عمود نور

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱ مارس ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۵۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

این مدخل از زیرشاخه‌های مجاری علم معصوم و مرتبط با بحث نور الهی است. "نور الهی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم معصوم (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

عمود نور یا همان "مصباحی از نور" یا "مناری از نور" یکی از مجاری علم و آگاهی امام است.

عمود نور یکی از مجاری علم امام

از جمله مجاری علم امام(ع) بر اساس روایات بهره‌مندی از عمود و نور الهی است؛[۱] چنانکه هر وقت خواسته باشند از غیب آگاهی یابند، به سبب قدرت و اذنی که خداوند به آنها داده است، هرچه را بخواهند برای آنها روشن می‌گردد.[۲] این عمود در حقیقت کانال اتصال بین امامان(ع) و پروردگار است که معصومین(ع) از این طریق با خدا در ارتباط هستند و هر چیزی که می‌خواهند از خدا دریافت می‌کنند.[۳] عمود نور، حقیقتی‌ غیر مادی‌ است‌ که تنها ائمه(ع) قادر به دیدن و شهود آن هستند.[۴] در روایتی آمده است: «روزی امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «از بالای آسمان‌ها و از زیر زمین‌ها از من سؤال نمایید تا شما را آگاه نمایم. در این میان یکی برخاست و گفت: "الآن جبرئیل کجاست؟" پس آن حضرت نظری به آسمان و نظری به زمین انداخت و به مشرق و مغرب توجه نمود و به سؤال‌کننده فرمود: "به خدا سوگند! تو جبرئیل هستی". پس از آن او را ندیدند.»[۵]در ذیل آیه ﴿﴿وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً[۶] روایات متعددی با تعابیر مختلفی مانند عمود من نور، منار من نور، مصباح من نور، عمود من السماء، بیان شده است.[۷] روایات ذیل این عناوین، همگی در یک نکته اشتراک و اتحاد دارند، هر چند در ذکر عنوان، زمان یا تعبیر از این فعل، اختلاف و تفاوت‌هایی در عبارات روایات وجود دارد، این امر مشترک، ارتباط عمود یا منار یا مصباح نور با اعمال بندگان و خلایق است. به تعبیر دیگر به طور قطع می‌توان ادعا نمود روایات، از آگاهی امام نسبت به کنش، رفتار و اعمال انسان‌ها خبر می‌دهند. از این رو ثمره و نتیجه وجود عمود نور برای امام، مشاهده و توان دیدن اعمال انسان‌هاست.[۸] یعنی علم به اعمال از‌ طریق‌ مشاهده است، نه گزارش.[۹] به کمک این ستونِ نوریِ سداد آور و توفیق بخش است که امام معصوم(ع) از ایمان و نفاق پنهان در سینه‌ها آگاه می‌شود. زیرا به واسطه آن نور، باطن چون ظاهر برای او آشکار می‌گردد، بدون آن که حجابی در کار باشد. از این رو حضرت رضا(ع) در نامه‌ای برای بعضی از یارانش چنین نوشت:[۱۰] «هنگامی که مردم را می‌بینیم، آن‌ها را با حقیقت ایمان یا حقیقت نفاق می‌شناسیم.»[۱۱] زیرا برای کسی که از ستونِ نوریِ بر گرفته از خیمه‌گاه عالم طبیعت و پر کشیده تا عنان عالم غیب برخوردار است، قلب‌های بندگان مانند قلب‌هایشان هویداست، بی‌آن که حجابی باشد. شاهد گویای مدعا، روایت حمزة بن عبدالمطلب بن عبدالله جعفی است،[۱۲] می‌گوید: "نزد حضرت رضا(ع) رفتم در حالی که کتاب یا کاغذی همراه داشتم و در آن از امام صادق(ع) چنین نقل شده بود: «دنیا برای صاحب این امرِ امامت همچون گردویی دو نیم شده تمثل یافته است.» حضرت رضا(ع) فرمود: «ای حمزه، به خدا سوگند! این سخن حق است، آن را بر روی پوستی بنویس.»[۱۳]

عمود نور در روایات

  • برخی از روایات درباره عمود نور عبارتند از:[۱۴]
  1. محمد بن مروان می‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم حضرت فرمودند:[۱۵] «امام در همان زمانی که در شکم مادر است، گفت‌وگوها را می‌شنود و وقتی به دنیا می‌آید، بین دو کتفش نوشته شده است: ﴿﴿وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ«کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس تبدیل و تغییر آن کلمات نتواند کرد و او خدای شنوا و داناست»؛ سوه انعام سپس وقتی زمام امر به دست او بیفتد، خداوند عمودی از نور برایش قرار می‌دهد و با آن نور آنچه را اهل هر شهری عمل می‌کنند، می‌بیند.»[۱۶] روایتی بدین مضمون از امام باقر(ع) نیز روایت شده است.[۱۷]
  2. در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمودند:[۱۸] «زمانی که [امام] پای به دنیا بگذارد به وسیله حکمت مزین می‌گردد و برای او چراغی قرار داده می‌شود تا با آن کارهای بندگان را می‌بیند.»[۱۹]
  3. صالح بن سهل نقل می‌کند:[۲۰] «نزد امام صادق(ع) نشسته بودیم حضرت فرمودند ای صالح بن سهل خداوند در میان خودش و امام ستونی از نور قرار داده است، خداوند از این طریق به امام می‌نگرد و امام نیز از این طریق به پروردگارش می‌نگرد و هنگامی که بخواهد چیزی را بداند، در آن ستون نور نظر می‌افکند و از آن آگاه می‌شود».[۲۱]
  4. جمیل بن دراج از امام صادق(ع) نقل کرده است: «هنگامی که امام(ع) به امامت برسد، در هر شهری، برای او مناری از نور بلند می‌شود که امام(ع) در آن، به اعمال بندگان می‌نگرد.»[۲۲]
  5. امام صادق(ع) در روایتی دیگر می‌فرمایند: «خداوند ستونی از نور دارد که آن را از همه مخلوقاتش پوشانده است. یک طرف این ستون، نزد خدا و طرف دیگر آن، در گوش امام است. پس هرگاه خداوند چیزی اراده کند، آن را در گوش امام وحی می‌کند.»[۲۳]
  6. حسن بن راشد می‌گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند:[۲۴] «هنگامی که امام پیشین از دنیا می‌رود، خداوند برای امام بعد از او ستونی از نور برمی افرازد که بوسیله آن اعمال مردم را می‌بیند، و از این طریق خداوند، حجت را بر خلق خود تمام می‌کند.»[۲۵]
  • اینکه منظور از نور الهی در این روایات چیست، معلوم نیست. ولی بعضی از راویان، نور الهی را به "ملک" تعبیر کرده‌اند:[۲۶] «محمد بن عیسی بن عبید می‌گوید: من و ابن‌فضال نشسته بودیم، یونس وارد شد و گفت: من خدمت امام رضا(ع) رسیدم و به او گفتم: قربان شما شوم! مردم درباره عمود، سخن بسیار گفته‌اند. امام به من فرمود: ای یونس! نظر تو درباره آن چیست؟ نظرت این است، یک عمود آهنی است که برای صاحب تو برافرازند؟! عرض کردم: نمی‌دانم. فرمود: عمود، فرشته‌ای است که بر هر شهری گماشته شده است و خدا به وسیله او کردار آن شهرها را می‌رساند.»[۲۷]
  • بنابراین اگر منظور از نور الهی، ملک یا روح‌القدس باشد، نمی‌توان آن را مجرای جداگانه‌ای برای علم امام دانست. بلکه همان القای روح‌القدس است.[۲۸] به عبارتی دیگر عمود نور امری جدا از امام نیست؛ بلکه ویژگی و توانی در امام است که خداوند آنرا برای احتجاج بر خلقش برای امام فراهم نموده است؛ مانند روایتی که پس از اشاره به وجود منار نور می‌فرماید: "فَبِهَذَا یَحْتَجُ‏ اللَّهُ‏ عَلَی‏ خَلْقِه"[۲۹] علامه مجلسی ذیل این روایت، ضمیر اشاره منفصل "هذا" را به خود امام برمی‌گرداند و صحیح هم همین است.[۳۰] با توجه به این جمله، اگر منار یا عمود نور را امری جدا از امام بدانیم، احتجاج الهی به امام صحیح نخواهد بود.[۳۱] علامه مجلسی می‌گوید:[۳۲] "نامیده شدن ملک با عنوان عمود، استعاره است؛ گویی ملک عمودی از نور است که امام در آن نظر می‌کند. همچنین ممکن است این تشبیه به این دلیل صورت گرفته که اعتماد امام در کشف امور، به ملک است.[۳۳]
  • در مجموع از روایات به دست می‌آید، این ستون نور، به طور مستقل، مجرای علم نیست؛ بلکه تمثیلی برای مجرای الهامی علم امام(ع) است که هرگاه خداوند بخواهد، با آن، امام را آگاه می‌کند.[۳۴]

پرسش‌های وابسته

منابع

منبع‌شناسی جامع علم معصوم

جستارهای وابسته

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶؛ محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴؛ ناصرالدین اوجاقی، علم امام از دیدگاه کلام امامیه، ص ۶۴ ـ ۶۸.
  2. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.
  3. ر.ک. سید انیس‌الحسن نقوی، علم غیب ائمه معصومین(ع)، ص ۴۰ ـ ۴۱.
  4. ر.ک. سید علی هاشمی، شهود یکی از روش‌های علم‌آموزی ائمه، ص ۸۷.
  5. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶؛ الفضائل، شاذان بن جبرئیل القمی، ص ٩٨ و بحار الانوار، ج ٣٩، ص ١٠٨.
  6. «کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید»؛ سوره انعام، آیه ١١۵.
  7. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶؛ محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
  8. ر.ک. محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
  9. ر.ک. سید علی هاشمی، شهود یکی از روش‌های علم‌آموزی ائمه، ص ۸۷.
  10. مسند الإمام الرضا(ع)؛ ج ۱، کتاب الإمامه؛ ص ۱۵۶، ح ۲۲۶.
  11. ر.ک. عبدالله جوادی آملی، قرآن کریم از منظر امام رضا(ع)، مرکز اطلاع‌رسانی غدیر.
  12. مسند الإمام الرضا(ع)، ج ۱، ص ۱۷۲، ح ۲۶۸.
  13. ر.ک. عبدالله جوادی آملی، قرآن کریم از منظر امام رضا(ع)، مرکز اطلاع‌رسانی غدیر.
  14. ر.ک. محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴؛ در کتاب بصائرالدرجات بیست و هفت روایت به مضامین مختلف در این زمینه نقل شده و در کتاب بحارالانوار شانزده روایت: محمد نظیر عرفانی، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص ۱۹۰.
  15. کافی، ج ١، ص ٣٨٧.
  16. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.
  17. ر.ک. عسکری امام‌خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم؛ سید انیس‌الحسن نقوی، علم غیب ائمه معصومین(ع)، ص ۴۰ ـ ۴۱.
  18. بصائر الدرجات، ص ۵۶۴.
  19. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.
  20. بصائر الدرجات، ص ۴۶٠؛ بحار الانوار، ج ٢۶، ص ١٣۵؛ منهاج البراعه، میرزا حبیب‌الله خویی، ج ۵، ص ٢٠٠.
  21. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.
  22. ر.ک. محمد حسن نادم، سید ابراهیم افتخاری، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص ۶۰؛ محمد نظیر عرفانی، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص ۱۰۰.
  23. ر.ک. محمد حسن نادم، سید ابراهیم افتخاری، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص ۶۰.
  24. اصول الکافی، ج ۱، ص:۳۸۷.
  25. ر.ک. عسکری امام‌خان، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم.
  26. ر.ک. محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
  27. کافی، ج ١، ص ٣٨٧.
  28. ر.ک. سید محمد جعفر سبحانی، منابع علم امامان شیعه، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.
  29. کافی، ج ۱، ص ۳۸۷.
  30. مازندرانی، شرح اصول الکافی، ج ۶، ص ۳۶۰.
  31. ر.ک. محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
  32. مجلسی، مرآة العقول، ج ۴، ص ۲۶۸.
  33. ر.ک. محمد تقی شاکر، منابع علم امام در قرآن، فصلنامه امامت‌پژوهی، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ ۱۸۴.
  34. ر.ک. محمد حسن نادم، سید ابراهیم افتخاری، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص ۶۰.