ضرورت نبوت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
* در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ضرورت نبوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود. | * در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ضرورت نبوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود. | ||
* اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار | * اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار میگیرد: | ||
{{ستون-شروع|3}} | {{ستون-شروع|3}} | ||
# [[ضرورت نبوت در قرآن]]؛ | # [[ضرورت نبوت در قرآن]]؛ | ||
نسخهٔ ۷ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۱۸
این جستار یک نوشتار آزمایشی است. مطالب اصلی دانشنامه در این باره، هنوز نهایی نشده است. |
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ضرورت نبوت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار میگیرد:
از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه میگیریم وجود پیامآورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، میتوانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس حکمت الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند [۱]. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی معصوم، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد. [۲]. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، این نیازمندی ها عبارت است از:
ضرورت نخست: نیاز بشر به معارف اعتقادی
انسان از وقتی چشم بر این جهان میگشاید و خود و اطرافیان را میبیند و به زمین و آسمان و آنچه در آنهاست مینگرد با پرسشهایی روبرو میشود که پاسخ به آنها، جهانبینی یا نحوه نگرش او به هستی را سامان میدهد و بر آن اساس، جهتگیری فکری و عملی خود را در زندگی، مشخص میکند. از اینرو، دقت و درستی پاسخهای اولیهای که در برابر پرسشهای خود دریافت میکند بسیار حائز اهمیت است. عقل بشر به تنهایی نمیتواند حقایق هستی را درک کند چرا که عقل انسان هم جزئی نگر است و معمولا به خطا می رود و هم اینکه در بسیاری از موارد گرفتار هوی و هوس شده و به راهی غیر از راه ثواب می رود [۳]. لذا نیازمند علومی است که او را در این راه یاری رساند و اگر معارف وحیانی و آموزههای پیامبران الهی نبود، بشر نمیتوانست تنها با تکیه بر اندیشههای خود راه به جایی ببرد. برخی از دستاوردهای انبیا در زمینه معرفت و هدایت را امیرالمؤمنین (ع) در خطبه نخست نهج البلاغه به شرح زیر اعلام فرموده است: "فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ" [۴]. خداوند در میان انسانها فرستادگان خود را برانگیخت و پیدرپی پیامبرانش را به سوی آنان گسیل داشت تا فطرتشان را بیدار کرده و نعمت فراموششده را به یادشان آورند و با ابلاغ پیام الهی حجت را بر آنان تمام کنند و گنجینههای پنهان عقلهایشان را ظاهر و آشکار نمایند. از این فرمایش بلند مولای متقیان میتوان نتیجه گرفت اگر پیامبران الهی با صبر و کوششهای طاقتفرسا، حقایق ربوبی را برای انسان آشکار نمیکردند و با بیدارسازی فطرت و رهاسازی عقل از یوغ اسارت تمایلات و شهوات، بشر را بر گوهر شریف نفس و کمالهای بیکران فراروی او تذکر نمیدادند، انسانها از رسیدن به معرفت حقیقی باز میماندند و در تاریکی جهل و تخیلات باطل فرو میافتادند.
ضرورت دوم: نیاز بشر به قانون
- انسان در زندگی فردی و اجتماعی و در تعامل با خود، با پروردگار عالم، با طبیعت و با جامعه خویش، همواره با مسائلی روبروست و ناگزیر از رفتارهایی است که آثار و پیامدهایی برای خود وی و یا دیگران در بردارد. اعمال انسان دربردارندۀ سود و زیانهایی است که تأثیر آنها گاه بسیار دامنهدار و عمیق است. افعال، نه تنها در بُعد جسمانی، بلکه در بُعد روحی و روانی انسان نیز به طور گسترده اثر میگذارد. تأثیر فعل انسان در دو بُعد جسمی و روحی، از شخص او آغاز شده و در ادامه به اطرافیان، و سپس به جامعه، و نهایتاً به دیگر جوامع توسعه خواهد یافت. هر اندازه تعداد و موقعیت افراد یا جوامعی که از فعل انسان رنگ میگیرند، بیشتر و بالاتر باشد، این تأثیرات، پیچیدهتر شده، به صورت فزایندهای گسترش مییابد. به غیر از عنصر مکان، عنصر زمان نیز در بررسی آثار و افعال بشر، اهمیت فوق العادهای دارند. تأثیر یک فعل در نسلهای آینده، غیرقابل انکار است. میزان اطلاعات و آگاهی بشر نسبت به آثار و افعالش در نوع تأثیر، حوزه تأثیر، شدت تأثیر و دامنه زمانی تأثیر، بسیار ناقص و آمیخته با اشتباه است و در بعضی از موارد، نظیر روح و روان انسانی، کاملاً با پردهای از ابهام و جهل روبروست. بشر با تمام تجارب و اندوخته دانشمندانش، از تشخیص مصلحت و مفسده افعال بشر در تمام حوزهها و ابعادِ بیان شده، عاجز میباشد. تنها، دستگاه ربوبی است که میتواند مصالح و مفاسد را تشخیص دهد و براساس آن، اوامر و نواهی مناسب سعادت بشر را به صورت قوانین و مقررات فردی و اجتماعی وضع و ابلاغ نماید. حضرت باقر (ع) در پاسخ به این سؤال که چرا خداوند، شراب، مردار، خون و گوشت خوک را حرام نموده است، میفرمایند: "إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ" [۵]. خداوند متعال انسانها را آفرید و نسبت به چیزهایی که بدن ایشان با آنها قوام مییابد و به صلاح ایشان است، آگاهی داشت و لذا آن را برای ایشان حلال و مباح نمود. همچنین به چیزهایی که برای ایشان ضرر دارد، آگاهی داشت و لذا ایشان را از آن موارد نهی فرمود. حضرت رضا (ع) نیز در همین راستا چنین میفرمایند: "إِنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيْهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ بِالْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاك" [۶]. مییابیم آنچه خداوند متعال حلال کرده است، صلاح و بقای بندگان در آنها بوده است و بقای ایشان وابسته به آن است، و همگی به آن نیاز دارند به گونهای که هیچ وقت از آن بینیاز نمیشوند. در مقابل، مییابیم آنچه را که خداوند حرام کرده است، مواردی است که بندگان به آن محتاج نبوده، و آنها سبب نابودی و هلاک بندگان میشدهاند.
- از بُعد اجتماعی نیز میتوان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکلگیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمینکننده مسئولیتها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست میآید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمیتواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که میتوان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
- تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید این قوانین را چگونه میتوان به دست آورد. باید توجه داشت هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. حضرت رضا (ع)، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان میکنند: "لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم" [۷]. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحتهای ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی معصوم لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها میشود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر امام صادق (ع) نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به انبیای الهی است. "ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم" [۸]. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی میکنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان میشود، بیان میکنند. [۹].
شبهههای ضرورت بعثت پیامبران
- شبهه نیاز به بعثت: گروهی گفتهاند: اگر دستاوردهای انبیا با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابلپذیرش نمیباشد. پاسخ این است که عقل نسبت به برخی دستورات انبیا نفیاً و اثباتاً ساکت است [۱۰].
- شبهه نفی ضرورت بعثت: فخر رازی با توجه به استدلال ابن سینا میگوید: هیچ ملازمهای بین احتجاج مردم به شارع و ضرورت وجود شارع نیست، زیرا لازم نیست هر چیز اصلی برای این عالم تحقق و تحصل یابد. اگر در پاسخ بگوییم که بین رفع احتجاج مهم و حیاتی انسان و فیض و خیرخواهی و کمالات نامتناهی حقتعالی ضرورت بالقیاس است، صدور کمال، وجوب فلسفی مییابد نه وجوب اخلاقی و اشکال فخر رازی به قاعده لطف و قاعده اصلی نیز رفع میشود [۱۱].
- شبهه نظامهای غیردینی: ابن خلدون میگوید: در عرض نظام اجتماعی اسلام، نظامهای اجتماعی دیگری است که بدون احتیاج به شریعت توانمندند. پاسخ: قانونی سعادت دنیایی بشر را تأمین میکند که به همه ابعاد و جنبههای روحانی و جسمانی، فردی، اجتماعی بشر توجه داشته باشد. ضمانت اجرایی را برای همه مردم تأمین کند. تنظیم و تدوین قوانین دنیایی با این همه ویژگیها به دست انسانهای عادی امکانپذیر نیست لذا بشر هنوز با عقل و احساسات و دهها امر روانی و نفسانی دیگر نتوانسته است در این امور به دیدگاه یگانهای برسد [۱۲].
- شبهه برهان حکمت الهی: ازآنجاکه ابزارهای عادی معرفت بشری "عقل و حس و تجربه" برای رسیدن به کمال، کافی نیست پس محتاج به وحی میباشیم. اما سؤال این است که از کجا معلوم میشود که هدف خداوند حکیم از خلقت انسان، رساندن او به کمال است. پاسخ: خدا، جامع جمیع کمالات است و حکیمی است که حکمتش علاوه بر هدف فاعلی، هدف فعلی هم دارد و مقصود از هدف فعلی برطرف کردن نقص فعل است. زیرا کمال محض، فیاض کمال است نه نقص، پس خداوند حکیم، خواهان کمال مخلوق است. برفرض که هدف خداوند، کمال انسان باشد، آیا کمال و سعادت انسان منحصراً با وحی محقق میشود؟ پاسخ: خدا، ابزارهای عمومی مشخصی همچون حس و عقل و وجدان به انسان داده است، ممکن است دهها ابزار دیگر هم باشد ولی به انسان نداده است. اما ابزارهایی که ما داریم برای هدایت کافی نیست. علاوه بر این انسان، به یک سعادت دنیوی نیازمند است که تأمینکننده سعادت اخروی او باشد و این ابزارهای عادی برای شناخت چنین سعادت جامعی کفایت نمیکند.
- شبهه فترت در زمان قبل از پیامبر: در زمان بعثت حضرت محمد (ص) پیامبر دیگری نبوده است و چند نسل باید بگذرد تا پیام او به همه جهانیان برسد؛ پس بخش عظیمی از مردم در این مدت از نیل به سعادت محروم میشوند. اگر بعثت ضرورت دارد، این فترت هدایت چه توجیهی دارد؟ پاسخ: طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، پیامبران را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت میگردد. اینگونه گمراهی، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمیرساند و اینکه عدهای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالیتر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمیرساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظهبهلحظه باید پیامبری فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات میکند که بعثت انبیا ضرورت دارد؛ حال، اگر پیامبر در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی دیگر از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهرهمند بودهاند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند [۱۳].
منابع
جستارهای وابسته
- پیامبر (نبی)
- نبوت در قرآن
- نبوت در حدیث
- نبوت در کلام اسلامی
- نبوت در حکمت اسلامی
- نبوت در عرفان اسلامی
- نبوت در فلسفه دین
- نبوت از دیدگاه بروندینی
- نبوت مطلق
- نبوت مقید
- نبوت خاصه
- نبوت عامه
- نبوت تشريعى
- نبوت تبلیغی
- شؤون نبوت
- کارکردهای نبوت
- تکثر نبوت
- اهداف نبوت
- اثبات نبوت
- مقام نبوت
- درجه نبوت
- فلسفه بعثت
- وجوب بعثت
- نبوت زن
- نبوت مشترکه
- اتصال نبوت ها
- اجتبای نبوت
- ادعای نبوت
- انقطاع نبوت
- آیات نبوت
- احادیث نبوت
- بقای نبوت
- تجدید نبوت
- تعلیم غیبی به غیر نبی
- احکام نبوت
- خصایص نبوت
- ضروریات نبوت
- ضرورت نبوت
- قدم نبوت
- کمال نبوت
- ختم نبوت
- مدعی نبوت
- فعل پیامبر
- ويژگی پیامبر
- مقامهای پیامبر
- نبوت برادران یوسف پیامبر
- معجزه
- وحی
- ولایت
- نبوغ عقلی
پرسشهای وابسته
منبعشناسی جامع نبوت
پانویس
- ↑ الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۱۲۴.
- ↑ الهی راد، صفدر، انسانشناسی، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.
- ↑ [[آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱، ص ۴۳.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۴۵.
- ↑ علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۲.
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۹۹.
- ↑ توحید صدوق، ص۲۴۹.
- ↑ آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.
- ↑ کلام نوین اسلامی، ص ۹۲.
- ↑ کلام نوین اسلامی، ص ۹۲ و ۹۳.
- ↑ کلام نوین اسلامی، ص ۹۴ و ۹۵.
- ↑ کلام نوین اسلامی، ص ۹۶-۱۰۱.