شیعه در کلام اسلامی
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل شیعه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- در لغت به معنای پیروان است و در اصطلاح، کسانی را گویند که به خلافت بلافصل حضرت علی بن ابیطالب(ع) معتقدند. برای نخستین بار، پیامبر اسلام(ص) بود که پس از نزول آیه ۷ سوره بینه، پیروان علی بن ابیطالب را "شیعه" خواند و فرمود: "تو و شیعیانت، روز قیامت رستگار خواهید بود"[۱][۲].
- شیعیان به فرقههایی انشعاب یافتهاند که از آن میان، شیعه امامیه یا اثنی عشریه- شیعه جعفری- پر شمارتر است. شیعیان امامیه معتقدند که پیامبر(ص) به صراحت، علی ابن ابی طالب(ع) و یازده فرزند او را خلفای خویش خوانده است. بنابر آموزههای شیعی، امامان دوازدهگانه بر مسلمانان به نیابت از پیامبر(ص) در امور دین و دنیا ولایت دارند. امامان معصوم(ع) به الهام الهی و علم لدنی و منزلتی آسمانی از دیگر انسانها تمایز یافتهاند و دوازدهمین تن از آنان زنده است و در غیبت به سر میبرد و روزی ظهور میکند و جهان را سرشار از عدالت میسازد.
- متکلمان شیعه امامیه درباره شمار اصول دین به اختلاف افتادهاند. نظریه مشهور آن است که اصول دین، سه اصل است: توحید، نبوت و معاد و دو اصل عدل و امامت، اصول مذهباند. بدینسان، ایمان به سه اصل نخست، شرط مسلمانی است و ایمان به دو اصل بعدی، شرط ورود به مذهب[۳][۴].
- ولایت علی(ع) و امامان معصوم پس از او، عصمت، بداء و رجعت از باورهای بنیادی شیعه امامیه است. فقه شیعه امامیه، بر چهار منبع استوار است: قرآن، سنت، عقل و اجماع. شیعه امامیه نیز در طول تاریخ فرقههایی به خود یافته؛ اما این فرقهها نتوانستهاند پیروان پرشماری برای خود بیابند و بدین روی، دوام و قوام نیافته و مورد توجه قرار نگرفتهاند[۵].
- در قرون اخیر دو گروه اخباری و اصولی میان علمای امامیه پدید آمدند. اخباریان- یا اهل حدیث- اجتهاد را برنمیتافتند و معتقد بودند که برای استنباط احکام و آموزههای دینی باید تابع بیچون و چرای ظاهر روایات معصومین(ع) بود. در برابر، اصولیان بر آن بودند که در این راه لازم است از اجتهاد بهره جست و بر قرآن، سنت، عقل و اجماع تکیه کرد. سرانجام علمای اصولی در روزگار مرجعیت سید محمدباقر وحید بهبهانی بر اخباریان غلبه کردند و اندیشه اخباریگری سلطه خویش را بر مجامع علمی شیعه از دست داد[۶][۷].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ البرهان فی تفسیر القرآن، ۴/ ۴۹۰.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 317.
- ↑ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۹/ ۲۸۵.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 317.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 318.
- ↑ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۴/ ۲۷۴.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 318.