شفاء بنت عبدالله: تفاوت میان نسخهها
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[شفاء | [[شفاء دختر عبدالله عدویه]] از [[قبیله]] [[بنیعدی]] همقبیله با [[حفصه]] [[همسر]] [[رسول الله]]{{صل}} است. | ||
پدرش [[عبدالله بن عبدشمس بن خلف بن شداد]] از [[خاندان]] [[بنی عدی بن کعب]] از [[قبیله قریش]] است. مادرش [[فاطمه بنت وهب بن عمرو بن عائذ بن عمران]] از قبیله [[بنیمخزوم]] است. | پدرش [[عبدالله بن عبدشمس بن خلف بن شداد]] از [[خاندان]] [[بنی عدی بن کعب]] از [[قبیله قریش]] است. مادرش [[فاطمه بنت وهب بن عمرو بن عائذ بن عمران]] از قبیله [[بنیمخزوم]] است. | ||
گفته شده نامش [[لیلی]] و ملقب به شفاء بود. | گفته شده نامش [[لیلی]] و ملقب به شفاء بود. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۰۷
مقدمه
شفاء دختر عبدالله عدویه از قبیله بنیعدی همقبیله با حفصه همسر رسول الله(ص) است. پدرش عبدالله بن عبدشمس بن خلف بن شداد از خاندان بنی عدی بن کعب از قبیله قریش است. مادرش فاطمه بنت وهب بن عمرو بن عائذ بن عمران از قبیله بنیمخزوم است. گفته شده نامش لیلی و ملقب به شفاء بود. شفاء از بیعتکنندگان نخستین و از مهاجران اولیه و از زنان مؤمن و از عاقلترین و فاضلترین آنان به شمار میرفت. او یکی از پرچمداران اسلام و سرچشمه پربرکتی از علم و ایمان بود. شفاء اولین معلم زن در اسلام بود. او در جاهلیت نیز خواندن و نوشتن میدانست، پس از اینکه اسلام آورد، به امید ثواب و پاداش الهی به امر تعلیم مسائل اسلامی به زنان مسلمان مشغول شد. او به زنان مهاجر و انصار از جمله به حفصه کتابت آموخت[۱]. او همچنین همگان را به اسلام فرامیخواند و آنان را پند و اندرز میداد. شفاء در ردیف زیرکترین زنان صحابی قرار داشت. ابن حجر عسقلانی درباره او چنین مینویسد: «او از زنان عاقل و فاضل بود. پیامبر اکرم(ص) به دیدن او میرفت و در خانهاش استراحت میکرد»[۲].
همچنین او از علم طب و «رقیة النملة»[۳] نیز مطلع بود و رسول الله(ص) از او خواست آن را هم به حفصه یاد دهد. احتمالاً او متخصص نوعی رواندرمانی بوده است. شفاء درباره زخمهایی که در پهلوها ظاهر میشد، تعویذ میکرد[۴]. آنچه در تعویذ آمده این است که بگوید: خدایا! ای پروردگار انسانها! ای برطرفکننده ناامیدی! ای شفابخش! این تو هستی که شفا میبخشی. شفابخشی غیر از تو نیست و شفا (نام این بانو) قادر نیست که سلامتی بخشد[۵]. شفاء مورد توجه رسول الله(ص) قرار گرفت و آن حضرت برای او خانهای در محله زرگران اختصاص داد و او با پسرش سلیمان در آنجا اقامت گزید. پیامبر اکرم(ص) به خانه او رفت و آمد میکرد و تعالیم اسلام را به او آموزش میداد و احادیث دینی و دنیوی را به او میآموخت. عمر بن خطاب او را در نظرخواهی مقدم و محترم میداشت و بر دیگران ترجیح میداد و گاهی سرپرستی بخشی از امور بازار را به او میسپرد[۶]. او نیز متقابلاً به عمر احترام فراوان میگزارد.
برخی معتقدند او متولی امور حسبه در بازار بود و چهبسا کسانی را که در بازار مرتکب خلاف میشدند، تأدیب میکرد[۷]. شفاء احادیثی را از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است و از او پسرش سلیمان، فرزندان پسرش، ابوسلمة بن عبدالرحمان، حفصه همسر رسول الله(ص)، بردهاش ابواسحاق و غیره روایت حدیث کردهاند[۸]. او میگوید از رسول الله(ص) پرسیدند: افضل اعمال چیست؟ آن حضرت فرمود: «إِيمَانٌ بِاللِّهِ وَ جِهَادٌ فِي سَبِيلِهِ وَ حَجٌّ مَبْرُورٌ»[۹]. شفاء چند سالی که پس از رسول الله(ص) زندگی کرد، در نهایت احترام و توجه و مراقبت دیگران بود. سرانجام در سال بیستم هجری و در زمان خلافت عمر بن خطاب درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد.[۱۰]
منابع
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۴۱؛ فتوح البلدان، ص۶۶۱.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۰۱.
- ↑ نمله نوعی مرض پوستی مثل اگزما است که بیمار گمان میکند مورچه بر روی بدن او حرکت میکند.
- ↑ اسدالغابه، ج۵، ص۴۸۷؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۰۲.
- ↑ صحیح بخاری، ج۷، ص۲۴.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۰۲؛ الاعلام زرکلی، ج۳، ص۱۶۸.
- ↑ المرأة فی الفکر الاسلامی، ج۱، ص۸۰.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۰۲.
- ↑ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۰۲.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۶۴.