غیب در لغت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۲ آوریل ۲۰۲۱، ساعت ۱۶:۳۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل غیب (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

معناشناسی

الف) راغب اصفهانی غیب را مصدر و معنای حقیقی آنرا استتار چیزی از چشم می‌داند، که مجازا به معنای اسم فاعل برای هر چیز پنهان از حواس ظاهری یا پنهان از علم انسان نیز استعمال می‌گردد، سپس متذکر می‌شود که اولا شیء غایب، نسبت به مردم غیب گفته می‌شود نه نسبت به خدا و ثانیا غیب تنها به واسطه خبر انبیا معلوم می‌گردد. با توجه به این تعریف اولا حواس و علم انسان، ملاک غیب و شهود است. ثانیا علم به غیب برای انسان‌ها فقط از طریق انبیا ممکن است.

نقد: اولا ملاک در غیب فقط حواس و علم انسان نیست بلکه حواس و علم هر مخلوقی می‌تواند ملاک باشد، همان‌طور که در جریان خلقت آدم، مخاطب خدا در عبارت ﴿إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[۱] ملائکه بودند. یعنی حقیقتی که بر ملائکه مخفی بود، "غیب" نامیده شده است. ثانیا واسطه اطلاع از غیب منحصر به انبیا نیست، همان‌طور که حضرت مریم بدون واسطه انبیاء مطالب غیبی را دریافت نمود.

ب) علامه حسن مصطفوی: " غیب چیزی است که شهادت نباشد و شهادت یعنی حضور (حضور مکانی یا حضور نزد حواس ظاهری یا حضور در فکر و علم فرد یا حضور در مقام معرفت و بصیرت و یا مطلق حضور)".

نتیجه: از نظر لغوی اینکه غیب به معنای "شیء پنهان" باشد مورد اتفاق اهل لغت است، اما اختلاف در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد که به نظر می‌رسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغوی‌ها وارد است و با لحاظ مصادیق غیب و نیز با توجه به تبادر عرفی، هر چیزی، از هر جهتی از حواس ظاهری یا از علم هر کسی پنهان باشد به همان لحاظ، عرب نسبت به همان شخص آنرا "غیب" می‌نامد[۲].

منابع

  1. جزائری، سید محمود، کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان

پانویس

  1. «من نهان آسمان‌ها و زمین را می‌دانم» سوره بقره، آیه ۳۳.
  2. جزائری، سید محمود، کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان ص۲۷ الی ۲۹