انسجام

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۲ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

هماهنگی و انسجام

یکی از مسائل مهمی که باید به عنوان یک خصلت، در مجموعه قواعد به چشم آید، هماهنگی و انسجام آنهاست؛ بدین معنا که هر یک از قواعد درواقع، به منزله جزئی از یک نظام است که در رابطه با دیگر اجزا تعیین و تبیین می‌شود؛ چراکه هرگونه نگاه انتزاعی، استقلالی و جزیره‌ای به آنها، به درکی نادرست، یا دست‌کم ناقص منتهی می‌شود. افزون بر این، لازمه عملکرد سیستمی که براساس اصول شکل می‌گیرد، آن است که نوعی هماهنگی و تعاون میان آنها وجود داشته و ضمنِ تعاضد و همکاری و تقویت آثار همدیگر، موجب هم‌افزایی و در نتیجه برایندی واحد، در راستای تحقق اهداف مورد نظر شوند؛ این بدان معناست که میان اصول برخاسته از مبانی هماهنگ، هرگز نباید تزاحم و تعارض وجود داشته باشد؛ به ویژه در مجموعه‌های انسانی، که مبتنی بر اختیارات، شکل می‌گیرند، موضع‌گیری‌ها باید به گونه‌ای باشند که جهت‌گیری کلی حاکم بر نظام باورها، نظام فکری، نظام عملکرد، همسویی و هماهنگی داشته باشند. به این امر در قالب بررسی چهار اصل «هم‌جهتی»، «همدلی»، «همفکری» و «همکاری»، پرداخته خواهد شد.[۱]

اصول چهارگانه

هم‌جهتی (هم‌راستایی)

از جمله اصول حاکم بر نظام خدامحور، هم‌جهتی، همراهی و هم‌راستایی، یا هم‌مسیر بودن اعضاست. بدان معنا که همه حرکت‌ها و فعالیت‌ها در یک جهت و در یک سو و در یک راستاست؛ به گونه‌ای که همگی بازتابنده یک مفهوم کلی و مشترک هستند. انسان به دلیل اختیاری که دارد، می‌تواند یکی از دو جهت حق یا باطل را برگزیند و به رغم اینکه مخلوق است و از این حیث باید تابع بی‌چون و چرای خالق خود باشد، ولی بافت وجودی او به گونه‌ای است که خداوند براساس فلسفه خلقت (که ابتلاء و آزمایش است) به او اجازه داده که نسبت به جهت حاکم بر رفتار و فعالیت‌هایش، خود تصمیم بگیرد. البته حکمت الهی ایجاب می‌کند که پیش از اختیار، راه نیک و بد به او فهمانده شود: ﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا[۲] و ضمن آگاهی از آثار و پیامدهای انتخابی که می‌‌کند، در اخذ یکی از طرفین حق یا باطل آزاد باشد. اگرچه شایسته و سزاوار و هماهنگ با فطرت، آن است که شاکر نعمت‌های الهی بوده و همان راهی را در پیش گیرد که انبیای عظام(ع)، به عنوان صراط مستقیم، برای او ترسیم کرده‌اند؛ اما در عین حال، وضعیت خلقت او به گونه‌ای است که می‌‌تواند کفران کرده، و راه خلاف آن را برگزیند: ﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا[۳]. اصل مهم حاکم بر سازمان خدامحور، آن است که اعضا همه در انتخاب، همسو و هم-جهت‌اند؛ یعنی اختیار آنها، وحدت دارد؛ همه به این نتیجه رسیده‌اند که تنها جهتی که به قرب و کمال می‌‌رسد، گام نهادن در راهی است که از سوی وحی الهی ترسیم شده است؛ این بدان معنا است که شاکر بودن و قدم نهادن در وادی فطرت، آن هم ﴿فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا[۴]، خط مشی حاکم بر حرکت افراد و برقراری ارتباط با دیگران است.[۵]

همدلی (همدردی)

عامل بسیار مهم دیگر حاکم بر نظام خدامحور، «همدلی» است، همدلی، یعنی نزدیکی و یکی شدن دل‌ها؛ قلب مرکز عواطف، احساسات، باورها، اعتقادات و انعکاس جهت انتخاب شده است. «هم‌جهتی» بر اساس محور حق، به این منجر می‌شود که قلب‌ها، بتوانند بر مبنای واحدی به وحدت برسند. به سخن دیگر، نخستین جایی که انتخاب، جهتِ حق یا باطل خود را نشان می‌‌دهد و نخستین جلوه‌ای که می‌یابد، «جلوه قلبی، روحی و روانی» است؛ یعنی اگر فردی محور حق یا باطل را انتخاب کرد، نظام قلبی، نظام حساسیت‌ها، نظام حبّ و بغض‌ها، نظام باورها، نظام اعتقادها و نظام روحی و روانی او، بر همین مبنا شکل می‌‌گیرد و درواقع مصداقی از نظام قلبی حق-محور، یا غیرخداگرایانه، تحقق می‌‌یابد.

اساس شکل‌گیری روابط در نظام خدامحور، «همدلی» افراد است. دل‌های اعضا در این نظام، چنان ویژگی‌ها و خصوصیاتی دارند که بیشترین وجه اشتراک را با هم دارند و کم‌ترین وجه اختلاف. همین امر باعث می‌شود که به راحتی با هم ارتباط برقرار کنند و دل‌های خود را به هم نزدیک سازند و در استحکام روابط بکوشند. تحکیم «همدلی» بر تداوم و استمرار روابط انسانی و فرهنگ حاکم بر جامعه خدامحور، بسیار مؤثر است. برای همدلی هر چه بیشتر، باید افعال قلبی خاصی صورت گیرند و نوعی خاص از مدیریت و اداره، تحقق یابد، که می‌‌توان از آن به عنوان «مدیریت قلبی»یا «مدیریت بر مبنای دل» تعبیرکرد. ویژگی‌ها و شاخص‌های مدیریت بر مبنای دل را می‌‌توان، در فرازهای مختلفی از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر، ملاحظه کرد.[۶]

همفکری (هم‌اندیشی- هم‌رأیی)

از آنجا که انسان‌ها همیشه تمایل دارند آنچه را که در دلشان است، بروز دهند و جلوه‌های عینی آن را آشکار سازند، صرف «همدلی» برای تحقق یک نظام خدامحور و ارتباط درست با مردم کافی نیست، بلکه آن «همدلی» باید به «همفکری» بینجامد. افکار و اندیشه‌های حاکم بر رفتار زمامدار، براساس «هم‌جهتی» و «همدلی» حاکم بر آن، سمت و سو گرفته و هماهنگ با آن صورت می‌گیرند؛ به سخن دیگر، انسان‌ها آن‌گونه می‌اندیشند که باور دارند؛ یعنی میان مکنونات قلبی و افکار، لزوماً باید نوعی هماهنگی وجود داشته باشد؛ کسی که میان عقاید و ارزش‌ها و فکر و اندیشه او تعارض وجود دارد، نمی‌تواند اعتدال داشته باشد. ویژگی‌ها و شاخص‌های همفکری هم در فرازهایی از نامه ۵۳ امام علی(ع) به چشم می‌‌خورد.[۷]

همکاری (همیاری)

همفکری، زمانی می‌تواند به تحقق روابط انسانی و مبتنی بر فرهنگ خدامحور منجر شود که خود اساس شکل‌گیری همکاری، همیاری و تعاون افراد و اعضا، براساس تقوا شود. درواقع انسان‌ها، براساس باورهای خود، می‌اندیشند و براساس افکار و اندیشه خود عمل می‌کنند. هم‌جهتی، ترسیم کننده راه است. همدلی، استقرار جهت است، همفکری جریان و پویایی جهت را هموار می‌کند و همکاری، به آن عینیت می‌بخشد. به سخن دیگر، در نظام خدامحور باید میان افعال و رفتار اعضا، میان اندیشه‌ها و افکار آنها و میان ارزش‌ها و عقاید آنها هماهنگی و تناسب وجود داشته باشد و محور این هماهنگی هم تقوا و حرکت در مسیر تقرب الهی است. هرگونه ناهماهنگی میان این عناصر، موجب بی‌تعادلی و در نتیجه انفعال خواهد بود. فرازهای متعددی، در عهدنامه امام علی(ع) به این امر اشاره دارند.[۸]

منابع

پانویس

  1. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۰۹.
  2. «پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸.
  3. «ما به او راه را نشان داده‌ایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.
  4. «سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.
  5. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۱۰.
  6. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۱۱.
  7. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۱۱.
  8. امیری، علی نقی، الگوی اداره در نهج البلاغه، ص ۱۱۲.