مقام مرجعیت دینی
از جمله مقامات امامان معصوم (ع) مقام مرجعیت دینی است.
مقدمه
یکی از شئون نبوت ابلاغ وحی آسمانی به مردم و تبیین و تفسیر صحیح و ناب از آن برای مخاطبان بود، با وجود پیامبر اسلام (ص) احتمال تفسیر ناصواب از دین در حد صفر بود، امّا بعد از رحلت آن حضرت، احتمال ارائه قرائتهای متنوع و ناصواب از دین، احتمال بالایی داشت و با رسوخ تفاسیر و بدعت و تحریفهای ناصواب در آخرین کتاب و شریعت آسمانی، اصالت آن و در نتیجه اعتبار آن مخدوش میشد، از اینرو تعیین یک مرجع علمی معتبر و معصومانه ضروری مینمود. مقام و شأن امامت در اسلام به چنین نیازی پاسخ میدهد.
یکی از مناصب مهم و آسمانی پیامبر (ص) تبیین آموزههای دینی بود که به دلیل ارتباط او با وحی، تبیین و تفاسیر وی از آموزههای دین بهمنزله حجت الهی برای مسلمانان تلقی میشد که همه میبایست قلباً و عملاً مطیع و ملتزم به آن گردند که در اصطلاح از آن به «مرجعیت علمی و دینی» یاد میشود.
شیعه معتقد است پیامبر اسلام (ص) این منصب خود را نیز به امامان تفویض نموده است و به دلیل عصمت و ارتباط ائمه با عالم غیب از طریق الهام نه وحی، تبیین و تفسیر آنان از آموزههای دینی مانند پیامبر، حجت الهی خواهد بود. لکن اهل سنت به دلیل انکار شرط عصمت و ارتباط با عالم غیب در امامت از یکسو، و پذیرفتن عدم عصمت خلفای راشدین و خطاهای علمی آنان، نمیتوانند امام و حاکم را به وصف «مرجعیت علمی و دینی» متصف نمایند[۱].
مرجعیت دینی امامان از دیدگاه شیعه
امامت منزلتی است دینی و ادامۀ مناصب پیامبر، و گفتار و کردار او برای فهم دین منبع و سند است و امر تدبیر مردم به او واگذار شده است. شیعه بر این باور است که همانگونه که پیامبر معارف دینی را از منبعی خطا ناپذیر گرفته، در اختیار مردم میگذاشت بعد از او افرادی خاص دارای همین منزلت و منصبند. امام، از یک طریق رمزی و غیبی، اسلام شناس است.
در مدت زمان پیامبری نبی مکرم، این ظرفیت نبود که همه احکام را ایشان برای مردم بیان کند و امکان هم ندارد که چنین دینی، ناقص بیان شده باشد. پس نیاز به امام و واضح است. این بیان، با نظریه ختم نبوت و دین کامل، منافات ندارد، زیرا آنچه پیغمبر، کامل بیان کرد، همه آنهایی نبود که به عموم مردم گفت، بلکه همه دستورات را به شاگرد خاص خودش گفت.
سید مرتضی نگهبان دین، یا باید مردم باشند یا امام. شق اول ممکن نیست بنابراین امامی لازم است. طبیعی است که نمیتوان با اجتهاد و استنباط، اموری را که تنها در حیطه علم خدا و پیامبر (ص) است و فراتر از گفتههای موجود در قرآن و سنت، دریافت و باز گفت. البته ما نمیتوانیم تفسیر کنیم که چه نوع ارتباط معنوی میان پیغمبر (ص) و علی (ع) بود که پیامبر (ص) حقایق را –کما هو حقه و بتمامه- به علی (ع) آموخت. لذا در حدیث ثقلین، امامان (ع) را به عنوان عدل و همتای قرآن معرفی میکند. منبع بسیاری از این نوع روایات، کتب حدیثی اهل سنت است.
امام علی (ع) در مورد امامان (ع) "مخزن علم پیامبرند و احکام شریعت او را بیانگر و دین را نگهبان... پس همچون قرآن، نیک حرمت آنان را در دل بدارید ... اگر ایستادند بایستید و اگر برخاستند برخیزید..."[۲].
منابع
پانویس
- ↑ ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲.
- ↑ ر.ک: سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی، ج۲، ص ۱۰۵.