سلام (اسم الهی)

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۳۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

سلام از ریشه «س - ل - م» یکی از دو مصدر باب تفعیل و به معنای سالم بودن از هرگونه عیب و نقص است.[۱]

اطلاق سلام بر خدا، به این معناست که ذات خداوند از هر عیبی، صفاتش از هر نقصی و افعالش از هر شرّی مصون است [۲] و به واسطه آن صفاتِ پیراسته از عیب، رحمت، عطوفت و کرم از وی متجلی می‌شوند.[۳]

بر اساس روایتی از پیامبر اکرم (ص) سلام یکی از ۹۹ اسم خداست که هرکه آنها را بشمارد، بهشت بر او واجب می‌شود،[۴] از این رو پیامبر اکرم (ص) مسلمانان را به افشای سلام در میان خودشان سفارش کرده است؛[۵] همچنین برپایه روایتی آن حضرت فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ هُوَ اَلسَّلاَمُ»[۶] و پس از نماز سه بار این دعا را می‌خواند: « اَللَّهُمَّ أَنْتَ اَلسَّلاَمُ وَ مِنْكَ اَلسَّلاَمُ وَ لَكَ اَلسَّلاَمُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ اَلسَّلاَمُ »[۷]

سلام به عنوان اسم خدا تنها یک بار به صراحت در قرآن یاد شده است: ﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ[۸]؛ ولی در ترکیب‌های «دارالسلام» که دو بار در قرآن آمده: ﴿لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۹]، ﴿وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۰] و «سبل‌السلام»: ﴿يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱۱] بنابر وجهی اسم و صفت الهی است و در آیات ﴿تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا[۱۲] و ﴿وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا[۱۳] و «سلیم» در آیه ﴿إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ[۱۴] نیز به گونه‌ای با این اسم و صفت الهی، پیوند دارد؛ زیرا دارالسلام و سبل‌السلام دو گونه تفسیر شده‌اند: برخی قائل‌اند که سلام نام خداوند و دارالسلام، به معنای داراللّه و مراد از «دار» بهشت است [۱۵] و خداوند به سبب نهایت تقدس بهشت، آن را به خودش نسبت داده است؛ آن‌گونه که کعبه را «بیت‌اللّه» می‌گویند.[۱۶] در تأیید این تفسیر، روایتی از امام باقر (ع) نقل شده است.[۱۷]

برخی دیگر سلام را صفت «دار» دانسته‌اند،[۱۸] در نتیجه، دارالسلام به معنای دارالسلامه است؛ جایی که هیچ آفتی مانند مرگ، بیماری، فقر، غم و اندوه در آن نیست. [۱۹]

سُبل‌السلام نیز یا به معنای راه‌های خداست که مقصود از آن دین اسلام است و خداوند آن را برای هدایت بشر تشریع کرده است،[۲۰] یا به معنای راه‌های سلامت که از هرگونه خوف، ضرر و ضلالت مصون است.[۲۱]

در تبیین سلام به عنوان نام خداوند چند دیدگاه است:

  1. ذات خداوند ازهرگونه عیب، نقص و آفت مبرّاست.[۲۲] طبق این نظر، سلام با قدّوس هم‌معناست؛ با این تفاوت که قدوس بر منزه بودن خداوند در گذشته و حال دلالت دارد؛ ولی صفت سلام تنها به آینده اشاره دارد؛ زیرا اگر عیبی بر وی عارض شود موجب زوال سلامت خواهد شد.[۲۳]
  2. بندگان از ستم او در امان و سالم‌اند.[۲۴]
  3. خدا اعطا کننده سلامت به بندگان است.[۲۵]
  4. خدا در امان نگه‌دارنده آنان از مهالک یا سلام‌کننده بر ایشان در بهشت است: ﴿تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا[۲۶].[۲۷]، چنان‌که حضرت یحیی (ع) را از آفات و ترس هنگام ولادت، مرگ و بعث، ایمن دانسته است: ﴿وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا[۲۸].[۲۹]

سلام، برپایه تعریف نخست و دوم در ردیف صفات سلبی و تنزیهی و براساس تعریف سوم، از صفات ثبوتی و بازگشت آن به قدرت بوده و با توجه به تعریف اخیر، کلام خداست.[۳۰] شایان ذکر است بنده‌ای که دلش از هرگونه حقد، کینه، حسد و شر و بدنش از هرگونه گناه و ناپاکی سالم باشد، شایسته نام سلام [۳۱] و مصداق این آیه خواهد بود: ﴿إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ[۳۲]؛ همچنین بهره و نصیب او از اسم سلام در دنیا، سالم بودن دین وی از بدعت‌ها و شبهات، سلامت و حاکمیت عقل وی بر شهوت و غضب و سلامت قلب او از توجه به غیر خداست [۳۳].[۳۴]

منابع

پانویس

  1. مفردات، ص۴۲۱؛ لسان العرب، ج۶، ص۳۴۲، «سلم».
  2. شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۷.
  3. التحقیق، ج۵، ص۱۹۲، «سلم».
  4. سنن الترمذی، ج۵، ص۱۹۲؛ التوحید، ص۱۹۴، ۲۱۹؛ السنن الکبری، ج۱۰، ص۲۷.
  5. سنن الترمذی، ج۳، ص۱۸۷؛ مستدرک الوسائل، ج۸، ص۳۶۲.
  6. صحیح البخاری، ج۷، ص۱۶۵؛ ج۸، ص۲۱۰؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۱۲۲.
  7. صحیح مسلم، ج۵، ص۹۳.
  8. «اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بی‌عیب، ایمنی‌بخش، گواه راستین، پیروز کام‌شکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند» سوره حشر، آیه ۲۳.
  9. «سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.
  10. «و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.
  11. «خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۶.
  12. «درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.
  13. «و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.
  14. «جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.
  15. جامع البیان، ج۸، ص۲۵؛ التبیان، ج۴، ص۲۷۱؛ مجمع البیان، ج۴، ص۵۶۳.
  16. التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲.
  17. معانی الاخبار، ج۱، ص۳۹۰.
  18. التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۴۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۳، ص۱۸۲.
  19. تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۱۸۲؛ المیزان، ج۷، ص۳۴۵.
  20. جامع البیان، ج۶، ص۱۰۴؛ التبیان، ج۳، ص۴۷۵؛ مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۰.
  21. التبیان، ج۳، ص۴۷۵.
  22. مجمع‌البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیرالکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ زادالمسیر، ج۴، ص۲۶۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۱۰۸.
  23. التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳.
  24. جامع البیان، ج۲۸، ص۳۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ المیزان، ج۱۹، ص۲۲۲.
  25. مجمع‌البیان، ج۹، ص۴۰۰؛ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶-۱۹۸.
  26. «درودشان روزی که به لقای او رسند «سلام» است و برای آنان پاداشی ارزشمند آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۴۴.
  27. شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.
  28. «و بر او روزی که زاده شد و روزی که خواهد مرد و روزی که او را زنده برانگیزند درود باد» سوره مریم، آیه ۱۵.
  29. شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۶.
  30. التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۱۳؛ القواعد و الفوائد، ص۲۶۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۱۱۰.
  31. شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸.
  32. «جز آن کس که دلی بی‌آلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.
  33. شرح اسماء الله الحسنی، غزالی، ص۵۸؛ شرح اسماء الله الحسنی، فخر رازی، ص۱۹۸.
  34. زکی، محمد ابراهیم، مقاله «سلام اسماء‌ و صفات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۵، ص ۵۲۲- ۵۲۴