قرآن
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
- لفظ و معنای قرآن، نازل شده از سوی خداوند و دربردارنده معارف عمیق است.
- اما تورات و انجیل موجود، چیزی جز شرح حال حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم میخورد؛ قرآن برخلاف معجزات انبیا دیگر، معجزهای است در دسترس همگان که:
- هرگز ملحدان نمیتوانند وجود قرآن و اعجاز بودن آن را نفی و انکار کنند.
- حجتی دائمی بر الهی بودن خود و حقانیت پیامبر اسلام است[۱].
- قرآن کریم این معجزه جاویدان در طول ۲۳ سال بر پیامبر اسلام نازل گردید و تا ابد، مخالفان را به معارضه میطلبد، آیا شرایط لازم برای معجزه در قرآن کریم وجود دارد؟
- خارقالعاده بودن قرآن را در بحث وجوه اعجاز ثابت خواهیم کرد.
- ادعای پیامبری که از مسلمات تاریخ است.
- تحدی که در آیات متعددی مخالفان را به معارضه طلبیده.
- ناتوانی مخالفان از معارضه که هنوز تحدی قرآن بیپاسخ مانده است.
- مطابقت با مدعا و قصد که موضوع این شرط درباره قرآن منتفی است[۲].
اعجاز قرآن
زبان قرآن
- خداوند سبحان از طریق پیامبران، با زبان بشری به هدایت انسانها میپردازد؛﴿﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴾﴾[۳]. قرآن کریم نیز به زبان عربی آشکاری نازل شده: ﴿﴿ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾﴾[۴] بدون شک عموم مردم و عرف عام، مخاطب قرآن هستند؛ ظاهر قرآن به زبان عرف عام و باطن آن به زبان متخصصان سخن گفته است[۵].
زبان موضوعی قرآن
- بخش نخست: احکام و تکلیف﴿﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا﴾﴾[۶]
- بخش دوم: امثال و حکم﴿﴿مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ﴾﴾[۷]
- بخش سوم: سخن از سرای غیب؛ البته این واژهها و الفاظی که برای توصیف جهان غیب به کار رفته، متناسب با عالم حس است. برای مثال، از مراتب و نیروهای فرشتگان با "أجنحه" یعنی بالها، تعبیر شده است.
- بخش چهارم: معارف و اصول شناخت مانند صفات جمال که در آخر سوره حشر آمده است[۸].
تحدی قرآن
- برخی گمان کردهاند که قرآن، تنها به اعجاز ادبی خود تحدی کرده است، اما آیاتی مثل آیه ۸۸ سوره اسراء همه انس و جن را به معارضه با قرآن فراخوانده است و اختصاصی به اعجاز ادبی ندارد و إلا مخاطب قرار دادن اعراب کافی بود.
ناتوانی مخالفان از معارضه با قرآن
- به زعم انگیزه قوی مخالفان و امکانات گسترده آنان بهویژه در عصر جدید، هنوز پاسخی به تحدی قرآن که در همه ابعاد "فصاحت و بلاغت، عمق معانی، روش و اسلوب بیانی و..." با آنهماوردی کند، داده نشده است.
- اگر چنین توفیقی در گوشهای از تاریخ، حاصل شده بود، دشمنان اسلام با بهرهگیری از امکانات وسیع تبلیغی خود، آن را در سراسر جهان منعکس میساختند. در حالی که چنین اتفاقی، رخ نداده است[۹].
- در مجموع، کدامین بشر میتواند هم آراسته سخن بگوید و هم از هر تشبیه و صحنهآرایی خیالی پرهیز کند؟ زیبایی آهنگ قرآن روح انسان را به پرواز درمیآورد و گردوغبار نشسته بر فطرت الهیاش را میزداید[۱۰].
مصونیت قرآن از تحریف
معانی تحریف
- تحریف در لغت از ریشه "حرف" به معنی کناره و جانب هر چیزی است[۱۱] و " حَرَفَ الشَّيْءَ عَنْ وَجْهِهِ " یعنی آن را از جهت اصلیاش تغییر داد، و "حرف" (به تشدید راء) مفید مبالغه در همین معناست. تحریف کلام، کنار زدن از مسیر طبیعی کلام است که افاده معانی حقیقی و مراد واقعی آنهاست[۱۲].
معانی تحریف اصطلاحی
- تحریف در دلالت کلام (تفسیر به رأی)؛
- ثبت آیه یا سوره در مصحف برخلاف ترتیب نزول؛
- اختلاف قرائت؛
- اختلاف در لهجه؛
- تبدیل کلمات؛
- افزودن بر قرآن؛
- کاستن از قرآن[۱۳].
واژه تحریف در قرآن
- واژه تحریف در چهار آیه از قرآن کریم، به کار رفته که همگی در مورد تحریف کلام الهی توسط یهود است[۱۴]
- اطلاق کلمه تحریف در آیات یادشده، هم شامل تغییر ظاهری کلام الهی میشود و هم تغییر محتوا و معنا.
- یهود همه این تحریفها را در کلام الهی انجام دادهاند.
- تغییر و تبدیل کلام الهی، قسم دیگری را نیز شامل میشود و آن اینکه کلام بشری، به لحن و آهنگ کلام الهی ادا گردد، تا افراد ناآگاه به خطا افتند﴿﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾﴾[۱۵][۱۶].
قرآن در لهجه و تعبیر
- از برخی مشایخ اهل سنت نقل شده: قرآن به زبان قریش نازل گردید، ولی به قبایل دیگر عرب اجازه داده شد تا به لغات خاص خود آن را قرائت کنند، به دلیل عدم مشقت فراگیری قرآن و پیشگیری از تعصبات قومی و سهولت فهم مراد قرآن.
- در صحیح مسلم روایت شده که: از خداوند خواستم تا قرائت قرآن را آسان سازد، دستور داد تا بر هفت حرف قرائت گردد.
- از امام صادق نیز روایت شده که پیامبر فرمود:" إِنَ الرَّجُلَ الْأَعْجَمِيَ مِنْ أُمَّتِي لَيَقْرَأُ الْقُرْآنَ بِعَجَمِيَّةٍ فَتَرْفَعُهُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى عَرَبِيَّةٍ "
- امام باقر: " إِنَ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ يَجِيءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاة "
- میتوان چنین نتیجه گرفت که تغییر لهجه اگر معنای کلام را تغییر ندهد جایز است و إلا برای کسانی که قادر به تلفظ صحیح باشند –هرچند با فراگرفتن- جایز نیست[۱۷].
تغییر در کلمات
- به این صورت که کلمهای، به کلمه مرادف آن تبدیل گردد، مانند تبدیل کلمه ﴿﴿طَعَامُ الأَثِيمِ﴾﴾[۱۸] به " طعام الفاجر "؛ این وجه نیز، یکی از اقوالی است که در تفسیر روایت "سبعة احرف" نقل شده است. مثلاً ابن مسعود، به فردی که ﴿﴿طَعَامُ الأَثِيمِ﴾﴾[۱۹] را "طعام الیثیم" تلفظ میکرد، اجازه داد که " طعام الفاجر " تلفظ کند. باقلانی و... گفتهاند این حکم، مربوط به آغاز بعثت بود که مسلمانان بیسواد بودند.
- یادآور میشویم که جایز دانستن تغییر در کلمات بهگونه مزبور با اصل اعجاز ادبی قرآن سازگار نیست.
- براء بن عازب، دعای " نَبِيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ " را " وَ رَسُولِكَ الَّذِي أَرْسَلْت" خواند و پیامبر او را نهی فرمودند؛ پس چگونه تبدیل کلمات را در مورد قرآن جایز بدانند.
- امام صادق نیز، حدیث، "سبعة أحرف" را تکذیب فرمودند.
تغییر در ترتیب سور و آیات
- در اینکه ترتیب همه سور و آیات در قرآن موجود، مطابق با ترتیب نزول آنها نیست، شکی وجود ندارد.
- آنچه مورد اختلاف میباشد این است که آیا ترتیب کنونی، توقیفی و مطابق با دستور پیامبر بوده، یا اینکه ناشی از اجتهاد صحابه است؟
- آنان که معتقدند قرآن پس از رحلت پیامبر جمعآوری و تدوین گردیده، ترتیب آیات را توقیفی میدانند ولی در مورد ترتیب سورهها: گروهی توقیفی دانستهاند و گروهی آن را ناشی از اجتهاد صحابه و گروهی نیز، قائل به تفصیل شدهاند. از نظر همه علمای اسلام، پس از تدوین و تألیف آیات و سور قرآن، هیچگونه تغییری در آنها راه نیافته و سؤال این است که آیا ترتیب یادشده از طرف پیامبر است یا از سوی صحابه؟ مخالفت ترتیب کنونی با ترتیب نزول، اختصاص به مواردی دارد که دلیل خاص بر آن اقامه شود و إلا اصل، مطابقت ترتیب فعلی با ترتیب نزول است.
تغییر به افزایش
- هیچ یک از علمای اسلام، قائل به تحریف به زیاده نمیباشند مگر فرقه عجارده خوارج.
تغییر به نقصان و کاهش
- روایاتی دراینباره در کتب شیعه و اهل سنت نقل گردیده و جمعی از اخباریان و علمای اهل سنت به مفاد این روایات معتقد شدند.
دلایل مصونیت قرآن از تحریف
دلیل اول: عقل و بیپایگی فرضیه تحریف
- مسلمانان پیوسته نسبت به قرآن کریم اهتمام فوقالعادهای داشتند و آیات و سورههای قرآن را حفظ میکردند که جمع کثیری از مسلمانان حافظ قرآن شدند. این اهتمام بالا، پس از رحلت نبی مکرم نیز ادامه یافت لذا قرآن بهصورت متواتر حفظ و نقل میشد و تحریف آن عادتاً امری محال است.
- سید مرتضی و شیخ محمد جواد بلاغی نیز چنین استدلال کردهاند.
- آیت الله خویی، اسباب اهتمام مسلمانان در حفظ قرآن را چنین بیان میدارد:
- بلاغت قرآن: عرب به حفظ کلام تبلیغ "اشعار و خطبهها..." اهتمام ویژهای داشت.
- توصیه پیامبر نسبت به فراگیری و حفظ قرآن و تلاوت آن.
- حفظ قرآن مایه افتخار بود زیرا قاریان و حافظان، احترام ویژهای داشتند.
- در اسلام، حفظ و قرائت قرآن یکی از بهترین اعمال عبادی به شمار میرود. بر این استدلال اشکال کردهاند که بسیاری از احکام که روزی چندبار به آن عمل میشد، مورد اختلاف واقع شد، مانند وضو.
*جواب: قیاس احکام یادشده به حفظ قرآن، معالفارق است. در مورد حفظ و نقل قرآن، اهتمام همگانی و ویژهای بود که مانند آن را درباره هیچ امر دیگری نمیتوان یافت[۲۰].
دلیل دوم: برهان عقلی
- خداوند حکیم، قرآن را برای هدایت بشر فرستاد که اساسیترین سرچشمه معارف و احکام است و از ویژگی اعجاز برخوردار است.
- این کتاب، آخرین کتاب آسمانی توسط آخرین فرستاده خداست و باید خللهای کتب تحریفشده پیشین را جبران نماید.
- اگر این کتاب تحریف شده باشد، کتاب آسمانی دیگر و یا پیامبر دیگری راه درست را به مردم نشان نخواهد داد.
- این گمراهی، مخالف حکمت الهی میباشد.
- نتیجه: پس قرآن باید از هر نوع تغییر و تحریفی مصون باشد[۲۱].
دلیل سوم: اعجاز قرآن
- خداوند سبحان میفرماید: ﴿﴿قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ ﴾﴾[۲۲] مخالفان نیز انگیزه لازم را برای مبارزه داشتند و نتوانستند همانند قرآن بیاورند و این دال بر صیانت قرآن از تحریف است[۲۳]
دلیل چهارم: گواهی قرآن بر صیانت خود
- آیه اول: ﴿﴿ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾﴾[۲۴] برخی مفسران گفتهاند منظور از ﴿﴿الذِّكْرَ﴾﴾ پیامبر است، اما از سیاق آیات قبلی برمیآید که منظور کافران، انکارِ "الهی بودن" قرآن بوده: ﴿﴿يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ﴾﴾[۲۵]. لذا خداوند برای اثبات الهی بودن قرآن، آیه مذکور را فرستاد.
از سوی دیگر مقتضای فصاحت و بلاغت این بود که اگر مراد از ذکر، پیامبر بود باید میگفت: "نحن بعثنا أو أرسلنا الذکر..."
- در این آیه، مقصود، حفظ قرآن با وصف ذکر بودن آن است. یعنی همان هدایتگری قرآن برای بشر، پس نمیتوان آیه را به معنای محفوظ بودن قرآن در لوح محفوظ یا در قلب پیامبر یا در نزد اولیای الهی دانست.
- آیه دوم:﴿﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾﴾[۲۶]
- اشکال: استدلال به قرآن برای مصونیت قرآن از تحریف، دور است و باطل.
- پاسخ: اولاً، قائلان تحریف، تنها تحریف به کاهش را ادعا کردهاند، علاوه بر اینکه دو آیه یادشده بهاتفاق همگان وحی الهیاند. ثانیاً، وحی بودن همه آیات قرآن موجود، با تأیید معصومین اثبات میشود[۲۷].
دلیل پنجم: روایات نفی تحریف
- روایات متواتر و مستفیضه فراوانی بر صیانت قرآن از تحریف دلالت دارند که به چند دسته اشاره میشود[۲۸]:
- احادیثی که به مسلمانان دستور داده تا در فتنهها بر قرآن رجوع کنند[۲۹].
- حدیث ثقلین که متواتر است و تمسک به قرآن را واجب دانسته. اگر قرآن تحریف شده باشد، آیا تمسک بدان جایز است؟[۳۰].
- احادیثی که قرآن را معیار و مقیاس درستی و نادرستی روایات و باورها دانسته[۳۱].
- اهل بیت در ابواب مختلف معارف، به آیات قرآنی استدلال کردهاند، حتی به آیاتی که متهم به تحریف هستند[۳۲].
- احادیث فراوانی که تحریف را بهصراحت نفی میکنند و قرآن موجود در دست مسلمانان را همان قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم میدانند:" مَا بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ قُرْآنٌ "[۳۳].
- اختلاف قرآن حضرت امیر با قرآن جمعآوری شده خلفا، در ترتیب سورهها یا آیههای قرآن است. آنهم بهگونهای که به مفاد قرآن خللی نمیرساند[۳۴].
- روایات فراوانی در باب "درخواست شفا از قرآن"، "توسل به قرآنگ، "از برکردن قرآن" و... که اگر قرآن تحریف شده باشد این توصیههای پیشوایان معنایی ندارد.
- احادیث صحیحی که تصریح میکنند نام مبارک امیرمؤمنان در قرآن نیامده است زیرا قرآن درصدد بیان اصول و کلیات فرائض و احکام است و بیان فروع و جزئیات بر عهده پیامبر است[۳۵].
- مثلاً امام باقر آیه ۶۷ سوره مائده را قرائت کردند بدون اینکه کلمه " فِي عَلِي" را که در بعضی روایات آمده قرائت کنند، پس در روایاتی که ضمن تلاوت آیه یادشده، نام "علی" ذکر شده، مقصود تفسیر و بیان مصداق و مراد آیه است، نه اینکه نام "علی"(ع) در متن آیه بوده.
- در روایتی آمده که امام کاظم در مورد آیه «هذا الذی کنتم به تکذبون» فرمود، تنزیل این آیه در مورد امیرمؤمنان است.
- اما واژه تنزیل به معنای تصریح نام مبارک علی در آیه نیست و اصولاً جمله "یعنی امیرالمؤمنین"، خود گویای این مطلب است که امام آن را بهعنوان تفسیر آیه بیان کرده است.
- تمام تعابیر این چنینی مانند " هَكَذَا نَزَلَ " یا " هَذَا تَنْزِيلٌ" که در روایات آمده به همین معناست[۳۶].
نحوه دلالت حدیث ثقلین بر عدم تحریف
- مقصود از "کتاب الله" کل قرآن کریم است:﴿﴿هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ﴾﴾[۳۷]، ﴿﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴾﴾[۳۸]. احتمال اینکه مقصود از "کتاب الله" بعضی از آن باشد، نه تمام آن، با ظاهر حدیث منافات دارد. ثانیاً، تخصیص هدایتگری به بعضی از آیات کتاب الهی، نامعقول است.
- جدا ناپذیری کتاب و عترت یعنی تا قیامت، هم کتاب الهی در میان مسلمانان باقی است و هم عترت پیامبر.
- هدایت کامل امت اسلامی؛ ازآنجاکه عترت پیامبر در طول قرآن قرار دارند پس تا قرآن در بین نباشد، نوبت به عترت نمیرسد و نقش اهل بیت پیامبر پس از او تفسیر قرآن است.
- پیامبر، مسلمانان را نسبت به تمسک به قرآن مسئول دانسته که لازمه آن، وجود قرآنی بدون افزایش و کاهش، میان مسلمانان است.
- اشکال:احتمال دارد قرآن هم مانند عترت باشد که موجود است ولی در دسترس نیست.
- پاسخ: برای تمسک به عترت آگاهی از دستور او کافی است که رجوع به راویان حدیث باشد. اما تمسک به کتاب، بدون دسترسی به آن، امکانپذیر نیست.
- ظاهر حدیث ثقلین این است که تمسک به کتاب در کنار تمسک به عترت موضوعیت دارد و پس نمیتوان فرض کرد که از طریق عترت به کتاب تمسک شود زیرا نقش عترت، تبیین آن دسته از معارف و احکام کتاب است که در سنت پیامبر یافت نمیشود.
- مفاد حدیث ثقلین این است که قرآن کریم در بین مسلمانان باقی میماند. اما عموم مردم برای فهم کتاب، نیاز به تبیین و تفسیر عترت دارند[۳۹].
- شبهه: اگر قرآن توسط خود پیامبر جمعآوری نشده، جمعآوری کامل قرآن، بعد از ایشان، عادتاً ممکن نیست.
- پاسخ: عقل، عدم موافقت تألیف قرآن با واقع را جایز میشمارد نه محال، اما اگر قرائنی بر موافقت تألیف قرآن با واقع دلالت کند جواز آنهم بعید است کما اینکه چنین قرائنی وجود دارد.
- شبهه: قرآن علی با قرآن خلفا هیچگونه مخالفتی نداشت پس چرا قرآن حضرت را نپذیرفتند؟ پس قرآن آنها با قرآن نازل بر پیامبر، مطابقت کامل ندارد.
- پاسخ: مسلماً بین دو قرآن مذکور تفاوتهای وجود داشته اما نمیتوان تفاوت را مربوط به اصل آیات قرآن دانست و نمیتوان تفاوت را در تغییر و تبدیل کلمات دانست زیرا هر دو فرض، هدایتگر بودن قرآن را مختل میسازد و اگر چنین اختلافی وجود میداشت، قطعاً امام اعتراض میکرد. امامی که در مسئله جانشینی پیامبر به خلفا اعتراض کرده هیچگاه تحریف قرآن را به آنان نسبت نداده است و نمیتوان سکوت امام را در این مورد به خاطر حفظ وحدت مسلمانان دانست زیرا میتوانست پس از آنکه زمان امور جامعه اسلامی را به دست گرفت آن موارد را اصلاح نماید و از طرفی در احتجاجات خود به آن قرآن استناد میکرد. پس تفاوت دو قرآن، یکی در تدوین قرآن مطابق با ترتیب نزول بوده و دیگری بیان شأن نزول آیات و مقاصد کلام الهی است[۴۰].
- شبهه: در روایات فراوانی آمده است که حوادثی که بر بنیاسرائیل رخ داد بر امت اسلامی نیز خواهد گذشت ازجمله تحریف کتاب دینی.
- پاسخ: شکی نیست که مقصود از متابعت و مشابهت، در تمام زمینهها و همه حوادث نیست و مقصود، همانندی کلی و به لحاظ آثار یا پیدایش اختلاف و ظهور فرقههای دینی است. چنانکه در برخی روایات تصریح شده است. اگرچه در برخی از روایات مشابهت به بنیاسرائیل، از تحریف یاد شده ولی، این دسته از روایات، گذشته از ضعف سند، چون مخالف قرآنند، قابل استناد نیستند.
بررسی روایات تحریف
- عمدهترین مستمسک قائلان به تحریف قرآن روایاتی است که به چند دسته تقسیم میشوند و منکران تحریف، این روایات را از نظر سند و دلالت، مورد نقد قرار دادهاند:
نقد سندی
- ضعف سند: بخش عمده این روایات، به افراد خاصی بازمیگردد که یا مذهب آنان باطل است یا از افراد ضعیف و غیر موثق نقل میکنند و یا از دشمنان ائمه طاهرین هستند و یا اهل غلوند.
- احتمال جعلی بودن: مخدوش کردن قرآن بهعنوان اساسیترین منبع احکام و معارف اسلامی میتوانست جزء نخستین اهداف دشمنان و حدیثسازان باشد با چنین احتمالی، درستی سند چنین احادیثی نیز، سودی نخواهد داشت.
نقد دلالی
- این روایات، ناظر به یکی از موارد زیر میباشند[۴۱]:
- مقصود از تحریف، تحریف معنوی و تفسیر نارواست نه تحریف لفظی.
- بسیاری از آنها بیانگر تفسیر آیاتاند نه متن آیات. چنانکه امام کاظم در تفسیر آیه ﴿﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا ﴾﴾[۴۲]فرمودند[۴۳].
- بخش عمدهای از این روایات، بیانگر شأن نزول آیاتاند.
- بسیاری از این روایات از باب انطباق بر مصادیق آیات هستند مثل: عبارت " فِي وَلَايَةِ عَلِيٍ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ " که در آیه ۷۱ سوره احزاب اضافه شده. مقصود این روایات این است که امامت ائمه بهصورت خاصی از جانب خداوند بیان شده، ازآنجاکه این روایات با آیات قرآن و روایات قطعی مخالفند و یا باید چنین تأویل نمود و یا باید کنارشان گذاشت زیرا اگر نام آن حضرت در قرآن آمده بود دیگر نیازی به این همه مقدمهچینی در غدیر و اعلام حمایت خداوند از پیامبر نبود: ﴿﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ﴾﴾[۴۴]. زیرا مسلمانان در شب و روز آیات قرآن را تلاوت میکردند و از آن آگاه میشدند[۴۵].
- در برخی از این روایات، پس از قرائت آیه، جملهای بهصورت ذکر و دعا بیان شده است مثل جمله " كَذلِكَ اللَّهُ رَبِّي " که امام رضا بعد از سوره توحید فرمودند.
- روایاتی مربوط به آوردن قرآن جدید توسط ولی عصر که منظور اختلاف در ترتیب و برخی اضافات تفسیری است نه در اصل نص.
- مثل روایاتی که میفرماید: " مَنْ لَمْ يَعْرِفْ أَمْرَنَا مِنَ الْقُرْآنِ، لَمْ يَتَنَكَّبِ الْفِتَن " یعنی تدبیر در همین قرآن موجود، چنین ثمری دارد و امر ولایت از آن شناخته میشود نه اینکه در قرآن بهصراحت، نام ائمه آمده بوده و بعداً تحریف شده است.
- روایاتی که گمان بردهاند دلالت بر افتادگی برخی آیات دارد که اولاً، روایات دیگری معارض با آن وجود دارد.ثانیاً در نسخههای کافی احتمال غلط میرود. ثالثاً این روایت از لحاظ سندی، مردد است [۴۶]
- روایاتی که بر تغییر برخی از واژگان قرآن دلالت میکند مانند "آل عمران" که در روایت، جایگزین "آل محمد" دانسته شده در آیه ۳۳ سوره آل عمران.
- روایاتی که بر تحریف به کاهش دلالت میکنند، یا باید گفت، مقصود، همان مطالبی است که امیرمؤمنان در قرآن خود آوردند و جزء آیات نبوده و یا باید از آنها چشمپوشی کرد زیرا نه اعتبار شرعی دارند و نه سند غیر ضعیف[۴۷].
اهل سنت و نظریه نسخ تلاوت
- در اصلِ نسخ، جای هیچگونه تردیدی نیست، چنانکه آیات قرآن، با صراحت، آن را بیان نموده است. و نیز در اینکه حکم برخی از آیات قرآن نسخ گردیده، آنچه مورد اختلاف است این است که آیا متن آیات نیز نسخ گردیده است؟ علمای اهل سنت، نسخ تلاوت را به دو قسم، تقسیم نمودهاند: یکی نسخ تلاوت با بقای حکم و دیگری نسخ تلاوت و حکم باهم. مثلاً معتقدند دو سوره "حفد" و "خلع" در مصاحف منسوب به "ابی بن کعب" نوشته شده بود و او از پیامبر نقل کرده بود ولی رسم – تلاوت – آن از قرآن رفع گردید و حفظ آن از دلها رفع نگردید.
- نقد و بررسی
- روایات مربوط به اکثر این موارد، خبرهای واحد هستند و اثبات قرآن بودن مطلبی، با خبرهای واحد، پذیرفته نیست.
- ظاهر و بلکه صریح برخی از این روایات، بر این مطلب دلالت دارد که نسخ، پس از رحلت پیامبر واقع شده است و این تحریف به نقصان است و تحریف نسخ یا انشاء چیز دیگری است.
- در مورد آیه رجم از عمر نقل شده که گفته: " لولا أن یقول الناس زاد عمر فی کتاب الله لکتبتها بیدی "، ظاهر عبارت " لولا أن یقول الناس" این است که نوشتن آن در قرآن جایز بوده است. پس نسخ نگردیده بود.
- سورهها و آیههای یادشده با اسلوب و نظم قرآن هیچگونه شباهتی نداشته و مانند متن قرآن معجزه فصاحت و بلاغت ندارند.
- قرآن کریم، کتاب نور و هدایت است، آیاتی که در روایات یادشده ذکر گردید، آیا واجد صفات یادشده بودهاند یا نه؟ و اگر بودهاند، چرا نسخ یا انشاء گردیدهاند؟
- این روایات با آیه حفظ، منافات دارند زیرا مفاد آیه حفظ این است که آنچه از جانب خداوند بهعنوان قرآن نازل میگردد، محفوظ خواهد ماند.
- اضطراب و اختلاف در متن روایات، احتمال قرآن بودن موارد یادشده و حتی مطلق وحی بودن آنها را باطل میسازد[۴۸].
منابع
امینی، علی رضا و جوادی، محسن، معارف اسلامی ج۲؛
سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی ج۲؛
خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی؛
ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی؛
پانویس
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص:۱۸۴.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۸۹.
- ↑ و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه میدارد و هر که را بخواهد به راه میآورد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره ابراهیم، آیه:۴.
- ↑ به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید؛ سوره زخرف، آیه:۳.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۱۹۶.
- ↑ خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است؛ سوره بقره، آیه:۲۷۵.
- ↑ حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است؛ سوره ابراهیم، آیه:۱۸.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۱۹۳ - ۱۹۷.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۱۰- ۱۱۴.
- ↑ ر.ک.امینی، علی رضا و جوادی، محسن؛ معارف اسلامی، ج۲، ص ۶۳.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۲۳۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۳۹.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۲۳۵.
- ↑ سوره بقره، ۷۵؛ سوره نساء،۴۶؛ سوره مائده،۱۳و ۴.
- ↑ و برخی از آنان گروهی هستند که به تحریف کتاب (آسمانی) زبان میگردانند تا آن را از کتاب بپندارید در حالی که از کتاب نیست و میگویند که از سوی خداوند است و از سوی خداوند نیست؛ آنان دانسته بر خداوند دروغ میبندند؛ سوره آل عمران، آیه:۷۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۳۹.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۴۱ - ۱۴۳.
- ↑ خوراک گناهکار است؛ سوره دخان، آیه:۴۴.
- ↑ خوراک گناهکار است؛ سوره دخان، آیه:۴۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۴۶ - ۱۵۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۱ - ۱۵۲.
- ↑ سورهای همگون آن بیاورید؛ سوره یونس، آیه: ۳۸.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص۲۴۷.
- ↑ بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود؛ سوره حجر، آیه:۹.
- ↑ ای آنکه بر تو این قرآن را فرو فرستادهاند، بیگمان تو دیوانهای!؛ سوره حجر، آیه:۶.
- ↑ به یقین آنان که این یادکرد را چون بر آنان فرود آمد انکار کردند (کیفر خواهند دید) و به راستی آن کتابی است ارجمند.در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است؛ سوره فصلت، آیه: ۴۱- ۴۲.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۲ - ۱۵۴.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۲۴۸
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۶.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۲۵۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۵۷ - ۱۵۸.
- ↑ اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد؛ سوره آل عمران، آیه:۷.
- ↑ این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۶۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۶۲ - ۱۶۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۶۵ - ۱۶۸.
- ↑ آنانند که آنچه را در دل دارند خداوند میداند؛ از آنان دوری گزین و پندشان ده و به آنان سخنی رسا که در دلشان جایگیر شود، بگوی؛ سوره نساء، آیه: 63.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۶۷.
- ↑ سوره مائده، آیه:۶۷.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۶۹.
- ↑ خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۲۴۲ - ۲۴۳.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۷۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ج۲، ص ۱۷۱ - ۱۷۷.