حیان بن مله
آشنایی اجمالی
نام او برخلاف مشهور و به احتمال، بر اثر تصحیف، «حبان» و «حسان» نیز آمده و نام پدرش به فتحه و کسره حرف «میم» ضبط شده است[۱]. وی از تیرهٔ بنیضبیب، از قبیلهٔ بنیجذام، از قبایل یمنیِ ساکن در شام است[۲] و خود حیان در شمار اصحاب ساکن فلسطین است[۳]. بسیاری از تراجمنگاران[۴] او را صحابی دانستهاند. با این حال، ابن ابیحاتم[۵] ضمن اشاره به تأیید صحابی بودن او از سوی علما، میگوید: اما او برای پدر من فردی ناشناخته است.
حیان و برادرش اُنیف، همراه وفد جذام[۶] که بیش از دوازده نفر بودند، نزد پیامبر(ص) آمد و اسلام آورد[۷]. منابع صحابهنگاری یادشده، این مطلب را به نقل از ابن اسحاق آوردهاند که بر این اساس مسلمان شدن او پس از صلح حدیبیه و پیش از خیبر بوده است[۸]، اما در سیرهٔ ابن هشام[۹] نامی از حیان بن مله در خبر وفد بنیجذام نیست. ابن اسحاق میگوید: از علمای جذام برایم نقل شده که زمانی که رسول خدا(ص) دحیهکلبی را در سال ششم هجرت، به سوی قیصر روم اعزام کرد، حیان به همراه او بود و دحیه سورهٔ حمد را به او یاد داد. این خبر نشان میدهد که یا حیان از زمان وفد جذام در مدینه بوده و از مدینه با دحیه همسفر شده، یا در منطقهٔ خود نزدیک شام دحیه را همراهی کرده است. در بازگشت از همین سفر بود که هنید بن عریض جذامی و پسرش و چند تن دیگر بر دحیه یورش برده و هدایای قیصر را که همراه او بود غارت کردند. همین موضوع سبب اعزام زید بن حارثه به سوی بنو بنیجذام و سریه حسمی شد[۱۰]. در این ماجرا وقتی زید با سپاه خود شورشیان جذامی را کشت و به همراه غنایم و اسیران بازمیگشت، گروهی از بنوضبیب، از جمله حیان بن مله که باخبر شده بودند، برای جنگ جلوی آنان آمدند و قرار بر آن شد که سخنگوی آنان حیان باشد و تا پیش از دستور او هیچ اقدامی صورت نگیرد. حیان و گروه همراه او چون به زید و سپاهش رسیدند، حیان اعلام کرد که ما مسلمانیم. زید حیان را با قرائت سورهٔ حمد امتحان کرد و چون تلاوت کرد، زید دستور داد هیچکس متعرض آنان نشود و غنایم را بازگردانند. اما همین که شب شد حَیان و چند نفر دیگر خود را به رفاعة بن زید جذامی (سرپرست وفد جذام) به منطقهٔ کُراع رساندند و حَیان به او گفت که زنان بنو جذام به اسارت رفته و تو در اینجا آرام نشستهای؟! رفاعه و حَیان و همراهان به سرعت خود را به مدینه رساندند و نزد پیامبر(ص) رفته و خواستار آزادی اسیران شدند. رسول خدا(ص) علی(ع) را به همراه آنان فرستاد، تا به زید فرمان پیامبر(ص) را ابلاغ کند[۱۱].
ابن حبان[۱۲] میگوید: حَیان در بیت جبرین از حوالی فلسطین درگذشت. به نظر میرسد در این منطقه بنو ضبیب ساکن بودهاند[۱۳].[۱۴]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ بنگرید: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۶۱؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۸؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۷۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۲۶.
- ↑ بنگرید: ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۹۱؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴.
- ↑ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۹۱؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۷۸.
- ↑ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۵۳؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۹۱؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۷۸.
- ↑ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۲۴۳.
- ↑ ابن اثیر، أسد الغابه، ج۲، ص۱۰۱، به اشتباه یمامه گفته است.
- ↑ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۷۸-۸۷۹؛ ابن اثیر، أسد الغابه، ج۲، ص۱۰۱؛ و ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۲۶.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۶.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۴۳.
- ↑ برای آگاهی بیشتر بنگرید: رفاعة بن زید جذامی و زید بن حارثه و سریه حسمی.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۲۶۱–۲۶۳؛ واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۶–۵۵۹.
- ↑ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۹۱.
- ↑ بنگرید: برذع، سوید و رفاعه فرزندان زید جذامی.
- ↑ هدایتپناه، محمدرضا، مقاله «حيان بن مله»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۶۴-۱۶۵.