ذبح

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۷ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

شقّ (جدا کردن)[۱]، بریدن حلقوم (از زیر گلو)[۲]، جدا کردن سر از بدن[۳].

﴿يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ[۴].

قرآن کریم به جنایتکاری‌های آل فرعون نسبت به بنی‌اسرائیل به عنوان نسل‌کشی اشاره کرده است که مردان بنی‌اسرائیل کشته و سر بریده می‌شدند و زنان آنان به اسارت گرفته می‌شدند و مورد استثمار و لذت‌جویی قرار می‌گرفتند.

قرآن کریم این حادثه را عذاب دردناک برای بنی‌اسرائیل بر می‌شمارد: ﴿يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ[۵] که به قدرت الهی نجات یافتند. امروزه قتل‌ عام، کشتار جمعی و نسل‌کشی، به کشتن افراد بی‌دفاع اطلاق می‌شود که عامل آن، طبق قوانین بین‌المللی جنایتکار جنگی شمرده می‌شود[۶].[۷]

ذبح نیابتی

آیا کسی که اعمال حج را خود به جا می‌آورد، می‌تواند برای ذبح قربانی نایب بگیرد یا نه؟ و اگر می‌تواند نایب بگیرد، چه شرایط و ویژگی‌هایی در نایب شرط است؟

مسأله نیابت در کارهای عبادی از مباحث اختلافی نزد فقیهان است؛ زیرا در تصور اولی، نیابت با فلسفه انجام اعمال عبادی مغایرت دارد و واگذاری عمل به دیگری، بهره‌های عبادت را تحصیل نمی‌کند.

دایره نیابت در اعمال عبادی، بستگی به اجازه شارع و میزان اجازه او دارد و چنان که تجویز اصل نیابت بر عهده شارع است، تعیین شرایط نایب و سایر امور هم به عهده اوست.

نیابت در حج، درمیان شیعه جای تردید ندارد، گرچه ممکن است در برخی فروع آن، اختلاف نظر میان فقها وجود داشته باشد.

همچنین از امور مسلم نزد فقیهان، جواز نیابت در ذبح است. صاحب جواهر در شرح کلام محقق حلی در کتاب شرایع، که خود موافق نیابت است، چنین می‌نویسد: «جایز است که نایب به جای مکلف، ذبح را انجام دهد و نیت کند و در این مسأله خلافی نیست؛ چنان که عده‌ای از علما بدان تصریح دارند، بلکه گروهی دعوی اجماع کرده‌اند[۸].

و اما پس از ثبوت اصل نیابت، در کتب فقهی از دو موضوع به صورت اجمال سخن رفته است؛ یکی «نیت» و دیگری «شرط شیعه بودن و ایمان ذابح» درباره نیت؛ از مجموع نظریات فقها بر می‌آید که مکلف و حاجی باید نیت کند و نیت ذابح کفایت نمی‌کند.

ولی درباره تشیع و ایمان ذابح اختلافی است. اکثر فقها چنین شرطی تشیع و ایمان برای ذابح قائل نشده‌اند[۹]، امام خمینی معتقد است باید نایب، شیعه باشد[۱۰].

منابع

پانویس

  1. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۳۶۹.
  2. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۲۰۲.
  3. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۳، ص۳۰۱.
  4. «پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده می‌گذاردند» سوره بقره، آیه ۴۹.
  5. «و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت می‌چشاندند، پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده می‌گذاردند» سوره بقره، آیه ۴۹.
  6. علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۴۹.
  7. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص ۲۸۸.
  8. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۱۸.
  9. تحریرالوسیله، ج۱، ص۴۱۰، مسأله ۱۱.
  10. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۵۰۰.