مقدمه

پس از کشته شدن نافع بن ازرق، خوارج ازرقی با عبدالله یا عبیدالله بن ماحور بیعت کردند. البته اگر روایت دینوری را بپذیریم این بیعت پس از واقعۀ سلّی بوده و اگر روایت طبری و مبرد را قبول کنیم و قتل نافع بن ازرق را قبل از ورود مهلب به جنگ با ازارقه بدانیم، بیعت پس از واقعۀ دولاب انجام گرفته است. طبق بعضی از تواریخ، خود نافع ابن ازرق پیش از کشته شدن، عبدالله بن ماحوز را جانشین خود تعیین کرده بود. به‌هرحال، خوارج ازرقی به فرماندهی عبدالله بن ماحوز به جنگ و گریز ادامه دادند و به پیروزیهایی دست یافتند. سپاه بصره عقب‌نشینی کرد و در کنار نهر دجیل اردو زد و سپاه ابن ماحوز هم نزدیکی همان موضع منتقل شد و در کنار شهر تیری حملات خود را متوجه افراد سپاه بصره کرد که باعث فرار بسیاری از آنها شد و حارثة بن بدر که فرمانده آنان بود در نهر دجیل غرق شد و بدین‌سان خوارج ازرقی قدرت بلامنازع در منطقۀ اهواز و نواحی آن شدند و به بدترین وضع دشمنان خود را سرکوب کردند به‌طوریکه خانه‌های آنان را آتش می‌زدند و مردان و زنان و کودکان را سر می‌بریدند. ابن ماحوز سه ماه مالیات آن منطقه را گرفت و قدرت زیادی کسب کرد و شمار سپاه ازارقه به حدود ده هزار تن و به روایت ابن اعثم به بیست هزار تن رسید. طبیعتا چنین قدرتی ابن ماحوز را وادار کرد که مجددا به بصره حمله کند و آنجا را به تصرف خود درآورد. این بود که پسرعم خود زبیر بن علی بن ماحوز را با سپاهی به سوی بصره فرستاد. او به نزدیک فرات رسید و برای حمله به بصره پلی احداث نمود.

اهل بصره که خود را در خطر می‌دیدند با تمام قدرت که شامل همۀ کشتیها و مرکبها و افرادشان بود، به مقابله برخاستند. وقتی زبیر بن ماحوز ارادۀ آنها را دریافت پل را خراب کرد ولی در کنار دجله اقامت گزید[۱]. اینجا بود که مهلب بن ابی صفره به میدان آمد[۲] و کاردانی و شجاعت خود را به نمایش گذارد و به تعقیب ازارقه پرداخت. سپاهیان ازرقی در مقابل مهلب عقب‌نشینی کردند و او به آرامی آنها را دنبال نمود. در چند مورد سپاهیان ازرقی به سپاه مهلب شبیخون زدند و جمع کثیری از آنها را کشتند، ولی باز مهلب آنها را تعقیب نمود تا اینکه در منطقه‌ای به نام سلّی و سلبری به هم رسیدند. دو سپاه به آرایش جنگی پرداختند. مهلب در میمنۀ سپاه خود، قبیلۀ ازد و تمیم و در مسیره، قبیلۀ بکر بن وائل و عبدالقیس را قرار داد. عبدالله بن ماحوز ازرقی نیز در میمنه، عبیدة بن هلال یشکری و در میسره، زبیر بن ماحوز را قرار داد.

البته سپاه مهلب از نظر تعداد بیشتر بود، ولی سپاه ازارقه از لحاظ وسایل جنگی برتری داشت[۳]. به روایت مبرد دو سپاه سه روز در حال آماده‌باش جنگی بسر بردند تا اینکه یکی از افراد خوارج به دست افراد مهلب کشته شد. اینجا بود که سپاه خوارج حملۀ سریع و گسترده‌ای را شروع کرد[۴]. جنگ شدیدی درگرفت و جمع کثیری از دو طرف کشته شدند و بسیاری از سپاهیان مهلب پا به فرار گذاشتند. وقتی خبر شکست سپاه مهلب به بصره رسید مردم آنچنان وحشت‌زده شدند که می‌خواستند بصره را تخلیه کنند و به بیابانها بروند[۵]. تا اینکه مهلب سپاه شکست‌خوردۀ خود را جمع کرد و به آنها سروسامانی داد و بعضی از فراریان نیز بازگشتند. مهلب طی سخنانی به سپاه شکست‌خوردۀ خود گفت: ای مردم! گاهی خداوند جمعیت بسیار را به حال خودشان واگذار می‌کند و آنها شکست می‌خورند و پیروزی را به جمعیت اندک می‌دهد. ای مردم! تصمیم من این است که هریک از شما ده عدد سنگ بردارید و با هم به سوی لشکرگاه ازارقه برویم! آنان اکنون آسوده‌خاطر مشغول استراحت هستند و بسیاری از سپاهیانشان در تعقیب فراریان، از لشکرگاه خود دور شده‌اند. به خدا قسم، امیدوارم که آنها به لشکرگاه خود برنگردند مگر اینکه شما آن را تصرف کرده‌اید و امیرشان را کشته‌اید. سپاه مهلب دستور فرمانده خود را اجرا کردند و ناگهانی بر سر خوارج ازرقی ریختند و با سنگ آنها را تارومار کردند و ساعتی نگذشت که فرماندهشان عبدالله بن ماحوز را هم کشتند و مهلب لشکرگاه خوارج را تصرف نمود و در سر راه آن گروه از خوارج که به تعقیب فراریان از سپاه بصره رفته بودند نیروهایی گمارد و آنان را نیز که به لشکرگاه خود بازمی‌گشتند تارومار کردند و بدین‌سان خوارج ازرقی شکست فاحشی خوردند و تنها گروه اندکی جان سالم به‌در بردند و آنها هم به سوی کرمان و اصفهان گریختند. مهلب خبر این پیروزی را طی نامه‌ای به حارث بن عبدالله والی بصره نوشت و گزارش مفصلی از جنگ با ازارقه را ارائه داد[۶].[۷]

عبدالله بن ماحوز

او رهبر فرقۀ ازارقه از خوارج پس از کشته شدن نافع بن ازرق بود. جنگ‌وگریزهای او در مقابل سپاه بصره به فرماندهی مهلب بن ابی صفره معروف است. او مدتها باعث نگرانی مردم بصره شد و بارها سپاه بصره را شکست داد تا اینکه مهلب بن ابی صفره در سال شصت و شش با مهارت و کاردانی خاصی سپاه ازرقی را شکست داد و عبدالله بن ماحوز کشته شد و بقایای سپاه او به کرمان و اصفهان گریختند، هرچند که بعدها سروسامان گرفتند و مجددا بصره را مورد تهدید قرار دادند. جریان مفصل جنگ ازارقه با سپاه بصره و مهلب را در بخش قیامهای خوارج بخوانید.[۸]

منابع

پانویس

  1. فرقة الازارقه، ص۹۶
  2. به‌طوریکه پیش از این گفتیم طبق روایت دینوری، مهلب قبل از فرماندهی ابن ماحوز و در زمان خود ابن ازرق وارد جنگ شده بود به تفصیلی که گذشت
  3. تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۲۷
  4. کامل مبرد، ج ۳، ص۱۰۸۴
  5. فرقة الازارقه، ص۱۰۱
  6. تاریخ طبری، ج ۳، ص۴۲۸
  7. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۸۹.
  8. جعفری، یعقوب، خوارج در تاریخ، ص ۲۲۳.