عمرو بن عمیس ذهلی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۵۰: خط ۵۰:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
عمرو بن عمیس ذهلی پسر [[برادر]] [[عبدالله بن مسعود]]، از [[اصحاب امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. موقعی که [[ضحاک بن قیس]] برای [[قتل]] و [[غارت]] [[اموال]] [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] [[علی]] {{ع}} به [[بلاد اسلامی]] از سوی [[معاویه]] [[مأموریت]] یافت، در بین [[راه]]، عمرو بن عمیس ذهلی که با گروهی از [[سپاهیان]] [[حضرت علی]] {{ع}} عازم [[مکه]] بود و [[همسر]] و خانواده‌اش پیشاپیش او می‌رفتند، در محلی به نام قطقطانه با [[ضحاک بن قیس]] رو به رو شد. [[ضحاک بن قیس]]، با شیوه ناجوانمردانه عمرو بن عمیس ذهلی ذهلی را با تعدادی از یارانش به [[شهادت]] رساند.
عمرو بن عمیس ذهلی پسر [[برادر]] [[عبدالله بن مسعود]]، از [[اصحاب امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. موقعی که [[ضحاک بن قیس]] برای [[قتل]] و [[غارت]] [[اموال]] [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] [[علی]] {{ع}} به [[بلاد اسلامی]] از سوی [[معاویه]] مأموریت یافت، در بین راه، عمرو بن عمیس ذهلی که با گروهی از سپاهیان [[حضرت علی]] {{ع}} عازم [[مکه]] بود و [[همسر]] و خانواده‌اش پیشاپیش او می‌رفتند، در محلی به نام قطقطانه با [[ضحاک بن قیس]] رو به رو شد. [[ضحاک بن قیس]]، با شیوه ناجوانمردانه عمرو بن عمیس ذهلی را با تعدادی از یارانش به [[شهادت]] رساند.
هنگامی که این خبر به [[امیرمؤمنان]] {{ع}} رسید، بر فراز [[منبر]] رفتند و خطاب به [[مردم کوفه]] فرمودند: «ای [[مردم کوفه]]، به سوی جایی که [[عبد صالح]] [[خدا]] عمرو بن عمیس ذهلی و [[لشکریان]] خودتان که برخی از آنان کشته شده‌اند، بشتابید، بروید و با [[دشمن]] خودتان [[جنگ]] کنید و از [[حریم]] خویش [[دفاع]] نمایید، اگر میخواهید کاری انجام دهید»<ref>{{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ! اخْرُجُوا إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ عَمْرِو بْنِ عُمَيْسٍ وَ إِلَى جُيُوشٍ لَكُمْ قَدْ أُصِيبَ مِنْهُمْ طَرَفٌ، اخْرُجُوا فَقَاتِلُوا عَدُوَّكُمْ، وَ امْنَعُوا حَرِيمَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ}}؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۱۷؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۳۵؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۳۳۶.</ref>؛


سپس [[حضرت]] [[حجر بن عدی]] را با چهار هزار نیرو در تعقیب [[ضحاک بن قیس]] فرستاد و در محلی به نام [[تدمر]] به او رسیدند و در برخورد اولیه نوزده نفر از سربازان [[ضحاک بن قیس]] را به [[هلاکت]] رساندند اما چون [[شب]] فرا رسید، [[ضحاک بن قیس]] از [[تاریکی]] [[شب]] استفاده کرد و با سربازانش فرار کردند و به [[شام]] گریختند و [[حجر بن عدی]] و نیروهای تحت فرمانش نیز به [[کوفه]] نزد [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بازگشتند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۱۷.</ref>.
هنگامی که این خبر به [[امیرمؤمنان]] {{ع}} رسید، بر فراز [[منبر]] رفتند و خطاب به [[مردم کوفه]] فرمودند: «ای [[مردم کوفه]]، به سوی جایی که عبد صالح [[خدا]] عمرو بن عمیس ذهلی و [[لشکریان]] خودتان که برخی از آنان کشته شده‌اند، بشتابید، بروید و با [[دشمن]] خودتان [[جنگ]] کنید و از حریم خویش [[دفاع]] نمایید، اگر می‌خواهید کاری انجام دهید»<ref>{{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ! اخْرُجُوا إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ عَمْرِو بْنِ عُمَيْسٍ وَ إِلَى جُيُوشٍ لَكُمْ قَدْ أُصِيبَ مِنْهُمْ طَرَفٌ، اخْرُجُوا فَقَاتِلُوا عَدُوَّكُمْ، وَ امْنَعُوا حَرِيمَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ}}؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۱۷؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۱۳۵؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۳۳۶.</ref>؛
از فرمایش [[امام]] {{ع}} که در بالا آمد به خوبی معلوم می‌شود عمرو بن عمیس ذهلی مورد [[عنایت]] [[حضرت علی]] {{ع}} قرار داشته، و از اینکه او را [[عبد صالح]] [[خدا]] خوانده از فضیلتی بس رفیع برخوردار بوده است.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۰۸۲-۱۰۸۳.</ref>
 
سپس حضرت [[حجر بن عدی]] را با چهار هزار نیرو در تعقیب [[ضحاک بن قیس]] فرستاد و در محلی به نام تدمر به او رسیدند و در برخورد اولیه نوزده نفر از سربازان [[ضحاک بن قیس]] را به هلاکت رساندند اما چون شب فرا رسید، ضحاک بن قیس از [[تاریکی]] شب استفاده کرد و با سربازانش فرار کردند و به [[شام]] گریختند و حجر بن عدی و نیروهای تحت فرمانش نیز به [[کوفه]] نزد [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بازگشتند<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۱۷.</ref>.
 
از فرمایش [[امام]] {{ع}} که در بالا آمد به خوبی معلوم می‌شود عمرو بن عمیس ذهلی مورد عنایت [[حضرت علی]] {{ع}} قرار داشته، و از اینکه او را عبد صالح [[خدا]] خوانده از فضیلتی بس رفیع برخوردار بوده است<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)| اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۰۸۲-۱۰۸۳.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش