خلاده بنت انس
مقدمه
خلاده دختر انس بن سنان بن وهب بن لوذان بن عبدود ساعدی است. وی همسر سعد بن ربیع بن عمرو بن ابوزهیر بن مالک از خاندان حارث بن خزرج از انصار بود. سعد در جنگ اُحُد دلاورانه جنگید. پس از پایان جنگ پیامبر اکرم(ص) فرمود: چه کسی برای من خبری از سعد بن ربیع میآورد؟ من او را دیدم که دوازده زخم نیزه خورده بود، سپس با دست خود به جایی از دشت اشاره فرمود. محمد بن مسلمه و یا به قولی ابی بن کعب به آن سو رفت. او گوید: من میان کشتگان و افتادگان مشغول شناسایی شدم، ناگاه به سعد بن ربیع برخوردم که در صحرا افتاده بود، صدایش زدم، پاسخم نداد، گفتم: مرا رسول خدا(ص) پیش تو فرستاده است. او به زحمت نفسی کشید که صدایی همچون صدای دم آهنگران از سینهاش خارج شد. سپس گفت: آیا رسول الله(ص) زنده است؟ آری! و به ما خبر داد که تو دوازده زخم نیزه خوردهای. آری! دوازده زخم نیزه که همه به شکمم خورده است. از طرف من به انصار سلام برسان و بگو شما را به خدا، پیمانی را که در شب عقبه با رسول الله(ص) بستهاید، به خاطر داشته باشید. اگر کسی از شما زنده باشد و به رسول خدا(ص) آسیبی برسد، در پیشگاه الهی معذور نخواهید بود! من هنوز به راه نیفتاده بودم، که او درگذشت. من برگشتم و خبر و پیام او را به اطلاع رسول الله(ص) رساندم. آن حضرت رو به قبله ایستادند، دستهای خود را به طرف آسمان بلند کردند و عرض کردند: «پروردگارا! سعد بن ربیع را در حالی که کاملاً از او خشنود هستی، به حضور بپذیر!»[۱].
پیامبر اکرم(ص) زمانی که به دیدن خانواده سعد بن ربیع رفتند، فضائل او را برشمردند و از رشادتهای او در میدان اُحُد گفته و تحمل و مقاومتش را در برخورد با نیزههایی که بر او فرود میآمد، ستودند. خانوادهاش را در این مصیبت دلداری دادند و همراه آنان به عزاداری پرداختند[۲]. پس از شهادت سعد بن ربیع، برادرش بدون توجه به همسر باردار و دو دختر برجای مانده از او، بر اساس سنتهای موجود در میان اعراب جاهلی، به عنوان وارث سعد، مایملک او را در اختیار گرفت. همسر سعد که زنی عاقل، خردمند و چابک بود، در برابر ظلمی که به خانوادهاش شد، به مقابله برخاست. او میدانست که پیامبر اکرم(ص) به خانواده شهدا سرکشی میکند، بنابراین انتظار قدوم آن حضرت را میکشید تا با ایشان در خصوص مشکلات خود صحبت کند. زمانی که رسول الله(ص) به همراه تعدادی از اصحاب به خانه سعد بن ربیع آمدند، او حصیری را که تنها دارایی این خانواده بود، برای جلوس پیامبر اکرم(ص) آماده کرد. در این مجلس آن حضرت با بیان فضائل سعد و ذکر شهادت او در میدان جنگ، خاطره صحابه بزرگ خود را گرامی داشته، یاد او را زنده کردند و پس از سوگواری مطابق معمول از مشکلات و مسائل خانواده پرسیدند. همسر سعد با استفاده از فرصت، شکوائیه خود را مطرح کرد و گفت: یا رسول الله(ص)! بعد از شهادت سعد، برادرش آمد و آنچه را که از او بازمانده بود، گرفت، از سعد دو فرزند باقی مانده است که چیزی ندارند و شما میدانید که زنها را در قبال مال به همسری میگیرند، تقاضا دارم به این مسأله رسیدگی کنید.
با شنیدن این مطالب پیامبر اکرم(ص) بسیار نگران شدند، اما در آن مجلس اظهار نظر نکردند و پس از طلب مغفرت برای سعد اظهار امیدواری نمودند که در آینده گشایشی در مشکلات این خانواده ایجاد شود. آنگاه رسول الله(ص) دعا فرمود و از پیشگاه الهی مسألت فرمود که به بازماندگان سعد خیر و برکت عنایت فرماید. یکی از اصحاب رسول الله(ص) در تشریح حالات آن حضرت میگوید: پیامبر اکرم(ص) پس از خروج از خانه این شهید، اندوهگین و متفکر بود. در مسجد رفت، حالتی بر ایشان عارض شد که متوجه شدیم حالت نزول وحی است، چهره آن حضرت عرق کرد، به طوری که دانههای عرق همچون مروارید ظاهر میشد. آیاتی از سوره نساء بر آن حضرت نازل شد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا * يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ... *... وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ﴾[۳]. در این آیات سهم زنان نیز از ارث مشخص شد[۴]. پس از نزول این آیات فرمودند: همسر سعد بن ربیع را بیاورید! عقبة بن عمرو پی او رفت و او را آورد. رسول الله(ص) فرمود: عموی بچههایت کجاست؟ در خانهاش است. او را پیش من بیاور! سپس فرمود: تو بنشین! پس مردی را پی او، که در محله بنیحارث بن خزرج ساکن بود، فرستاد.
او حاضر شد. آنگاه رسول الله(ص) به او فرمودند: دو سوم میراث برادرت را به دخترانش و یک هشتم آن را به همسرش پس بده و مابقی را چون برادر دیگری ندارید، متعلق به خودت است. همسر سعد چنان بلند تکبیر گفت که صدایش را مردمی که در مسجد بودند، شنیدند[۵]. توزیع میراث سعد توسط پیامبر اکرم(ص) به گونهای انجام شد که متضمن رعایت حقوق اقتصادی فرزندان و همسر شهید باشد. در آن هنگام، حکم ارث کودکانی که هنوز متولد نشدهاند، نازل نشده بود. آن طفل که دو ماه پس از شهادت پدرش به دنیا آمد، دختری به نام جمیله مکنّی به امسعد بود. وی به همسری زید بن ثابت بن ضحاک از خاندان مالک بن نجار درآمد و برای او پسرانی به نامهای سعد، خارجه، سلیمان، یحیی، اسماعیل، عثمان و دو دختر به نامهای امعثمان و امزید آورد[۶]. امسعد در جنگ خندق حدود دو ساله بوده است. خود گوید: پس از اینکه بزرگ شدم مادرم از وضع مسلمانان در خندق آگاهم ساخت. واقدی امسعد را با همه کمسنوسالی، از بیعتکنندگان با پیامبر اکرم(ص) شمرده است. او از صحابیانی است که توجه خود را به قرآن و معانی آن معطوف نمود و آن را خوب به حافظه سپرد و اسباب نزول آیات را فراگرفت، سپس در این امر مرجع دیگران شد و صحابه و تابعین جهت اطلاع از معان ی و اسباب نزول قرآن به او رجوع میکردند. او همچنین از سیره و غزوات پیامبر اکرم(ص) مرویات مهمی دارد و در این زمینه نیز صاحب اطلاع بود[۷]. در زمان خلافت عمر بن خطاب، زید به همسر خود گفت: اکنون عمر سهم کودکان متولد نشده را از ارث میپردازد، اگر میل داری در مورد میراث تو از پدرت با او صحبت کنم. امسعد گفت: نه، من چیزی از خواهرانم مطالبه نمیکنم[۸].[۹]
منابع
پانویس
- ↑ مغازی واقدی، ج۱، ص۲۱۰؛ السیرة النبویه ابن کثیر، ج۳، ص۷۸؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۹؛ اسدالغابه، ج۲، ص۱۹۶-۱۹۷.
- ↑ مغازی واقدی، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۳.
- ↑ «آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند * خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است... *... و اگر شما فرزندی نداشته باشید یک چهارم از آنچه بر جا نهادهاید از آن آنهاست و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم از آنچه بر جا گذاردهاید از آن آنان است، البته پس از (انجام) وصیتی که میکنید یا (پرداخت) وامی (که دارید)» سوره نساء، آیه ۱۰-۱۲.
- ↑ ر.ک: تفسیر الدر المنثور، ج۲، ص۱۳۵، ذیل آیات ۱۰-۱۲ سوره نساء؛ اسدالغابه، ج۲، ص۱۹۷.
- ↑ مغازی واقدی، ج۱، ص۲۴۳-۲۴۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۸؛ السیرة النبویه، ابن کثیر، ج۳، ص۷۸.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶۴، ۴۷۶.
- ↑ نساء من عصر النبوه، ج۲، ص۱۷۱.
- ↑ مغازی واقدی، ج۱، ص۲۴۴؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۶۴-۳۶۵.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۲۱.