱۹.</ref>. | ||
شش [[آیه]] {{متن قرآن| أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى }}<ref>«به من بگو آن کس که، بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد، اگر رهنمود یافته باشد، | شش [[آیه]] {{متن قرآن| أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى }}<ref>«به من بگو آن کس که، بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد، اگر رهنمود یافته باشد، یا به پرهیزگاری فرمان دهد؟ (یا) اگر دروغ انگارد و رو گرداند، آیا ندانسته است که خداوند میبیند؟» سوره علق، آیه ۹-۱۴.</ref> جنبه مَثَل دارد و میخواهد به عنوان نمونه چند مصداق از [[انسان]] [[طاغی]] را ذکر کند و نیز به منزله [[زمینهچینی]] است برای [[تهدید]] صریحی که بعداً نسبت به [[عقاب]] نموده، عقاب کسانی که از [[اطاعت خدا]] [[نهی]] میکنند و نیز زمینه است برای امر به عبادتش. و مراد از [[عبدی]] که [[نماز]] میخواند به طوری که از آخر آیات بر میآید [[رسول خدا]] {{صل}} است، چون در آخر آیات آن جناب را از [[اطاعت]] أن شخص نهی نموده، [[امر]] به سجده و به نزدیک شدنش به خدا میفرماید. آیه {{متن قرآن|كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ}}<ref>«هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.</ref> نتیجهگیری از [[سوره]] است که [[راه رستگاری]] [[انسان]] [[تقرب به خدا]] از طریق [[سجده]] [ذکر و [[فکر]] و [[عمل صالح]]] است.<ref>[[سید سلمان صفوی|صفوی، سید سلمان]]، [[سوره علق (مقاله)|مقاله «سوره علق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۵۳
مقدمه
نود و ششمین سوره قرآن و اولین آن به ترتیب نزول، نازل شده در مکه با موضوعات فرمان خواندن پروردگار، آفرینش انسان و آموزش او، سرکشی انسان، تهدید طغیانگران و امر به سجده.
این سوره را «علق» مینامند زیرا در آیه ﴿خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ﴾[۱] میگوید خداوند انسان را از خون بسته (علق) آفریده است. نام دیگر آن ﴿اقْرَأْ﴾ است، به این مناسبت که سرآغاز سوره است. گاهی نیز سرآغاز سوره را کاملتر به کار میبرند و این سوره را ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ﴾[۲] مینامند. دارای ۱۹ آیه، ۷۲ کلمه و ۲۸۸ حرف است. از نظر حجم از سورههای «مفصلات» و از گروه «اوساط» یعنی از سورههای کوچک قرآن است که در پایان حزب سوم جزء ۳۰ قرآن قرار دارد.
آخرین سوره از سورههای چهاردهگانه سجده و آخرین سوره از سورههای چهارگانه عزایم است که آیه آخر آن سجده واجب دارد. خداوند در این سوره، رسول الله (ص) را به «خواندن» وحی دعوت میکند و با اینکه خداوند به انسان چیزی را که نمیدانست آموخت به این نکته اشاره میکند. که انسان هنگامی که احساس بینیازی و استغنای مادی کند، سر به طغیان برمیآورد و انسان انکارپیشه را توصیف میکند که بندگان خدا را از عبادت و راه خدا باز میدارد، در حالی که نمیداند که فقط خود را نابود میسازد[۳].
در این سوره رسول خدا (ص) را امر میکند قرآن را که به وحی خدا نازل میشود دریافت کند. اولین سوره از قرآن است و سیاق آیانش آن چنان به هم ارتباط دارد که میتوان گفت همه آیات آن باهم و یکباره و به طور قطع در مکه نازل شده است[۴].
میبدی در تفسیر این سوره نوشته است: ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ﴾[۵]، خبر میدهد از ابتداء وحی که آمد به آن مهتر عالم و سید ولد آدم (ع). آن ساعت که جبرئیل خود را به وی نمود در غار حرا و با وی آرام یافت. رسول (ص) گفت: «اول که جبرئیل به من آمد، یک بار مرا در برگرفت و تنگ به خود درکشید و نیک بمالید و بچسبانید و باز رها کرد آنگه دو بار دیگر هم چنان کرد». و حکمت در این آن بود که سه بار طبیعت بشریت وی را به عنصر ملکی مزاج داد. آنگه گفت: یا محمد ﴿اقْرَأْ﴾ بخوان. رسول (ص) گفت: «چه خوانم که من امیام، خواندن ندانم؟!» تا جبرئیل (ع) وحی گزارد گفت: ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ﴾ بخوان نام خداوند خود؛ یعنی بگوی: ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾ و گفتهاند: سید (ص) چون این خطاب با وی کردند که: ﴿اقْرَأْ﴾ بخوان کتاب ما و اندرین خواندن نه پیم عقوبت بود و نه ذکر جرم و جنایت، ازین خطاب چندان سیاست و هیبت در سید (ص) اثر کرد که میگفت: «آن ساعت اندامهای من خواست که از هم جدا گردد و بندهای اعضا از هم گسسته شود از هیبت و سیاست آن خطاب! پس چه گویی فردا که بنده عاصی را خطاب آید که: ﴿اقْرَأْ كِتَابَكَ﴾[۶]. نامه خود بخوان و نامه عاصی همه جرم و جنایت و خطا و زلت بود و او را بیم عذاب و عقوبت بود و او را نه عذر و نه حجت بود. بنگرکه حال وی چون بود؟! مگر که رب العزة، به فضل و کرم خود بر وی رحمت کند و به آن سجودها که در همه عمر آورده و بالله تقرب کرده و امید در آن بسته او را نومید نکند و به کرم خود او را به محل قبول قرب رساند، چنان که قرآن مجید خبر داده در آخر این سوره که: ﴿وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ﴾[۷]. بنده در هیچ حال به حضرت عزت و به نثار رحمت چنان نزدیک نبود که در حال سجود. چون بنده سر بر سجده نهد از آنجا که تارک سر وی بود تا آنجا که اقصای نهایت عالم بود، علم نور گردد و خط روشنایی نور از فرق سر وی تا به علا میشود و رحمت از علا بر سر وی میبارد. مصطفی (ص) گفت: «هر که سجده آورد از کبر دور گشت و بر درگاه الله شرف متواضعان یافت». چون بنده در سجود متواضع شود، پاداش وی آن بود که حق تعالی تخصیص و تقریب وی ارزانی دارد. این است که گفت: ﴿وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ﴾. بنده در حال سجود جمع بود و در همه احوال دیگر متفرق بود...[۸].
کلینی در کافی به سند خود از وشاء روایت کرده که گفت: من از حضرت رضا (ع) شنیدم میفرمود: نزدیکترین حال بنده به خدا حالت سجود او است و به همین جهت است که فرموده: ﴿وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ﴾.
از جهت ساختاری، سوره به دو بخش تقسیم میشود:
بخش اول: آیات ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴾[۹]
بخش دوم: آیات ﴿ كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى كَلاَّ لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ فَلْيَدْعُ نَادِيَه سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ﴾[۱۰].
شش آیه ﴿ أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى ﴾[۱۱] جنبه مَثَل دارد و میخواهد به عنوان نمونه چند مصداق از انسان طاغی را ذکر کند و نیز به منزله زمینهچینی است برای تهدید صریحی که بعداً نسبت به عقاب نموده، عقاب کسانی که از اطاعت خدا نهی میکنند و نیز زمینه است برای امر به عبادتش. و مراد از عبدی که نماز میخواند به طوری که از آخر آیات بر میآید رسول خدا (ص) است، چون در آخر آیات آن جناب را از اطاعت أن شخص نهی نموده، امر به سجده و به نزدیک شدنش به خدا میفرماید. آیه ﴿كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ﴾[۱۲] نتیجهگیری از سوره است که راه رستگاری انسان تقرب به خدا از طریق سجده [ذکر و فکر و عمل صالح] است.[۱۳]
منابع
پانویس
- ↑ «آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید» سوره علق، آیه ۲.
- ↑ «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید» سوره علق، آیه ۱.
- ↑ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۶؛ تفسیر الجلالین، ص۸۱۴.
- ↑ المیزان.
- ↑ «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید» سوره علق، آیه ۱.
- ↑ «کارنامهات را (خود) بخوان» سوره اسراء، آیه ۱۴.
- ↑ «هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.
- ↑ کشف الاسرار.
- ↑ «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید. آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید. بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است. همان که با قلم آموزش داد. به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.
- ↑ «حاشا؛ انسان سرکشی میورزد، چون خود را بینیاز بیند. به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست. به من بگو آن کس که، ... بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد، اگر رهنمود یافته باشد، یا به پرهیزگاری فرمان دهد؟ (یا) اگر دروغ انگارد و رو گرداند، آیا ندانسته است که خداوند میبیند؟ نه چنان است؛ اگر (از شرارت) باز نایستد بیگمان (موی) پیشانی (اش) را خواهیم گرفت و خواهیم کشید، (موی) پیشانی دروغگوی خطاکاری را، آنگاه، همبزمانش را فرا میخواند، ما (نیز) آتش افروزان (دوزخ) را بیدرنگ فرا میخوانیم. هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۶-۱۹.
- ↑ «به من بگو آن کس که، بندهای را چون به نماز ایستد باز میدارد، اگر رهنمود یافته باشد، یا به پرهیزگاری فرمان دهد؟ (یا) اگر دروغ انگارد و رو گرداند، آیا ندانسته است که خداوند میبیند؟» سوره علق، آیه ۹-۱۴.
- ↑ «هرگز از او فرمان مبر و سجده بگزار و (به خداوند) نزدیکی بجوی!» سوره علق، آیه ۱۹.
- ↑ صفوی، سید سلمان، مقاله «سوره علق»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.