حکیم بن اشرف
آشنایی اجمالی
وی از تیره دیل بن عمرو، از عبدالقیس بود[۱]. نام او را «حکیم» هم گفتهاند[۲] اما بیشتر «حُکیم» آوردهاند[۳] و نام پدرش را جبل نیز گفتهاند[۴]. در صحابی بودن وی اختلاف است. ابن عبدالبر[۵]، او را در شمار صحابه آورده، میگوید: او رسول خدا(ص) را درک کرد اما آن حضرت را ندید و آگاهی ندارم که او روایت یا خبری نقل کرده باشد که دلالت کند وی از رسول خدا(ص) روایت شنیده است. ابن اثیر[۶] نیز به همین خبر ابن عبدالبر اشاره کرده است. ابن حجر[۷] در بخش سوم (مخضرمین) از وی یاد کرده و پس از اشاره به خبر ابن عبدالبر میگوید عثمان وی را به سِند فرستاد. او سپس در بصره سکونت گزید و در نبرد جمل کشته شد. وی را مردی صالح، دیندار[۸] و مورد اطاعت در خاندانش معرفی کردهاند[۹].
مهمترین بخش زندگی حکیم، نقش مؤثر او در محاصره عثمان و شرکت در قتل عثمان[۱۰] و حمایت قاطع او از امیرالمؤمنین علی(ع) است. پس از آنکه وی از سِند بازگشت، عثمان از او درباره اوضاع آنجا پرسید و او توضیحاتی داد و عثمان تا زمان مرگش کسی را بر سِند نگمارد[۱۱]. حکیم از کسانی بود که از عبدالله بن عامر و دیگر کارگزاران عثمان بر خلیفه سوم عیب میگرفت[۱۲]. از حکیم به عنوان والی امام علی(ع)[۱۳]، فرمانده نیروی نظامی بصره از سوی عثمان بن حنیف[۱۴] و کسی که مکران[۱۵] به دست او فتح شده است[۱۶]، شجاعترین افراد زمان خود[۱۷] و از شیعیان اهل بیت[۱۸] یاد کردهاند.
پس از مرگ عثمان، هنگامی که زبیر، طلحه و عایشه به بصره آمدند، عثمان بن حنیف که والی امام علی(ع) در بصره بود، حکیم را همراه هفتصد تن از قبایل عبد القیس و بکر بن وائل برای مقابله با آنان به زابوقه، در نزدیکی بصره، فرستاد که در این نبرد (معروف به جمل اصغر) حکیم به شهادت رسید و قاتل او مردی از قبیله بنی حدان بود[۱۹]. بر اساس خبری دیگر، ابن زبیر پس از صلح عثمان بن حنیف با طلحه و زبیر به عثمان بن حنیف خیانت کرد و شبانه وارد قصر شد و پس از کشتن چهل تن از نگهبانان، بیتالمال را گشود و عثمان بن حنیف را دستگیر و شکنجه داد. حکیم با هفتصد تن از قبیله ربیعه به مقابله برخاست و آنان را از قصر دارالاماره بیرون راند، اما بر او هجوم بردند و پای او را قطع شد و سرانجام به دست سحیم[۲۰] حدانی به قتل رسید[۲۱] و در بصره به خاک سپرده شد[۲۲]. در برخی منابع از حکیم بن جبله بدگویی کردهاند[۲۳] که به نظر میرسد به سبب شرکت او در کشتن عثمان و از روی تعصب بیجای برخی مورخان باشد.[۲۴]
جستارهای وابسته
- بنیعبدالقیس (قبیله)
منابع
پانویس
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۸؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۲۹۸.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱.
- ↑ ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۵۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۲۲۰؛ ابن حجر، الإصابة، ج۲، ص۱۵۲ و ۱۸۱.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱؛ ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۵۷.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱.
- ↑ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۵۷.
- ↑ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۵۲.
- ↑ عابد و بزرگ، ر.ک: ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۳، ص۴۹۵.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱؛ ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۵۷.
- ↑ برای اطلاع بیشتر، ر.ک: ابن شبه، تاریخ المدینة، ج۳، ص۱۳۲ و ج۴، ص۱۱۵۲؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۱۹۶؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۶، ص۱۷۴.
- ↑ خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۳۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۸.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۳، ص۲۶؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۷، ص۲۵۹؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۳، ص۸۰.
- ↑ ناحیهای که از غرب به کرمان و از شمال به سجستان و از جنوب به دریا و از شرق به هند میرسد. ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۷۹.
- ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۱۳۰.
- ↑ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱.
- ↑ با اندکی اختلاف، ر.ک: بلاذری، أنساب الأشراف، ج۳، ص۲۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱.
- ↑ یا ضحیم، ر.ک: طبری، تاریخ، ج۴، ص۴۷۴.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۲۱؛ ابن اثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۵۷.
- ↑ عسکری، تصحیفات المحدثین، ج۳، ص۱۰۱۸.
- ↑ طبری، تاریخ، ج۴، ص۴۳۵؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج۳۹، ص۳۶۰؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۳، ص۴۴۸ و ص۴۹۵.
- ↑ خانجانی، قاسم، مقاله «حکیم بن اشرف»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۰۷-۱۰۸.