بکریه (قائلین به خلافت ابوبکر به نص)
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
مقدمه
جماعتی که قائل بودند خلافت ابوبکر به نص و تعیین پیامبر(ص) میباشد.[۱].
حسن بن موسی نوبختی این جماعت را در فرق الشیعة بدون این که موسوم به اسم مشخّصی کند مورد اشاره قرار میدهد و مینویسد: «جمعی از اهل حدیث وقتی که دیدند در مقابل احتجاجات امامیه فروماندهاند، از قول اسلاف خود که خلافت ابوبکر را با اجماع تصحیح میکردند، بیرون رفتند و برای صحت خلافت او به جمله رضینا بدنیانا بامام رضیه رسول الله لدیننا (برای امور دنیای خویش به کسی راضی شدیم که رسول خدا برای دین ما به او راضی بود) تمسک جستند».[۲]
سید مرتضی علم الهدی در الشافی فی الامامة میگوید: «این مقاله را متکلمین در ضمن آراء و مذاهب نقل کرده و به جماعت کمی نسبت دادهاند. ابتدای حدوث این گفتار و چگونگی پیدایش آن معلوم است و ما در زمان خویش به جز یک و دو تا از این طائفه نیافتیم و شاید اگر تمام مذاهب احصا شوند فعلاً پنجاه نفر از این جمعیت یافت نشود».[۳].
از عبارت ابوالحسن اشعری در آخر کتاب الابانة عن اصول الدیانة[۴]. نیز میتوان صحت کلام سید مرتضی را دریافت کرد. از این منابع میتوان چنین استفاده کرد که بکریه فرقهای مستقل نیست، بلکه رأیی بوده که در افراد معدودی در طول قرون پیدا شده است. این فرقه را باید جزء اهل نص دانست و نه از اهل اختیار و اهل اهمال.
از کسانی که بر منصوص بودن خلافت ابوبکر پافشاری میکنند، ابن حزم در کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل است.[۵].
ابن حزم در الفصل مینویسد: «محال است که همه صحابه بر خلافت ابوبکر اجماع کرده باشند، بدون این که رسول الله او را به وسیله نص بر خلافت خویش تعیین کرده باشد».[۶]. وی از جمله این نصوص مینویسد: «روزی زنی نزد رسول الله آمد و پرسید اگر آمدم و شما نبودی، پیش چه کسی بروم؟ رسول الله فرمود پیش ابوبکر برو».[۷]. لازم به توضیح است که اگر نص مورد نظر ابن حزم چنین دسته از روایات است، باید گفت ظاهراً نص در کلمات وی معنایی غیر از معنای مشهور دارد. ضمن این که میدانیم بسیاری از صحابه (از جمله همة بنی هاشم) در ابتدا و تا مدتها خلافت ابوبکر را نپذیرفته بلکه مردود میدانستهاند.[۸].[۹].
منابع
پانویس
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص۴۸
- ↑ فرق الشیعة، حسن بن موسی نوبختی، ص۸
- ↑ الشافی فی الامامة، سید مرتضی علم الهدی، ج۲، ص۱۰۷
- ↑ الابانة عن اصول الدیانة، ابوالحسن اشعری، ص۶۷
- ↑ الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ابن حزم، ج۳، ص۲۶
- ↑ الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ابن حزم، ج۳، ص۲۶
- ↑ الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ابن حزم، ج۳، ص۲۷
- ↑ در این باره ن ک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۵، ص۲۲۹
- ↑ خمینی، سید حسن، فرهنگ جامع فرق اسلامی ج۱ ص ۳۰۲.