برخورد با مسیحیان
پیش از هجرت
اثرگذاری بر نجاشی و کشیشان مسیحی
مشرکان مکه، مسلمانان را به شکلهای گوناگون آزار میدادند به ویژه افراد بیپناه را با شدت بیشتری شکنجه میکردند، به گونهای که گاه این شکنجهها تنها با شهادت آنها پایان مییافت. در چنین شرایطی، رسول خدا(ص) به مسلمانان فرمود: «در حبشه، پادشاهی است که در مملکت او بر کسی ستم نمیشود». آنگاه اجازه داد مسلمانان به آنجا مهاجرت کنند. گروهی از مسلمانان، دور از چشم مشرکان و به ریاست جعفر بن ابی طالب به حبشه رفتند. مشرکان نیز برای بازگرداندن آنان، نمایندگان خود را به حبشه فرستادند، ولی با روشنگریهای جعفر بن ابیطالب، برتری اسلام بر نجاشی آشکار شد. در نتیجه، نمایندگان قریش دست خالی باز گشتند و مسلمانان در آنجا امنیت یافتند. گفتهاند نجاشی پس از شنیدن آیاتی از قرآن که جعفر درباره حضرت عیسی خواند[۱]، نامه به پیامبر نوشت که عیسی همانگونه است که درباره او گفتهاید، نه بیشتر. پیامبر در نامه به نجاشی، از او خواست با مسلمانان و جعفر مهربان باشد و به اسلام بگرود. او نیز نامهای مبنی بر مسلمان شدنش نوشت و کنیزی به نام ماریه قبطیه را به همراه مقداری لباس و عطر و برخی چیزهای دیگر به رسم هدیه نزد پیامبر فرستاد. همچنین سی تن از کشیشان را برای دیدار با پیامبر و شنیدن سخنان و دیدن وضع زندگی او، روانه ساخت[۲].
ابن هشام مینویسد: نصارای حبشه با شنیدن خبر رسالت پیامبر، به مکه آمدند. آنها حضرت را در مسجد یافتند. پس با او گفتوگو کردند و پرسشهای خود را پرسیدند. سپس رسول خدا(ص) آنها را به اسلام دعوت کرد و آیاتی از قرآن برایشان خواند. هنگام شنیدن آیات، اشک از چشمانشان جاری گشت و ایمان آوردند؛ چراکه او را با همان ویژگیهایی دیدند که در کتابهایشان ذکر شده بود. وقتی از مسجد خارج شدند، ابوجهل با گروهی از قریش، به آنها اعتراض کردند و گفتند: شما آمده بودید برای قوم خود خبر ببرید، ولی دینتان را رها کردید؟ فرستادهای نادانتر از شما ندیدهایم.... آنان در برابر این سخنان، پاسخ دادند: سلام علیکم! ما شما را جاهل نمیخوانیم، ولی ما به دین خود و شما به دین خود باشید[۳].[۴].
استفاده از فرصتها برای هدایت مسیحیان
رسول خدا(ص) برای هدایت، از هر فرصتی استفاده میکرد و هیچ کس را برای رساندن پیام خدا به او، کو چک نمیشمرد. پس از مرگ ابوطالب، کار تبلیغ دین در مکه برای آن حضرت بسیار سخت و خطرناک شده بود. او به امید یافتن گوشی شنوا در طائف به آنجا سفر کرد، ولی اشراف طائف گروهی از فرومایگان را مأمور آزار او کردند که آنان با پرتاب سنگ، پای حضرت را مجروح ساختند. پیامبر اکرم(ص) در راه بازگشت، برای استراحت در سایه دیوار باغی نشست. غلامی مسیحی به نام عداس که در باغ کار میکرد، با اجازه صاحبان باغ، قدری انگور برای ایشان آورد. حضرت پرسید: اهل کجایی؟ گفت: نینوا. فرمود: از شهر مرد صالح، یونس بن متی. عداس پرسید: از یونس چه میدانی؟ حضرت آنچه میدانست، توضیح داد. علاس برای خدا سجده کرد و بر پای حضرت که خون از آن جاری بود، بوسه زد[۵].[۶].
پاداش افزونتر هدایت شدگان
قرآن کریم برای آن دسته از اهل کتاب به ویژه کسانی که در مکه به اسلام ایمان میآوردند، پاداش بیشتری قائل شد؛ زیرا آنان هم پاداش ایمان به دین پیشین خود را داشتند و هم از پاداش ایمان به اسلام برخوردار بودند: ﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ﴾[۷] و ﴿أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ﴾[۸].
ابوجارود میگوید: خدمت امام باقر(ع)عرض کردم: خداوند به آن دسته از اهل کتاب که به اسلام گرویدهاند، خیر بسیار عطا فرموده است و این آیه را تلاوت کردم. فرمود: به شما نیز همانند آن را عطا فرموده است؛ چراکه میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا... يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ﴾[۹][۱۰].[۱۱].
جستارهای وابسته
پرسشهای وابسته
- سیره اجتماعی پیامبر خاتم در دوره پیش از هجرت با مسیحیان چگونه بوده است؟ (پرسش)
- سیره اجتماعی پیامبر خاتم در دوره پس از هجرت با مسیحیان چگونه بوده است؟ (پرسش)
منابع
پانویس
- ↑ گفتهاند وقتی جعفر آیات قرآن را میخواند، مسیحیان حاضر در جلسه اشک میریختند. احمد بن عبد الله الأصبهانی، حلیة الأولیاء، ج۱، ص۱۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۱۸، ص۴۲۰.
- ↑ السیرة النبویه، ج۲، ص۲۳۷.
- ↑ میمنه، حیدر علی، سیره پیامبر اعظم با اقلیتهای دینی ص ۶۴.
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری، ج۳، ص۵۴.
- ↑ میمنه، حیدر علی، سیره پیامبر اعظم با اقلیتهای دینی ص ۶۵.
- ↑ «کسانی که پیش از آن به آنان کتاب (آسمانی) داده بودیم به آن ایمان میآورند» سوره قصص، آیه ۵۲.
- ↑ «آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود» سوره قصص، آیه ۵۴.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا از بخشایش خویش دو بهره به شما ارزانی دارد و در شما فروغی نهد که با آن راه بسپارید و شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حدید، آیه ۲۸.
- ↑ سید ابراهیم بروجردی، تفسیر جامع، ج۵، ص۱۷۹.
- ↑ میمنه، حیدر علی، سیره پیامبر اعظم با اقلیتهای دینی ص ۶۶.