هدایت تکوینی در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۳۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

هدایت تکوینی هدایتی است که به امور تکوینی تعلق می‌گیرد؛ به این معنا که خداوند همه موجودات، اعم از جمادات، حیوانات و انسان‌ها را، بر مبنای تدبیر و ربوبیت خود به کمال مطلوبشان هدایت می‌نماید: ﴿مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ[۱]

غرایز حیوانات و انسان‌ها موجب می‌شود که آنها در مسیر تعیین شده الهی قدم بردارند: ﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى[۲]. معنای این آیه چنین است: خداوند همه موجودات را خلق کرد و سپس هر یک را به اندازه خویش و به طریق زندگی و بقایش هدایت نمود. ﴿الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى[۳]

بنابراین، خداوند همه موجودات را آفرید و راه‌های زندگی او را مشخص نمود و به سوی کمال وجودی‌اش رهبری فرمود. لفظ ﴿كُلَّ شَيْءٍ در آیه شریفه فوق‌الذکر، شامل همه موجودات، حتی جمادات نیز می‌شود. در این صورت باید گفت که همه آنها شعور دارند و به راه‌های کمال خویش هدایت شده‌اند. اساساً همه موجودات در حال تسبیح خداوند هستند؛ اما به زبانی که ما به آن واقف نیستیم: ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا[۴]. تسبیح پروردگار توسط همه موجودات بدین معناست که اولاً، آنها هدایت شده هستند و ثانیاً، با تسبیح خود دائماً از پروردگارطلب هدایت بیشتر می‌نماید؛ چنان که واژه تسبیح نیز بیانگر چنین معنایی است.[۵]

منابع

پانویس

  1. «هیچ جنبنده‌ای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.
  2. «گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.
  3. «آنکه آفرید و باندام ساخت، * و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۲-۳.
  4. «آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.
  5. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۴ ص ۲۴۹.